1/ 2/ 884/ 3). این شکایتها هم به جایی نرسید؛ تا اینکه در سال 1297 ه.ق به اصرار مردم، عیسی خان (فرزند موسی خان)، اداره امور شهر را به عهده گرفت. او سی و چهارسال حاکم شهربابک بود (1297 ه.ق تا 1331 ه.ق). اوضاع سیاسی و اجتماعی شهربابک از ابتدای حکومت او تا حدود سال 1320ه.ق همراه با آرامش نسبی بود. در همین زمان عدهای برای تحصیل به شهرهای دیگر رفتند؛ از جمله میرزا حسن حکیم به دارالفنون راه یافت. این افراد اندیشههای جدید با خود به شهربابک آوردند و این آغاز روشنگری و آشنا شدن با تمدن و پیشرفتهای غرب بود. هرچند که در سالهای قبل، اسکندر خان، چند سال یکبار از هند و انگلستان به شهربابک میآمد و از پیشرفتهای دنیای غرب سخن میگفت اما در این زمان که در آستانه انقلاب مشروطه بود، گاهی هم نشریهای به شهربابک میرسید و اکثریت جامعه در جریان انقلاب و تحولات جدید قرار گرفتند.
همزمان با سلطنت مظفرالدین شاه ( حدود سال 1320 ه.ق) که انقلاب مشروطه در حال شکلگیری بود، اوضاع در تمام ایران آشفته و نابسامان بود و از این وضعی دزدان و راهزنان نهایت استفاده را کرده و به غارت و چپاول اموال مردم پرداختند. در شهربابک هم، دستهای راهزن مردم را به ستوه آورده بودند و عدهای به حاکم یزد –جلال الدوله پسر ظل السلطان- شکایت بردند و او، زین العابدین سرتیپ را ضابط شهربابک نمود. او کاری از پیش نبرد و عدهای از مردم جهت شکایت رهسپار تهران شدند. از دارالحکومه تهران، ابوالقاسم شجاع الدیوان مامور رسیدگی به شکایات مردم شهربابک شد اما وی نیز موفق به سرکوبی راهزنان نشد و خوانین را همدست راهزنان معرفی کرد. به دنبال گزارشات شجاعالدیوان از تهران، امیر آقاخان منصورالسلطنه شیبانی عرب با دویست نفر قزاق مامور قلع و قمع اشرار شد. امیر آقاخان در شهربابک و روستاهای آن به بهانه دفع دزدان از هیچگونه ظلم وستمی فروگذار نکرد؛ این سال هنوز در این خطه به نام «سال امیر خانی» معروف است. در آخر، این مامور دفع راهزنان، یک هزار تومان حقالحساب از عیسی خان دریافت کرد و روانه یزد شد. به این ترتیب ماموران رسیدگی به شکایات مردم –که خود چپاولگرانی بیش نبودند- باعث شدند اوضاع شهر از آنچه بود بدتر و فقر و فلاکت مردم بیشتر گردد. از طرفی فرج الله خان فردی مغرور و جنگجو بود، با روی کار آمدن او و دخالت در امور سیاسی، شهربابک همه ساله صحنه زدو خورد و جنگ شد.
در سال 1326 ه.ق که دومین دوره انتخابات مجلس شورای ملی انجام میگرفت، دستورالعملی مبنی بر نحوه برگزاری انتخابات ارسال شد. جلسه انتخابات شهربابک در مدرسه علمیه محله سفلی تشکیل و حاج سید حسن با اکثریت آرا انتخاب شد. در همین زمان سردار جنگ بختیاری به همراه فرج الله و تفنگچیانش در تعقیب صمصام بهارلو –که به راهزنی در راههای یزد واصفهان میپرداخت- به خَبر آمدند. در خبر گلولهای به پای سردار جنگ اصابت کرد و او سپاه خود را به عقب کشید و به شهربابک آمد. در شهربابک، مخالفان حاج سید حسن بر علیه او به سردار جنگ گزارش دادند و او هم انتخابات را باطل اعلام نمود و دوباره رایگیری شد و آقا کریم را انتخاب کردند. آقا کریم به یزد رفت و بنا به دستور سردار جنگ، به وکیل نایین رای داد و به شهربابک بازگشت. پس از انتخابات مجلس شورای ملی، انتخابات انجمن ولایتی در شهربابک برگزار شد و شیخ محمد اسماعیل انتخاب شد. در یزد،‌به تحریک مشیرالمالک –که از مخالفان مشروطیت بود- محمدتقی مازار، از فعالان تشکیل انجمن ولایتی کشته شد، در پی این واقعه، حکامی که دولت مشروطه منصوب کرده بود، معزول شدند و انجمن ولایتی هم تشکیل نشد.
اواخر حکومت عیسی خان بود که محمدعلی شاه از سلطنت عزل شد (1327 ه.ق) و احمد شاه بر تخت سلزنت نشست. در همین سالها به دلیل فقر عمومی، خوانین قادر به جمعآوری مالیلت نبودند. مشیرالممالک نامههای پیاپی میفرستاد و مطالبه مالیات میکرد. از یزد، معتمدالدیوان، مامور وصول مالیات از عیسی خان شد. و سلطان اجمد قشقایی با بیست سوار قشقایی او را همراهی میکردند. معتمد در شهربابک, عیسی خان را از سمت مامور وصول مالیلت خلع و ملا مهرعلی فاتحی را به جای وی منصوب کرد (حسینی موسوی، 1381: 183).
به دنبال جنگی که در داخل شهر بین سپاه فرج الله خان و سپاه مهرعلی فاتحی و حامیانش –معتمد و مشیرالممالک و سپاه قشقایی- درگرفت، مهرعلی فاتحی موفق شد عمارت خان (عمارت موسی خانی) را تصزف کند و مهرعلی را زندان و پس از چند روز به قتل رساند.
عیسی خان در سال 1331 ه.ق درگذشت و یک ماه بعد از فوت عیسی خان پسرش، فرج الله خان برای سرکوبی اعراب لر که اموال او را در هرات تصاحب کرده بودند، راهی هرات شد. او از هرات به شیراز رفت تا از قوام الدوله کمک بگیرد و نیز در پی اجاب به این درخواست، قوام الدوله املاک فرج الله خان را از سران اعراب لر پس گرفت و به او بازگرداند و پول آن اراضی را از فرج الله خان دریافت کرد. اما در بازگشت از شیراز، فرج الله خان، به ضرب گلوله بیگ میرزای طاهری کشته شد. به دنبال کشته شدن فرج الله خان و قاتلش (بیگ میرزا) درگیریهای زیادی بین خوانین و طایفه طاهریان جوزمی به وجود آمد که حاصل این کشمکشها و جنگها چیزی جز ویرانی و فقر برای مردم نبود. عموی فرج الله خان و طاهریان به یزد شکایت بردند و حاک یزد محسن میرزا و محمد خان (عموهای بیگ میرزا) را چهار هزار تومان جریمه کرد و هر دو را به زندان انداخت و فرمان حکومت شهربابک را هم به نام غلامعلی خان –عموی فرج الله خان صادر کرد.

فصل چهارم
کل
یاتی پیرامون شهر
و شهرنشینی در دوران قاجار

4-1ـ خصایص شهر اسلامی
خصایص شهر اسلامی در سه قلمرو اقتصادی، کالبدی و اجتماعی، دسته بندی میشوند که برخی از این خصایص دارای تبلور ظاهری نظیر بازار، ارگ و قلعه هستند. برخی دیگر نیز به شکل سازمانهای اجتماعی نظیر اصناف، اتحاد محلهای، جدایی گزینی مذهبی و قومی ظاهر میشوند (پوراحمد و موسوی، 1389: 2)
اهلرز در بررسیهای خود مدلی از شهر اسلامی ارائه کرده است که ویژگیهای آن عبارتند از:
الف) وجود سلسه مراتبی از کارکردها با مسجد آدینه (کارکرد دینی) و بازار (کارکرد اقتصادی و قلب فعّالیتهای کسب و کار سنتی) به عنوان هسته مرکزی هر شهر اسلامی؛
ب) وجود سلسله مراتب بازرگانی و پیشهوری در درون بازار (به طوریکه نه تنها نظم و ترتیب مشخصی از فعّالیتهای کسب و کار و صنف بندی در سراسر مجموعه بازار به چشم میخورد؛ بلکه از نظر بازرگانی نیز، دکانها با کالاهای مرغوب و طراز اول در مجاورت هسته مرکزی بازار، گذرگاهها یا راستههای معتبر قرار داشتند و داد و ستدهای کم ارزشتر در فاصله دورتری از مرکز بازار جایگزین میشدند)؛
ج) وجود محلههای مسکونی درون شهری (کارکرد مسکونی) با جدایی گزینی مناسب و هماهنگ، با تفاوت گذاریهای اجتماعی، قومی، دینی و … مردم شهر؛
د) وجود تاسیسات و استحکامات نظامی- دفاعی (کارکرد دفاعی) مانند حصار، برج، دروازهها، بندها و دربندهای محلهها
ح) مشخصات خاص دیگری نظیر گورستانها و بازارهای دورهای بیرون باروی شهر (اهلرز، 1993: 30و 31).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد درموردزیان دیده، مسئولیت مدنی، رابطه سببیت، جبران خسارت

4-2ـ انواع بافت
تنها بافتی که دستاورد قرنها معماری و شهرسازی ایران را در خود جای داده، بافت تاریخی است اما این تنها بافتی نیست که کالبد شهر معاصر ایرانی را میسازد. در مجموع شاید بتوان از چهارنوع بافت دیگر نام برد که به ترتیب از دهه اول قرن حاضر تا امروز با کمیتهای متفاوتی،کالبد شهر ایرانی را تشکیل دادهاند.
این چهار بافت عبارتند از: بافت قدیمی، بافت جدید، بافت حومهای و بافت ناپیوسته. این بافتها و بافت تاریخی با یکدیگر روابط متقابل داشته و در سه دهه گذشته نوعی تقسیم عملکرد پذیرفتهاند. تمرکز تجاری- خدماتی شهر در بافتهای تاریخی و قدیمی جای گرفته و بافتهای جدید و حومهای و ناپیوسته بیشتر مسکونی و صنعتی شدهاند. (حائری، 1372: 17و18)
به منظور ترسیم نوعی و عمومی شهر ایرانی تا سال 1300 میتوان تصویر4-1 را پیشنهاد نمود. در یک طرف ارتفاعات، در یک طرف مزارع و در میان این دو، بافت تاریخی که مجموعهای از بناهای به هم پیوسته مسکونی، تجاری، مذهبی، فرهنگی، کارگاهی، خدماتی و تاسیساتی بوده و راههای کاروان رو که به دروازههای شهر متصل میشدند و راههای دیگری که شهر –بافت تاریخی- را به روستاها واماکن مذهبی، ییلاقات اطراف متصل میکرده است. باغها بیشتر به طرف ارتفاعات مایل بودهاند. درباره کاربرد اراضی بافت تاریخی شهرهایی که از سه قسمت کهندژ، شارستان و ربض تشکیل شده بودند، میتوان اظهار نظر نمود که عمده کاربری اراضی قسمت کهندژ، نظامی، اداری، قسمت شارستان، تجاری، مذهبی، فرهنگی، خدماتی، تاسیساتی و مسکونی بوده و قسمت ربض سبز و مسکونی بوده است(حائری، 11372: 18).

تصویر شماره 4-1‌، شهر ایرانی تا سال1300ه.ش .(حائری، 1372: 18)

در اوائل قرن حاضر، به موازات شکلگیری شبکه ارتباطی سواره در کل کشور، شهرها به ترتیب اهمیت در این شبکه ارتباطی داخل میشوند. «الگوی عمومی اتصال» جادهها با شهرها که فقط از بافت تاریخی تشکیل یافته بود، عبارت بود از ایجاد چند برش طولی و عرضی در بافت تاریخی و ایجاد یک میدان در محل تقاطع این چند برش. به منظور ترسیم این «الگوی عمومی اتصال» در دهه اول قرن حاضر میتوان تصویر 4-2 را پیشنهاد نمود. بسته به موقعیت شهر، دو تا سه راه مقیاس ملی وارد شهر شده و خیابانهای متقاطع شهر را شکل میدادند و یک یا دو راه دیگر از این تقاطع به کوهپایه، اماکن مذهبی و یا نقاط جذاب اطراف شهر –بافت تاریخی- متصل میشدند. این اتصال در بیرون از بافت تاریخی از میان مزارع، باغات و زمینهای بایر و موات عبور میکرده است. به تدریج در داخل بافت تاریخی، عناصر جدید شهری در جوار این خیابانها و میادین مستقر میشوند. با رشدی آرام در اطراف بافت تاریخی، بافتی تازه و پیوسته به آن شروع به شکل گیری میکند. این بافت شهری را که در حد فاصل گذر از شهرنشینی آرام به شهرنشینی سریع شکل میگیرد، میتوان بافت قدیمی نام نهاد که نه چندان تاریخی و نه چندان جدید است. حتی سازمانیابی فضایی آن چیزی در حدفاصل سازمانیابی فضایی بافت تاریخی و بافت جدید است. بافت قدیمی که انعکاس کالبدی تحولات اجتماعی-سیاسی قرن حاضر است، اگرچه بر اساس دسترسی موتوری شکل میگیرد، لیکن تاثیر وسائط نقلیه موتوری در آن بسیار کم است چرا که تعداد وسائط نقلیه موتوری در آن اندک بوده و استفاده از از وسائط نقلیه غیرموتوری همچنان استمرار داشته و فواصل رفت و آمدی نسبتاً نزدیک بوده ، شکل گیری این بافت تا اواسط دهه 30 ادامه دارد (همان: 19).

تصویر 4-2، الگوی عمومی اتصال در دهه اول قرن حاضر (حائری، 1372: 19)

در این دوره بازار شهر که از عناصر بافت تاریخی است بهعنوان رکن اصلی تجارت وخدمات و همچنان از پویایی و رونق برخوردار است و سایر تاسیسات و تجهیزات شهری مانند آبانبارها، سراها، تیمچهها، خوانها، قهوهخانهها، مدارس و … به میزان قابل توچهی فعال هستند. میتوان تصور نمود که کالبد شهر ایرانی د
ر سه دهه قرن چهاردهم شمسی از دو لایه بافت شهری تشکیل شده بود: بافت تاریخی و بافت قدیمی. به منظور تصویر نوعی و عمومی شهر ایرانی تا اواخر دهه چهارم قرن حاضر، میتوان تصویر 4-3 زا پیشنهاد نمود. بافت قدیمی تقریباً به طور پیوسته و یکنواخت تمام اطراف بافت تاریخی را در برگرفته است و شهر در حوالی محورهای ارتباطی، اندکی بیشتر گسترش یافته است، قسمتی از مزارع و باغها صرف گسترش شهری شدهاند و عناصر تازهای نیز به طور پراکنده در اطراف دو بافت به چشم میخورند. این عناصر تازه هر یک به محورهای اصلی ارتباطی به طور مستقیم و غیر مستقیم مرتبط میشدند.
نزدیکی به بافت تاریخی عامل تعیین کننده گسترش شهر بود به همین جهت این دو لایه بافت شهری در مقایسه با بافتهای بعدی از «پیوستگی نسبی» بیشتری برخوردار بودند. این پیوستگی نسبی در دورههای بعدی شکل گیری شهر به تدرج کم و کمتر میشود تا آنجا که شهر در دهه پنجاه به طور ناپیوسته رشد میکند (حائری،

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید