دانلود پایان نامه

داخل است. از این رو می‌توان گفت: قدرت نرم، رفتار توأم با جذابیت قابل رؤیت، اما غیر محسوس است. چه در قدرت نرم و یا قدرت فرهنگی، بر روی ذهنیت‌ها سرمایه‌گذاری می‌شود و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزش‌ها و همه خواست‌ها سود می‌جوید. از این چشم‌انداز، قدرت نرم به آن دسته از قابلیت‌ها و توانایی‌ها گفته می‌شود که با به کارگیری ابزارهایی چون فرهنگ آرمان و یا ارزش‌های اخلاقی، به صورت غیر مستقیم بر منابع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر می‌گذارد. بنابراین به نظر نای، «قدرت نرم (قدرت فرهنگی) زمانی اعمال می‌شود که یک کشور، سایر کشورها را وا دارد چیزی را بخواهند که خود می‌خواهد». توانایی تأثیرگذاری به آن چه دیگر کشورها می‌خواهند، با منابع نامحسوس مثل فرهنگ، ایدئولوژی و نهادها ارتباط دارد (شیلر، 1377: 100).
قدرت نرم در اصل بر مبنای توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران استوار است که عمدتاً با مقولههای نامحسوس و ناملموسی همچون جاذبههای فرهنگی، شخصیتی، ارزشها و نهادهای سیاسی و سیاستهای جذاب که مشروع تلقی میشوند، مرتبط است (Nye,op.cit: 6 ). اهمیت و توانمندی قدرت نرم ، بیشتر بستگی به منابع آن دارد (محمدی، 1387: 27). و بر خلاف قدرت سخت، بسیاری از منابع اساسی آن خارج از کنترل دولتها قرار داشته و تأثیر آنها شدیداً وابسته به پذیرش از سوی مخاطبان دریافت کننده است Nye,op.cit: 106)).
همچنین قدرت سخت مستقل از مؤلفههای محیطی تعریف میشود، در حالی که قدرت نرم پدیدهای اجتماعی و مرتبط با مؤلفههای محیطی است. قدرت سخت بر سرمایه مادی بازیگر و قدرت نرم بر سرمایه اجتماعی بازیگر استوار است (افتخاری، 1387: 21-29)..تهدید و جنگ نرم درست در نقطه مقابل قدرت نرم قرار میگیرد. یا به تعبیر روشنتر، زمانی که دو کشور، رقیب یا دشمن یکدیگر باشند، افزایش قدرت نرم هر یک از آنان به تهدیدی برای دیگری تبدیل خواهد شد. قدرت نرم عبارت از توانایی شکل دادن به علائق دیگران و هدایت رفتار آنان بدون بهرهگیری از زور است(nye, 2003:50). «برگر39» در بحث پیرامون ابعاد فرهنگی جهانی شدن بیان داشت که فرهنگهای برخوردار از جذابیت نرم به منزله تهدیدی برای فرهنگهای دیگر محسوب میشوند (Berger, Fall 1997). از این بیان میتوان چنین نتیجه گرفت که قدرت نرم یک کشور برای کشورهای آماج، تهدید تلقی میشود، چرا که جذابیت حاصل از قدرت نرم کشور مبدأ، ناخواسته بر افکار، باورها و رفتار بهویژه رفتار سیاسی مردم کشور مقصد تأثیر میگذارد و نظام و نظم مستقر کشور مقصد را دچار چالش میسازد به گمان این گروه از صاحبنظران، کشورهای برخوردار از قدرت نرم بالا، جاذبه ویژهای برای مردم کشورهای نا برخوردار از این منافع قدرت دارند. از این رو همواره آن کشورها را تهدید میکنند (ناطقی،1390: 27).
2-10)منابع قدرت نرم:
قدرت نرم نیز مانند سایر اشکال قدرت، برآیندی از برخی منابع مختلف است. اهمیت شناخت وآگاهی از منابع،آن است که این منابع به میزان زیادی تعیین کننده ماهیت آن قدرت هستند.
جوزف نای درکتاب خود منابع قدرت نرم را در عوامل زیر می‌داند:
1- ارزش‌های فرهنگی بازیگر یا بازیگران؛
2- فرهنگ؛
3- دیپلماسی عمومی؛
4- خط مشی‌های سیاستمداران و نهادها؛
5- سیاست خارجی(نای، 2004: 9 -11)؛
6- میزانی است که این درون دادها می‌توانند سایر بازیگران را جلب کرده و دفع نمایند.
عموماً رهبری سیاسی تا حدی به رقابت، جذابیت، مشروعیت و اعتبار تبدیل میشود و توانایی مشارکت در اطلاعات و اقناع دیگران نسبت به اهداف خود به منبع مهمی برای جذابیت و قدرت مبدل میگردد. این موضوع در عصر جهانی40 و ارتباطات مبین این قضیه است که کشورهایی میتوانند در بکارگیری منابع قدرت نرم موفق باشند که مجاری ارتباطی متعددی که در شکل دادن به موضوعات کمک میکند، رسوم و ارزش‌های فرهنگی که به هنجارهای برتر جهانی نزدیک باشد و اعتباری که بهواسطه این ارزش‌ها و سیاستها از طریق دیپلماسی و نوع عملکرد سیاست مداران در عرصه داخلی و خارجی موجبات اقناع دیگران را فراهم آورد، در اختیار داشته باشد. از این رو، برای اینکه قدرت به خوبی اعمال شود، باید منابع قدرت به رفتار تبدیل شوند. گاهی اوقات برخی از دولت‌ها دارای منابع قدرت بسیار مناسبی هستند، اما با آنها به نتایج مهم و دلخواه خود نمی‌رسند و علت این امر آن است که نتوانسته‌اند آن منابع را به رفتار تبدیل کنند. کنترل منابع قدرت نرم دشواراست. بسیاری از منابع مهم آن خارج ازکنترل دولت‌ها قرار دارند و آثار آنها شدیداً متکی به پذیرفته شدن از سوی مخاطبان است. به علاوه منابع قدرت نرم اغلب به صورت غیرمستقیم با شکل دادن به محیط، برای اعمال سیاست عمل می‌کنند و گاه سال‌ها طول می‌کشد تا نتایج مطلوب را پدید آورند (شهرامنیا و همکارن، 1391: 77-76).منابع قدرت نرم در واقع متنوع و متکثر بوده که بسته به شرایط و زمینههای کشور به کار گیرنده و نیز مخاطبان آن مورد استفاده قرار میگیرند. راهکارها، منابع و عوامل ایجاد یا تقویت کننده این بعد از قدرت که در خصوص جمهوری اسلامی ایران نیز صدق میکند، بر حسب تعاریف ارائه شده، عبارتند از: همگرایی و پیوندهای فرهنگی، مذهبی، قومی و زبانی با سایر کشورها، موقعیت ایدئولوژیکی و فرهنگی، جایگاه ژئوپلیتیکی؛ مناسبات و مبادلات فرهنگی؛ ترویج زبان و ادبیات، تشویق به آموزش زبانهای دیگر در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی جهت تعامل با دنیای خارج، تبلیغ آرمانها، ارزشها و اهداف متعالی، ارائه تصویر مثبت و مطلوب از خود؛ ای
جاد و ابزار صمیمیت؛ بهرهگیری مناسب از اطلاعات و فرهنگ در راستای مقاصد دیپلماتیک، تشکیل انجمنهای دوستی و برگزاری هفتههای فرهنگی در کشورهای مختلف جهت شناساندن ظرفیتهای فرهنگی کشور و ایجاد تعامل با افکار عمومی در خارج، طراحی و اتخاذ سیاستهای استراتژیک مقبول؛ زدودن ذهنیتهای تاریخی منفی، مبادلات دانشگاهی و آکادمیک، تجاری، سرمایهگذاری در تربیت نخبگان سایر کشورهابا ایجادمراکزعلمی و دانشگاهی در نقاط صفر مرزی و یا مناطق آزاد،اعطای بورسیه ها دانشجویان خارجی ،قدرت شکلدهی و کنترل افکار عمومی؛ اعتماد به مردم در داخل کشور حتی در صورت بیان انتقادهای تند؛ توجه به وجود تنوع آراء در داخل و انعکاس آن به خارج؛ قدرت نفوذ در باورها و نگرشها؛ ظرفیت پذیرش گردشگر و جذب مهاجر خارجی، برخورداری از شبکههای خبری جهانگستر و قدرت تولید و توزیع محصولات رسانهای متنوع به کشورها به زبانهای مختلف، نفوذ در رسانههای بینالمللی؛ التزام به رعایت معاهدات و قرار دادهای بینالمللی؛ ایفای رسالت تاریخی متناسب با موقعیت جهانی و سطح انتظار در شرایط مختلف؛ افزایش فعالیت سیاسی در حل بحرانهای دیگر کشورها و ایفای نقش فعال در سطوح جهانی؛ ارائه خدمات بشر دوستانه؛ بیطرفی مثبت در بحرانهای بینالمللی؛ بهرهگیری از سازمانهای و موسسات غیر دولتی، بینالدولی و بینالمللی؛ نفوذ و حتی عضویت در سازمانها و مجامع منطقه ای وبینالمللی؛ بهرهگیری مناسب از نیروها و شبکه گسترده بازار جهانی و تبلیغ خود از طریق صدور اقلام؛ رعایت استاندارهای حقوق بشر در داخل؛ نزدیک کردن سنتها و ایدههای فرهنگی – اجتماعی و سیاسی به نرمهای جهانی، کاهش دشمنیها و مخالفتهای موجود و محتمل داخلی و خارجی، تشکیل انجمنهای دوستی با کشورهای مختلف؛ اعطای کمکهای خارجی به کشورهای نیازمند؛ میزبانی کنفرانس های بینالمللی؛ برگزاری و مشارکت در نمایشگاههای بینالمللی و مواردی از این دست (کاظمی، 1369: 138).
2-11) مؤلفههای قدرت نرم:
2-11-1)جنگ روانی :
استفاده برنامه ریزی شده از تبلیغات و سایر اعمال که پیش از هر چیز با هدف تاثیر گذاری بر نظرات،احساسات،مواضع و سایر اعمال و رفتار افراد و گروه های محتلف به شیوه ای خاص در زمان های گوناگون انجام می شود ، را جنگ روانی ،گویند(نصر،85:1380).
جنگ تبلیغاتی نوعی جنگ روانی است که اینگونه تعریف میشود: استفادهی برنامه‌ریزی شدهی دولت از اقدامات تبلیغاتی در زمان جنگ یا حالت فوق‌العاده به‌منظور تأثیرگذاری بر دیدگاه‌ها، احساسات، موضع‌گیری‌ها و رفتار گروه‌های دشمن، دوست و بی‌طرف به منظور کمک به تحقق سیاست‌های دولت (معاونت فرهنگی سپاه، 1382: 87).در تعریف دیگری آمده است که جنگ روانی ،جنگی است که برای انتقال اطلاعات و نشانه های گزینش شده،با هدف تاثیر گذاری بر هیجان ها،استدلال عینی مخاطبان خارجی،رفتاردولت های بیگانه،سازمان ها،گروها تک تک افراد طرح ریزی و اجراء می شود(whitley,2000).
ارتش امریکا نیز در آخرین دستو العمل خود جنگ روانی را این گونه تعریف کرده است جنگ روانی تلاشی برای شکل دهی به افکار و رفتار جمعیت هدف و شکل دهی به محیط عمل از طریق اطلاع رسانی هدفدار می باشد(رویکردها و طرح های آمریکائی ، 1388: 33).
جنگ روانی، جنگ افکاراست، جنگی است که در آن ارتباطات، وسایل ارتباط جمعی مانند تلوزیون، رادیو؛ روزنامه ها، کتاب ها، مجله ها، موزیک، اینترنت و شبکه های ماهواره ای برای رسیدن به هدفها استفاده می شود. سرهنگ حسن قبانی، فرمانده سابق تیپ گارد ریاست جمهوری عراق،در مصاحبه با نشریه الشرق الاوسط،تاثیرجنگ رسانهای آمریکاوانگلستان رادر ایجادوحشت در سربازان عراقی و تخریب روحیه آنان بسیار ویرانگر ارزیابی کرده است او بیان داشته است که سربازانم به واسطه جنگ های روانی که از سوم آوریل و پیش از آن شروع شده بودبه کلی روحیه خود را از دست دادندپیش از آن که تانکهایشان توسط نیروهای آمریکائی منهدم شود، از صحنه جنگ متواری شدند آنها بر اثر جنگ روانی آمریکا باورشان شده بود که شکست آنها حتمی است(الیاسی، تابستان1382: 247).
استفاده از تبلیغات در جنگ های روانی بسیار متداول است در این جنگ نیز آمریکائی ها برای فائق آمدن برعراقی هااستفاده ازتبلیغات درجنگ های روانی اسفاده نمودنددراین نوع ازجنگ ها،(روانی)سه نوع تبلیغات به کارگرفته می شود:
الف: تبلیغات سیاه:
در این نوع تبلیغات، مطالب و اطلاعاتی ارائه می شودکه کمتر حقیقت داردبه باور بعضی،تبلیغات سیاه تبلیغاتی است که اجراءکننده آن به منبعی که ادعا می کنند،بستگی نداشته و خود را به دروغ معرفی می کند در واقع منبع و عامل تبلیغات غیر واقعی می باشند.
ب: تبلیغات سفید:
در این تبلیغات هدف آن است که مخاطبان درک نمایندچه طرفی «بد»است.ازاین رو « بیشتر » مطالب بیان شده ،حقیقت دارد . به گمان برخی ،تبلیغات سفید،تبلیغاتی است که منبع آن مشخص بوده وهدایت واجرا کننده آن نیز اعلام می گردد.به عبارتی عامل ومنبع به روشنی مشخص هستند.«تبلیغات آشکار»
ج: تبلیغات خاکستری:
دراین تبلیغات ،نیمی از اطلاعات ومطالب،حقیقت داشته ونیمی دیگردروغ است وتلاش می کند مخاطبان را با اطلاعات واقعی وغیر واقعی دچارتردیدواشتباه کند.به عقیده گروهی،تبلیغاتی خاکستری تبلیغاتی است که اجرا کننده آن،خود یا وابستگی خودرا به شخص ویا سازمان ویژه ای اعلام نمی کند . به بیان دیگر ،منبع وعامل تبلیغات نامعلوم است «تبلیغات پنهانی»(عسگری ،187:1386-185).
2-11-2)جنگ ادراک
ی:
جنگ ادراکی عبارت است ازعملیاتهایی که به منظور تاثیرگذاری بر عقاید و رفتار مردم ، از رسانههای جمعی در دسترس آنها سوء استفاده می کنند . حوزء عمل جنگ ادراکی ، گسترده تر از جنگ های روانی است. جنگ های روانی قصد دارند تا بر انگیزه جامعه هدف در پیگیری مقاصدش تاثیر بگذارند، اما هدف جنگ ادراکی این است که ارزشها، ادراکات و هدفهای ملی را دستکاری کند. دروغ و فریب از عناصر اصلی فرآیند جنگ ادراکی است، در حقیقت هدف جنگ ادراکی این است که یک طرف، دیگری ودیگران را به باور کردن چیزی متقاعد کند که خود می خواهد حال حقیقت هرچه می- خواهد باشد(عبدالله خانی،134:1386-133).از جلوههای بارز جنگ ادراکی ، تصویرسازی است. واقعیتها بیانگر آن است که در عصر حاضر، تصویرسازی موضوعیت یافته است. به این معنا که بازیگران تلاش میکنند با استفاده از رسانهها و فناوری های نوین، از رقیبان خود تصویری مجازی تولید کنند و این تصاویر، چهرههای ساختگی از واقعیت ها را ترسیم می کنند (فیسک،172:1377-161).به این ترتیب ، واقعیت های مجازی شکل

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مقاله رایگان با موضوعتجارت الکترونیک، پردازش اطلاعات، قصد خرید مجدد، قابلیت اعتماد
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید