جایگزینی

یک متن حدود یک صفحه ای از اینترنت بردارید و عبارت های حتما چند کلمه ای را مترادف سازی کنید مثلا :

قبل از تغییر:

گویی بعضی از افراد در تجارت چوب جادویی دارند، نه فقط به این خاطر که به پول و ثروت زیادی دست می‌یابند ( هرچند که این تنها دلیل خوبی است) بلکه به این دلیل که در هر کاری تاثیر مثبتی به جا می‌گذارند. برای ایشان تجارت نوعی لذت است. آن‌ها سخاوتمندانه این حس خوبشان را به ما منتقل می‌کنند. این افراد مانند ببر هستند. گرچه تعدادشان زیاد نیست اما به راحتی می‌توان آن‌ها را از میان انبوه جمعیت تشخیص داد. آن‌ها رهبران کارآمد و قدرتمند جنگل هستند.

علاوه بر آن فراموش نکنید که باید شرایط و امکانات لازم برای برقراری ارتباط مشتریان با خودتان را فراهم کنید. قانون این است که مشتری با 2 بار کلیک بتواند به هر اطلاعاتی که لازم دارد دست یابد.

بعد از تغییر

گویی بعضی از افراد(برخی انسانها-عده ای از افراد-بعضیها-برخی ها) در تجارت چوب جادویی دارند، نه فقط به این خاطر که(نه فقط بدین دلیل که-نه تنها به این دلیل که-نه بدین خاطر که) به پول و ثروت زیادی دست می‌یابند(فراوانی حاصل می کنند-فراوانی دست می یابند)  هرچند که(هر قدر که) این تنها دلیل خوبی است بلکه به این دلیل

که در هر کاری تاثیر مثبتی به جا می‌گذارند. برای ایشان تجارت نوعی(گونه ای) لذت است. آن‌ها سخاوتمندانه این حس خوبشان را به ما منتقل می‌کنند. این افراد مانند ببر هستند. گرچه تعدادشان زیاد نیست اما به راحتی می‌توان(ولی به آسانی می شود-ولی به راحتی می توان)آن‌ها را از میان انبوه جمعیت تشخیص داد(پیدا کرد). آن‌ها رهبران کارآمد و قدرتمند(پرقدرت و توانا-توانا و پرقدرت-زورمند و کارآمد-کارآمد و زورمند-نیرومند و کارآمد-کارآمد و نیرومند-زورمند-کارآمد-قوی-پرزور) جنگل هستند.

علاوه بر آن فراموش نکنید(علاوه بر آن از حاطر نبرید-این نکته را هم در نظر داشته باشید-علاوه بر آن باید در نظر داشت-همچنین باید در نظر داشت-همچنین باید این نکته را فراموش نکرد -این را هم در نظر داشته باشید- که باید شرایط و امکانات لازم برای برقراری ارتباط مشتریان با خودتان را فراهم کنید. قانون این است که مشتری با 2 بار کلیک بتواند به هر اطلاعاتی که لازم دارد دست یابد(پیدا کند-دسترسی پیدا کند-دستیابی پیدا کند).

فرمت نهایی که برای من می فرستید به صورت یک فایل ورد با این فرمت باشد:

نمونه :

211

روش های علامه مجلسی در رفع اختلاف و تعارض در احادیث فقهی کتاب مرآة العقول

2324100top
دانشکده الهیات و معارف اسلامی
پایان نامهی دورهی کارشناسی ارشد در رشتهی الهیات
گرایش علوم قرآن و حدیث
موضوع:
روشهای علامه مجلسی در رفع اختلاف و تعارض در احادیث فقهی
کتاب مرآة العقول(مجلّدات 13 تا 24)
استاد راهنما:
دکتر سید علی اکبر ربیع نتاج
استاد مشاور:
دکتر سید محسن موسوی
دانشجو:
آمنه رجبی
بهمن 1392
سپاسگزاری
سپاس و ستایش مر خدای را جل و جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن، تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار، درفشان. آفریدگاری که خویشتن را به ما شناساند و درهای علم را بر ما گشود و عمری و فرصتی عطا فرمود تا بدان، بنده ضعیف خویش را در طریق علم و معرفت بیازماید.
از استاد گرامیام دکتر سیّد علی اکبر ربیع نتاجبسیار سپاسگزارم،که راهنماییهای ارزندهی خود را از من دریغ نکردند و همواره پشتیبانم در به انجام رساندن این پایان نامه بودند و همچنین از استاد گرانقدرم دکتر سیّد محسن موسوی که زحمت مشاورهی این پایان نامه را بر عهده گرفتند کمال تشکر و قدردانی را دارم.
تقدیم به:
پدر بزرگوار و مادر مهربانم
آن دو فرشتهای که از خواستههایشان گذشتند، سختیها را به جان خریدند و خود را سپر بلای مشکلات و ناملایمات کردند تا من به جایگاهی که اکنون در آن ایستادهام برسم
و همسرم به پاس قدردانی از قلبی آکنده از عشق و معرفت که محیطی سرشار از سلامت و امنیت و آرامش و آسایش برای من فراهم آورده است
و تقدیم به مهربان فرشتگانی که
لحظات ناب باور بودن، لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تمام تجربههای یکتا و زیبای زندگیم، مدیون حضور سبز آنهاست.
چکیده
پژوهش حاضر، به بررسی روشهای کشف اختلاف و تعارضدر روایات، در بخش فقهی کتاب مرآة العقول فی شرحِ أخبار آلِ الرَسول(جلدهای 13 تا 24) علامه محمد باقر مجلسی میپردازد. از آنجاییکه همواره در میان احادیث امامان (علیهم السلام)،اخبار مختلف و متعارض یافت میشود،مسألهی ضرورت حلّ اختلاف در روایات و کشف و شناسایی علل و عوامل ایجاد تعارض، از دیرباز از مباحث مهم و دغدغه آور محدّثان، فقیهان و متکلمان بوده است که در نهایت سبب پدید آمدن علم «مختلف الحدیث» گردید.عالمان و دانشمندان حدیث، برای حلّ اختلاف و تعارض در اخبار، قوانین و روشهایی وضع کردند تا شبهات موجود پیرامون حدیث را پاسخگو باشند. علامه مجلسی در طول عمرش، تمام همتش را به نشر روايات اهل بیت (علیهم السلام) اختصاص داده است. ايشان علاوه بر تبحر بالایشان در فقه، قدرت تصحيح روايات و احاديث را به خوبى دارا بود همانگونه كه اين قدرت و ژرف نگرى خود را در مرآة العقول به نمايش گذارده است. وی، با قرار دادن اخبار مشابه در کنار یکدیگر و جمع آوری احادیث مختلف، امکان ملاحظهی تعارض روایات را بیش از پیش فراهم کرد. این پژوهش براساس روش توصیفی – تحلیلی است که در آن، هفت نوع از روشهای کشف اختلاف در کتاب مرآة العقول (جلدهای 13 تا 24)، مورد بررسی قرار گرفته است. این موارد عبارتند از:حمل روایات متعارض بر تقیه؛ حمل براختلاف سبب صدور روایت؛حمل فعل وجوب (امر)، بر استحباب و فضیلت؛ حمل روایات بر تعدّد تفاضل و مراتب مکلفین؛حمل روایات بر حکومت (تفاوت روایات در صورت توسعه و تضییق از نظر: زمان و …)؛حمل روایات بر تخییر (دارای اختیار در انجام هریک از آن دو روایت)؛حمل روایات بر اختلاف مراتب راویان (از نظر جهل، سهو، نسیان و ضبط) میباشد.
واژههای کلیدی:
تعارض روایات، جمع اخبار، مختلف الحدیث، علامه مجلسی، مرآة العقول.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3” \h \z \u فصل اول: کلیات121-1-مقدّمه131-1-1-طرح مسأله 151-1-2-سؤالات پژوهش161-1-2-1- سؤال اصلی 161-1-2-2-سؤالات فرعی161-1-3- فرضیههای پژوهش 171-1-4- اهداف پژوهش171-1-5- حدود پژوهش171-1-6-روششناسی پژوهش171-1-7-محدودیتهای پژوهش181-1-8-پیشینهي پژوهش18فصل دوم: مبانی نظری تحقیق212-1- بخش اول: بررسی مفاهیم نظری 222-1-1-معناشناسی حدیث222-1-2-اهمیت حدیث و ضرورت حدیث پژوهی232-1-3- انواع علوم حدیث242-1-3-5-1-4-مختلف الحدیث (علاج الحدیث)142-1-4- اهمیت مختلف الحدیث 252-1-4- هدف مهم در نگارش مختلف الحدیث 262-1-4- تدوین مختلف الحدیث 272-1-4- تعارض292-1-4- بخش دوم: زندگینامهی علامه مجلسی (ره)302-1-4-1-تولد312-1-4-2- خاندان312-1-4-3- استادان322-1-4-4-شاگردان322-1-4-5-مجلسی و گرایش به علوم نقلی332-1-4-6- آثار مجلسی342-1-4-7-وفات362-1-5- کتاب مرآة العقول372-1-5-1- انگیزهی تألیف37HYPERLINK \l “_Toc298719654”
2-1-5-2- روش تألیف37
2-1-5-3- موضوعات ابواب فقهی مرآة العقول38فصل سوم: بخش اول:303-1-تعارض و راههای حلّ آن403-1-1-اختلاف و تعارض اخبار413-1-2-عوامل پیدایش تعارض423-1-2-1- عوامل بیرونی423-1-2-2- عوامل درونی423-1-3- عوامل تعارض و اختلاف در بیان امام علی(ع)433-1-4-عوامل تعارض اخبار از دیدگاه محققان453-1-5- عوامل تحقق تعارض: 473-1-5-1- یقینی نبودن ادلّهی تعارض473-1-5-2- وحدت موضوع483-1-5-3- حجیّت داشتن دو دلیل483-1-6-شیوههای حلّ تعارض:493-1-6-1- روش جمع 493-1-6-1-1-جمع عرفی (دلالی، مقبول)493-1-6-1-2-جمع تبرّعی(عقلی)503-1-6-2- روش ترجیح503-1-6-2-1-مرجّحات منصوصه و غیر منصوصه513-1-6-2-2-مرجّحات صدوری، جهتی، مضمونی513-1-6-2-3- ترجیح به اعتبار سند و متن روایات513-1-6-3-روش تخییر و توقّف52فصل سوم: بخش دوّم: 533-2-علامه مجلسی و روشهای حلّ تعارض در روایات مرآة العقول543-2-1- اعتقاد مجلسی به عدم تعارض واقعی در روایات543-2-2- روشهای مجلسی در کشف روایات متعارض563-2-2-1- حمل بر تقیه563-2-2-1-1-«تقیه» از دیدگاه فقهای شیعه و اهل سنت583-2-2-1-2- تقیّه در زمان معصومان (علیهم السلام)583-2-2-1-3-انواع تقیه593-2-2-1-4-نمونههای تقیه در کتاب مرآة العقول:643-2-2-1-4-1-کیفیت زیارت قبر مؤمنین643-2-2-1-4-2-همسفره شدن با مجوس663-2-2-1-4-3-دیهی قتل خطایی673-2-2-1-4-4-آنچه موجب حد تازیانه میشود683-2-2-1-4-5-میزان مال مسروقه در اجرای حد سرقت703-2-2-1-4-6-آنچه سبب وقوع و عدم وقوع طلاق میشود723-2-2-1-4-7-موارد ایجاب نگه داشتن عدهی کامل733-2-2-1-4-8-حکم زنی که بدون آمیزش، شوهرش را از دست میدهد743-2-2-1-4-9-طواف نساء در عمرهی مفرده763-2-2-1-4-10- حج پیامبر (ص)78
3-2-2-1-4-11-چگونگی مسح پاها79
3-2-2-1-4-12-اعضاء وضو803-2-2-1-4-13-بیع عَذره803-2-2-1-4-14-ذبیح الله در حج ابراهیم (ع)813-2-2-1-4-14-1-جريان قرباني در قرآن کريم813-2-2-1-4-14-2-پيشينهي بحث در سنّت اسلامي823-2-2-1-4-14-3-أدلّهی قائلان به ذبیح بودن اسماعیل843-2-2-1-4-14-4-ذبیح از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام)863-2-2-2- حمل بر سبب صدور روایات893-2-2-2-1- اعتقاد به لزوم توجه به سبب صدور حدیث 893-2-2-2-2-فواید شناخت سبب صدور حدیث 903-2-2-2-3-نمونه: داستان ذبح کدو933-2-2-3-حمل فعل امر بر استحباب و فضیلت 943-2-2-3-1-غسل روز جمعه943-2-2-3-2- حکم زنی که قبل از عروسی مسلمان میشود963-2-2-3-3-چگونگی خواندن نماز بر مستضعف (در عقیده)963-2-2-3-4-دعا و تعقیب بعد از نماز973-2-2-4-حمل بر تعدّد تفاضل و مراتب مکلّفین983-2-2-4-1-ثواب زیارت حج نیابتی983-2-2-4-2-پاداش حاملان جنازه993-2-2-4-3- فضیلت حج گزاردن1003-2-2-4-4-پاداش عیادت از بیمار1003-2-2-5- حمل بر حکومت1023-2-2-5-1-حکم کسی که به غیر قبله نماز خوانده است1023-2-2-6-حمل بر تخییر1033-2-2-6-1-چگونگی بالا بردن دست در تکبیر1063-2-2-7-حمل بر اختلاف مراتب راویان (از نظر جهل و…)1073-2-2-7-1-انقطاع وحی پیامبر(ص) 1093-2-2-7-2-تعداد شتران حج پیامبر (ص)1103-2-3- نتیجه گیری111منابع112چکیدهی انگلیسی251
فصل اوّل
کلیات
 
فصل اول: کلیات
1-1- مقدّمه
شکی نیست که دانش حدیث، مادر علوم اسلامی است و اهميت فراوانى در اسلام دارد. در حقیقت، حدیث در فقه اسلامى، پس از قرآن، از منابع اصلی دین اسلام میباشد که تأمین کنندهی احکام شرعی (نیاز فطری) بشر است و هرچه که با نیاز بشر سرو کار داشته باشد قطعا جایگزینی ندارد تا انسان را برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی یاری رساند؛ بنابراین احادیث رسیده از معصومان (علیهم السلام)، نزد شیعه جایگاهی مهم دارد و کسی در اعتبار و حجیّت آن تردید نمیکند و همگان عمل بر طبق آن را لازم میشمارند. علاوه بر این، درعلوم مختلف دیگری چون: تفسير، کلام و … نقش بنيادين داشته وداراي کارکردهاي بسيار با ارزشياست.
در واقع، علم حديث زمانى پديد آمد كه مسلمانان كوشيدند احاديث واقعى را از احاديث جعلى تشخيص دهند؛ زیرا حديث در طول تاريخ،داراي فراز و نشيبهايي بوده است و در اثر راهيابي خطا و اشتباه در بخشي از احاديث معصوم(ع)، موجب گشت فقيهان و محدثان در صددچارهجويي برآيند و راه دستيابي به احاديث صحيح و معتبر را مشخص نمايند. از این جهت، هر فقیه و حدیث پژوهی درصدد پاسخ گویی به این سؤالات است که: علت تعارض در کلام امامان معصوم چیست؟ و آیا این اختلاف و تعارض، مولود کلام معصوم است یا متأثر از عوامل بیرونی و خارجی آن؟ در پاسخ میتوان گفت: پدیدهی اختلاف و تعارض اخبار، علل و عوامل گوناگونی داشته است که برخی از آنها مربوط به کلام بشری و چگونگی ابلاغ قانون (تقیهی امام (ع) در بیان حکم شرعی، تعدد مراتب مکلفین و …)، و بعضی دیگر مربوط به عوامل بیرونی و خارج از متن کلام (نقل به معنا، سهو راویان و …) است که همهی اینها دست به دست هم داده و این تعارض را ایجاد نموده است(دلبری،1390: 92).
بنابراین؛ موضوع رفع تعارض اخبار در سر تا سر فقه کاربرد زیادی دارد؛ زیرا کمتر بابی از ابواب فقهی است که از روایات متعارض خالی باشد. از این رو، شناسایی راههای حلّ تعارض اخبار از مباحث مهم در دریافت صحیح مفاهیم روایات است و یکی از ابزارهای راهبردی در استنباط احکام شرعی به شمار میآید، تا آنجاکه بدون آگاهی از آن، حکم الهی دست نیافتنی است. همچنین ابزار مهمی است که شبهات دشمنان اسلام و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را در هم میشکند؛ زیرا اختلاف اخبار، همواره از اسباب طعن نحلهها و فرقههای مذهبی اسلام بر یکدیگر بوده است که امروزه در قالب شبهات مستشرقان علیهِ اسلام، مطرح میشود که در نهایت، دانشمندان مسلمان با انگیزهی رفع این شبهه، به نگارش کتبی در دانش مختلف الحدیث، دست زدهاند.
در کتب اولیهی حدیثی، احادیثی وجود دارد که در ظاهر اختلاف دارند و همواره شیوهی دانشمندان ما بر این بوده است که صرفاً به جمع احادیث بپردازند و روایات اختلافی را رد کنند، اما برخی دیگر از دانشمندان با نوشتن شرح بر آنها، به رفع تعارض احادیث پرداختند که هر یک از این افراد دارای روشی هستند. یکی از شارحان، محمد باقر مجلسی است که با نوشتن شرح بر کتاب کافی کلینی به رفع تعارض اخبار پرداخت و آن را مرآة العقول نامید. بنابراین؛ در این پژوهش سعی شده است تا به روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر قرائن ذکر شدهی فوق، به رفع تعارض احادیث از دیدگاه علامه مجلسی در جنبهی فقهی این کتاب ارزشمند بپردازیم و اثبات کنیم که تعارض به صورت حقیقی در روایات معصومین (علیهم السلام) وجود ندارد، چرا که شخص علامه و بسیاری از دیگر دانشمندان و محدثان اعتقادشان بر این است، که با توجه به عصمت امامان (علیهم السلام) و حکیمانه بودن سخنانشان و از همه مهمتر صدور گفتارشان از منشأ وحی، ادعای نقص و تنافی در کلام آنان، محال است.
1-1-1- طرح مسأله
کتاب مرآة العقول، یکی از معتبرترین مجموعههای رواییاست که مورد قبول بسیاری از علما و فقهای شیعی میباشد. مرآة العقول، شامل مجموعه روایات فقهی و احکام شرعی است که از اهل بیت(علیهم السلام) روایت شده است. جامعیت و تنوع موضوعی گسترده و بیانهای فقه الحدیثی فراوان ذیل بسیاری از ابواب کتاب، آن را یکی از مهمترین مجموعههای روایی شیعه شناسانده است. مجلسی در این کتاب به نکات فقه الحدیثی بسیاری اهتمام داشته که یکی از مهمترین آنها، موضوع علاج تعارض و اختلاف روایات است. ایشان سعی کردند، در هنگام ظهور تعارض روایات، به جمع دلالی میان آنها بپردازند و عملاً کمتر به طرد و نفی آنها اقدام کنند. در حقیقت، علامه با گردآوری احادیث مشابه و هممضمون در کنار یکدیگر، امکان ملاحظهی تعارض روايات را بيش از پيش فراهم کرد و در نهایت توانست به اختلاف ظاهري و واقعي آنها، اختلاف نسخه‌ها، تقطيع‌ها، شقوق مختلف موضوع، عام‌ها و خاص‌ها، قيدها، موارد تقيه و… پي ببرد.
البته با توجه به تنوع موضوعي برخي روايات، در عمل، اينگونه نيست که به سادگي بتوان روايات متعارض را در همه موارد، در کنار هم و در ذيل يک موضوع قرار داد، امّا به نظر مي‌رسد مجلسي با وجود پراکندگي روايات متعارض در بخش‌هاي گوناگون، در اثر آشنايي نزديک با محتواي اخبار و مجموعه روايات توانسته است حوزه‌هاي تعارضات مفهومي وسيعي را در پاره‌اي احاديث و ابواب روايي کشف کند و به حلّ و علاج آنها اهتمام ورزد. در عين حال، آنچه مجلسي را بيش از همه در کشف و علاج تعارض روايات ياري داده تسلط او به مباحث علمي، کلامي، تاریخی، انس وي با محتواي احاديث و زبان ائمه (علیهم السلام)، نسخه‌شناسي و مقايسهی نسخ گوناگون با همديگر است. وي از اين رهگذر، بر عمق و دامنهی فعاليت محد‌ّثان پيشين در حوزهی تعارض روايات افزود و با در پيش گرفتن طرق و شيوه‌هاي گوناگون، شبههی تعارض را از بسياري از روايات ظاهراً متعارض برطرف ساخت.
بهتر است بدانیم عواملی که به عنوان علل و اسباب تعارض و اختلاف بحث میشود، ممکن است با همدیگر(در وجهی مشترک) تلاقی و یا حتی برخی با هم تداخل داشته باشند، اما چیزی که هست اینکه تعارض، معنایی خاصتر از اختلاف دارد و در واقع تعارض از زیرشاخههای اختلاف میباشد و هر یک از اینها، از زاویهی جداگانهای مورد نگاه بزرگان قرار گرفته است. از جمله قرینههای عوامل اختلاف میتوان به: اختلاف مراتب راویان از نظر جهل، سهو، نسیان و ضبط؛ دخالت زمان و مکان؛ تقیه و کتمان، وضع، جعل و تزویر و … و در تعارض اخبار به قاعدهی جمع: حمل مطلق بر مقید، حمل عام بر خاص، و… ؛ و به قاعدهی ترجیح که شاملترجیح سندی حدیث: ترجیح به کثرت راویان، ترجیح به عدالت راوی، و …؛ ترجیح متنی حدیث: ترجیح منطوق بر مفهوم، ترجیح مزید بر غیرمزید و …؛ و ترجیح به اعتبار امور خارجی: ترجیح به موافقت با کتاب، اجماع، عقل، عمل اصحاب و … ؛ و به قاعدهی تخییر یا توقّف اشاره کرد. به بیانی دیگر در تعارض، جمع عرفی مقدم بر اجرای قواعد ترجیح است. تا جاییکه امکان عرفی داشته باشد، باید برای سازگار کردن و همخوان ساختن احادیث و عمل به هردو تلاش کرد و اگر جمع توفیق عرفی میان دو حدیث امکان پذیر نباشد، باید برای ترجیح یکی از آنها بر دیگری به سراغ مرجّحات رفت و اگر ترجیحی در میان نبود، نوبت به تخییر یا توقّف میرسد (همان:150). با این وجود، در کلام فقهاء بین آن دو تفاوتی وجود ندارد و در اکثر موارد هر دو واژه به دنبال هم میآیند و طوری مورد استفاده قرار میگیرند که هیچ فرقی میانشان دیده نمیشود.
1-1-2- سؤالات پژوهش
1-1-2-1- سؤال اصلی
روشهای علامه مجلسی در رفع تعارض احادیث با تکیه بر کتاب مرآة العقول چگونه است؟
1-1-2-2- سؤالات فرعی
معیارهای رفع اختلاف از دیدگاه علامه مجلسی، چیست؟
از مرجحات متنی در کتاب مرآة العقول، کدام است؟
دانشمندان و محدّثان مسلمان در تعارض اخبار از چه روشهایی بهره بردند؟
1-1-3- فرضیههای پژوهش
فرضیهها به این شکل مطرح است:
1. علامه مجلسی در کتاب مرآة العقول، روشهایی در رفع تعارض احادیث اتخاذ کرده است.
2.بررسی متنی احادیث مانند: اضطراب متن احادیث، بین الدلاله نبودن و …یکی از مؤلفههای علامه مجلسی در رفع احادیث اختلافی است.
3.دلالتهای خارجی مانند: هماهنگی با عقل، عمل اصحاب، فتوای فقهاء براساس حدیث و … یکی از روشهای علامه در رفع تعارض احادیث است.
1-1-4-اهداف پژوهش
مجلسي، فقدان منبعي فراگير در حديث، به ويژه روايات فقهي را دريافته و نياز مبرم تبيين ابهامات و رفع مشکل و حلّ غوامض روايات را با نوشتن کتابی چون مرآةالعقول پاسخ مناسب داده است. اين پژوهش، به منظور بررسی روشهای علامه مجلسی در رفع تعارض احادیث انجام يافته و بر آن است تا از راه کاوش در کتابمرآةالعقول، مهمترین ويژگيها و روشهاي ایشان را در رفع تعارض اخبار ارائه دهد.
1-1-5- حدود پژوهش
محدودهی پژوهش، کتاب مرآة العقول علامه مجلسی، بخشهای فروع (فقهی) شامل جلدهای 13 تا 24 است.
1-1-6- روش شناسي پژوهش
روش پژوهش در این طرح، براساس روش توصیفی – تحلیلی است که با استفاده از منابع اَسنادی و کتابخانهای پس از تهیه و تدوین مباحث نظری، روش علامه مجلسی در رفع تعارض احادیث، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و سپس تقسیم بندی شد.
1-1-7-محدودیّتهای پژوهش
از جمله موارد محدود کنندهی تحقیق عبارتند از:
1. کمبود و يا فقدان منابع علمي قابل دسترس: منابع علمي بسيار کم و محدودي (حداقل به صورت فارسي) در اين زمينه موجود است که به طور مستقيم به موضوع مورد مطالعه و تحقيق مربوط باشد. به همين دليل نيازمند استفاده از منابع عربی ميباشم که خود مشکلات ديگري همچون برگردان درست متون عربی به فارسي و يک دست کردن آنها را به همراه دارد.
2. فقدان بودجهی لازم براي انجام و پيشبرد کار: هر کار تحقيقي در مراحل مختلف خود نيازمند صرف هزينههاي مالي است که مسلماً تحقيقات دانشجويي به دليل شرايط خاص محقق، ازاين موضوع مستثني نيست.
1-1-8- پیشینه پژوهش:
پژوهش‏های داخلي:
از آنجایی که حدیث بعد از قرآن از منابع مهم دستیابی به احکام و اوامر الهی است از این رو در ارتباط با حدیث و راههای فهم آن پژوهشهایی به طور گسترده در قالب کتابها، پایان نامههای دانشجویی و مقالات صورت گرفته است. در رابطه با آثار محمد باقر مجلسی که موضوع بحث است هم کارهای شایانی انجام شده است که از جملهی این آثار به کتاب بحارالانوار ایشان مرتبط است که شامل موضوعاتی چون:
1. عنوان مقاله: اصول نقد متن حدیث و فهم آن در بحارالانوار، سال (1385)، توسط کامران ایزدی مبارکه، استادیار دانشگاه امام صادق (ع)، در نشریهی مقالات و بررسیها، شمارهی 79 به چاپ رسیده است.
2. عنوان پایان نامهی دکتری: مباني و روشهاي فقه الحديثي علامه مجلسی در بحارالانوار، سال (1385)، توسط آقای عبدالهادی فقهی زاده، از دانشگاه تربیت مدرس، به راهنمایی استاد محمد علی مهدوی راد ارائه شده است.
پایان نامهای فقه الحدیثی در مقطع کارشناسی ارشد، راجع به کتاب «ملاذالاخیار» با عنوان: «بررسي روش فقه الحديثي علّامه در ملاذ الأخيار» سال (1390)، توسط آقای جلیل اژدرپور، از دانشگاه فردوسی مشهد،به راهنمایی استاد محمد حسن رستمی ارائه گردیده است.
در زمینهی تعارض احادیث و اخبار کتابهایی نوشته شده که میتوان به:
1. «مبانی رفع تعارض اخبار از دیدگاه شیخ طوسی در استبصار»، (1390)، سید علی دلبری، مشهد، انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
2. «پژوهشی در تعارض اخبار»، (1388)، عبدالکریم عبداللهی، قم، انتشارات بوستان کتاب.
و همچنین پایان نامههایی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری مانند:
1.عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد:روش شناسي وسائل الشيعه با تأکيد بر مباني نقد حديث و راهکارهاي حلّ تعارض اخبار، سال (1388)، توسط خانم نجیمه افشاری از دانشگاه الزهراء (ع) به راهنمایی استاد فتحیه فتاحی زاده ارائه شده است.
2. عنوان پایان نامه دکتری: بررسي خاستگاههاي تعارض در احاديث فقهي، سال(1390)، توسط آقای حسنعلی اخلاق امیری، از دانشگاه فردوسی مشهد، به راهنمایی استاد محمد حسن حائریارائه گردید.
در خصوص کتاب مرآة العقول که تکیه گاه اصلی ما در این پژوهش است کتاب خاصی نوشته نشده اما پایان نامههایی چون:
1. نقد و بررسي روايات تحريف به نقيصه در الکافي و بحارالانوار و مرآة العقول، سال (1390)، توسط دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد، خانم الهه محبّی، از دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم تهران،به راهنمایی دکتر عبدالهادی فقهی زاده ارائه شده است.
2.روش شناسي علامه مجلسي در نقد متن حديث، سال (1390)، در مقطع کارشناسی ارشد، توسط آقای مهدی پرتوی،در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) – قزوین، به راهنمایی استاد داوود معماری مورد دفاع واقع گردید.
و مقالهای باعنوان: «روشهای علامه در نقد سند حدیث با تکیه بر کتاب مرآة العقول»، از سال (1389)، در مجله پژوهشهای قرآن و حدیث (شمارهی 1)، نوشتهی آقای کامران ایزدی مبارکه، دانشیار دانشگاه امام صادق(ع)، موجود است.
با توجه به تلاشهایی که در آثار علامه شده، درمییابیم که همهی آثار کار شده فرع بر موضوع مورد تحقیق ما میباشد و میتوان از آنها در جهت پیشبرد اهداف تحقیق کمک گرفت؛ بنابراین، در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا به صورت ریزبینانه به کشف روشهای علامه در رفع اختلاف احادیث پرداخته شود.
فصل دوّم:
مبانی نظری تحقیق
بخش اول: بررسی مفاهیم نظری
2-1- بخش اوّل: بررسی مفاهیم نظری
منظور از مفاهیم، آن دسته عناصری از تحقیق است که محقّق باید برای سایرین به طور مشخص آنرا تعریف نماید تا دیگران منظور و مقصود محقق را از آن واژه یا مفهوم درک نمایند. بنابراین، در این پژوهش قبل از پرداختن به بحث اصلی، برآنیم، تا مبانی نظری موضوع تحقیق خود را به طور مختصر بیان نموده تا چارچوب بحث کاملا مشخص شود:
2-1-1- معناشناسی حدیث
حدیثدرلغتبه معنای چیزتازه،(فراهیدی، 1409،ج3: 177) ضدّقدیم، (سیوطی،1409،ج1: 23) و مطلقکلاموخبراست، خواهکمباشد خواهزیاد (ازهری،بیتا،ج4: 235). بهتعریفجامع‌تر، هر سخنی است که انسان از طریقشنیدنیاوحی، درخوابیابیداری، با آن مواجه شود(راغب،1412: 222، ذیل «حدث»).حدیثمشتق از«حدث»،به معنای پدید آمدن چیزی است که قبلا نبوده است (ابن فارس، 1404،ج2: 37)وسخنوکلامرا از آن‌رو حدیث نامیده‌اند که اجزای آن به‌تدریج و پی‌درپی پدیدار می‌شوند (ابن جماعه،1406،ج1: 30). جمع حدیث، برخلافقاعده،احادیثاست (ابن منظور،1414:ج2: 133،ذیل «حدث»)؛ زیرامفرداحادیث،اُحدوثهاست کهبا حدیثمترادفاست (ازهری،بیتا،ج4: 405).
در تعریف اصطلاحی حدیث در علوم حدیثی هم مانند دیگر تعاریف کمی اختلاف است. حدیث در اصطلاحعلمای شیعهعبارت است از کلامی کهقول،فعلیاتقریر معصومرا گزارش کند (میرزای قمی،بیتا،ج1: 409) و اطلاق آن بر آنچه از غیر معصوم رسیده از بابمَجازاست (شیخ بهایی،1413،ج1: 412).حدیث در اصطلاحاهل‌سنتعبارت است از آن‌چه بهپیامبر اکرم(ص)نسبتداده شود (عسقلانی،1383، ج1: 173)ازقولوفعلوتقریر(ابن تیمیه،1409،ج1: 5) وصفاتِ خَلقیوخُلقیو حتیحرکاتوسکناتآن حضرت درخوابوبیداری(سخاوی،1415،ج1: 21).بهسیره،فضائلو ویژگی‌های پیامبر اکرم (ص) در پیش ازبعثتنیز حدیثاطلاقشده است (ابن تیمیه،1409،ج1: 7 و 8).نورالدین عترقول، فعل، تقریر و حتّی صفات خَلقی و خُلقی صحابه وتابعانرا نیز درتعریفحدیث گنجانده است(عتر،1401 ،ج1: 27).
هر حدیثی از دو بخش: متن و سند تشکیل شده است.متن در لغت به معنای پشت، قسمت آشکار هر چیز، رویه، و بخش مرتفع و سختزمین (جوهری،بیتا:ج6: 2200، ذیل «متن») است و در اصطلاح عبارت است از الفاظ حدیث که معنا را افاده می‌کند(سیوطی،1409،ج1: 23).سند درلغتبه معنای بخش مرتفع زمین که بهکوهپیوسته و نیز نوعیلباساست(فراهیدی،1409،ج7: 228، ذیل «سند») و در اصطلاح،طریقمتن یازنجیرهیراویانمتن است (شهید ثانی،1381،ج1: 55).سند را خبر دادن از طریق متن نیز گفته‌اند (ابن جماعه،1406،ج1: 29).اما تعریف نخست صحیح‌تر به نظر می‌رسد؛ زیرا خبردادن از طریق متن،اِسناداست (مامقانی،1411-1413،ج1: 51 و 52).اصطلاححدیثبا اصطلاحاتخبر،اثروسنّتارتباط معناییو کاربردی دارد.
2-1-1-1- اهمیت حدیث و ضرورت حدیث پژوهی
مجموع معارف اسلامی که از سوی پروردگار متعال به پیامبر(ص) رسیده، به وسیلهی آن حضرت از دو طریق به جامعهی بشری منتقل شد: کتاب و سنت. کتاب همان قرآن جاویدان است که به عنوان معجزه آمده است (خویی،1383: 61). سنت، به معنای سخن، فعل و تقریر معصوم(ع)، که همان حدیث است. (طریحی،1375،ج6: 268)؛ بنابراین حدیث دومین منبع مهم برای شناخت و فهم دین به حساب میآید و مادر علوم اسلامی است و نقش آن در ایجاد و گسترش علوم اسلامی انکارپذیر است. از این روست که عالم دین شناس بزرگ، شیخ کلینی در مقدمهی کتاب کافی، حدیث را برابر با علم دین دانسته و آن را محور علم و ایمان به شمار آورده است (کلینی،1407،ج1: 8). همچنین پیامبر اکرم(ص) نیز عترت را همتای قرآن دانسته و تنها راه نجات مسلمانان را تمسّک جستن به این دو گوهر گران بها دانسته است، آنجاکه در حدیث غدیر فرموده است:«قَوْلُهُ (ص):إِنِّي‏تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي. أَمَا إِنَّكُمْ إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا؛ ای مرم من از میان شما می روم، اما دو میراث ارزشمند را در نزد شما به جای می گذارم: قرآن و عترت خویش. اگر به آن دو گوهر گرانبها تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد» (مجلسی ،1403،ج5: 21).
از این رو، احادیث رسیده از معصوم (ع)، نزد شیعه جایگاهی بس مهم و ارزشمند دارد و کسی در اعتبار و حجیّت آن شک و تردید نمیکند و همگان عمل بر طبق آن را لازم میشمارند. خداوند متعال میفرماید: «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» (حشر/ 7). پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مسلمانان را به فراگیری، فهم، حفظ و نشر احادیث، تشویق و ترغیب بسیار میکردند، به گونهای که مسلمانان با عنایت به همین توصیهها توجه خاصی به حدیث از خود نشان داده و زحمات طاقت فرسایی را در این راه بر خود هموار کردهاند و همین امر، از ابتدا تا کنون، سبب رونق و بالندگی این دانش است. آنچنانکه تا به امروز هم، هنوز نکات ناگفتهی آن کم نیست و همت گماشتن در این مهم بر عهدهی اندیشوران مسلمان است.
2-1-1-2- انواع علوم حدیث
حل هر مشکلی از مشکلات حدیثی در پی خود علمی را پدیدار ساخت و بدین صورت شاخهها و علوم گوناگونی به جرگهی علوم حدیثی پیوستند. علوم حدیث را بر چند گونه دانستهاند: برای مثال: ابن خلدون از هشت دانش حدیثی یاد میکند(ابن خلدون،بیتا،ج1: 556- 562)، حاکم نیشابوری علوم حدیث را 52 گونه دانسته است (حاکم نیشابوری،بیتا: 63)، سیوطی در «تدریب الراوی»، عدد علوم حدیث را به 93 نوع رسانده است(سیوطی،1307،ج1: 53 -63).
صبحی صالح دربارهی دانشهای گوناگون حدیثی مینویسد:
مباحث مرتبط با علم الحدیث، در مرحلهی اول پیدایش، انواع گوناگونی داشته است و در عین کثرت مباحث، در موضوع، غایت و روش از همدیگر جدا بودند، تا اینکه تدوین و تصنیف حدیث زیاد شد، و هر عالمی به بخشی از مباحث حدیث روی آورد، در نتیجه علوم مربوط به حدیث فراوان شد و همگی تحت یک عنوان (علوم الحدیث) قرار گرفتند(صالح،1363: 107).
در این باره که چه دانشهایی در شمار دانشهای حدیثی قرار میگیرند، گرچه مسائل و متعلقات حدیث، متنوع و بسیار فراوان است، به نظر میرسد مسائلی که دربارهی یک موضوعند، و علم مستقلی را تشکیل میدهند، زیاد نباشند و نمیتوان هرکدام از مسائل خاص حدیثی را به عنوان علم حدیثی مستقل به حساب آورد. از این روی، علوم حدیثی را به پنج علم میتوان تقسیم کرد:
1- تاریخ حدیث 2- روایة الحدیث 3- درایة الحدیث (مصطلح الحدیث)4- رجال الحدیث 5- فقه الحدیث: این علم شامل چهار موضوع میباشد: الف) علل الحدیث ب) غریب الحدیث ج) ناسخ الحدیث د) مختلف الحدیث (علاج الحدیث) (دلبری،1390: 28)
در اینجا، نیازی به توضیح دربارهی انواع علوم حدیث نیست، بلکه به طور مختصر به توضیحاتی دربارهی علم مختلف الحدیث (موضوع مورد بحث) بسنده میکنیم.
2-1-1-2- 1- مختلف الحدیث (علاج الحدیث)
علمی است که از تنافی و ناسازگاری میان دو یا چند حدیث و نیز چگونگی رفع این تنافی و تعارض، بحث میکند. صبحی صالح در تعریف آن مینویسد: «و هو علمُ یَبحث عن الاحادیث التی ظاهرّها التناقض من حیث إمکان الجمع بینها، … قد یّطلَق علیه علمُ تلفیق الحدیث؛ علمی است که از احادیث تناقضنما از آن جهت که قابل جمع باشد، بحث میکند … و گاه بر این علم، «تلفیق الحدیث» نیز گفته میشود» (صالح، 1363: 109). این علم نامهای متعدد دیگری چون: «تأویل الحدیث»، «تلفیق الحدیث»، «مشکل الحدیث»، «علاج الحدیث» و «اختلاف الحدیث» را داراست.
عناصر و ارکان لازم برای این علم عبارت است از:
1. وجود حداقل دو حدیث: تنافی و ناسازگاری یک حدیث، معنا ندارد؛ بنابراین، باید حداقل دو حدیث باشد. گاهی امکان تعارض میان بیش از دو حدیث وجود دارد.
2. وجود اختلاف و تناقض: اختلاف اخبار یعنی تنافی و ناسازگاری در مفاد و مدلول دو خبر.
2-1-1-2- 2- اهمیت مختلف الحدیث
تسلّط و آگاهی کامل بر این علم بر هر فقیه و مفتی، لازم و ضروری است؛ چرا که روایات متعارض در تمام فقه پراکنده است؛ و فقیه به کمتر بابی از ابواب فقه برمیخورد که در آن احادیث مختلف نرسیده باشد (طوسی،1365،ج1: 2). از سوی دیگر، بسیاری از آراء و فتواهای مختلف، ریشه در اختلاف احادیث دارد (الخن،1972: 105) که دانستن اسباب اختلاف و راههای رفع آن، در وحدت آراء و نزدیک شدن به صواب و حقیقت، بسیار موثراست.شاطبیتبحّر در این علم را نشانهی اجتهاد دانسته و گفته است:«من لم یَعرف مواضعَ الاختلاف لم یبلغ درجهَ الاجتهاد؛ آنکه موارد اختلاف را نشناسد، به درجهی اجتهاد نرسیده است» (شاطبی،بیتا،ج4:95). بیگمان، یکی از عوامل و اسباب مهم اختلافهای فقهی، وجود همین روایات متعارض در هر باب از ابواب فقهی است تا آنجا که گفتهاند: «لا ینبغی لمن لایعرِف الاختلافَ أن یّفتِی؛ سزاوار نیست آنکه اختلاف را نمیداند فتوا دهد» (زلمی،1375: 365). برخی از فقیهان شیعی بر این باورند كه مهمترین بحث تعارض ادلّه، مسئلهی اسباب اختلاف حدیث است؛ چراكه اگر فقیه بر این اسباب احاطه پیدا كند، خواهد توانست میان اخبار مختلف، جمع عرفی برقرار كند و نیازمند مراجعه به روایات علاجیه نخواهد بود (حسینی،1414،ج1: 25).
2-1-1-2- 3- هدف مهم در نگارش مختلف الحدیث
وجود اختلاف دراحادیث، یکی از شبهات کلامی و مشکلات فرهنگی جهان اسلام بود که از همان دوران آغازین، نگرانی محدّثان، متکلّمان و فقیهان را موجب میگشت و اینان برای حلّ این معضل فرهنگی و دفع هرگونه طعن از مذهب خویش و ردّ مخالفان فرقهی خود، دست به تألیف و نگارش در این باره زدهاند. ابن قتیبه، اختلاف اخبار و تعارض آنها را با ارائهی نمونههایی، از اسباب طعن نحلهها و فرقههای مذهبی به ویژه متکلّمان بر یکدیگر برشمرده است و دیگر سکوت را روا ندانسته و با توصیهی دیگران، دست به تحریر کتابی در تأویل روایات متعارض زده است و آن را «تأویل مختلف الحدیث» نامید (ابن قتیبه،بیتا: 11و19). نیز از مقدمهی کتاب کافی، چنین برمیآید که روایات متعارض، دغدغهی ذهنی مخاطبِ مرحوم کلینی بوده است، و از کمبود متخصصان معتمد در این فن، نگران است (کلینی،1407،ج1: 8).
بحث اختلاف حدیث و تعارض اخبار از مباحث قدیمی حدیث پژوهی است که ریشه در روایات ائمهی معصومین (علیهم السلام) دارد. در روایات متعدد از چگونگی عوامل وقوع تعارض و چگونگی علاج آن و رفع اختلاف سخن به میان آمده است. نگاهی به کتب شیعه و توجه به عناوین ابواب و تعداد روایات مذکور در آن ها، این مطلب را تأیید میکند.مرحوم کلینی در کتاب ارزشمند کافی در ضمن باب «اختلاف الاحدیث» ده حدیث، و با عنوان «باب الأخذ بالسنّه و شواهد الکتاب» دوازده حدیث را آورده است (همان،ج1: 62-73). در کتاب «وسائل الشیعه» در باب «وجوب الجمع بین الاحادیث المختلفه و کیفیّه العمل بها» چهل و هشت حدیث (حرّعاملی،1409،ج27: 106-124) و در «مستدرک وسائل الشیعه» دوازده حدیث آمده است (نوری،1408،ج17: 303- 307). نیز علامه مجلسی در کتاب «بحارالانوار» در پایان کتاب العلم، ابوابی را در این زمینه مطرح میکند، بخصوص در باب «علل اختلاف الأخبار و کیفیّه الجمع بینها»، هفتاد و دو حدیث ذکر نمودهاند (مجلسی،1403،ج2: 219-255). در کتاب «جامع احادیث الشیعه»، در باب «ما یعالج به تعارض الروایات من الجمع و الترجیح و غیرهما» چهل و هشت روایت آمده است (بروجردی،1386،ج1: 308). وجود این همه روایات در این موضوع، نشان دهندهی مطرح بودن جدّی مسألهی اختلاف و تعارض اخبار در صدر اسلام و توجّه اهل بیت (علیهم السلام) به آن است.
2-1-1-2- 4- تدوین مختلف الحدیث
عصر آغاز تدوین دانش مختلف الحدیث، همچون دانشهای دیگر حدیثی، قرن سوم هجری است. در اوّلین مدوّن این علم، اختلاف نظر وجود دارد. برخی از حدیث پژوهان تصریح کردهاند، اوّلین مؤلّف و مدوِّن در علم مختلف الحدیث، محمد بن ادریس شافعی نگارندهی کتاب «اختلاف الحدیث» است. شهید ثانی مینویسد: اهل سنت در این علم زیاد کتاب نگاشتهاند که اولین مؤلّف، شافعی است سپس ابن قتیبه و از میان شیعیان، اوّلین مؤلّف، شیخ طوسی است (شهید ثانی،1408: 126). به نظر علامه سید حسن صدر در کتاب «تأسیس الشیعه»، یونس بن عبدالرحمن مقدم بر شافعی است و او اوّلین مؤلف در اختلاف الحدیث است (صدر،1375: 311).
با توجه به اهمیت موضوع، عالمان شیعی، از همان زمان، دست به تحریر نوشتههایی در این زمینه بردهاند:
1ـ یونس بن عبدالرحمان (تهرانی، بیتا،ج1: 374)کتاب «اختلاف الحدیث و مسائله».2ـ محمد بن ابی عمیر (نجاشی،1365: 326)
3ـ و احمد بن محمد بن خالد برقی،كه هر یك كتبی با عنوان «كتاب اختلاف الحدیث» تألیف كردهاند.
4ـ عبداللّه بن جعفر حمیری (همان: 219)
5 ـ و محمد بن احمد بن داود (همان: 384) كه هر یك با عنوان «كتاب الحدیثین المختلفین» دست به نگارش زدهاند.
6- شیخ مفید، کتاب «الکلام فی فنون الخبر المختلف».
7ـ سید رضی (همان: 398) كتاب «جواب المسائل فی اختلاف الأخبار» را تحریر كرده است.
8ـ احمد بن عبدالواحد بن احمد البزاز نیز كتاب «الحدیثین المختلفین» تألیف كرده است (همان: 87).
9 ـ گستردهترین تألیف محدّثان شیعی، «الاستبصار فی ما اختلف من الأخبار» نوشتهی شیخ طوسی است.
10ـ وحید بهبهانی كتاب «الجمع بین الأخبار المتعارضه» را تألیف كرده است(مدرسی طباطبایی،1368: 241 و 302). با تأسف فراوان، به جز «استبصار»، نشانی از سایر نوشتهها در دست نیست.
عالمان اهل سنت نیز از اوایل قرن سوم، دست به نگارش در این موضوع زدهاند:
1ـ ابن ادریس شافعیكتاب «اختلاف الحدیث» را تألیف كرد.
2ـ ابن قتیبه دینوری «تأویل مختلف الحدیث» را نوشت.
3ـ ابن جریر طبری «تهذیب الآثار» را به قلم آورد.
4و5 ـ ابو جعفر الطحاوی دو كتاب «شرح معانی الآثار»و «مشكل الآثار»را نگاشت.
6ـ ابن بشرآمدی «المؤتلف و المختلف» را نوشت.
7ـ ابن فورك «مشكل الحدیث و بیانه» را نوشت. 8 ـ خطیب بغدادی «غنیه الملتمس و ایضاح الملتبس»را تألیف نمود.
9ـ ابن جوزی «التحقیق فی اختلاف الحدیث» را سامان داد. 10ـ عبداللّه بن علی النجدی كتاب «مشكلات الأحادیث و بیانها» را تحریر كرد.
به جز اینها تحقیقات دیگری نیز در سالهای اخیر انجام یافته است (عطیه،بیتا،ج1: 99 – 96).
2-1-2- تعارض
«تعارض» در لغت از ریشهی «ع رض» به معنای آشکار کردن است. واژهی «تعارض» مصدر باب تَفاعُل، به معنای: متعرض يكديگر شدن، منع از نفوذ(فيومى،1414،ج2: 402)،تصادف، مخالفت و در برابر هم ايستادگى نمودن استعمال شده است(الیاس،1384: 433).در اصطلاح، به تنافی و ناسازگاری عرفی در مفاد و مدلول دو یا چند خبر، تعارض اخبار گویند (سبحانی،1415،ج4: 439). شهید صدر تعارض را به واقعی (مستقر) و ظاهری (غیر مستقر و بدوی) تقسیم بندی میکند (صدر،1417،ج7: 42). در بخش اول در فصل سوم، به طور مفصل به واژهی تعارض و روشهای حلّ آن میپردازیم.
فصل دوم
بخش دوم: زندگینامهی علامه مجلسی(ره)
2-1-4-بخش دوم: زندگینامهی علامه مجلسی(ره)
2-1-4-1- تولد
علّامهمحمدباقرمجلسىبهسال 1037 هجرىمساوىباعددابجدىجملهی «جامعكتاببحارالانوار» در زمان شاه عباس اول چشمبهجهانگشود(مدرس تبريزي،1369،ج5: 196).
2-1-4-2- خاندان
محمد باقر کوچکترین پسر محمد تقی مجلسی، عالم بزرگ روزگار صفویان و نوهی ملا محمد مقصود علی اصفهانی است. خاندان مجلسى چه از طرف اجداد و نياكان پدرى و مادرى و چه از سوى فرزندان و نوادگان پسرى و دخترى از پرشمارترين، مشهورترين و تأثيرگذارترين خاندانهاى ايرانى است. از اين خاندان مردان و زنانى برخاسته‏اند كه تاريخِ‏اسلام و تشيّع در هيچيك از دودمانهاى بزرگ مسلمان سراغ ندارد. كسانى كه با تأليفها و آثار ارزندهی خويش يا با حركتهايى كه آفريده‏اند، تأثير بسيارى در گسترش علوم عقلى، نقلى و ادبى به فارسى و عربى داشته‏اند يا منشأ خدماتى سياسى، اجتماعى و فرهنگى به جهان اسلام و نيز مذهب شيعه بوده‏اند.مشهورترين جدّ اعلاى مجلسى، حافظ ابونعيم احمد بن عبدالله اصفهانى، مشهور به «حافظ ابونعيم» يا «حافظ اصفهانى» از علماى مشهور قرن چهارم است كه اغلب او را از دانشمندان اهل سنت مى‏دانند اما تحقيق نشان مى‏دهد كه شيعه بوده ولى اين را اظهار نمى‏كرده است.
2-1-4-3- استادان
طارمی احتمال میدهد مجلسی برخی از مقدمات علوم را نزد شماری از اساتید آموخته و سپس در مراتب بالای علمی، بیشتر از محضر پدر خود، بهره برده باشد (طارمی،1375: 14)؛چرا که علامه در آثار خود صرفا از پدرش(استادش در علوم عقلی) به عنوان استاد یاد کرده است. با این همه، علامه مجلسی از گروهی پرشمار از مشایخ حدیث، اجازهی روایت کتاب و حدیث گرفته است، که برخی از آنان، از مشایخ معاصر پدرش و برخی دیگر از معاصران خود او بودهاند؛ از جمله: مرحوم آقا حسین خوانساری (استادش در علوم عقلی)، علامه حسن علي شوشتري، امير محمد مؤمن استرآبادي، ميرزاي جزايري، شيخ حرّ عاملي، ملا محسن استرآبادي، ملا محسن فيضكاشاني، ملاصالح مازندراني، که در محضر آنان زانوي ادب زد و از خرمن علم و معرفت هر يك خوشه‌ها چيد و در اين كوشش خستگي ناپذير پاي درس بيش از بيست و يك استاد نشست (مهریزی،1379: 5). علامه در مسير احياي علوم اهل بيت(علیهم السلام) راه استادش فيض را در پيش گرفت و با رها كردن علوم عقلي با كوله‌باري از تعبّد به سوي نوري كه از قلّهی بلند روايات و احاديث مي‌تابيد شتافت و در اولين قدم «كتب اربعه» را به صحنهی درس و بحث كشاند(همان: 26).
2-1-4-4- شاگردان
از جهت دیگر، مقام بلند علمی، فروتنی و رفتار دوستانهی مجلسی با شاگردان خود موجب رونق کلاسهای درس وی میشد و شاگردان پرشماری را از بلاد گوناگون، به حوزهی تدریس او میکشاند. بيش از يكهزار نفر از طلاب و دانش پژوهان از محضر پر فيض علامه مجلسى استفاده نمودهاندکه جمعی از شاگردان مجلسی از بقیّه نامدارترند که از مشهورترین آنان میتوان از عالمان زیر نام برد:
1- سيد نعمت اللّه جزایرى (م 1112ق)، مؤلّف کتاب «الانوار النعمانیّه» و آثار دیگری در حدیث، ادبیات، تفسیر و فقه.
2- میر محمد صالح خاتون آبادی (م 1126 ق)، داماد مجلسی و صاحب تألیفاتی در حدیث، تفسیر، فقه و کلام.
3- ملا ابو الحسن شریف عاملی (م 1138 ق)، صاحب تألیفاتی در کلام، فقه، حدیث، اخلاق و تفسیر.
4- محقّق/ مقدّس اردبیلی (م 1101 ق)، مؤلّف «جامع الرواه» در علم رجال.
5- میرزا عبدالله تبریزی اصفهانی (مشهور به افندی و صاحب ریاض) (م 1135 ق)، مؤلّف کتاب «ریاض العلماء و حیاض الفضلاء».
6- ملا محمد بن عبدالفتاح تنکابنی (معروف به سراب) (م 1124 ق)، مؤلّف آثار متعددی در فقه، اصول، کلام و تفسیر.
2-1-4-5- مجلسی و گرایش به علوم نقلی
محمد باقر درس و بحث را در چهار سالگي نزد پدر آغاز كردو علوم نقلی را نزد ایشان آموخت و از کودکی در مساجد برای نماز حاضر می‌شد، چنانچه خود می‌گوید: «الحمدلله رب العالمین که بنده در سن چهار سالگی همهی اینها را می‌دانستم؛ یعنی خدا و نماز و بهشت و دوزخ. و نماز شب می‌کردم در مسجد صفا، و نماز صبح را به جماعت می‌کردم و اطفال را نصیحت می‌کردم به آیت و حدیث، به تعلیم پدرم رحمةالله علیه». (مهدوي،1378،ج1: 55). نبوغ سرشار او به حدي بود كه در چهارده سالگي از فيلسوف بزرگ اسلام ملاصدرا اجازهی روايت گرفت (همان: 426).
به هرحال، روی آوردن مجلسی به علوم نقلی، مسئلهی قابل تأملّی است که بدون شک از عوامل متعددی اثر پذیرفته است؛ از جمله: جوّ عمومی حاکم بر فضای ذهنی و عملکرد گروهی از علماء و فقهای بزرگ آن عصر؛ بزرگانی مانند: ملاصدرا، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصالح مازندرانی و شیخ حرّ عاملی – که علیرغم اثر گذاری بعضی از آنها در عرصهی علوم عقلی – سرانجام به سوی تدوین و جمع آوری یا شرح و تفسیر قرآن و حدیث روی آوردند (عابدی،1378:50 – 51) و نکتهی دیگر، شاید حسّ بازگشت و انصرافی باشد که از علوم عقلی به علوم شرعی عملاً در نزد گروه پرشماری از علمای شیعه به وجود آمد؛ مانند: محمد تقی مجلسی، ملاصدرا، و علامه طباطبایی (پوراکبر،1379: 168). این عوامل در سطحی محدود اثرگذار بودهاند؛ به خصوص در مورد دانشمندی فرهیخته همچون او که سالهای طولانی با حدیث و پژوهش در آن سرو کار داشته و بزرگترین مجموعهی حدیثی فریقین را سامان بخشیده است. همچنین اين عالم بزرگوار به كليهی علومي كه مجتهدان بدان نياز دارند از قبيل: صرف و نحو و معاني بيان و لغت و رياضي و فلسفه و حكمت و تاريخ و تفسيرو رجال و درايه و اصول فقه و كلام احاطه كامل داشتند و در بيشتر آنها صاحب نظر بوده است.
2-1-4-6- آثار مجلسی
مجلسی با شناخت زمانه و موقعیت خاص دوران حیاتش که مقتضی ترویج آداب و اخلاق شیعی بود، تقیّد زیادی به انجام مستحبات و آداب و سنن دینی نشان میداد و شاگردان و دوستداران خویش را نیز به انجام آنها تشویق میکرد. سایر کتابهایش مشتمل بر معانی و مضامینی در ترویج اندیشههای تشیع و احکام و اخلاق دینی است. مجلسی با تألیفات عربی و فارسی پرشمار و گسترده، مفاد متون روایات مربوط را در قالب مجموعههایی به اذهان مردم رساند و آنان را با این آموزهها آشنا ساخت (فقهی زاده،1389: 270 – 271). او در عمر ۷۳ ساله خویش، بیش از یک صد کتاب به زبان فارسی و عربی نوشت. اولین تألیف علامه را کتاب «الأوزان و المقادیر» یا «میزان المقادیر» دانسته‌اند که در سال ۱۰۶۳ تألیف شده است و آخرین تألیف او هم کتاب «حق الیقین»که مربوط به سال ۱۱۰۹ هجری، یعنی یک سال قبل از وفاتش است. برخی از کتب عربی و فارسی علامه به طور جداگانه و با توضیحات مختصر عبارت‌اند از:
کتابهای عربی:
1. بحارالأنوار، که یک مجموعهی بزرگ روایی و تاریخی است و در ضمن آن تفسیر بسیاری از آیات قرآن کریم هم آمده‌ است (در 110 جلد).
2. مرآة العقول (شرح کتاب کافیکلینی در ۲۶ جلد).
3. ملاذ الأخیار (شرح تهذیب الاحکام شیخ طوسی در ۱۶ جلد).
4. الفرائد الطریفة (شرح صحیفهی سجّادیهامام سجاد (ع) ).
5. شرح أربعین حدیث.
6. الوجیزة (در شناخت رجال احادیث).
7. رسالهی الاوزان و المقادیر.
8. جوابات المسائل الهندیه یا الاسئلة الهندیه.
9. رسالهی اعتقادات (750 سطر است و در یك شب نگاشته شده است: معروف به اعتقادات مجلسی)
10. رساله فی الشكوك.
11. اجوبة المسائل (نام دیگر آن جوابات المسائل المتفرقه است).
12. ادیان و امم (به فارسی و عربی).
13. حاشیه بر کتبی چون: کتب اربعه، امل الآمال شیخ حر عاملی،و … .
14. طریق النجاة.
15. نهج السالکین (در اصول دین)
16. تفسیر آیةالکرسی، آیهی: السابقون السابقون و …
و کتابهای فارسی:
1. حق الیقین (در اعتقادات دینی).
2. زاد المعاد (در ادعیهی مأثوره).
3. تحفة الزائر (در آداب زیارات امامان و امام زادگان).
4. عین الحیاة (شامل مواعظ و حکم برگرفته از آیات و روایات معصومین(علیهم السلام)).
5. صراط النجاة(ترجمه و شرح حدیث اعرابی در جنگ جمل).
6. صراط النجاة(در شرح گناهان کبیره و صغیره).
7. حلیة المتقین (در آداب و مستحبات روزانه و در طول زندگی).
8. حیاة القلوب (در تاریخ پیامبران و ائمه(ع) در سه جلد).
9. مشکاة الأنوار (در فضیلت و آداب قرائت قرآن).
10. جلاء العیون (در تاریخ و مصائب اهل بیت (علیهم السلام)).
11. توقیعات امام عصر (عج) همراه با ترجمهی آنها.
12. کتب فراوانی به‌ عنوان ترجمهی احادیث خاص مانند: ترجمهی توحید مفضل و … .
13. کتبی در موضوع ترجمهی ادعیه و زیارات همچون: زیارت جامعهی کبیره و دعای سمات و … .
14. اجازات الحدیث (مشتمل بر اجازههای روایی مجلسی به عالمان معاصر خود).
15. صواعق الیهود (احکام جزیه گرفتن از یهود و نصارا و احکام دیهی مربوط به آنها).
16. ربیع الاسابیع (در اعمال روزها و شبهای هفته است، مخصوصا شب و روز جمعه).
17. حکمت شهادت حضرت سید الشهدا (ع).
18. فقه المجلسی (مشتمل بر فتاوی علامه مجلسی در تمام ابواب فقه از طهارت تا دیات).
19. مفاتیح الغیب (در فضیلت و اوقات استخاره).
20. مقباس المصابیح (در ادعیهی وارده و تعقیبات نمازها و اذکار سجده و ادعیهی ساعات روز در ده فصل).
2-1-4-7- وفات
علامهمحمدباقرمجلسـىآنمحققپـرکاروعالـمنامـدارپـسازعمرىپربرکتکهسراسروقفخدمتگزارىبهعلـموديـنودانـشوفرهنگدرجهاناسلامگرديد، عاقبتدرسـن 73 سالگـىودرآخـريـنروزهاىماهمبـارکرمضانسـال 1111 هـ.قدرشهردانـشپـروراصفهان،چشـمازجهانفروبستوبهسراىباقـىشتافت. هرچندبعضيوفاتاورادر 27 ماهرمضانسال 1110 مينويسند.قبرشريفشدرجامعاصفهانکنارپدربزرگوارشزيارتگاهاست.
2-1-5- کتاب مرآة العقول
نام کامل آن،«مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول» است که به زبان عربی تدوین شده و بیشتر احادیث منقول از طرق شیعی در ابواب گوناگون را در بردارد. این اثر در شرح دورهی کامل کتاب کافی (اصول، فروع و روضه) اثر شیخ کلینی، نوشته شده است.
2-1-5-1- انگیزهی مؤلّف
مجلسی در بیان انگیزهی تالیف کتاب مینویسد: در خلال مذاکره با برادران دینی و طلاب، حواشی و تعلیقههای پراکنده را بر کتب احادیث نوشته بودم امّا خوف آن داشتم که با گذشت زمان از بین برود. از این رو در عین مشغولیت خاطر به جمع و تدوین آنها اقدام نمودم. کار خود را با کتاب الکافی شیخ کلینی آغاز کردم و تصمیم گرفتم به بیان حال اسانید- تا آنجا که نیاز به بیان بود اختصار ورزم- چرا که اسناد احادیث به منزلهی اساس و مبنای آنهاست و نیز در شرح الفاظ مشکل و مطالب دشوار به بیان نکاتی کوتاه که اهل تحقیق به سرعت معانی را درک کنند اکتفا نموده و از حواشی دانشمندان فاضل نیز مطالبی را ذکر کرده و آن را کتاب «مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول» نام نهادم (مجلسی،1404،ج1: 3).
2-1-5-2- روش تألیف
مؤلّف در پدید آوردن این اثر – که عدهای از محققان آن را بهترین شرح کافی تلقّی میکنند – تمام دانستههای خود را به خدمت گرفته و به تفصیل، در راهحلّ دشواریهای واژهای و کشف معانی عبارات کوشیده است؛ از شروح پیشین و معاصران خویش سود جسته و در نقد احادیث، به جنبههای سندی و متنی اهتمام نشان داده است (مسعودی،بیتا: 29- 54). اهمیت توضیحات علم الحدیثی و فقه الحدیثی علامه مجلسی در کتاب مرآة العقول، این کتاب را در موقعیت ممتازی قرار داده است.
2-1-5-4- موضوعات ابواب فقهی
مرآة العقول دارای موضوعاتی متنوع و فراگیر است و در بابهای متعدد تعیین شده است که در هر کتاب نیز، به تناسب موضوع، بابهای کوچک و بزرگی به چشم میخورد. فهرست کتب مرآة العقول (بخش فروع آن) همراه با ابواب اصلی و فرعی آنها به ترتیب عبارتند از:
1. کتاب الطهارة (چگونگی وضو و تیمم، اقسام غسل و …)
2. کتاب الحیض (استبرای حائض، احکام زن زائو و …)
3. کتاب الجنائز (تلقین مرده، حدّ مرگ ناگهانی، حنوط و کفن میّت و …)
4. کتاب الصلاة (فضیلت نماز، اوقات نماز، قرائت قرآن و …)
5. کتاب الزکاة (علت وضع زکات، زکات طلا، نقره، حبوبات و غلّات و …)
6. کتاب الصیام (فضیلت ماه رمضان، اقسام روزه، آداب روزه دار، قضای ماه رمضان و …)
7. کتاب الحج (چگونگی حج آدم (ع)، وجوب حجّ و عمره، استطاعت و توانایی بر انجام حجّ و …)
8. کتاب الجهاد (فضیلت و ارزش جهاد، جهاد مرد و زن، تقسیم غنیمت و …)
9. کتاب المعیشت (معنای زهد، رزق و روزی، کسب روزی حلال و …)
10. کتاب النکاح (ازدواج امّ کلثوم (ع)، همسر هم شأن، وجوه ازدواج و …)
11. کتاب العقیقه (ارزش فرزند، برتری دختران، دعای طلب فرزند، آداب ولادت و …)
12. کتاب الطلاق (سه طلاق در حکم یک طلاق، گواه گرفتن برای رجوع کردن و …)
13. کتاب العتق و التدبر و الکتابة (فضیلت و پاداش برده آزاد کردن،آزادی مشروط و …)
14. کتاب الصید (حکم شکار: سگ، پلنگ، پرندگان اهلی و .. ، حکم شکار بوسیلهی: سلاح، تیر چوبی، تله و دام و …)
15. کتاب الذبائح (حکم ذبح بدون اختیار، چگونگی تذکیهی حیوان و حلال ساختن ذبح آن و …)
16. کتاب الأطعمه (حیوانات حرام گوشت، علّتهای تحریم، شناسایی گوشت مردار و …)
17. کتاب الحبوب (روایاتی دربارهی: سبزیجات، میوهها و …)
18. کتاب الأشربه (فضیلت و ارزش آب، ظرفها، آب آسمان و …)
19. کتاب الأنبذة (ریشهی تحریم شراب، شراب خرما و کشمش، ظروف شراب و …)
20. کتاب الزی و التجمل و المروءة (خود آرایی و آشکار کردن نعمت، کراهت لباس شهرت و …)
21. الدواجن (نگه داری چارپا و حیوان سواری، داغ نهادن چارپایان و ..)
22. الوصایا (گواهی بر وصیّت، گذشت وارثان و …)
23. المواریث (بیان سهمهای ارث در قرآن، صاحبان سهام، میراث فرزندان و …)
24. کتاب الحدود (اجرای حد، حکم تجاوز مرد به زن، حکم زنای با محارم و …)
25. کتاب الدیات (انواع قتل، حکم کشتن انسان و …)
26. کتاب الشهادات (کتمان شهادت و گواهی، شهادت و گواهی کودکان، گواهان مردود و …)
27. کتاب القضاء و الأحکام (اصناف قضاوت، آداب قضاوت، بازگرداندن سوگند و …)
28. کتاب الأیمان و النذور و الکفّارات (کراهت سوگند، انواع سوگند، نیّت در سوگند و …)
فصل سوم
بخش اول: تعارض و راههای حلّ آن
3-1- بخش اول: تعارض و راههای حلّ آن
3-1-1- اختلاف و تعارض اخبار
همانگونه که پیش از این مطرح شد، یکی از شاخههایعلمفقه الحدیث، «مختلف الحدیث» است که در آن از تعارضاخبار بحث میکند.در فصل اول، به توضیح لغوی و اصطلاحیآن پرداختیم و آن را به «بدوی» و «مستقر» تقسیم کردیم که اکنون به توضیح بیشتر آن میپردازیم:
تعارض بدوی: هرگاه دو دو دلیل متعارض، ناظر به موضوع واحد باشند، در حقیقت، میان آن دو تعارض وجود دارد که در برخی موارد، این تعارض ظاهری است و با تأمل بیشتر در مفاد ادلّه برطرف میشود.
تعارض مستقر: هرگاه نتوان تعارض موجود میان دو دلیل را برطرف کرد، تعارض را «مستقرّ» مینامند که در این صورت، طرفین تعارض حقیقتاً باهم «مختلف»اند و بین آنها تعارض واقعی وجود دارد(صدر،1417،ج4: 42). تعریف مشهور اصولیان دربارهی تعارض واقعی چنین است: تعارض یعنی تنافی مدلول دو دلیل بر وجه تناقض یا تضادّ (سبحانی،1387: 220). که به اعتقاد بسیاری از بزرگان شیعه، وجود چنین تعارضی در احادیث غیرممکن است، که در ابتدای بخش دوم فصل حاضر، به توضیح آن پرداخته شده است.
در مقابل، تعارض بدوی به علل مختلف در روایات ما وجود داشته است؛ چراکه از همان روزهای آغازین شکل گیری حیات دینی مسلمانان، بحث اختلاف و تعارض اخبار مطرح بوده است. این بحث از جمله مباحث بسیار اساسی و کارآمد علم فقه و حدیث پژوهی است؛ زیرا گستردهترین منابع فقه که روایات است در موارد زیادی مشتمل بر تعارض و تنافی است. اینجاست که فقیه دچار مشکل و حیرت میشود و تنها علم مختلف الحدیث و در راستای آن مباحث انتزاعی تعارض ادلّه در علم اصول است که میتواند راهنما و مددکار او در عبور از راههای پرپیچ و خم و سنگلاخ تعارض و هموار کردن مشکلات اختلاف اخبار باشد، که دانستن اسباباختلاف و راه علاج آن، در وحدت آراء و نزدیک شدن به صواب و حقیقت، بسی مؤثر است وپیشینیان، تبحّر در آن را نشانهی رسیدن به مرتبت اجتهاد و جواز نشستن بر مسند فتوامیدانستند(دلبری،1390: 149).
3-1-2- عوامل پیدایش تعارض:
شایان ذکر است که علمای علم اصول، در مقام ریشهیابی علل و عوامل پیدایش و ظهور ادلّهی متعارض، به ویژه احادیث متعارض، به اسباب و علل گوناگون اشاره کردهاند که با ملاحظهی ویژگیهایشان میتوان آنها را در دو بخش کلّی تقسیم بندی کرد:
3-1-2-1- عوامل بیرونی
منظور اسباب و عللی هستند که با اصل کلام پیشوایان دینی، ربط و نسبت مستقیمی ندارند؛ بلکه خارج از آن عارض گشته و موجب ظهور ناسازگاری و ناهماهنگی محتوایی دستهای از روایات شدهاند. این نوع عوامل عبارتند از: بدفهمی راویان از سخن معصوم (ع)، نقل به معنا، جعل حدیث، متفاوت بودن مخاطبان و اختلاف سطح درک و بینش راویان، دخالتهای عمدی یا سهوی راویان و ناسخان، تقطیع حدیث در برخی منابع حدیثی و ضعف علمی و کم آشنایی گروهی از راویان با دقایق زبان عربی (صدر،1417،ج4: 29- 41).
3-1-2-2- عوامل درونی
منظور وجود ویژگیها و خصائصی در متن اخبار در پیوند با جهت و کیفیت صدور آنهاست که به تبع، میان دستهای از آنها، ناهماهنگی مضمونی رخ داده و تضاد و تناقض را سبب شده است. این عوامل عبارتند از: صدور برخی احادیث از باب تقیّه، تدریجی بودن بیان برخی از احکام شرعی، اختصاص داشتن بعضی از آنها به موضوع یا زمان خاص، تفاوت میان احکام حکومتی و اولیه، وجود تشابه در برخی از احادیث و سرانجام نسخ پارهای از آنها توسط دستهای دیگر (همان).
3-1-3- عوامل تعارض و اختلاف در بیان امام علی (ع):
امیرمؤمنان (ع) در پاسخ شخصی که از او دربارهی اسباب اختلاف و تعارضِ روایات پرسید به سه عامل عمده تصریح نمود، گرچه از عوامل دیگری نیز از کلام حضرت استفاده میشود. آن سه عامل عبارت است از:
جعل و وضع منافقان، اخباری دروغین و باطل در کنار اخبار راستین و حق.
جهالت و سوء فهم راویان.
نسخ.
درخطبهی 210 «نهجالبلاغه» چنینآمدهاست: شخصی از حضرت علی (ع) دربارهی احادیث و اخباری که در دست مردم است و با یکدیگر اختلاف دارد پرسید، امام فرمود:
«آنچه در دست مردم است، حقّ و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محكم و متشابه، به هم آمیخته است؛ گاه احاديثى است كه به دقّت حفظ و نقل شده، گاه رواياتى است كه با ظنّ و گمان روايت شده است؛ و بدانيد در زمان حيات رسول خدا(ص) آنقدر دروغ بر آن حضرت بسته شد كه حضرت به پا خاست و خطبهاى خواند و فرمود: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْمَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ؛ هر كس عمداً به من دروغى ببندد بايد جايگاه خويش را در آتش دوزخ مهيّا سازد» (مجلسی،1403،ج20: 345).حديث را چهار كس نقل مىكنند و پنجمى ندارند:
1. مردی منافق كه اظهارايمان مىكند و خود را مسلمان مىنماياند، ولى از ارتكاب هيچ گناه وجرمى باك ندارد و بر رسول الله(ص) به عمد دروغ مىبندد.اگر مردم مىدانستند كه منافق و دروغگوست، سخنش را نمىپذيرفتند و تصديق نمىكردند، ولى مىگويند: يار رسول الله(ص) است، او را ديده و از او شنيده و ضبط كرده است. پس مردمگفتارش را مىپذيرند و خداوند در قرآن از منافقان خبر داده و بدان صفات كهدارند براى تو وصفشان كرده است. اينان بعد از پيامبر(ص) ماندند و بر آستان پيشوايان ضلالت و داعيانى كه به باطل وبهتان مردم را به آتش فرا مىخواندند، تقرّب يافتند، حتى بهحكومتشان هم گماشتند و بدين نام بر گردن مردم سوارشان كردند و در پناه نامآنها به جهانخوارى، پرداختند؛ زيرا مردم غالباً با پادشاهان ودنياداران هستند، مگر كسىكه خداوندش از اين خطر نگه داشته باشد. و اينيكى از آن چهار دسته است.
2. مردى است كه از رسول خدا (ص) خبرى شنيده، امادرستش را به خاطر نسپرده و قصد آن ندارد كه دروغ بگويد. او چيزىرا كه آموخته، اينك، روايت مىكند و خود نيز به كارش مىبندد و همه جامىگويد كه اين سخن را ازرسول خدا(ص) شنيدهام. اگر مسلمانان مىدانستند كهاو اشتباه دريافته از او نمىپذيرفتند و خود نيز اگر مىدانست تركشمىگفت.
3. مردى است كه از رسول خدا(ص) چيزى شنيده كهبدان فرمان داده، سپس، از آن نهى كرده است، بى آنكه، او آگاهشده باشد. يا شنيده است كه از كارى نهى كرده، سپس، به آن فرمان داد،بى آنكه او خبردار شده باشد؛ بنابراين ، منسوخ را شنيده ولى ناسخ را نشنيده است. اين مرد اگر مىدانستآنچه مىگويد نسخ شده، هرگز نمىگفت. و اگر مسلمانان هنگامىكه آنرا از او شنيدند مىدانستند كه نسخ شده، آن را ترك مىگفتند.
4. مردى است كه هرگز به خدا و پيامبر او دروغ نمىبندد و به سبب ترسىكه از خدا دارد و نيز به خاطر بزرگداشت پيامبر او دروغ رادشمن است، به اشتباه هم نيفتاده است، بلكه هر سخنى را چنانكه از پيامبر (ص) شنيده است به خاطر سپرده و اينك روايتش مىكند، نه بر آن مىافزايد و نه از آن میكاهد. ناسخ را به خاطر سپرده و به كارمىبندد و منسوخ را به خاطر سپرده و از آن دورى مىجويد.خاص را از عام تميز مىدهد و متشابه را به جاى محكم نمىنشاند و هر چيز را به جاى خود مىنهد.گاه اتفاق مىافتاد كه سخن رسول الله(ص) را دو جنبهبود: جنبهاى روى در خاص داشت و جنبهاى روى در عام. چنين سخن راكسىكه از قصد خداوند و پيامبر او آگاهىنداشت، مىشنيد، آنگاه بى آنكه به معنى آن معرفتى يافته و منظورگوينده را از بيان آن شناخته باشد، به صورتى توجيه مىكرد و چنان نبود كههمهی اصحابرسول خدا(ص) از او چيزى پرسيده و فهم آن سخن را خواسته باشند. تا آنجاكه، برخى آرزو مىكردند كه عربى باديه نشين يا غريبى بيايدو از او چيزى بپرسد تا آنها گوش بدان فرا دهند. حال آنكه، هيچ مشكلى براىمن پيش نمىآمد مگر آنكه از او مىپرسيدم و درست، به خاطر مىسپردم. آرى، علل اختلاف مردم در روايت اينهاست.
از سخن حضرت علی (ع) در اسباب اختلاف اخبار، چنین بر میآید که علّت اختلاف در احادیث، عوامل درونی و بیرونی است، یعنی بخشی از آن مربوط به خود کلام معصوم (ع) است، مانند: ناسخ و منسوخ و عام و خاص، و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی، که بر متن و سند حدیث عارض میشود، مانند: شرایط و اوضاع سیاسی، انحرافات فکری، جهالت و سهو راوی.
3-1-4- عوامل تعارض اخبار از دیدگاه محققان
این مسأله از دیرباز در پژوهشهای حدیثی ـ فقهی در نظر بوده است. برخی از عالمان که به این بحث پرداخته‌اند،عبارتند از:
الف) محمد بن ادریس شافعی (م ۲۰۴ ق)، وی در کتاب«الرسالة» به چندین عامل تعارض اشاره می‌کند که از آن جمله است: نسخ، تقطیع خبر، از بین رفتن قراین حالی و مقالی، بویژه سبب صدور خبر، تفاوت حالات مکلّفان، اختلافات راویان در دریافت خبر و برداشت نادرست راویان(شافعی،بیتا: 213- 214).
ب) شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق)، در کتاب «الاعتقادات»، باب «الاعتقاد فی الحدیثین المختلفین»، تخییر و تقیه را از اسباب تعارض دانسته است و در ادامه، خطبـهی حضرت امیر (ع) را در بیان اسباب اختلاف اخبار، نقل می‌کند(صدوق،1414: 117). همچنین از وجوهی که برای روایات طبّی بیان کرده است، استفاده می‌شود که وی عوامل تعارض در این اخبار را دخالت زمان و مکان، اختلاف حالات مردم، وضع و جعل، سهو راوی و تقطیع خبر می‌داند(همان: 89).
ج) فخر رازی (م ۶۰۶ ق)، عوامل تعارض را چنین برشمرده است: نقل به معنا، نسیان راوی، توهّم در اسناد به معصوم (ع)، از میان رفتن قراین حالی و مقالی، وضع و جعل(فخررازی،1412،ج۴: ۳۰۲).
د)شهید اوّل (م ۷۸۶ ق)، در مقدمهی«الذکری»، تقیه و استتار، از بین رفتن قراین حالی و مقالی، بویژه سبب صدور خبر و اشتباه برخی راویان را از اسباب تعارض برشمرده است(عاملی،1217: 6).
ه) پدر شیخ بهایی (م ۹۸۴ ق)، با تکیه بر برخی روایات، از چهار عامل: نسخ، جعل، برداشت نادرست راوی و تقیه نام برده است(عاملی،1401: 169).
و) شیخ انصاری (م ۱۲۸۱ ق)، در رسائل «تقطیع اخبار»، نقل به معنا، از میان رفتن قراین حالی و مقالی و تقیه را از جمله عوامل اختلاف اخبار می‌داند(انصاری،بیتا،ج۲: ۸۱۰).
ز) شهید صدر اسباب و علل زیر را ذکر می‌کند: برداشت نادرست راوی، تغییر احکام با نسخ، از میان رفتن قراین، تصرّف راویان و نقل به معنی، تشریع تدریجی، تقیه، رعایت شرایط و حالات راوی و جعل و وضع(صدر،1417،ج۷: ۲۹ ـ ۳۹).
ح) آیت الله سیستانی، از معدود فقیهانی است که به طور مفّصل به صورت نظری ـ تطبیقی در درس خارج اصول، با اهتمام زیاد بدان پرداخته است. اسباب اختلاف از دیدگاه ایشان عبارت است از: نسخ، احکام قانونی و ولایی، تقیه و کتمان، وضع و جعل، نقل به معنی، احادیث مدرَج، تقطیع احادیث، تصحیف و تشابه خطوط، تصحیح قیاسی، خلط بین کلام امام و کلام دیگر افراد از سوی راویان(حسینی،1414: ۲۶ ـ ۲۹).
ط) آیتالله سبحانی: وی تقطیع روایات، رعایت شرایط و احوال راوی، فتوای به خلاف بر حسب مصلحت راوی، جعل و وضع، نقل به معنی، کم سوادی راوی و تقیه را از عوامل تعارض برشمرده است(سبحانی، 1415،ج۴: ۴۲۹ ـ ۴۳۵).
با توجه به روایات پیشین و سخنان اندیشوران در این باره، می‌توان علل و عوامل تعارض را چنین برشمرد:برداشت نادرست و جهل به احادیث؛ تقیه و کتمان؛ وضع، جعل و تزویر؛ نقل به معنی و تصرّف راویان در حدیث؛ احکام حکومتی، تبلیغی و قضایی معصومان (علیهم اسلام)؛ اختلاف مراتب راویان از نظر جهل، نسیان و سهو؛ رعایت شرایط و اوضاع گوناگون مکلّفان؛ اختلاف حوادث و شرایط زمانی و مکانی؛ از میان رفتن پاره‌ای از قراین حالی و مقالی، به ویژه سبب صدور خبر؛ نحوهی کتابت و تصحیف روایات؛ تقطیع احادیث؛ احادیث مدرَج؛ تخییر در حکم؛ از بین رفتن پاره‌‌ای از احادیث؛ تفویض و واگذاری احکام به اهل بیت (علیهم السلام)؛ رعایت ظرفیت راوی؛ تغییر احکام با نسخ؛ القای اختلاف از سوی ائمه (علیهم اسلام)برای مصلحت شیعیان؛ تشریع تدریجی؛ تبعیض در بیان احکام؛ خلط راوی بین کلام امام (روایت) و کلام دیگر افراد؛ منع تدوین حدیث.
3-1-5- عوامل تحقّق تعارض:
دو دلیل متعارض، ممکن است با یکدیگر متناقض باشند (مانند وجوب و عدم وجوب چیزی) یا متضاد (مانند وجوب و حرمت چیزی). همچنین در تعارض لازم نیست تنافی دو دلیل ذاتی باشد؛ بلکه تنافی عرضی هم کافی است؛ مثلاً هرگاه حدیثی بر وجوب نماز جمعه و حدیث دیگر بر وجوب نماز ظهر در روز جمعه دلالت داشته باشد، این دو دلیل هرچند ذاتاً با هم تعارض ندارند، ولی چون از ادلّهی دیگر به دست میآید که در ظهر جمعه، فقط یک نماز واجب است؛ بنابراین میان آن دو در حقیقت، تعارض وجود دارد. نکتهی دیگر اینکه نباید به صرف ملاحظهی هرگونه ناهماهنگی جزئی میان مفاد چند دلیل؛ یا رؤیت اختلاف میان چند دلیل یا امارهی شرعی، به تعارض آنها حکم داد و وجود اختلاف بین آنها را قطعی دانست و در همهی موارد، نیاز به حلّ تعارض را احساس کرد، بلکه برای تحقّق چنین تعارضی شروطی وجود دارد که قول به تعارض، منوط به احراز آنهاست.
در منابع اصولی برای تحقق تعارض عواملی بیان شده که مهمترین آنها عبارتند از (برزنجی،1417،ج1: 153ـ162):
3-1-5-1- یقینی نبودن ادلّهی تعارض
نخستین شرط، تحقّق تعارض آن است که هیچکدام از دو دلیل، قطعی و یقینی نباشد؛ زیرا اگر یکی از آنها قطعی باشد، دلیل دیگر قطعاً نادرست است و خود به خود ساقط میشود. از این رو، اصولیان شیعه واهل سنت، ظنّی بودن دو دلیل را شرط تحقّقِ تعارض واقعی دانستهاند(حلّی،1380: 278؛غزالی،1417، ج2: 472) مانند اینکه میان مضمون آیهای از قرآن – که قطعیّ الصدور است –و روایتی از پیامبر(ص) –که ظنّی الصدور است – تعارض بیفتد. در این مورد، با فرض عدم امکان جمع سازش معنوی میان آنها، اساساً دلیل روایی به عنوان دلیل ظنّی ساقط میگردد و دلیل قرآنی به مثابهی دلیل یقینی، معتبر باقی میماند و خدشهای به آن وارد نمیشود. آنجا حتّی، امکان تعارض میان دلیل قطعی و دلیل ظنّی نیز نفی شده است. برخی اصولیان امامی تعارض میان دو دلیل ظنّی را منوط به این دانستهاند که دست کم یکی از آن دو، بالقوه ظنّی باشد نه بالفعل؛ یعنی، نوع دلیل از مقولهای به شمار رود که معمولاً افادهی ظن میکند(طهرانیحائری،1363: 435). البته در پارهای موارد، از جمله دربارهی احکام منسوخ، امکان تعارض دو دلیل قطعی پذیرفته شده است(هیتو،1421: 466) و برخی مؤلفان اهل سنت(زحیلی،1418،ج2: 1203) نیز با این تحلیل که تعارض تنها جنبهی ظاهری دارد، به امکان تعارض میان دو دلیل قطعی، مانند دو آیه یا دو حدیث متواتر، قائلاند.
3-1-5-2- وحدت موضوع
شرط اصلی تحقّق تعارض، یکی بودن موضوع طرفین تعارض است؛ به این معنا که احکام متعارضی که از دو دلیل قابل استنباط است، دربارهی یک موضوع و قلمرو شمول آن دو، بر هم منطبق باشد؛ بنابراین در مواردی که دو دلیل، به دو موضوع جداگانه برمیگردند، تعارضی متصوّر نیست(حیدری،1383:500)؛ مثلاً میان ادلّهی اجتهادی (ادلّهای که مجتهد برای استنباط حکم شرعی واقعی به آنها استناد میکند) و اصول عملیه مانند: برائت، استصحاب و … که کاربرد آنها منحصراً در مواردی است – که امکان دستیابی به حکم واقعی وجود ندارد – هیچگاه تعارض پدید نمیآید(انصاری،بیتا: 750).همینطور، در مواردی که یک دلیل عام یا مطلق وجود داشته باشد و دلیل دیگری، برخی از مصادیق حکم عام یا مطلق را از شمول آن خارج کند، تعارضی رخ نمیدهد.
3-1-5-3- حجیّت داشتن دو دلیل
شرط دیگر تعارض، آن است که هر دو دلیل متعارض شرایط حجیّت را داشته باشند. به بیان دیگر، هر یک از دو اماره بتواند مستقلاً مستند و دلیل یک حکم فقهی قرار گیرد، وگرنه امارهای که فاقد حجیّت برای استنباط حکم شرعی باشد، نمیتواند طرف معارضه باشد(مغنیه،1980: 431).
3-1-6- شیوههای حلّ تعارض:
برای رفع تعارضات موجود در اخبار،روشهایی در میان حدیث پژوهان مطرح است که بیشتر علمای حدیث پژوه براین باورند که ترتیب آنها بدین گونه است: روش جمع، روش ترجیح، روش تخییر یا توقّف. به این صورت که جمع عرفی مقدم بر دو روش دیگر میباشد و تا امکان عرفی داشته باشد، باید برای سازگار کردن احادیث و عمل به هردو تلاش کرد در غیر این صورت برای ترجیح یکی از آنها بر دیگری باید به سراغ مرجّحات رفت و اگر ترجیحی در میان نبود، نوبت به تخییر یا توقّف میرسد (مامقانی،1411،ج1: 268). به طور خلاصه به توضیح روشها در رفع تنافی و تعارض اخبار میپردازیم:
3-1-6-1- روش جمع
نخستین نوع مواجهه با تعارض روایات، تلاش برای ایجاد سازگاری و تلائم میان طرفین تعارض و نشان دادن عدم اختلاف واقعی میان آنهاست. نتیجهی این تلاش در بقای اعتبار طرفین تعارض ظهور مییابد. «جمع» در لغت، به معنای پیوند دادن و فراهم آوردن چیزهای پراکنده است (ابن فارس،1404،ج1: 479؛ ابنمنظور،1414،ج8: 53). «جمع» اصطلاحی را اینگونه میتوان تعریف کرد: عبارت است از ایجاد هماهنگی و انسجام به کمک ذوق عرفی، میان اخباری که تعارض ظاهری دارند تا به هر دو دسته اخبار، عمل شود (مظفّر،بیتا،ج2: 233). محقّقان جمع را به عرفی(دلالی، مقبول) و تبرّعی(عقلی) تقسیم کردند:
3-1-6-1-1- جمع عرفی (دلالی، مقبول)
در جمع عرفی از راههایی که مورد پذیرش عرف و عقلاست استفاده میشود و از این جهت که عرف و عقلاء آن را تصدیق میکنند به این نام خوانده شده است و برای استفاده از این روش در رفع تعارض حتما باید دلیل و استدلال وجود داشته باشد که در این روش جمع، «علاج اثباتی» صورت گرفته است. از وجوه جمع عرفی میتوان به: حمل مطلق بر مقید، حمل روایت بر حالات خاصّ مکلف (تقیه، عدم تمکن و توانایی، سهو و فراموشی و …)، حمل صیغهی امر بر استحباب، حمل بر زمان و مکان خاص و … اشاره کرد.
3-1-6-1-2- جمع تبرّعی (عقلی)
در جمع تبرّعی برای حلّ اختلاف در روایات، بدون آوردن دلیل، راههایی که در مقام ثبوت و در واقع امر امکان داشته باشد به کار گرفته میشود (احسانیفر،1385: 39). در این جمع میتوان پیچیدهترین تعارضات موجود در اخبار را با تکیه بر عقل یا ذوق به تأویل برد و میان آنها جمع و توفیق ایجاد کرد (دلبری،1390: 205). این روش جمع در «علاج ثبوتی» کاربرد دارد. از فواید علاج ثبوتی، پرهیز از انکار و طرح روایت تا حد امکان است؛ زیرا در این روش برای حفظ روایت و جلوگیری از انکار و ردّ آن، همهی اطلاعات درستی که بتوان روایات مختلف را بر آنها حمل کرد، جستجو میشود. فایدهی دیگر این روش این است که اگر دلیل قطعی برای جمع اخبار متعارض یافت نشود، فقط با ملاحظهی تنافی مدلولی میان آنها، به عدم صدور آنها به طور حتم، حکم نمیشود؛ زیرا در هر حال این احتمال وجود دارد که گوینده معنای دیگری غیر از معنای ظاهری آن مد نظر داشته باشد.
3-1-6-2- روش ترجیح
هرگاه میان دو حدیث متعارض بتوان به وجود مزیّتی برای یکی از طرفین تعارض قائل شد، بنا به نظر مشهور باید آن را بر دیگری ترجیح داد و آن دیگری را رها کرد. «ترجیح»، مصدر باب تفعیل در لغت عبارت است از برتری دادن چیزی بر چیز دیگر، تقویت کردن چیزی و غلبه دادن چیزی بر چیز دیگری(ابن منظور ،1414،ج2: 445) و در اصطلاح عبارت است از بیان رجحان و امتیاز یکی از دو روایت متعارض و تقویت آن به وجهی از وجوه تقویت که بدان سبب بر دیگری مقدم میشود. فخر رازی در تعریف آن مینویسد: «تقویة أحد الطریقین علی الآخر لیعلم الأقوی فیعمل به و یطرح الآخر» (فخررازی،1412،ج2: 529). در روش ترجیح، برای انواع مرجّحات چند تقسیم بندی صورت گرفته است.
3-1-6-2-1- مرجّحات منصوصه و غیر منصوصه
مرجّحات منصوصه: عواملی که در لسان اخبار علاجیه به آنها تصریح شده و سبب نزدیکی یکی از متعارضین به واقعیت و صدور از معصوم میشود که آنها عبارتند از: ترجیح به موافقت با کتاب، موافقت با سنّت، مخالفت با عامّه، ترجیح به صفات راوی و … (دلبری،1390: 161).
مرجّحات غیر منصوصه: مزایایی که در اخبار علاجیه بدان تصریح نشده است و موجب اقربیّت یکی از متعارضین به واقع و صدور از معصوم میشود از قبیل: فصیح بودن، منقول به لفظ بودن و … (همان: 162).
3-1-6-2-2- مرجّحات صدوری، جهتی، مضمونی
مرجّحات صدوری: مرجّحی که اصل صدور حدیث را تقویت میکند، مانند: صفات راوی (همان: 169).
مرجّحات جهتی: مرجّحی که جهت صدور حدیث را تقویت میکند که فلان حدیث در مقام بیان حکم واقعی، و فلان حدیث در شرایط تقیه صادر شده است (همان).
مرجّحات مضمونی: مرجّحی که موجب قوّت مضمون و دلالت خبر میشود، مثل اینکه مضمون یکی از دو روایت متعارض، موافق قرآن باشد (همان).
3-1-6-2-3- ترجیح به اعتبار سند و متن روایات
ترجیح به اعتبار سند: که وجوهش بر دو گونه است: ترجیح به اعتبار حال راوی، مانند: (عدالت، ایمان و معروفیت وی و …)، ترجیح به اعتبار تمام سند، مانند (ترجیح مُسند بر مُرسل، ترجیح خبر متواتر بر خبر واحد، ترجیح به کثرت راویان و …) (همان: 170و172)
ترجیح به اعتبار متن: عواملی که سبب تقویت متن حدیث است و باعث میشود یکی از دو خبر، از جهت متن، اقرب به صدور باشد. این عوامل عبارتند از: ترجیح منطوق بر مفهوم، مصرّح بر غیر مصرّح، مزید بر غیر مزید و … (همان: 178)
3-1-6-3- روش تخییر و توقّف
تخییر: در فرض صدور هر دو خبر و وجود تنافی و تعارض مستقر (واقعی)، به گونهای که دو خبر هیچ گونه ترجیحی بر یکدیگر ندارند و قابل جمع عرفی هم نیستند، مکلّف در گزینش یکی از آن دو خبر مختار است (همان: 246).
توقف: نظریهی مهم دیگر عبارت است از: توقّف در فتوا و احتیاط در عمل. در این نظریه، مراد



قیمت: 10000 تومان

روش MBR در تصفیه اختلاط فاضلاب‌های شهری و صنعتی با هدف بازیافت پساب در چرخه تولید و مدل سازی آن

پايان‌نامه کارشناسی ارشد مهندسي عمران-محیط زیست
روش MBR در تصفیه اختلاط فاضلاب‌های شهری و صنعتی با هدف بازیافت پساب در چرخه تولید و مدل سازی آن
استاد راهنما:
دکتر سید احمد میرباقری
نگارش :
مجید باقری
تابستان 92

تقدیر و سپاس
سپاس و ستایش خدای را جل و جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن، تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار، درفشان. آفریدگاری که خویشتن را به ما شناساند و درهای علم را بر ما گشود و عمری و فرصتی عطا فرمود تا بدان، بنده ضعیف خویش را در طریق علم و معرفت بیازماید.
در آغاز لازم میدانم از زحمات پدر ارجمند و مادر گرامی و کلیه افراد خانواده که در دوران تحصیل همواره مشوق و پشتیبان اینجانب بودهاند کمال تشکر را بنمایم. هم چنین از زحمات استاد محترم جناب آقای دکتر سید احمد میرباقری که همواره در این دوران با راهنماییهای خود راه‌گشای اینجانب بوده و کمکهای بیشائبهی خود را از بنده دریغ ننموده‌اند، کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم.
چكيده
در تحقیق صورت گرفته عملکرد بیوراکتور غشایی مستغرق با غشاء هالو فایبر در تصفیه فاضلاب شهری، فاضلاب صنعتی و اختلاط فاضلاب شهری و صنعتی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی کارایی تصفیه فاضلاب شهری از فاضلاب موجود در تصفیه خانه اکباتان تهران استفاده شد. همچنین فاضلاب صنعتی یا مقاومت بالا با افزایش پارامترهای BOD، COD و TSS به ترتیب به حدود 1000، 2000 و 5000 میلی گرم در لیتر شبیه سازی گردید. فاضلاب اختلاط شهری و صنعتی نیز با ترکیب این دو به دست آمده که خصوصیاتی بین فاضلاب شهری و صنعتی را داشت. برای هر سه نوع فاضلاب مورد استفاده در تحقیق بهینه کردن زمان ماند هیدرولیکی مورد نظر قرار گرفت. با توجه به نتایج بدست آمده زمان ماند هیدرولیکی بهینه برای فاضلاب شهری 5 ساعت، فاضلاب صنعتی 17 ساعت و اختلاط فاضلاب شهری و صنعتی برابر 7 ساعت حاصل گردید. بر اساس نتایج درصد حذف برای BOD، COD، NH4 و TP در اختلاط فاضلاب شهری و صنعتی برابر 83/96%، 21/96%، 71/95% و 14/90% بدست آمد. نتایج بدست آمده نشان داد که بیوراکتورهای غشایی مستغرق با غشاء هالو فایبر برای فاضلاب شهری به طور غیر اقتصادی عمل کرده و همچنین در فاضلاب صنعتی نیز زمان ماند به مقدار قابل ملاحظه ای افزایش می‌یابد. در مقایسه با فاضلاب شهری و صنعتی، فاضلاب مختلط دارای خصوصیاتی بوده که باعث افزایش کارایی حذف و کاهش زمان ماند هیدرولیکی توسط بیوراکتور غشایی مستغرق و ایجاد شرایط اقتصادی برای تصفیه فاضلاب می‌شود. همچنین با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و توابع پایه شعاعی برای اختلاط فاضلاب شهری و صنعتی مدل سازی صورت گرفت. نتایج حاصل از مدل ارائه شده مربوط به داده های آموزش و تست برای BOD، COD، NH4 و TP بسیار موفق بوده و تطبیق داده های مدل شبکه عصبی با مدل آزمایشگاهی صورت گرفت.
كليد واژه: بیوراکتور غشایی مستغرق، تصفیه فاضلاب، زمان ماند بهینه، فاضلاب مختلط.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
TOC \o “1-4” \h \z \uفهرست جدول‌هاهفهرست شكل‌‌ها PAGEREF _Toc366945330 \h ‌وفصل 1-کلیات PAGEREF _Toc366945331 \h 11-1-مقدمه PAGEREF _Toc366945332 \h 11-2-روش‌های نوین تصفیه فاضلاب PAGEREF _Toc366945333 \h 31-2-1-بیوراکتور غشایی MBR PAGEREF _Toc366945334 \h 31-2-2-رآکتورهای بیولوژیکی با بستر متحرک MBBR PAGEREF _Toc366945335 \h 41-2-3-سیستم رآکتورهای منفرد متوالی SBR PAGEREF _Toc366945336 \h 41-2-4-سیستم UASB PAGEREF _Toc366945337 \h 51-2-5-سیستم USBF PAGEREF _Toc366945338 \h 51-2-6-سیستم بیولاک PAGEREF _Toc366945339 \h 61-2-7-فرآیند صافی چکنده PAGEREF _Toc366945340 \h 7فصل 2-سیستم بیوراکتور غشایی (MBR) و مروری بر منابع PAGEREF _Toc366945341 \h 82-1-مقدمه PAGEREF _Toc366945342 \h 82-2-معرفی و بررسی سیستم PAGEREF _Toc366945343 \h 92-2-1-انواع بیوراکتورهای غشایی از لحاظ چیدمان مدول غشایی PAGEREF _Toc366945344 \h 112-2-2-انواع سیستم‌های MBR از لحاظ فرآیند کلی PAGEREF _Toc366945345 \h 132-2-3-پارامترهای مهم در سیستم غشایی MBR PAGEREF _Toc366945346 \h 152-2-4-مزایای سیستم بیوراکتور غشایی MBR PAGEREF _Toc366945347 \h 162-2-5-معایب سیستم MBR PAGEREF _Toc366945348 \h 172-3-معرفی غشا و بررسی انواع غشاها PAGEREF _Toc366945349 \h 182-3-1-تقسیم بندی غشاها بر اساس دامنه جداسازی PAGEREF _Toc366945350 \h 182-3-2-انواع غشاء از حیث شکل PAGEREF _Toc366945351 \h 202-3-2-1-غشاهای مسطح (Flat) PAGEREF _Toc366945352 \h 202-3-2-2-غشاهای لوله ای (Tubular) PAGEREF _Toc366945353 \h 202-3-2-3-اسپیرال (Spiral-wound) PAGEREF _Toc366945354 \h 212-3-2-4-مقایسه و ویژگی انواع غشاء ها PAGEREF _Toc366945355 \h 222-3-3-انواع غشا از لحاظ جنس PAGEREF _Toc366945356 \h 232-3-4-انواع غشا از حیث کاربری فیلتراسیون PAGEREF _Toc366945357 \h 232-3-5-انتخاب غشا PAGEREF _Toc366945358 \h 242-3-6-گرفتگی غشا PAGEREF _Toc366945359 \h 242-3-6-1-مکانیزم‌های گرفتگی PAGEREF _Toc366945360 \h 252-3-6-2-راهكارهاي کاهش گرفتگی غشا: PAGEREF _Toc366945361 \h 272-4-نمونه ای از تحقیقات انجام گرفته در دنیا (MBR) PAGEREF _Toc366945362 \h 272-5-جمع بندی PAGEREF _Toc366945363 \h 35فصل 3-مواد و روش های مورد استفاده در تحقیق PAGEREF _Toc366945364 \h 363-1-مقدمه PAGEREF _Toc366945365 \h 363-2-هدف تحقیق PAGEREF _Toc366945366 \h 373-3-پایلوت بیوراکتور غشایی (MBR) PAGEREF _Toc366945367 \h 373-3-1-مخزن بیوراکتور PAGEREF _Toc366945368 \h 383-3-1-1-مدول غشایی PAGEREF _Toc366945369 \h 393-3-1-2-پمپ مکش PAGEREF _Toc366945370 \h 413-3-1-3-فشارسنج PAGEREF _Toc366945371 \h 413-3-1-4-پمپ بکواش PAGEREF _Toc366945372 \h 423-3-1-5-سیستم هوا دهی PAGEREF _Toc366945373 \h 433-3-2-مخزن یا حوضچه آنوکسیک PAGEREF _Toc366945374 \h 443-3-3-مخزن یا حوضچه بی هوازی PAGEREF _Toc366945375 \h 453-3-4-مخزن تغذیه پایلوت PAGEREF _Toc366945376 \h 463-4-محل استقرار پایلوت PAGEREF _Toc366945377 \h 473-5-راه اندازی و بهره برداری از پایلوت PAGEREF _Toc366945378 \h 483-6-آزمایشات انجام شده PAGEREF _Toc366945379 \h 493-6-1-اندازه گیری BOD PAGEREF _Toc366945380 \h 493-6-2-اندازه گیری COD PAGEREF _Toc366945381 \h 503-6-3-اندازه گیری TP، NH4، NO3 PAGEREF _Toc366945382 \h 503-6-4-اندازه‌گيري PH PAGEREF _Toc366945383 \h 503-6-5-اندازه‌گيري MLSS و MLVSS PAGEREF _Toc366945384 \h 51فصل 4-تئوری مدل سازی با شبکه عصبی PAGEREF _Toc366945385 \h 524-1-مقدمه PAGEREF _Toc366945386 \h 524-2-ایده شبکه های عصبی مصنوعي PAGEREF _Toc366945387 \h 534-3-نحوه عملکرد شبکه های عصبی مصنوعي PAGEREF _Toc366945394 \h 554-4-شبكه عصبي مصنوعي PAGEREF _Toc366945395 \h 584-4-1-شبكه‎هاي تک لایه PAGEREF _Toc366945396 \h 584-4-2-شبكه‎هاي چند لایه PAGEREF _Toc366945397 \h 594-5-توابع تحريك شبكه‎هاي عصبي PAGEREF _Toc366945398 \h 614-5-1-تابع تحريك پله‌‌اي PAGEREF _Toc366945399 \h 614-5-2-تابع تحريك خطي PAGEREF _Toc366945400 \h 614-5-3-توابع تحريك سيگمويد PAGEREF _Toc366945401 \h 614-6-باياس PAGEREF _Toc366945402 \h 624-7-آموزش شبكه عصبي PAGEREF _Toc366945403 \h 634-8-مدهاي عملكردي شبكه عصبي PAGEREF _Toc366945404 \h 634-9-شبكه عصبي تابع بنيادي شعاعي (RBF) PAGEREF _Toc366945405 \h 644-9-1-نكات قابل توجه در خصوص شبكه‎ تابع بنيادي شعاعي PAGEREF _Toc366945407 \h 654-9-1-1-نرمال سازی بردارهاي ورودي PAGEREF _Toc366945408 \h 674-9-2-آموزش شبكه RBF PAGEREF _Toc366945409 \h 68فصل 5-تحلیل و تفسیر نتایج PAGEREF _Toc366945410 \h 695-1-نتایج آزمایشات PAGEREF _Toc366945411 \h 695-2-نتایج فاضلاب شهری PAGEREF _Toc366945412 \h 705-2-1-نتایج آزمایشات BOD PAGEREF _Toc366945413 \h 705-2-2-نتایج آزمایشات COD PAGEREF _Toc366945414 \h 735-2-3-نتایج آزمایشات NH4 PAGEREF _Toc366945415 \h 765-2-4-نتایج آزمایشات TP PAGEREF _Toc366945416 \h 785-2-5-نتایج آزمایشات TSS PAGEREF _Toc366945417 \h 795-2-6-نتایج آزمایشات PH PAGEREF _Toc366945418 \h 805-3-نتایج فاضلاب صنعتی PAGEREF _Toc366945419 \h 815-3-1-نتایج آزمایشات BOD PAGEREF _Toc366945420 \h 815-3-2-نتایج آزمایشات COD PAGEREF _Toc366945421 \h 845-3-3-نتایج آزمایشات NH4 PAGEREF _Toc366945422 \h 875-3-4-نتایج آزمایشات TP PAGEREF _Toc366945423 \h 895-3-5-نتایج آزمایشات TSS PAGEREF _Toc366945424 \h 905-4-نتایج اختلاط فاضلاب شهری و صنعتی PAGEREF _Toc366945425 \h 915-4-1-نتایج آزمایشات BOD PAGEREF _Toc366945426 \h 915-4-2-نتایج آزمایشات COD PAGEREF _Toc366945427 \h 955-4-3-نتایج آزمایشات NH4 PAGEREF _Toc366945428 \h 975-4-4-نتایج آزمایشات TP PAGEREF _Toc366945429 \h 1005-4-5-نتایج آزمایشات TSS PAGEREF _Toc366945430 \h 1015-5-نتایج مدل سازی برای فاضلاب مختلط PAGEREF _Toc366945431 \h 1025-5-1-مدل سازی BOD خروجی PAGEREF _Toc366945432 \h 1035-5-2-مدل سازی COD خروجی PAGEREF _Toc366945433 \h 1075-5-3-مدل سازی NH4 خروجی PAGEREF _Toc366945434 \h 1115-5-4-مدل سازی TP خروجی PAGEREF _Toc366945435 \h 115فصل 6-نتیجه گیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc366945436 \h 1206-1-نتیجه گیری PAGEREF _Toc366945437 \h 1206-2-پیشنهادات PAGEREF _Toc366945438 \h 122فهرست مراجع PAGEREF _Toc366945439 \h 123پیوست PAGEREF _Toc366945440 \h 127فهرست جدول‌هاعنوانصفحه
TOC \h \z \c “جدول(” جدول( ‏21) مزایا و معایب چيدمان مدول غشایی در حالت غوطه‌ور و خارج از بیوراکتور PAGEREF _Toc366945442 \h 13جدول( ‏22) مقایسه اشکال مختلف غشاهاي مورد استفاده در MBR از جنبه های گوناگون PAGEREF _Toc366945443 \h 22جدول( ‏23) مزایا و معایب هر یک از اشکال غشاهاي مورد استفاده در MBR PAGEREF _Toc366945444 \h 22جدول( ‏31) مشخصات غشاء هالو فایبر مورد استفاده در پایلوت PAGEREF _Toc366945445 \h 40جدول( ‏32) ویژگی‌های فاضلاب ورودی تصفیه خانه فاضلاب شهرک اکباتان (مقادیر بحرانی) PAGEREF _Toc366945446 \h 49جدول( ‏51) مشخصات متغییر های ورودی و خروجی در شبکه عصبی مصنوعی PAGEREF _Toc366945447 \h 102جدول( ‏52) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت جداگانه PAGEREF _Toc366945448 \h 105جدول( ‏53) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه دو تایی PAGEREF _Toc366945449 \h 106جدول( ‏54) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه سه تایی PAGEREF _Toc366945450 \h 106جدول( ‏55) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه چهار تایی PAGEREF _Toc366945451 \h 107جدول( ‏56) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت جداگانه PAGEREF _Toc366945452 \h 109جدول( ‏57) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه دو تایی PAGEREF _Toc366945453 \h 110جدول( ‏58) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه سه تایی PAGEREF _Toc366945454 \h 110جدول( ‏59) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه چهار تایی PAGEREF _Toc366945455 \h 111جدول( ‏510) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت جداگانه PAGEREF _Toc366945456 \h 113جدول( ‏511) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه دو تایی PAGEREF _Toc366945457 \h 114جدول( ‏512) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه سه تایی PAGEREF _Toc366945458 \h 114جدول( ‏513) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه چهار تایی PAGEREF _Toc366945459 \h 115جدول( ‏514) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت جداگانه PAGEREF _Toc366945460 \h 117جدول( ‏515) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه دو تایی PAGEREF _Toc366945461 \h 118جدول( ‏516) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه سه تایی PAGEREF _Toc366945462 \h 118جدول( ‏517) مشخصات مربوط به مدل حاصل از متغییر های ورودی به صورت گروه چهار تایی PAGEREF _Toc366945463 \h 119
فهرست شكل‌‌هاعنوانصفحه
TOC \h \z \c “شکل(” شکل( ‏21) طرح شماتیک دو بعدی از یک سیستم بیوراکتور غشایی PAGEREF _Toc366945464 \h 9شکل( ‏22) نحوه تجزیه بیولوژیکی و جداسازی فیزیکی در سیستم بیوراکتور غشایی PAGEREF _Toc366945465 \h 11شکل( ‏23) بیوراکتور غشایی در دو حالت غوطه‌ور و خارج از بیوراکتور PAGEREF _Toc366945466 \h 12شکل( ‏24) انواع بیوراکتورهای غشايي از حيث فرآيند كلي PAGEREF _Toc366945467 \h 14شکل( ‏25) تقسیم بندی انواع غشاء ها بر اساس دامنه جداسازی PAGEREF _Toc366945468 \h 18شکل( ‏26) غشا مسطح مورد استفاده در بیوراکتورهای غشایی PAGEREF _Toc366945469 \h 20شکل( ‏27) غشا هالو فایبر یا رشته ای مورد استفاده در بیوراکتورهای غشایی PAGEREF _Toc366945470 \h 21شکل( ‏28) غشاي اسپيرال PAGEREF _Toc366945471 \h 22شکل( ‏29) انواع غشا از حیث کاربری فیلتراسیون PAGEREF _Toc366945472 \h 24شکل( ‏210) شكل شماتيك انواع مکانیزم‌های گرفتگي PAGEREF _Toc366945473 \h 25شکل( ‏31) مخزن بیوراکتور غشایی به همراه متعلقات مربوط به آن PAGEREF _Toc366945474 \h 38شکل( ‏32) غشاء هالو فایبر و متعلقات آن در مخزن بیوراکتور غشایی PAGEREF _Toc366945475 \h 39شکل( ‏33) غشاء هالو فایبر و لوله های متصل به آن PAGEREF _Toc366945476 \h 41شکل( ‏34) پمپ مکش مورد استفاده در پایلوت PAGEREF _Toc366945477 \h 41شکل( ‏35) فشار سنج PAGEREF _Toc366945478 \h 42شکل( ‏36) پمپ بکواش PAGEREF _Toc366945479 \h 42شکل( ‏37) غشاء هالو فایبر و لوله های متصل به آن PAGEREF _Toc366945480 \h 43شکل( ‏38) آرایش هواده ها در بیوراکتور PAGEREF _Toc366945481 \h 44شکل( ‏39) حوضچه آنوکسیک مورد استفاده در پایلوت PAGEREF _Toc366945482 \h 45شکل( ‏310) حوضچه بی هوازی مورد استفاده در پایلوت PAGEREF _Toc366945483 \h 46شکل( ‏311) پمپ تغذیه و مخزن تغذیه پایلوت PAGEREF _Toc366945484 \h 47شکل( ‏312) پایلوت بیوراکتور غشایی واقع در تصفیه خانه اکباتان تهران PAGEREF _Toc366945485 \h 48شکل( ‏313) دستگاه اسپکتروفوتومتر جهت اندازه گیری میزان نمونه ها PAGEREF _Toc366945486 \h 50شکل( ‏314) دستگاه PH متر PAGEREF _Toc366945487 \h 51شکل( ‏41) شمایی از نواحي اصلي يك نرون بيولوژيكي PAGEREF _Toc366945488 \h 56شکل( ‏42) شمایی از ساختار يك نرون مصنوعي PAGEREF _Toc366945489 \h 56شکل( ‏43) شمایی از ساختار يك شبكه تک لایه PAGEREF _Toc366945490 \h 59شکل( ‏44) شمایی از ساختار يك شبكه دو لایه PAGEREF _Toc366945491 \h 60شکل( ‏45) منحني نمايش تابع تحريك نرون های RBF PAGEREF _Toc366945492 \h 65شکل( ‏46) مسطح پاسخ يك نرون RBF با دو ورودي PAGEREF _Toc366945493 \h 66شکل( ‏47) ساختار يك شبكه RBF PAGEREF _Toc366945494 \h 68شکل( ‏51) تغییرات غلظت BOD ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945495 \h 70شکل( ‏52) تغییرات غلظت MLSS و MLVSS و درصد MLVSS/MLSS نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945496 \h 71شکل( ‏53) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی K و Ks بر حسب BOD PAGEREF _Toc366945497 \h 72شکل( ‏54) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی Y و Kd بر حسب BOD PAGEREF _Toc366945498 \h 73شکل( ‏55) تغییرات غلظت COD ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945499 \h 74شکل( ‏56) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی K و Ks بر حسب COD PAGEREF _Toc366945500 \h 75شکل( ‏57) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی Y و Kd بر حسب COD PAGEREF _Toc366945501 \h 75شکل( ‏58) تغییرات غلظت NH4 ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945502 \h 76شکل( ‏59) تغییرات غلظت NO3 ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945503 \h 77شکل( ‏510) تغییرات غلظت TP ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945504 \h 78شکل( ‏511) تغییرات غلظت TSS ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945505 \h 79شکل( ‏512) تغییرات غلظت PH ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945506 \h 80شکل( ‏513) تغییرات غلظت BOD ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945507 \h 81شکل( ‏514) تغییرات غلظت MLSS و MLVSS و درصد MLVSS/MLSS نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945508 \h 82شکل( ‏515) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی K و Ks بر حسب BOD PAGEREF _Toc366945509 \h 83شکل( ‏516) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی Y و Kd بر حسب BOD PAGEREF _Toc366945510 \h 84شکل( ‏517) تغییرات غلظت COD ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945511 \h 85شکل( ‏518) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی K و Ks بر حسب COD PAGEREF _Toc366945512 \h 86شکل( ‏519) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی Y و Kd بر حسب COD PAGEREF _Toc366945513 \h 86شکل( ‏520) تغییرات غلظت NH4 ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945514 \h 87شکل( ‏521) تغییرات غلظت NO3 ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945515 \h 88شکل( ‏522) تغییرات غلظت PH ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945516 \h 89شکل( ‏523) تغییرات غلظت TP ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945517 \h 90شکل( ‏524) تغییرات غلظت TSS ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945518 \h 91شکل( ‏525) تغییرات غلظت BOD ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945519 \h 92شکل( ‏526) تغییرات غلظت MLSS و MLVSS و درصد MLVSS/MLSS نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945520 \h 93شکل( ‏527) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی K و Ks بر حسب BOD PAGEREF _Toc366945521 \h 94شکل( ‏528) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی Y و Kd بر حسب BOD PAGEREF _Toc366945522 \h 94شکل( ‏529) تغییرات غلظت COD ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945523 \h 95شکل( ‏530) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی K و Ks بر حسب COD PAGEREF _Toc366945524 \h 96شکل( ‏531) منحنی تعیین ثابت‌های سینتیکی زیستی Y و Kd بر حسب COD PAGEREF _Toc366945525 \h 97شکل( ‏532) تغییرات غلظت NH4 ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945526 \h 98شکل( ‏533) تغییرات غلظت NO3 ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945527 \h 99شکل( ‏534) تغییرات غلظت PH ورودی و خروجی نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945528 \h 100شکل( ‏535) تغییرات غلظت TP ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945529 \h 101شکل( ‏536) تغییرات غلظت TSS ورودی و خروجی و درصد حذف نسبت به زمان ماند هیدرولیکی PAGEREF _Toc366945530 \h 102شکل( ‏537)مدل مربوط به غلظت BOD خروجی برای داده های تست و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945531 \h 103شکل( ‏538)مدل مربوط به غلظت BOD خروجی برای داده های آموزش و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945532 \h 104شکل( ‏539)مدل مربوط به غلظت BOD خروجی برای داده های کل و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945533 \h 104شکل( ‏540)مدل مربوط به غلظت COD خروجی برای داده های تست و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945534 \h 107شکل( ‏541)مدل مربوط به غلظت COD خروجی برای داده های آموزش و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945535 \h 108شکل( ‏542)مدل مربوط به غلظت COD خروجی برای داده های کل و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945536 \h 108شکل( ‏543)مدل مربوط به غلظت NH4 خروجی برای داده های تست و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945537 \h 111شکل( ‏544)مدل مربوط به غلظت NH4 خروجی برای داده های آموزش و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945538 \h 112شکل( ‏545)مدل مربوط به غلظت NH4 خروجی برای داده های کل و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945539 \h 112شکل( ‏546)مدل مربوط به غلظت TP خروجی برای داده های تست و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945540 \h 115شکل( ‏547)مدل مربوط به غلظت TP خروجی برای داده های آموزش و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945541 \h 116شکل( ‏548)مدل مربوط به غلظت TP خروجی برای داده های کل و مشخصات آن PAGEREF _Toc366945542 \h 116
کلیاتفصل اول
کلیات
مقدمهامروزه به دلیل افزایش جمعیت و حجم زیاد فاضلاب نیاز به سیستم‌های جدید برای تصفیه فاضلاب احساس می‌شود. سیستم‌های جدید مزایایی دارند که از جمله آن‌ها می‌توان به کیفیت بهتر آب خروجی اشاره کرد، دیگر اینکه سیستم‌های جدید فضای کمتری را اشغال می‌کنند، ابعاد تصفیه خانه کوچک شده و حتی به نصف سیستم‌های قدیمی می‌رسند، همچنین لجن تولیدی نیز کاهش می‌یابد. یکی از مزایای مهم سیستم‌های جدید کاهش ابعاد راکتور تا 40 تا 60 درصد می‌باشد.]1[ در این فصل به چند مورد از سیستم‌های جدید اشاره می‌شود.
عمده تصفیه خانه های موجود در ایران به روش لجن فعال، تصفیه را انجام می‌دهند.]2[ از آنجا که مخازن ته نشینی ثانویه یکی از اجزای اصلی این روش به شمار می‌روند، توجه به مشکلات بهره برداری آن‌ها بسیار مهم می‌باشد. مخازن ته نشینی ثانویه نقش حذف جامدات بیولوژیکی تولید شده در راکتور هوادهی، زلال سازی پساب و تغلیظ اولیه لجن را به عهده دارند. لیکن این مخازن با محدودیت‌های فراوانی مواجه هستند که کارایی و سودمندی آن‌ها را کاهش می‌دهد.]3[ در تحقیق صورت گرفته سعی بر آن شد تا کارایی روش بیوراکتورهای غشایی در مقیاس پایلوت در تصفیه اختلاط فاضلاب‌های شهری و صنعتی مورد بررسی قرار گیرد که در این راستا از فاضلاب تصفیه خانه اکباتان استفاده گردید.
در فصل اول این تحقیق به شرح مختصری درباره کلیات تصفیه فاضلاب، انواع روش‌های تصفیه و فرایندهای بیولوژیکی پرداخته شده است.
در فصل دوم شرح تفصیلی فرایند MBR انواع غشا و مزایا و معایب MBR و تاریخچه ای از مطالعات انجام شده به روش MBR، پرداخته شده است.
در فصل سوم روش تحقیق، چگونگی ساخت و بهره برداری از پایلوت، مهیا نمودن شرایط لازم و مواد و وسایل مورد استفاده در تحقیق ارائه گردیده است.
در فصل چهارم مفاهیم مربوط به مدل سازی با شبکه عصبی مصنوعی ارائه شده است.
فصل پنجم به ارائه نتایج حاصل از انجام آزمایشات به تجزیه و تحلیل و تفسیر نتایج اختصاص یافته است.
در فصل ششم به نتیجه گیری و جمع بندی کلی پرداخته شده و پیشنهادات جهت تحقیقات آتی ارائه گردیده است.
روش‌های نوین تصفیه فاضلاب
وجود آلاینده ها در آب باعث تغییراتی در خواص فیزیکی و شیمیایی و حتی بیولوژیکی آب شده و در نهایت باعث اثرات منفی بر روی سلامت انسان و محیط زیست می‌شود.]4[ بنابراین تصفیه فاضلاب‌ها و حذف عوامل آلاینده موجود در آن از اهمیت خاصی برخوردار است.]5[ روش‌های تصفیه فاضلاب شهری و صنعتی را می‌توان بر اساس معیارهای مختلفی تقسیم بندی کرد. همان طور که قبلاً اشاره گردید اکثر تصفیه خانه های موجود در ایران از نوع لجن فعال بوده و این گونه تصفیه خانه ها مورد توجه وزارت نیرو کشور می‌باشد. در ادامه بحث به روش‌های نوین تصفیه فاضلاب می‌پردازیم و آن‌ها را معرفی می‌کنیم زیرا سیستم‌های نوین دارای مزیت‌های فراوانی نسبت به روش‌های سنتی تصفیه فاضلاب می‌باشد.]1[
بیوراکتور غشایی MBRرآکتورهای غشایی بیولوژیکی MBR که از یک راکتور بیولوژیکی (بیوراکتور) با بیومس معلق و غشاهای میکرو فیلتراسیون با قطر 4-1 میکرون جهت جداسازی جامدات تشکیل شده‌اند و دارای کاربردهای زیادی در تصفیه فاضلاب هستند. سیستم‌های MBR ممکن است با بیوراکتورهای دارای بیومس معلق هوازی یا بی هوازی استفاده شوند.]6[ سیستم‌های غشایی می‌توانند فاضلاب خروجی را به کیفیت فاضلاب خروجی از ترکیب ته نشینی ثانویه و میکروفیلراسیون برسانند. MBR ها برای تصفیه فاضلاب‌های بهداشتی و صنعتی و استفاده مجدد آب کاربرد دارند. این سیستم ترکیبی از سیستم لجن فعال متعارف و فیلتراسیون غشایی با فشار پایین می‌باشد که نیازی به زلال ساز ندارند.]7[ فرآیند جداگانه غشایی یک فیزیکی را جهت جلوگیری از عبور ارگانیسم‌ها ایجاد می‌نماید به طوری که ارگانیسم‌های بیشتری حتی تا سه برابر روش متعارف در فرآیند تصفیه مشارکت می‌کنند. این روش همچنین نسبت به روش متعارف نیاز به فضای کمتری داشته و کیفیت پساب خروجی آن نیز بالاتر می‌باشد.]3[
رآکتورهای بیولوژیکی با بستر متحرک MBBRبیوراکتورهای با بستر متحرک MBBR از اواخر قرن نوزدهم در اروپا مورد استفاده قرار گرفتند. این رآکتورها دارای مزایایی نظیر افت فشار کم و مقاومت در برابر عواملی مانند تغییرات دما ، وجود سموم، تغییرات PHو محدودیت‌های موقتی تغذیه را دارا هستند. فرآیند MBBR ترکیبی از فرآیند بیوفیلم چسبیده با فرآیند لجن فعال می‌باشد . این سیستم یک فرآیند هوادهی رشد چسبیده است که در آن باکتری‌ها و میکروارگانیسم ها به شکل یک لایه بیوفیلم بر یک بستر کوچک متحرک عمل می‌کنند تا رشد و محافظت از بیومس را بهینه نمایند. این بسترهای متحرک مساحت سطحی بالایی را جهت بهینه نمودن تماس باکتری‌ها با هوا و فاضلاب را بر عهده دارند.]8[ راکتور های بیوفیلمی متحرک به دلیل عدم نیاز به شستشوی معکوس ، عدم گرفتگی ، توزیع یکنواخت بار در تمام سطح حامل‌ها در بیوفیلم مستغرق، افت هد ناچیز و سطح ویژه مناسب باری رشد بیوفیلم می‌باشد. حدود 70 درصد حجم این رآکتورها با حامل بیوفیلمی که عموماً از جنس پلی اتیلن می‌باشند پر شده که توسط همزن یا تزریق هوا به صورت معلق در می‌آیند. ]9[
سیستم رآکتورهای منفرد متوالی SBRواحد SBR ها در تمام جهان از سال١٩٢٠ استفاده می‌شوند.با افزايش محبوبيت اين سيستم در اروپا و چين همانند ايالات متحده، به طور موفق جهت تصفيه پسماندهاي شهري و صنعتي. استفاده می‌شوند. SBRها يک فرآيند تغيير يافته لجن فعال می‌باشد.آن‌ها از حوزه هاي لجن فعل متمايز هستند زیرا همه مراحل تصفيه و فرآيندها به يک حوزه تبديل می‌شوند. این سیستم دارای پنج مرحله اصلی، پر کردن واکنش ، ته نشینی ، تخلیه و سکون می‌باشد. بسته به اهداف تصفیه فرآیند پر کردن در این سیستم می‌تواند شامل تنها پر کردن ، پر کردن و اختلاط یا پر کردن اختلاط و هوادهی باشد. در طول زمان هر مرحله برای دستیابی به اهداف خاص تصفیه اصلاح شده است. با اعمال تغییراتی در سیستم SBR متعارف از طریق افزودن دو مرحله‌ی بی هوازی و هوادهی امکان حذف فسفر فراهم می‌شود. اتلاف لجن یک مرحله مهم دیگر در فرآیند SBR می‌باشد که روی آن عملکرد بسزایی دارد. این مرحله به این دلیل جزو 5 مرحله اصلی به شمار نمی‌رود که هیچ زمانی در این چرخه به آن اختصاص نمی‌یابد . میزان اتلاف لجن مانند سیستم جریان پیوسته متعارف، با نیازمندی‌های عملکرد مشخص می‌شود. عملیات اتلاف لجن معمولاً حین فازهای ته نشینی یا حالت سکون اتفاق می‌افتد.]10[
سیستم UASBیکی از پیشرفت‌های قابل توجه در تکنولوژی مربوط به سیستم‌های تصفیه فاضلاب بی هوازی راکتور UASB می‌باشد که در اواخر دهه 70 میلادی در هلند شکل گرفت. در این فرآیند فاضلاب از انتهای راکتور وارد آن شده و از میان واحد رولش لجن سمت بالا جریان پیدا می‌کند. اجزای اصلی راکتور UASB ، سیستم توزیع فاضلاب ورودی، جداکننده فاز گاز از جامد و طرح خروج پساب تصفیه شده می‌باشد.]11[
سیستم USBF
فرآیند USBF حاصل بیش از چهل سال تحقیق، آزمایش و تجارب علمی می‌باشد. این فرآیند یک سیستم لجن فعال متعارف می‌باشد که با یک منطقه بی هوازی و یک بستر فیلتر لجن با جریان رو به بالا ترکیب و در یک بیوراکتور یکپارچه گرد هم آمده است. سیستم‌های پی در پی و مدو لار USBF به طور ویژه فضای کمتری اشغال نموده و اجزای متحرک بسیار کمتر دارد. نتیجه امر یک سیستم کارآمد تصفیه فاضلاب می‌باشد که در هزینه نگهداری و راهبری پایینی دارد. تکنولوژی USBF از نظر ماهیت، محدودیت ظرفیت نداشته و در رنج گسترده ای قابلیت کاربرد دارد.]11[
سیستم بیولاکدر اواخر دهه‌ی ٧٠ در اروپا و در سال ١٩٨٥ در آمريکا ارايه شد. امروزه بيش از هزاران تصفيه خانه شهري و صنعتي به روش بيولاک در سرتاسر دنيا در حال فعاليت می‌باشند. در ايران براي اولين بار در اروميه از روش بيولاک براي تصفيه فاضلاب شهري استفاده شد. پروژه‌ی دومي که در حال حاضر در مرحله انجام می‌باشد تصفيه خانه‌ی 000/300 نفري شهر قدس می‌باشد که از سيستم بيولاک براي تصفيه فاضلاب شهر قدس و شهرک‌های اطراف استفاده خواهد کرد. فرآيند بيولاک ویرایش‌های متعددي می‌تواند داشته باشد، از جمله اين ویرایش‌ها می‌توان به بيولاک مجهز به حذف فسفر و يا حذف نيتروژن اشاره کرد.]10[ فرآيند یکپارچه‌ی لجن فعال بيولاک شامل يک حوض که توسط جدا کننده ها به چهار حوض حذف فسفر، هوادهي، ته نشيني و زلال سازي تقسيم می‌شود. میکروارگانیسم ها در حين سنتز سلولي و انتقال انرژي، فسفر را مصرف می‌کنند. در نتيجه، ١٠ تا ٣٠درصد فسفر ورودي در حين تصفيه زيستي ثانويه جدا می‌شود. براي دستيابي به غلظت پايين فسفر در پساب خروجي، لازم است بيش از حد لازم براي حيات و سنتز سلولي فسفر مصرف شود. در شرايط خاص هوازي، ممکن است ميکروارگانيسم ها بيش از حد نياز خود فسفر جذب کنند. تحت شرايط بي اکسيژن می‌توان فسفر را از سلول‌ها آزاد کرد. جداسازي زيست شناختي فسفر با کار کردن به شیوه‌ی متوالي و ايجاد شرايط محيطي مناسب در راکتور ممکن می‌شود. اگر بعد از يک ناحیه‌ی بي هوازي يک ناحيه هوازي (اکسيژني) قرار گیرد، جذب فسفر ميکروارگانيسم ها در حد طبيعي خواهد بود. فسفر نه تنها به مصرف حفظ حيات، سنتز و انتقال انرژي سلولي می‌رسد بلکه براي استفاده ميکروارگانيسم های بعدي نيز ذخيره می‌شود بدين ترتيب جداسازي فسفر مستلزم استفاده از رآکتورهای هوازي، بي هوازي يا ناحيه هوازي بي هوازي درون يک راکتور است.]12[
فرآیند صافی چکندهفرآیند صافی چکنده از فرآیندهای از فرآیندهای بیولوژیکی هوازی با رشد چسبیده بوده که در آن از یک بستر ثابت استفاده می‌گردد. تصفیه در این سیستم به وسیله میکروارگانیسم های چسبنده به محیط صافی انجام می‌گیرد. این سیستم هوازی بوده و برای تجزیه بیولوژیکی مواد آلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نتیجه این گونه تصفیه لجنی بوده که در زلال ساز که در پایین دست جریان قرار دارد، از فاضلاب تصفیه شده جدا می‌گردد. از این سیستم ممکن است برای فاضلابی که در ابتدا مورد تصفیه قرار گرفته استفاده گردد. در سال 1893 موقعی که فاضلاب وارد رودخانه می‌شد پس از عبور از سنگ‌ها زلال می‌شد، این روش نیز از این فر آیند طبیعی الهام گرفته شد. در روش صافی چکنده معمولاً از حوض دایره ای استفاده می‌شود و قطر این حوض بین 5 تا 50 متر می‌باشد. سنگ‌های مورد استفاده در این روش سنگ جوش با قطر 10 سانتی متر و سنگ پلاستیک با قطر 25 سانتی متر است. در این روش واکنش‌های زیستی اول و دوم انجام می‌شود اما واکنش سوم انجام نمی‌شود زیرا احتیاج به زمان ماند طولانی دارد که هزینه بر است. واکنش‌های چهارم و پنجم نیز انجام می‌شود. از صافی چکنده می‌توان برای حذف CBOD و آمونیاک و دی نیتریفیکاسیون استفاده نمود. در ایران توصیه نمی‌شود که از صافی چکنده برای تصفیه کامل استفاده شود و فقط برای تبدیل آمونیاک به نیترات و کمی هم دی نیتریفیکاسیون مورد استفاده قرار می‌گیرد.]11[
سیستم بیوراکتور غشایی (MBR)فصل دوم
سیستم بیوراکتور غشایی (MBR) و مروری بر منابع
مقدمهاین سیستم در اواخر دهه 1960 ابداع گردید (اما پیشرفت اصلی این روش در دهه 1990 رخ داد) که در آن زمان Dorr-Oliver فرآیند تصفیه فاضلاب غشایی (Membrane) را که در آن رشد معلق در یک صفحه استوانه ای چرخان با یک غشاء الترافیلتر(UF) که به صورت خارجی قرار داشت آزمایش کرد. در سال 1970 تکنولوژی پس از تنظیم موافقت نامه ای بین Dorr-Oliver و شرکت‌های مهندسی Sanki وارد صنعت ژاپن شد و در آنجا توسعه وسیعی یافت. در دهه 1980 سیستم غشایی MBR به طور وسیعی در ژاپن جهت تصفیه فاضلاب شهری و استفاده مجدد از فاضلاب آسمان خراش‌ها بکار برده شد. به هر حال MBR با مدول غشایی جدا از بیوراکتور، با هزینه های زیاد غشا و مصرف بالای انرژی همراه بوده است. سیستم غشایی MBR با مدول غشایی داخل بیوراکتور در اواخر دهه 1980 جهت کاهش هزینه های بالای انرژی معرفی گردید. یک شرکت ژاپنی به نام Kubota صفحات مسطح MBR و یک شرکت کانادایی به نام Zenon Environmental غشاهای رشته ای (Capillary) را توسعه دادند. در سال 2004 بیش از 2200 سیستم MBR در سراسر دنیا در حال ساخت یا بهره برداری بوده است و فقط در شمال آمریکا، 258 تصفیه خانه کامل فاضلاب با سیستم MBR احداث گردیده است.]13[ شکل کلی یک بیوراکتور غشایی MBR در شکل زیر نشان داده شده است.

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 1) طرح شماتیک دو بعدی از یک سیستم بیوراکتور غشاییمعرفی و بررسی سیستم
یکی از روش‌هایی که امروزه به طور گسترده در تصفیه فاضلاب‌های شهری و صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد، روش بیوراکتورهای غشایی MBR می‌باشد. این رآکتورها از یک راکتور بیولوژیکی (بیوراکتور) با بیومس معلق و غشاء میکرو فیلتراسیون با قطر منافذ 4-1 میکرون جهت جداسازی جامدات تشکیل شده‌اند و دارای کاربردهای زیادی در تصفیه فاضلاب هستند. این سیستم‌ها ممکن است با بیوراکتورهای دارای بیومس معلق هوازی یا بی هوازی مورد استفاده قرار گیرند. سیستم‌های غشایی می‌توانند کیفیت فاضلاب خروجی را تا حد کیفیت فاضلاب خروجی حاصل از ترکیب ته نشینی ثانویه و میکرو فیلتراسیون برساند. در عمل در سیستم‌های غشایی، عملیات میکرو فیلتراسیون و تصفیه بیولوژیکی را در یک واحد فرآیندی انجام می‌دهد و به عنوان یک واحد نیاز به استفاده از واحدهای ته نشینی ثانویه و فیلتراسیون را تأمین می‌کند]14[
فرآیند بیوراکتورهای غشایی MBR به صورت ترکیبی از تصفیه ثانویه بیولوژیکی فاضلاب در پروسه غشایی و جداسازی فیزیکی بیومس از مخلوط به صورت تک مرحله ای می‌باشد. این سیستم‌ها به طور وسیعی در تصفیه فاضلاب‌های شهری و صنعتی مورد توجه بوده و به دلیل جداسازی کامل جامدات محلول، تولید پساب خروجی با کیفیت عالی و قابلیت کارکرد در دامنه وسیعی از تغییرات فاضلاب ورودی و همچنین ارضای مقررات سخت‌گیرانه تخلیه پساب‌ها برجسته تر هستند. فرآیند غشایی در دو دهه اخیر مورد توجه زیادی بوده و به عنوان جایگزین تصفیه پیشرفته در تصفیه فاضلاب شهری معرفی گردیده است. این رآکتورها در سیستم تصفیه لجن فعال برای جداسازی جامدات، بدون نیاز به مخازن ته نشینی ثانویه کاربرد دارند و این وظیفه بر عهده غشا می‌باشد و به عنوان فاز ویژه ای در راکتور، خروجی زلال را به منظور تخلیه به آب‌های پذیرنده یا استفاده مجدد تولید می‌کند. غشاهایی با منافذ کوچک دامنه وسیعی از میکروارگانیسم ها را حذف می‌کند. مطالعات، شاخص‌های حذف موثری را توسط این سیستم‌ها نشان می‌دهد. اگرچه ویروس‌ها بسیار ریزتر از قطر منافذ میکرو فیلترها هستند ولی درصد حذف بالایی از آن‌ها نیز گزارش شده است که پس از تشکیل لایه بیوفیلم در غشا به وقوع می‌پیوندد.
به طور کلی فرآیند تجزیه بیولوژیکی و جداسازی فیزیکی در سیستم بیوراکتور غشایی به صورت زیر انجام می‌گیرد. بدین صورت که در حوض هوادهی جریان فاضلاب ورودی توسط باکتری‌ها و ایجاد توده بیولوژیکی تصفیه گردیده و سپس با ایجاد مکش آب تصفیه شده از غشاء عبور کرده و ذرات با قطر بیشتر از قطر غشاء در داخل راکتور بیولوژیکی باقی می‌مانند. توضیحات داده شده در مورد سیستم بیوراکتور غشایی مستغرق می‌باشد که در بخش بعد توضیح داده خواهد شد. با توجه به توضیحات داده شده مشخص می‌گردد که بیوراکتورهای غشایی در تصفیه انواع فاضلاب‌های صنعتی و شهری کارایی بالایی در حذف انواع آلاینده ها را خواهند داشت، زیرا که در این سیستم تمامی ذرات کوچک‌تر از قطر غشاء از پساب خروجی حذف می‌گردد. همچنین مکش مورد نیاز توسط پمپ انجام می‌گیرد که باعث ایجاد خلأ در داخل غشاء و در نتیجه نفوذ آب تصفیه شده می‌گردد.]15[

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 2) نحوه تجزیه بیولوژیکی و جداسازی فیزیکی در سیستم بیوراکتور غشاییانواع بیوراکتورهای غشایی از لحاظ چیدمان مدول غشاییمدول غشایی داخل بیوراکتور غوطه‌ور باشد. (Submerge)
مدول غشایی خارج از بیوراکتور قرار می‌گیرد.(Side-Stream)]16[

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 3) بیوراکتور غشایی در دو حالت غوطه‌ور و خارج از بیوراکتوردر غشاهای نوع اول (Submerge)، غشا مستقیماً داخل راکتور لجن فعال قرار می‌گیرد. مدول های غشا ها شامل غشاها، ساپورت آن‌ها، اتصالات ورودی و خروجی و یک ساپورت اصلی است. غشا در معرض یک خلأ قرار می‌گیرند که آب صاف را از درون غشا بیرون می‌کشد در حالی که جامدات در داخل راکتور باقی می‌مانند.]17[ برای حفظ TSS داخل راکتور و برای تمیز نگه داشتن سطح خارجی غشاها، هوای فشرده در پایه مدول غشا توزیع می‌شود که هوا به سطح حرکت می‌کند شستشوی سطح خارجی غشا رخ می‌دهد و هوا نیز اکسیژن کافی را برای تأمین شرایط هوازی فراهم می‌کند. در این سیستم هزینههای اپراتوری کاهش مییابد و نرخ مصرف انرژی حدود kwh/m3 4/0-2/0 میباشد که بیش از 80 درصد آن جهت هوادهی بکار میرود.[18]
در غشاهای نوع دوم (Side-Stream)، لجن فعال از بیوراکتور به غشا پمپ می‌شود و مواد جامد درون غشا باقی مانده و فاضلاب صاف خارج می‌شود. نیروی محرک، فشاری است که به وسیله سرعت بالا درون غشا ایجاد می‌شود. جامدات درون غشا به راکتور لجن فعال برگردانده می‌شود و غشاها برای جدا شدن جامدات به طور دوره ای Backwash شده و به طور شیمیایی برای جلوگیری از افت فشار تمیز می‌شوند.]3[به عبارت دیگر در سیستم Side-Stream فاضلاب در داخل بیوراکتور با بیومس تماس مییابد سپس مخلوط فاضلاب و بیومس در یک واحد لوپ چرخه ای شامل غشا پمپ میگردد و در آنجا جریان نفوذ کرده از غشا تخلیه گردیده و جریان باقی مانده به داخل بیوراکتور پمپ میگردد. لجن اضافی به بخش ثابت نگهداری لجن پمپاژ میشود. کاربرد لوپ چرخهای منجر به افزایش هزینهها مصرف انرژی از kwh/m3 10-2 (با توجه به قطر داخلی لولههای مورد استفاده) میگردد. [18] در جدیدترین نوع Side-stream یک جریان هوا در مدول غشایی با ایجاد اغتشاش را در سطح غشا، هزینههای اپراتوری و گرفتگی را کاهش داده است.
جدول( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ جدول( \* ARABIC \s 1 1) مزایا و معایب چيدمان مدول غشایی در حالت غوطه‌ور و خارج از بیوراکتورمزایا معایب
Side-stream MBR جانمایی کوچک
جداسازی کامل ذرات از پساب خروجی
قابلیت نرخ بارگذاری بالا
ترکیبی از حذف مواد در یک واحد
تولید لجن پایین (در حد صفر)
راه اندازی سریع
حجم لجن مشکل محسوب نمیشود محدودیت‌های هوادهی
گرفتگی غشاء
هزینههای بالای اپراتوری
هزینههای بالای پمپاژ
نیازمند شستشوي زیاد غشا
پیچیدگی فرآیند
MBR Submerged جانمایی کوچک
کنترل اکسیژن مورد نیاز در بخش تغذیه
پاک‌سازی متناوب کمتری نیاز دارد
هزینههای پایین پمپاژ
مصرف انرژی پایین
حساس نسبت به گرفتگی غشاء
هزینه بالای هوادهی
انواع سیستم‌های MBR از لحاظ فرآیند کلیبیوراکتور غشایی رایج (MBR) Membrane Bio Reactor
بیوراکتور غشایی هوازی (MABR) Membrane Aeration Bio Reactor
بیوراکتور غشایی استخراجی (EMBR) Extractive Membrane Bio Reactor

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 4) انواع بیوراکتورهای غشايي از حيث فرآيند كليMBR های رایج: در حال حاضر این نوع بیوراکتور ها در تصفیه فاضلاب‌های شهری و صنعتی بکار رفته‌اند و از لحاظ چیدمان مدول غشایی به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند که در قسمت قبل توضیح داده شدند. همچنین MABR و EMBR فقط بیشتر در مقیاس آزمایشگاهی جهت تصفیه فاضلاب صنعتی بکار رفته‌اند.
بیوراکتور هوازی MABR: در این بیوراکتور ها از نفوذ مستقیم گاز اکسیژن با خلوص بالا بدون تشکیل حباب جهت رشد بیوفیلم در سطح خارجی غشا می‌باشد. در نتیجه فشار گرادیانی متمرکز یا جزئی اکسیژن، اکسیژن از منافذ عبور کرده ( از داخل به خارج) و بیوفیلم را تغذیه می‌کند. آلاینده های آلی در بیوفیلم تحت شرایط هوازی تجزیه می‌گردند. بهترین مزیت این روش امکان کنترل ذخیره اکسیژن به نحوی که کل اکسیژن جهت تجزیه بیولوژیکی مورد بهره برداری قرار گیرد، می‌باشد. بنابراین هیچ حباب اکسیژنی در کنار بیوفیلم شکل نمی‌گیرد. کارایی مصرف اکسیژن و غلظت بالای بیومس (سرعت بالای واکنش) می‌تواند در طول فرآیند باقی بماند. این بیوراکتور ها می‌توانند جایگزین خوبی برای لجن فعال متعارف در تصفیه فاضلاب‌هایی که نیاز به اکسیژن بالایی دارند، باشد.]14[
بیوراکتورهای استخراجی EMBR : برخی از فاضلاب‌های صنعتی دارای غلظت بالایی از مواد معدنی هستند که حاوی شوری بالا، مقادیر PH بالا و… هستند که در فرآیند تصفیه اخلال ایجاد می‌کنند. EMBR ها آلاینده های آلی مشخصی را از آب استخراج نموده و آلاینده های استخراج شده می‌توانند در یک بیوراکتور جدا شده تحت شرایط بهینه تجزیه گردند.
پارامترهای مهم در سیستم غشایی MBRظرفیت هیدرولیکی غشاها در این فرآیند بر اساس معیار سرعت جریان و دما می‌باشد. عموماً روزها یا ساعاتی که دارای بالاترین سرعت جریان در سردترین دمای مورد انتظار هستند، سطح مورد نیاز غشا را دیکته می‌نماید. فلاکس طراحی (واحد جریان برای سطح غشا) یکی از پارامترهای مهم طراحی می‌باشد که سطح غشا نصب شده، ملزومات شیمیایی شستشوی غشا جایگزین غشا و هزینه های گارانتی را دیکته می‌کند. طراحی فلاکس به ویژگی‌های محل وابستگی زیادی داشته و نیازمند ملاحظات دقیق است.]19[
تفاوت‌های بین هر یک از انواع غشاهای تخت، رشته ای توخالی و لوله ای شکل و سایر آن‌ها چشم گیر بوده و شامل: مواد سازنده، ملزومات پاک‌سازی شیمیایی، اندازه منفذ(الترافیلتر و میکرو فیلتر)، میزان هوای مورد نیاز جهت شستشو، چیدمان هیدرولیکی و حجم حوض می‌باشد. انتخاب چیدمان مناسب غشا نیازمند ملاحظات دقیق، توانمندی و انعطاف پذیری در کاربری، استقامت مناسب، خصوصیات جریان ورودی و هزینه های کاربری مورد نظر می‌باشد.
سیستم‌های مستغرق MBR نیازمند جابجایی غشاها جهت شستشو هستند. این کار به خصوص در هنگام افزایش ظرفیت تصفیه خانه بسیار حساس خواهد بود. رویه کنونی بیوراکتورهای غشایی Side-Stream امکان انجام دو فرآیند بیولوژیکی و کارکرد غشا را در دو حوض مجزا می‌دهد که کارکرد دو فرآیند را بهینه نموده و امکان شستشوی غشا را در محل می‌دهد. فرآیند شستشو اکنون کاملاً اتوماتیک بوده و اپراتور فقط موعد مقرر یا فاصله زمانی شستشو را تعیین می‌نماید. طراحی بیولوژیکی صحیح مانند تأمین غلظت مناسب اکسیژن محلول در رآکتورهای هوازی و انتخاب زمان ماند سلولی مناسب جهت کارکرد مناسب کل غشا باید مورد توجه قرار گیرد.]16[
مزایای سیستم بیوراکتور غشایی MBRاین سیستم قادر به تأمین استانداردهای سطح بالای پساب خروجی می‌باشد.
ترکیب فضای غشا با سایر فرآیندها در غلظت MLSS، حدود mg/l 18000-8000 موجب استفاده بهینه از فضا می‌شود. طراحی با این سیستم فقط نیاز به 30 تا 50 درصد فضای مورد نیاز در مقایسه با سیستم لجن فعال مرسوم با همان هدف تصفیه را دارد. این کارایی فضا اجازه توسعه تأسیسات را تا 3 تا 5 برابر ظرفیت موجود بدون اضافه نمودن حجم تصفیه خانه حاضر یا گسترش فضای آن را می‌دهد. در زیر جانمایی کلی تصفیه خانه‌هایی با بیوراکتورهای غشایی و لجن فعال نشان داده شده است که توضیحات بالا را تایید می‌کند.]20[
سیستم MBR کیفیت بالای پساب خروجی را با فرآیندهای ساده ای انجام می‌دهد که فقط نیازمند فعالیت ذهنی، فرآیندهای بیولوژیکی و فیلتراسیون غشایی جهت بدست آوردن استانداردهای بالای تصفیه می‌باشد. در حالی که فرآیندهای لجن فعال مرسوم نیازمند تصفیه اولیه، زلال سازی ثانویه و حذف مواد مغذی و فیلتراسیون واسطه ای برای رسیدن به همان ویژگی‌های پساب خروجی روش MBR می‌باشد. کیفیت پساب خروجی در روش MBR مدیون سد غشایی و توده بیولوژیکی پایدار می‌باشد.]21[
این سیستم ساده تر با اجزای کمتر فرآیندها، به خدمات نگه داری کمتری نیاز دارد و بیشتر اجزای مکانیکی نیازمند نگه داری و تعمیر هستند. اما اپراتورها اکنون می‌توانند مانع از بروز مشکل در ته نشینی لجن و پتوی لجن زلال ساز شوند. این سیستم به آسانی اتوماتیک شده و اجازه می‌دهد تا از راه دور هدایت و کنترل شود. بنابراین به طور بسیار چشم گیری حضور اپراتور کاهش می‌یابد.
مدول طبیعی سیستم MBR می‌تواند اجازه کارایی بیشتر را به تأسیسات بدهد. مدول های غشایی می‌توانند هدف ” فقط در زمان حاضر ” را تأمین کنند. بنابراین نیاز به احداث سازه اولیه بزرگ و پر هزینه را جهت نیل به اهداف بلند مدت پروژه کاهش دهد.]3 [
مستقل بودن زمان ماند هیدرولیکی و زمان ماند سلولی از یکدیگر
جانمایی کوچک تصفیه خانه
تولید لجن پایین
امکان رشد میکروارگانیسم های خاص
تصفیه فاضلاب تحت شرایط مختلف]13[
معایب سیستم MBRهر چند هزینه سیستم MBRکمتر از سیستم لجن فعال متعارف با زلال ساز ثانویه است اما هزینه های راهبری این سیستم مانند جایگزین کردن غشا، شستشو و پاک سازی دوره ای غشا و مصرف بالای انرژی جهت کنترل هیدرودینامیکی گرفتگی غشا همچنان بالا می‌باشد.]3[
پدیده گرفتگی در سطح غشا و در خلال منافذ کارایی دوام فلاکس را در طولانی مدت کاهش می‌دهد که با Backwash و شستشوی استاندارد شیمیایی به صورت دوره ای اثرات متعاقب گرفتگی به کمترین مقدار می‌رسد اما این شوینده ها ممکن است باعث آسیب به غشا و کم شدن کارایی فیلتراسیون شبکه ای غشا گردند.
پیش تصفیه فاضلاب خام و غربالگری مناسب جهت کارکرد مناسب غشا MBR یک رکن اساسی می‌باشد. زیرا این سیستم نسبت به مواد ساینده و زبر مانند سنگریزه و اجسام نازک و باریک مانند مو الیاف باریک بسیار حساس می‌باشد. تجمع مواد مذکور می‌تواند باعث مسدود شدن و یا خرابی غشا شود. بنابراین یک فرآیند مکانیکی جهت جداسازی مواد زبر، سنگریزه ها و شن و غربالگری مواد ریز برای سیستم MBR در یک تصفیه خانه فاضلاب شهری الزامی است.]21[
معرفی غشا و بررسی انواع غشاهاوظیفه اصلی غشا جداسازی مخلوطی از مواد با یک فیلم نازک منتخب می‌باشد که در سیستم‌های فیلتراسیون غشایی با فشار که به صورت گسترده در سیستم‌های تصفیه آب و فاضلاب بکار می‌رود، نیروی هدایت کننده، اختلاف فشار در طرف غشا می‌باشد. از مزایای تکنیک غشایی می‌توان جداسازی مداوم و ترکیب آسان با سایر تکنیک‌های موجود را نام برد.]22[
تقسیم بندی غشاها بر اساس دامنه جداسازیمیکرو فیلترها (Microfiltration) : MF
الترافیلتر ها (Ultrafiltration) : UF
نانو فیلترها (Nanofiltration) : NF
اسمز معکوس (Reverse Osmosis) : RO

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 5) تقسیم بندی انواع غشاء ها بر اساس دامنه جداسازی
میکرو فیلترها(MF): دارای بزرگ‌ترین اندازه طبقه فیلتراسیون غشایی می‌باشد. کارایی این فیلترها جهت جداسازی ذرات معلق از مواد محلول می‌باشد.
الترافیلتر ها(UF): این فیلترها جهت جداسازی ماکروملکولهای بزرگ مانند پروتئین‌ها و مواد نشاسته ای بکار می‌رود و با Molecular Weight Cut-off طبقه بندی می‌شود که به عنوان کوچک‌ترین مولکول شناخته می‌شود. این فرایند با اختلاف فشار بین bar 1 تا bar10 صورت می‌گیرد.
نانو فیلترها(NF): غشایی که مولکول‌های محلول در رنج 100 تا 1000 دالتون را در وزن مولکولی نگه می‌دارد. غشاهای نانو فیلترهای با Molecular Weight Cut-off مانند غشاهای الترافیلتر و یا با درصد عدم رد کلرید سدیم مانند غشاهای اسمز معکوس طبقه بندی می‌شوند. نانو فیلتراسیون از نظر هزینه انرژی و دفع یون و ابعاد سوراخ در بین روش‌های دیگر شرایط بهینه ای را ایجاد کرده است. این فرایند با اختلاف فشار بین bar 5 تا bar40 صورت می‌گیرد.
اسمز معکوس(RO): این غشاها شامل ریزترین غشاها می‌شود. غشاهای اسمز معکوس با درصد عدم کلرید سدیم در محلول آبی تحت شرایط خاص و از رنج 95 تا 5/99 درصد طبقه بندی می‌شوند. اسمز معکوس فرایند غشایی پر فشاری است که آب را به سمت یک غشای نازک می‌راند تا محتویات و مواد معدنی شامل نمک، ویروس‌ها، سموم و سایر ترکیبات آلوده غیر آلی را جدا کند و اتم‌ها و مولکول‌هایی در مقیاس کوچک‌تر از 001/0 میکرون را در محدوده یونی جدا می‌کند. با اعمال فشاری بالاتر از فشار اسمز به محلول نمکی آب از غشا عبور می‌کند و یون‌ها پشت غشـا می‌مانند. پربازده ترین روش از نظر کیفی برای پاک‌سازی آب اسمز معکوس است. فرایند اسمز معکوس با اختلاف بین bar 10 تا bar100 صورت می‌گیرد. در فیلترهای مربوط به اسمز معکوس، ابعاد حفره ها به صفر می‌رسد و عبور محتویات از فضاهای بین مولکولی است.]3[
انواع غشاء از حیث شکلغشاها را می‌توان به صورت‌های مختلفی طبقه بندی کرد. غشا ها از لحاظ شکل به سه دسته مسطح (Flat) و لوله ای (Tubular) و مارپیچی (Spiral Wound) تقسیم بندی می‌شوند.]23[
غشاهای مسطح (Flat) در صفحه، قاب و سیستم‌های مارپیچ استفاده میشوند. غشاهای لولهای در رشتههای نازک تو خالی، سیستم لولهای و رشتهای بکار میروند. غشاهای مسطح نسبتاً ساده آماده شده و میتواند توسط یک پلیمر بر روی یک قاب يا بدنه قرار گيرند. این غشاها نسبت به غشای HF گران‌تر بوده و فضای بیشتری را اشغال می‌نماید.

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 6) غشا مسطح مورد استفاده در بیوراکتورهای غشاییغشاهای لوله ای (Tubular)کاربرد غشاهای رشتهای و رشتهای نازک توخالی در MBRهای مستغرق میباشد. که دارای تراکم بالا و هزینه پایین هستند و استفاده از غشاهای بیشتر و کاربری آن‌ها در فلاکس‌های کمتر را ممکن میسازد. غشاي رشتهای در الترافیلتر ها استفاده می‌شود. استفاده از فرايندهاي غشايي در زمينه تصفيه پساب‌ها گسترش زيادي پيدا كرده است. در اين مقاله جداسازي آمونياك از محلول آبي توسط تماس دهنده‌ی غشايي هالوفايبر از جنس پلی‌پروپیلن مورد بررسي قرار گرفته است. تأثیر پارامترهاي مختلف بر ميزان جدا سازي آمونياك مورد تحقيق تجربي قرار گرفت و در نهايت شرايط بهينه تعيين گرديد . آزمايشات نشان داد كه در شرايط مناسب غشاء تقریباً به طور كامل آمونياك را حذف می‌کند و عواملي نظير غلظت خوراك و حضور یون‌های اضافي محدوديتي براي ميزان جداسازي اعمال نمی‌کند

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 7) غشا هالو فایبر یا رشته ای مورد استفاده در بیوراکتورهای غشاییغشاهای رشته اي به سه دسته زیر تقسیم میگردند:
غشاهای رشتهای با قطر کمتر از 5/0 میلی متر (Hollow Fiber Membrane)
غشاهای رشتهای با قطر 5-5/0 میلی متر (Capillary Membrane)
غشاهای لولهای با قطر کمتر از 5 میلی متر (Tubular Membrane)
اسپیرال (Spiral-wound) در این نوع از غشا، لایه های غشا به صورت مارپیچی یا فنری روی هم قرار گرفته‌اند. بنابراین سیال جهت عبور از آن باید از چند لایه عبور نماید

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 8) غشاي اسپيرالمقایسه و ویژگی انواع غشاء هابه طور کلی با توجه به هدف تصفیه و ویژگی شرایط جریان ورودی و خروجی از یکی غشاء های مسطح، اسپیرال و یا هالوفایبر در سیستم تصفیه غشایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در هنگام تعیین غشاء باید به عوامل مختلفی توجه کرد که از جمله این عوامل ویژگی و شرایط کاری هر نوع غشاء می‌باشد. شرایط کاری برای هر سه نوع غشاء مسطح، اسپیرال و هالوفایبر در سیستم تصفیه غشایی در جدول‌های زیر آورده شده است.]24[
جدول( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ جدول( \* ARABIC \s 1 2) مقایسه اشکال مختلف غشاهاي مورد استفاده در MBR از جنبه های گوناگون
شكل هزينه توسعه آشفتگي كاربرد
Plate & frame زياد متوسط MBR
Spiral-wound كم ضعيف RO,UF
Hollow fiber خيلي كم خيلي ضعيف MF,RO
جدول( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ جدول( \* ARABIC \s 1 3) مزایا و معایب هر یک از اشکال غشاهاي مورد استفاده در MBR
شكل مزايا معايب
Plate & frame امكان جدا كردن اجزا جهت شستشو طراحي پيچيده و غيرقابل بكواش
Spiral-wound هزينه انرژي كم، قوي و متراكم شستشوي مشكل و غيرقابل بكواش
Hollow fiber قابليت بكواش، طراحي متراكم حساس نسبت به شوک‌های فشار
انواع غشا از لحاظ جنسغشاها را از لحاظ جنس مصالح تشکیل دهنده آن‌ها می‌توان به دو دسته غشاهای آلی و غیر آلی تقسیم بندی کرد. که غشاهای آلی(پلیمری) به طور وسیعی در آب و فاضلاب کاربرد دارند زیرا دارای انعطاف پذیری بیشتری بوده و می‌توانند در یک مدول متراکم با مساحت سطحی بالا قرار گیرند. غشاهای آلی می‌توانند از سلولز و تمام پلیمرهای مصنوعی( که دارای دوام شیمیایی، مکانیک و دمایی نسبتاً مناسبی بوده و خصوصیات بهتری را برای گرفتگی غشا فراهم می‌کند) ساخته شود. در حالی که غشاهای غیر آلی(سر باره های فلزی و سرامیک) دارای استقامت شیمیایی، مکانیکی و دمایی بهتر می‌باشند اما دارای ضعف شکنندگی بالا و هزینه بالاتر نسبت به غشاهای آلی هستند.]22[
انواع غشا از حیث کاربری فیلتراسیونانواع غشاها را از لحاظ کاربری فیلتر می‌توان به دو دسته فیلتراسیون Dead-end و فیلتراسیون Cross-flow تقسیم بندی نمود. در فیلتراسیون Dead-end ذرات درشت تا چند میکرومتر بدست می‌آید. ذرات توسط فیلتر در فیلتراسیون Dead-end نگهداری می‌شود که با مرور زمان لایه کیک مانند تشکیل شده و موجب افزایش مقاومت در برابر فیلتراسیون می‌گردد که این نیازمند شستشوی متناوب و یا جایگزینی فیلترها می‌باشد. در فیلتراسیون Cross-flow جریان سیال به صورت مماسی بر غشا وارد می‌شود که اختلاف فشاری ایجاد شده و در دو سوی غشا موجب می‌شود بعضی از ذرات از غشا عبور نمایند و ذرات باقی مانده جریان را از این سو به آن سوی غشا را ادامه دهند. در مقایسه فیلتراسیون Dead-end استفاده از جریان موازی از تشکیل لایه ضخیم ذرات ( که باعث تشکیل کیک بر روی فیلتر می‌شود ) با سرعت گرادیانی بالا در نزدیکی سطح غشا جلوگیری می‌نماید که به کاهش گرفتگی و اثرات دوقطبی سازی کمک می‌کند.]25[

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 9) انواع غشا از حیث کاربری فیلتراسیون
انتخاب غشاغشاهای میکرو فیلتر یا الترافیلتر معمولاً در سیستم بیوراکتور غشایی بکار می‌روند. در انتخاب غشا، هزینه به عنوان مهم‌ترین فاکتور، اندازه منفذ غشا، شارژ سطحی، آب گریزی، پایداری شیمیایی، قدرت مکانیکی، چگالی تراکم و موارد دیگر باید مد نظر قرار گیرند. در انتخاب مواد غشا (تعیین شارژ سطحی، آب گریزی، پایداری شیمیایی) و اندازه منفذ می‌تواند گرفتگی غشا را تحت تأثیر قرار دهد. منظور از اندازه بهینه منفذ غشا این است که اندازه منفذ نباید آنقدر بزرگ باشد که انسداد منفذ را تسهیل نماید و همچنین نباید آنقدر کوچک باشد که نفوذ پذیری غشا را کاهش دهد. همچنین توزیع باریک اندازه منافذ می‌تواند گرفتگی را کاهش دهد.]26[
گرفتگی غشاگرفتگی غشا باعث کاهش فلاکس نفوذ کننده به آن می‌گردد که افزایش مقاومت جریان، انسداد تمرکز دوقطبی تشکیل کلیه کیک را نتیجه می‌دهد. بسیاری از فاکتورها مانند انباشتگی ذرات لجن، چسبندگی میکرو مولکول‌ها به سطح غشا و انسداد منافذ با مولکول‌ها، از عوامل موثر در تشکیل لایه کیک می‌باشند در گرفتگی غشا نقش دارند. گرفتگی غشا زمانی که فلاکس زیر فلاکس بحرانی حفظ گردد مورد توجه نخواهد بود. اما فراتر از این مقدار بحرانی، ذرات شروع به انباشته شدن بر روی سطح غشا به عنوان لایه کیک می‌کنند. این لایه کیک به آسانی توسط شستشوی فیزیکی قابل حذف خواهد بود، که به عنوان گرفتگی قابل برگشت طبقه بندی می‌شود. در سوی دیگر گرفتگی داخلی که توسط چسبندگی مواد محلول در منفذ غشا می‌باشد، ایجاد می‌گردد و انسداد منفذ به صورت غیر قابل برگشت مورد توجه قرار می‌گیرد که عموماً توسط شستشوی شیمیایی حذف می‌گردد. علاوه بر این تشکیل لایه ژل بر روی سطح غشا معمولاً غیر قابل برگشت است. اگرچه به صورت تئوری قابل برگشت فرض می‌شود این مسئله باعث تشکیل لایه کیک و کاهش عمر غشا می‌شود.
مکانیزم‌های گرفتگیچهار نوع مکانیزم گرفتگی غشا وجود دارد که عبارتند از:
انسداد کامل (A) Complete Blocking
انسداد استاندارد (B) Standard Blocking
انسداد متوسط (C) Intermediate Blocking
فیلتراسیون کیک (D) Cake Filtration

شکل( STYLEREF 1 \s ‏2 SEQ شکل( \* ARABIC \s 1 10) شكل شماتيك انواع مکانیزم‌های گرفتگيانسداد کامل: زمانی فرض می‌گردد که هر یک ذره ورودی به غشا، تعدادی از منافذ را بدون برهم قرار گرفتن سایر ذرات مسدود نماید. ذراتی که در انسداد کامل شرکت می‌نمایند باید دارای حداقل اندازه قابل با اندازه منافذ غشا باشند.
انسداد استاندارد: زمانی فرض می‌شود که هر ذره ورودی به غشا در دیواره ورودی منفذ ذخیره گردد تا منجر به کاهش حجم منفذ گردد. بنابراین، ذراتی در انسداد استاندارد شرکت می‌کنند، شامل کلوئیدهای کوچک با ماکروملکولهای آلی هستند که جهت ورود به منافذ غشا به قدر کافی ریز هستند. علاوه بر این مواد کلوئیدی و سطح تماس غشا در اینجا نقش مهمی را ایفا می‌کنند.
انسداد متوسط: یک مرحله میانی بین انسداد کامل و فیلتراسیون کیک می‌باشد که در آن فرض می‌شود که هر ذره می‌تواند بر روی سایر ذراتی که قبلاً وارد غشا شده‌اند یا توانسته‌اند به طور مستقیم بخشی از مساحت غشا را مسدود کنند، قرار بگیرد. امکان انسداد منفذ به نسبت منافذ در دسترس به کل منافذ بستگی دارد.
فیلتر کیک: زمانی فرض می‌گردد که هر ذره بر روی تپه ذراتی که قبلاً نفوذ کرده و بعضی از منافذ را مسدود نموده‌اند قرار می‌گیرد. در این مورد فضایی برای ذرات جهت انسداد سطح غشا وجود ندارد.]27[
در فرآیند فیلتراسیون واقعی، چهار مکانیزم گرفتگی ممکن است به صورت همزمان اتفاق بیفتد و یا یک مکانیزم در مراحل مختلف فیلتراسیون حاکم باشد. گرفتگی غشا همیشه از تمرکز دو قطبی آغاز می‌گردد. در مرحله اول فیلتراسیون، مکانیزم انسداد کامل ممکن است حاکم باشد که از انسداد استاندارد و انسداد متوسط پیروی می‌کند. با پیشرفت فیلتراسیون و انباشت ذرات، سطح غشا غالباً توسط لایه ذرات انباشت شده کاملاً پوشیده می‌گردد و فضایی جهت انسداد مستقیم باقی نمانده و لایه ضخیم کیک مانند شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی فیلتراسیون کیک در مرحله نهایی فیلتراسیون حاکم می‌گردد. در شکل زیر یک غشاء هالوفایبر بعد از گرفتگی نمایش داده شده است.]28[
راهكارهاي کاهش گرفتگی غشا: در واقع کاهش گرفتگی موجب کاهش نیاز به شستشو میگردد.شستشو (پاک‌سازی) غشا به 3 صورت : هیدرولیکی، شیمیایی و مکانیکی میباشد. برخی از راهکارهای کاهش گرفتگی به شرح زیر است:
روش‌های پیش تصفیه، شامل تنظیم دما، کنترل PH ، اضافه نمودن ترکیبات اضافه کلرين، کربن فعال، زلال سازهای شیمیایی و ..
تغییر خواص غشا :برای مثال اندازه باریک منفذ میتواند گرفتگی را کاهش دهد.
کاهش غلظت دو قطبی‌ها با افزایش سرعت جریان و استفاده از غشاهای با فلاکس پایین‌تر
توسعه آشفتگی بر روی سطح غشا (هوادهی روی سطح غشا با حباب‌های درشت)
بکواش غشا به طور متناوب
نمونه ای از تحقیقات انجام گرفته در دنیا (MBR)Rosenberger و همکاران در سال 2002 کاربرد بیوراکتور ها را با غشاء های مستغرق در تصفیه هوازی فاضلاب شهری مورد ارزیابی قرار دادند. این تحقیق در 535 روز انجام شد و در بخشی از نمونه گیری ، لجن به طور کامل به وسیله غشاء های توخالی مستغرق با اندازه 2/0 میکرومتر نگهداری شد. در این آزمایش به وسیله یک قسمت آنوکسیک در پایلوت دی نیتریفیکاسیون انجام می‌شد و زمان ماند هیدرولیکی بین 4/10 ساعت تا 6/15 ساعت متغییر بود. پس از اتمام آزمایش توسط آنان دریافتند که عملکرد تصفیه در این روش پایدار و بسیار بالاست همچنین با توجه به داده های آنان COD به میزان 95% کاهش یافته و نیتریفیکاسیون به طور کامل انجام شده و 82% نیتروژن کل تجزیه شد. آن‌ها بیان داشتند که اگر چه غلظت جرم سلولی به g MLSS/L 20-18 کاهش یافت اما به طور کلی کاهش خاصی در عملکرد غشاء ها مشاهده نشد. آن‌ها همچنین پیشنهاد کردند که مطالعات بعدی بر روی حذف فسفر، کنتیک واکنش‌ها و انتقال جرم در غلظت‌های لجن بالا صورت گیرد.]29[
Rahman و همکاران در سال2006 میلادی عملکرد بیوراکتورهای غشایی با جریان عرضی را در تصفیه فاضلاب‌های نفتی مورد ارزیابی قرار دادند. آن‌ها ارزیابی‌هایشان را در غلظت MLSS mg/l 3000 و mg/l 5000 انجام دادند. مبنای انجام کار توسط آنان بر اساس کارایی هیدرولیکی و کارایی در حذف COD بود. در هر دو غلظت MLSS مقدار 93% حذف COD بدست آمده بود. آن‌ها همچنین بیان داشتند که به منظور تمیز کردن غشاء ، شوینده های اسیدی با PH در حدود 5/1 بهترین نتایج را می‌دهد.]30[
Sartor و همکاران در سال 2008 یک مطالعه با استفاده از بیوراکتورهای غشایی در تصفیه فاضلاب شهری در کشور ویتنام انجام دادند. هدف اصلی در انجام این تحقیق تصفیه فاضلاب به منظور استفاده مجدد از آب حاصل از تصفیه به دلیل کمبود آب در منطقه بود. پایلوت آزمایشات با غشاء های میکروفیلراسیون با بافت توخالی مجهز شد و از دو نوع غشاء از جنس پلی‌پروپیلن با بافت‌هایی با قطر 35/0 و 65/0 میلی متر استفاده گردید. مطالعات پایلوت انجام شده نشان داد که در این منطقه در طول سه ماه حدود 95% از COD و بالغ بر 80% از مقدار کل نیتروژن حذف گردید. همچنین کدورت جریان خروجی به کمتر از NTU 5 کاهش یافت. آن‌ها بیان داشتند که در طول زمان کار MBR آلاینده ها به طور مناسبی حذف گردیدند که نشان می‌دهد این تکنولوژی می‌تواند به خوبی در شرایط گرمسیری بکار برده شود.]31[
Xu و همکاران در سال 2011 از بیوراکتورهای غشایی در حالت بی هوازی و به طور هیبریدی با تجهیزات آلتراسانیک برای تجزیه لجن فعال استفاده کردند. آن‌ها برای ارتقاء فیلتراسیون غشاء برای تجزیه طولانی مدت لجن فعال این سیستم هیبریدی را طراحی کردند. بعد از یک مطالعات جامع مقدار بارگذاری(LR) نهایی را معادل gVS/L.d 7/2 با معادل3/51% زوال جامدات فرار تعیین گردید. عملکرد کلی فیلتراسیون غشایی در دو سیستم در این تحقیق توسط مقاومت کلی فیلتراسیون غشایی مقایسه گردید که نتایج در شکل زیر مشخص می‌باشد و مشخص گردیده است.]32[
Scholz و همکاران در سال 2000 میلادی کاربرد MBR ها را در تصفیه فاضلاب آغشته شده به مواد نفتی و روغنی را مورد ارزیابی قرار دادند. آن‌ها گفتند که فرآیند لجن فعال در تصفیه فاضلاب‌های صنعتی به کرات مورد استفاده قرار گرفته است و با توجه به اینکه MBR گونه تغییر یافته ای از این فرآیند متعارف می‌باشد، که لجن فعال دریک بیوراکتور متصل شده با غشاء اولترافیلتراسیون جریان عرضی متمرکز است. بر اساس نتایج حاصله از آزمایشات میانگین درصد حذف COD و TOC به طور نسبی در حدود 96-94% برای fuel oil و در حدود 98% برای lubricating oil حاصل شد. ماکزیمم تجزیه زیستی سوخت روغنی به مقدار 82/0 گرم هیدروکربن در روز و گرم MLVSS ، (یعنی g hydrocarbons g-1MLVSSd-1 82/0) و مقدار میانگین آن برابر g hydrocarbons g-1MLVSSd-1 54/0-26/0 بدست آمد.]33[
Yang و همکاران در سال 2012 با بیوراکتورهای غشایی مستغرق اقدام به تصفیه فاضلاب شبیه سازی شده رستوران کردند. فرآیند MBRS به دنبال لخته سازی به وسیله الکتریسیته و معلق سازی به وسیله الکتریسیته برای فاضلاب رستوران، که دارای ویژگی‌هایی چون حجم بالای چربی، روغن، جامدات معلق و انواع شوینده‌هاست. در این تحقیق استفاده از دو MBRS به طور موازی و استفاده از روغن و شوینده ها در دو حالت با غلظت کم و زیاد برای فاضلاب شبیه سازی شده رستوران مورد بررسی قرار گرفت. هدف در این تحقیق بررسی درصد حذف مواد آلی، تولید، خواص لجن و بررسی عملکرد فیلتراسیون غشایی بود. کارایی حذف COD در کل حدود 3/98% بود. تصفیه بیولوژیکی در حذف COD یک شرکت کننده مهم در این سیستم یافت شد. MBRS در تصفیه این نوع از فاضلاب‌ها، تولید کمتر لجن و توانایی خود تطابقی بهتر در مقایسه با فرآیندها و روش‌های لجن فعال متعارف را دارد.]34[
Ferrai و همکاران در سال 2006 محققین ایتالیایی اثر غلظت اکسیژن بر نیتریفیکاسیون بیولوژیکی و واکنش‌های میکروبی در بیوراکتورهای غشایی با جریان عرضی(MBR) و رآکتورهایی با بستر بیوفیلمی متحرک (MBBR )برای تصفیه شیرابه محل‌های دفن قدیمی را مورد بررسی قرار دادند. طبق تحقیق انجام شده و استفاده از منابع دیگر آن‌ها بیان داشتند که تصفیه شیرابه مراکز دفن با استفاده از فرآیندهای شیمیایی – فیزیکی همانند اولترافیلتراسیون، اسمز معکوس، تبخیر یا اکسیداسیون شیمیایی و فتوشیمیایی صورت می‌گیرد. روش تصفیه ترکیبی علاوه بر این نیز مورد استفاده قرار گرفته است به گونه ای که اکسیداسیون شیمیایی با روش تصفیه فیزیکی دنبال می‌شود، همانند جداسازی غشایی، تبخیر یا روش‌های بیولوژیکی. با این حال غلظت زیاد آمونیوم در شیرابه مراکز دفن، می‌تواند کارایی تصفیه در هر دو فرآیند جداسازی غشایی و تبخیر کاهش دهد. به عنوان یک حقیقت ، حتی روش اسمز معکوس چند مرحله ای نیز نمی‌تواند آمونیوم را به مقداری که مدنظر استاندارد ها برای تخلیه در آب‌های طبیعی یا فاضلاب روها موقعی که غلظت آمونیوم از mg/l 1 بیشتر باشد، حذف کند. روش‌های تصفیه بیولوژیکی هوازی و با اکسیژن محدود از روش‌های متوالی و ترکیبی شیمیایی و فیزیکی خیلی ساده تر و ارزان‌تر هستند. اما با این حال آن‌ها نمی‌توانند به کارایی بالا در حذف آمونیوم و COD دست پیدا کنند. بیوراکتورهای غشایی می‌توانند در سن لجن خیلی بالا عمل کنند به طور وسیعی دامنه کاربرد فرآیندهای بیولوژیکی را برای جریان‌های غلیظ همانند شیرابه گسترش دهند. آن‌ها گفتند که غلظت نیتروژن آمونیاکی در مراکز دفن قدیمی ایتالیا از 5/0 تا mg/l 3 متغییر است. در این مقاله حذف بیولوژیکی نیتروژن از شیرابه به وسیله نیتریفیکاسیون جزئی به نیتریت در یک بیوراکتور غشایی با اکسیژن خالص(PO-MBR ) و به دنبال آن دی نیتریفیکاسیون در راکتور MBBR بدست آمده است. هنگامی که آمونیوم به طور بیولوژیکی به نیتریت تبدیل می‌شود، فقط 75% اکسیژن برای نیتریفیکاسیون کامل مورد نیاز است. به علاوه، دی نیتریفیکاسیون می‌تواند با ذخیره 30 تا 40% کربن مورد نیاز اجرا می‌شود. فرآیند به وسیله یک تانک 500 لیتری اکسیداسیون MBR که با یک غشاء سرامیکی UF تجهیز شده است و با یک تانک پس دی نیتریفیکاسیون 540 لیتری که با مدیای پلاستیکی متحرک همراه شده، انجام شده است. بهترین شرایط عملکردی برای حصول نیتریفیکاسیون جزئی محاسبه شد. بارگذاری TKN از 50تا gTKN/(kg TSS day) 120 با یک جریانی با غلظت آمونیاکی با بین 1000 تا mg/l 1500 متغییر بود. هنگامی که غلظت DO در MBR بین 2/0 تا mg/l 5/0 نگه داشته شد، 90% اکسیداسیون آمونیاک به نیتریت، با ممانعت پایدار از باکتری‌های اکسید کننده نیتریت حتی در سن لجن 45 روز، حاصل شد. نتایج بدست آمده توسط آنان بدین صورت بود که اعلام داشتند در مقایسه با نیتریفیکاسیون متعارف، فرآیند تست شده در طول آزمایشات بالغ بر 25% در اکسیژن مورد نیاز و 40% در COD مورد نیاز برای نیتریفیکاسیون صرفه جویی شد. همچنین نتیجه گرفتند که غلظت اکسیژن محلول برای دستیابی به ممانعت پایدار از ارگانیسم‌های اکسید کننده نیتریت باید کمتر از mg/l 5/0 باشد. این منجر به جمیع زیاد نیتریت حتی در سن لجن بالا می‌شود. دمای بیشتر از 30 درجه سانتی‌گراد و غلظت آمونیاک آزاد بیشتر از mg/l 5/2 این اثر را ارتقاء می‌دهد، اما اکسیژن محلول به عنوان فاکتور کنترل کننده باقی می‌ماند. تحت این شرایط امکان اکسیده کردن 95% TKN به نیتریت در جریانی با غلظت نیتروژن آمونیاکی معمولاً کمتر از mg/l 50 وجود داشت.]35[
Hee و همکاران در سال 2010 کاهش جرم گرفتگی غشا را به وسیله پخش هوای همزمان به سمت بالا و پایین ، را در یک بیوراکتور غشایی غوطه‌ور که فاضلاب شهری را تصفیه می‌کرد مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق یک غشا hollow fiber به صورت عمودی در حالت مستغرق مورد استفاده قرار گرفت. عملکرد سیستم در سه فاز هوادهی همزمان به سمت بالا و پایین در فاز اول، هوادهی به سمت بالا در فاز دوم و هوادهی همزمان به سمت بالا و پایین در فاز سوم بررسی شد. اگر چه کارایی سیستم در حذف ذرات، مواد آلی و مواد مغذی پایدار بود، ولی خصوصیات جرم گرفتگی غشا به طور قابل ملاحظه ای در حالات پخش هوای متفاوت تغییر کرد.با تغییر حالت پخش هوا از فاز اول به فاز دوم، پارامترهایی مانند فشار غشایی نرخ افزایشی، نفوذ پذیری نرخ کاهشی، نرخ جرم گیری غشایی غیر قابل بازگشت و مقاومت جرم گیری افزایش یافت. در حالی که این پارامترها در حالت پخش هوا از فاز دوم به فاز سوم کاهش یافتند. این تحقیق در دو حالت پخش هوا در غشا که رفتار جرم گرفتگی غشا را تحت تأثیر قرار می‌داد، با پارامترهایی مانند فشار غشایی افزایشی، نرخ کاهشی نفوذ پذیری غشایی، ضرایب جرم گرفتگی بازگشت ناپذیر و مقادیر مقاومت جرم گرفتگی تعیین شدند. عملکرد هوادهی همزمان بالا و پایین از حالت هوادهی از پایین به بالا در به تا خیر انداختن جرم گرفتگی غشایی بازگشت ناپذیر و بهبود نفوذ پذیری غشایی مؤثرتر بود. آن‌ها گفتند که استفاده از سیستم هوادهی از بالا و پایین بدون افزایش نرخ جریان هوا باعث کاهش جرم گیری غشایی می‌شود. به علاوه کاهش گرفتگی غشایی با کاهش هزینه های کاربری و کاهش نیاز به تعویض غشا می‌شود.]36[
Lin و همکاران در سال 2011 ارزیابی امکان پذیری بیوراکتورهای غشایی مستغرق بی هوازی را برای تصفیه ثانویه فاضلاب‌های شهری مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق یک بیوراکتور غشایی مستغرق بی هوازی در مقیاس آزمایشگاه در مدت 160 روز برای تصفیه ثانویه فاضلاب شهری استفاده شد. تقریباً درصد حذف COD 90% با نرخ تسلیم متان معادل LCH4/gCOD 26/0 حاصل شد. نتایج حاصل از تست‌های آزمایشگاهی برای بیوراکتورهای مستغرق بی هوازی با مقیاس کامل بکار رفت. تحلیل هزینه ای بیوراکتورهای غشایی مستغرق بی هوازی با مقیاس کامل نشان داد که هزینه های غشا و انرژی تطهیر گاز بالاترین جزء هزینه ای در هزینه های مربوط به راهبری و چرخه عمر می‌باشد. هزینه های راهبری به طور کلی با فواید حاصل از حصول گاز جبران می‌شود. آنالیز حساسیت نشان داد که پارامترهای غشایی مانند فلاکس، قیمت و طول عمر نقش اساسی را تعیین هزینه های چرخه عمر بیوراکتورهای غشایی مستغرق بی هوازی ایفا می‌کند. مطالعه انجام شده امکان پذیری فنی علاوه بر امکان پذیری اقتصادی این سیستم برای تصفیه فاضلاب شهری را نشان داد، با توجه به اینکه عملکرد غشا به طور چشمگیری افزایش می‌یابد یا هزینه های غشایی کاهش می‌یابد. به عنوان نتیجه تحقیق آن‌ها بیان داشتند که بیوراکتورهای غشایی مستغرق بی هوازی در تصفیه ثانویه فاضلاب‌های شهری از لحاظ فنی با توجه به حذف COD، تولید لجن و حصول گاز امکان پذیر است. ]37[
Fu و همکاران در سال 2012، اثر پارامترهای هوادهی را بر کیفیت پساب خروجی و جرم گرفتگی غشا را در یک بیوراکتور غشایی مستغرق با استفاده از روش پاسخ سطحی Box–Behnken مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها بیان داشتند که بیوراکتورهای غشایی، که به طور گسترده در تصفیه فاضلاب مورد استفاده قرار می‌گیرد به وسیله جرم گرفتگی غشا و مصرف زیاد انرژی برای هوادهی محدود می‌گردد. مطالعات بر روی اثرات هوادهی در کیفیت پساب خروجی و جرم گرفتگی غشا علاوه بر روش‌های تمیز کردن غشا جرم دار از اهمیت خاصی برخوردار است. با استفاده از روش پاسخ سطحی Box–Behnken ، تأثیر اهمیت و اندر کنش سه پارامتر (نرخ هوادهی، زمان و مکان هواده ها) مطالعه شده، و مدل‌های رگرسیون ایجاد گردید. نتایج نشان داد که در مقایسه با مکان هوادهی، زمان هوادهی و نرخ جریان هوا کیفیت جریان خروجی را بیشتر تحت تأثیر قرار دادند و این دو عامل نیز با هم اندر کش داشتند. اثرات سه عامل در جرم گرفتگی غشایی به صورت زیر طبقه بندی شدند:
نرخ جریان هوادهی > مکان هوادهی > زمان هوادهی
علاوه بر این، نرخ جریان هوادهی و زمان هوادهی با هم اندر کنش داشتند. هنگامی که به ترتیب نرخ جریان هوادهی، زمان هوادهی و مکان هوادهی m3/h 9/4، min 1/86 و cm 6 رسیدند، کیفیت پساب خروجی می‌توانست استاندارد تخلیه آلاینده های تصفیه خانه های فاضلاب شهری را تأمین کند. در این حالت جرم گرفتگی غشا با دامنه کوچک‌تری کنترل می‌شد و مصرف انرژی برای واحد جریان خروجی مینیمم می‌شد.]38[
Wen در سال 2004 کارایی غشای مستغرق را جهت تصفیه فاضلاب بیمارستان مورد بررسی قرار داد. بیوراکتور در شرایط زمان ماند 2/7 ساعت، با میزان متوسط mg/l 7/17 از NH4+_N و دامنه COD از 49 تا mg/l 278 مورد بهره برداری قرار داد و دریافت که کارایی حذف COD و آمونیاک و کدورت به ترتیب 80، 93، 83 درصد میباشد حذف باکتری بیشتر از 98 درصد و پساب خروجی بدون رنگ و بو بود. ]39[
Chaize و Huyardدر سال 1991 بر روی تولید لجن در تصفیه فاضلاب شهری با روشMBR و یافتههای مدل سازی مطالعه نمودند اثر زمان ماند سلولی در 50 و 100 روز و زمان ماند هیدرولیکی در 2و 4و 8 روز بر تولید لجن و کارایی حذف مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیوراکتورهای غشایی راندمان خوبی داشته‌اند. زمان ماند سلولی بالا، تولید لجن اضافی بسیار پایین به علت کارایی غشا بدست آمد. ]40[
Shimizu در سال 1996 اثر پیکربندی غشایی بر فلاکس فیلتراسیون را در فاضلاب شهری با BOD 2/0 ازت کل 05/0 کیلوگرم در مترمکعب مورد بررسی قرار داد. 4 نوع از غشاهای توخالی HF مدل شده و یک مدل غشای سرامیکی برای آزمایش فیلتراسیون بکار برد. انعطاف اجزای غشای توخالی موجب جمع شدن سریع اجزا و در نتیجه کاهش مساحت سطحی غشا در نرخ بالای کارکرد فیلتراسیون یا تحت شرایط سیال گردید. بهبود فلاکس به علت حرکت دادن یا لرزاندن غشای توخالی خیلی کم بود.]41[
Trouve در سال 1994 تصفیه فاضلاب شهری را بر روی یک مدل آزمایشگاهی بیوراکتور غشایی هوازی با زمان ماند هیدرولیکی 24 ساعت و زمان ماند سلولی 25 روز تعریف نمود. در پروژه او نیتریفیکاسیون کامل بدست آمد و کارایی فرایند 93 تا 99 درصد حذف COD و آمونیاک و ذرات معلق بود تولید لجن در بیوراکتور غشایی کمتر از فرآیند لجن فعال بود. بعلاوه، بهبود کارکرد بیوراکتور غشایی با بهینه کردن فرایند فیلتراسیون بدست آمد.]42[
گلبابايي كوتنايي و همکاران در سال 2012 بر روی بررسي تصفيه پذيري فاضلاب بيمارستاني توسط بيوراكتور غشايي مستغرق با تاكيد بر حذف نيتريت، نيترات و فسفات مطالعاتی را انجام دادند. آن‌ها بیان داشتند که فاضلاب‌های بيمارستاني از نقطه نظر دارا بودن میکروارگانیسم هاي بیماری‌زا، مواد



قیمت: 10000 تومان

رهن دریایی

واحد بین‌الملل
پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته حقوق خصوصی
رهن دریایی
به کوشش
ندا حقانی
استاد راهنما
دکتر سیروس حیدری
شهریور 1392

به نام خدا
اظهارنامه
اينجانب ندا حقانی دانشجوي رشته‌ي حقوق گرايش حقوق خصوصی دانشكده‌ي واحد بین الملل اظهار مي‌كنم كه اين پايان‌نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهايي كه از منابع ديگران استفاده كرده‌ام، نشاني دقيق و مشخصات كامل آن‌را نوشته‌ام. همچنين اظهار مي‌كنم كه تحقيق و موضوع پايان‌نامه‌ام تكراري نيست و تعهد مي‌نمايم كه بدون مجوز دانشگاه دستاوردهاي آن‌را منتشر ننموده و يا در اختيار غير قرار ندهم. كليه حقوق اين اثر مطابق با آيين‌نامه مالكيت فكري و معنوي متعلق به دانشگاه شيراز است.
نام و نام خانوادگي: ندا حقانی
تاريخ و امضاء:

تقدیم به
پدر و مادر عزیزم که در طول این سالها دعای خیرشان بدرقه ی راهم و چراغ هدایتشان همواره فراراه زندگی ام بوده است.

سپاسگزاری
با سپاس و قدردانی فراوان از استاد ارجمند جناب آقای دکتر سیروس حیدری که با راهنمایی های دلسوزانه و با دقت نظر فراوان بنده را در در تدوین این رساله یاری فرمودند.همچنین با تقدیر و تشکر فراوان از اساتید محترم و بزرگوار جناب آقایان دکتر حبیب طالب احمدی و دکتر پرویز عامری که در طول دوره تحصیل و همچنین در نگارش پایان نامه اینجانب را یاری فرمودند.

چکیده
رهن دریایی
به کوشش
ندا حقانی
در طی سالیان اخیر، تلاش در جهت توسعه حمل و نقل دریایی با لحاظ هزینه های هنگفت ساخت و اداره کشتی و همچنین، مخاطرات اجتناب ناپذیر سفرهای دریایی، نیاز به تأمین منابع مالی و اخذ وام در جهت تدارک هزینه ها را بیش از پیش جلوه گر نموده است. در این راستا، رهن دریایی عقدی است که به موجب آن مالک کشتی به منظور ساخت یا تأمین مخارج جاری کشتی ونیز، فرمانده در جهت تأمین وجوه لازم برای مخارج فوق العاده کشتی در شرایط مخاطره آمیز و به منظور تکمیل سفر دریایی، در قبال اخذ وام از شرکتها یا اشخاص سرمایه گذار، کشتی یا بار آن و یا کرایه حمل را جهت تضمین بازپرداخت اصل وام و بهره آن، نزد بستانکار به وثیقه می گذارد. جوهره رهن دریایی نیز همانند رهن مدنی، در ایجاد حق وثیقه برای مرتهن نسبت به مال مرهون خلاصه می شود لیکن بر مبنای مقتضیات خاص صنعت حمل و نقل دریایی و با عنایت به عرف دریانوردی، احکام متفاوتی نسبت به قواعد عام رهن مدنی در این حوزه ملاحظه می گردد که از جمله مهمترین آنها، عدم لزوم قبض مال مرهون، الزام به ثبت رسمی اسناد رهن دریایی،پذیرش اعتبار رهن کرایه باربری (که ماهیتا از مصادیق رهن دین به شمار می رود) و همچنین، امکان انعقاد رهن توسط شخصی غیر از مالک (فرمانده کشتی) می باشد. عمده این تفاوتها را علاوه بر مبانی مذکور در فوق، می توان بر اندیشه توسعه ناوگان حمل و نقل دریایی، تسهیل اخذ وام و اعتبار در همان راستا، ترغیب صاحبان سرمایه به مشارکت بیشتر در این صنعت و ضرورت تعقیب،تکمیل و تسریع سفر دریایی، مبتنی دانست. با این حال، احکام خاص قانون دریایی در برخی موارد از قبیل عدم لزوم قبض مال مرهون و اعتبار رهن کرایه حمل، بنیاد برخی باورها و محدودیتهای سنتی در زمینه رهن مدنی را نیز متزلزل جلوه می دهد.
کلید واژه ها:رهن دریایی، رهن کشتی، رهن کرایه باربری، رهن بار، حقوق ممتاز دریایی
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول :مقدمه
کلیات2
مبحث اول:تعاریف اساسی و سیر تحولات قانونگذاری 4
گفتار اول:تعاریف اساسی 4
بنداول:حقوق دریائی4
بند دوم:رهن5
الف:رهن مدنی6
ب:رهن دریائی8
گفتار دوم:سابقه قانونگذاری10
بنداول:مقررات داخلی11
الف:قوانین عام11
۱-قانون مدنی11
۲-قانون ثبت12
ب:قوانین خاص13
۱-قانون دریائی13
۲-معاهدات بین المللی14
بند دوم:مقررات بین المللی15
الف-کنوانسیون ۱۹۲۶ بروکسل16
ب-کنوانسیون ۱۹۶۷ بروکسل17
ج-کنوانسیون ۱۹۹۳ ژنو18
مبحث دوم:ماهیت، اقسام و کاربرد رهن دریائی19
عنوان صفحه
گفتار اول:ماهیت و اوصاف رهن دریائی19
بنداول:ماهیت رهن دریائی20
بنددوم:اوصاف رهن دریائی 21
گفتار دوم:کاربرد رهن دریائی27
بند اول:تحصیل اعتبار توسط مالک برای ساخت کشتی27
بند دوم:تحصیل اعتبار توسط مالک برای تامین مخارج جاری کشتی 28
بندسوم:تحصیل اعتبار توسط فرمانده کشتی منحصراً برای تعقیب سفر دریائی28
گفتار سوم:اقسام رهن دریائی31
بند اول:رهن کشتی31
الف:تعریف کشتی32
ب:انواع رهن کشتی35
۱-رهن کشتی درحال ساخت36
2-رهن کشتی قابل دریانوردی 38
بند دوم:رهن کرایه باربری38
الف:تعریف کرایه باربری39
ب:قابلیت رهن کرایه باربری40
1-بطلان رهن دین در قانون مدنی41
۲-دلایل صحت رهن کرایه باربری44
بند سوم:رهن بار کشتی45
الف:رهن مستقیم بار46
ب:رهن از روی بارنامه47
فصل دوم:انعقاد قرارداد رهن دریائی
مبحث اول:شرایط انعقاد رهن دریائی52
گفتار اول:شرایط عمومی53
بند اول:شرایط عمومی صحت قرارداد ها 52
بند دوم:بررسی شرایط رهن مدنی و نقش آن در انعقاد قرارداد های رهن دریائی 55
الف:لزوم عین بودن مال مرهون در رهن مدنی55
ب:امکان درج شرط مدت در رهن56
ج:لزوم قبض57
عنوان صفحه
گفتار دوم:شرایط اختصاصی64
بند اول:شرایط اجباری64
الف:ثبت رسمی64
ب:تعیین دین69
ج:تعیین زمان بازپرداخت دین70
بنددوم:شرایط اختیاری71
الف:شرط بیمه71
1-ماهیت و انعقاد بیمه دریائی72
۲-نقش بیمه در رهن دریائی75
۲-۱-تلف مورد وثیقه در قانون دریائی 76
۲-۲ضرورت و اهمیت بیمه دریائی81
ب:شرط واگذاری سند وام 82
مبحث دوم:طرفین عقد رهن دریائی و بررسی حقوق و تعهدات ایشان83
گفتار اول:راهن83
بنداول:حقوق85
بند دوم:تعهدات و ضمانت اجرا86
الف:تعهدات عام86
ب:تعهدات مربوط به کشتی88
گفتار دوم:مرتهن89
بنداول:حقوق مرتهن90
بند دوم:تعهدات مرتهن90
فصل سوم:آثار و طرق انحلال رهن دریائی
مبحث اول:آثار رهن دریائی 94
گفتار اول:آثار رهن در رابطه بین طرفین قرارداد95
بنداول:ایجاد حق وثیقه برای مرتهن95
بنددوم:حق فروش کشتی96
الف:تقاضای فروش کشتی96
ب:کیفیت فروش98
عنوان صفحه
بندسوم:حق تملک کشتی99
گفتار دوم:امتیازات مرتهن در برابر دیگران100
بنداول:حق تقدم 101
الف:مرتهنین متعدد نسبت به یک کشتی و حق رجحان بستانکار مقدم 101
ب: تقدم مطالبات ممتاز بر حق مرتهن104
۱-مفهوم حقوق ممتاز دریائی 104
۲-مصادیق حقوق ممتازدریائی106
بنددوم:حق تعقیب111
مبحث دوم:طرق انحلال رهن دریائی113
گفتار اول:انحلال ارادی114
بنداول:انحلال به اراده یک طرف(فسخ)114
بند دوم: انحلال با توافق طرفین(اقاله)118
گفتار دوم:انحلال قهری(انفساخ)119
بنداول:انحلال قهری در نتیجه سقوط دین120
بنددوم:انحلال قهری در نتیجه تلف مال مرهون121
بند سوم:انحلال قهری در نتیجه بطلان ثبت کشتی و سلب تابعیت از آن 122
نتیجه گیری126
فهرست منابع 132
فصل اول

مقدمه
حمل و نقل از طریق دریا بی شک طی قرون گذشته بخش اعظم مراودات تجاری را تشکیل داده است و به جرأت میتوان گفت تجارت از طریق دریا قدمتی چندین هزار ساله دارد.بنابراین صنعت کشتیرانی به نوعی زیربنای تجارت دریائی کالا محسوب می شود و نکته ای که با این وصف جلوه خاصی پیدا می کند،ضرورت وجود و بقای کشتی های مدرن با امکانات ویژه است.البته ساخت کشتی و همچنین نجات آن از شرایط اضطراری و امکان ادامه ی سفر دریائی در موقعیت های حساس در بسیاری از موارد جز با اخذ وام های کلان از مؤسسات مالی بزرگ ممکن به نظر نمی رسد .از سوی دیگر اینگونه مؤسسات و بانکها نیز برای حصول اطمینان از بازگشت وامهای اعطا شده به همراه کارمزد آن نیازمند داشتن وثیقه های قابل اطمینانی هستند که اغلب این وثیقه ها همان کشتی مورد نظر یا در مواقع استثنایی بار کشتی و کرایه باربری خواهد بود که به این نوع وثیقه نهادن رهن دریائی اطلاق می گردد.
بنیان قواعد مربوط به این حوزه از حقوق ریشه در عرف و عادات دریانوردی دارد،اما با انعکاس در قوانین موضوعه ی کشورها چهره قانونی به خود گرفت و به مرور زمان با توجه به اهمیت موضوع، قوانین مدونی در این زمینه به تصویب رسید.در ایران قانون دریائی مصوب ۱۳۴۳ به عنوان قانون مرجع به شمار می آید که در دو فصل آن به رهن دریائی اشاره شده است ،البته کنوانسیون های بین المللی نیز در این زمینه به تصویب رسیده است مانند کنوانسیون ۱۹۲۶ بروکسل در زمینه متحد الشکل کردن پاره ای از مقررات مربوط به رهن و حقوق ممتاز دریائی که دولت ایران در سال ۱۳۴۵ به عضویت آن در آمده است.
رهن دریائی عقدی است تجاری که به دلیل ضرورت های امر دریا نوردی تفاوتهائی با رهن مدنی دارد هرچند که از ماهیت یکسانی برخوردارند.بنابراین پایان نامه حاضر در صدد بررسی ابعاد این عقد است و با توجه به مطالب مذکور،سوال اصلی قابل طرح در این پژوهش به این قرار است:
تفاوت ها و شباهت های عقد رهن دریائی با قواعد عام مدنی و مبانی آن چیست؟
پس از روشن شدن ابعاد رهن دریائی سعی شده است به سوالات فرعی زیر نیز پاسخ داده شود:
رویکرد قانون دریائی درباره قبض چه بوده است؟
آیا شخصی به غیر از مالک میتواند رهن دریائی منعقد کند؟
رهن دریائی چه آثاری دارد؟
آیا رهن کرایه باربری صحیح است؟مبانی آن چیست؟
در خصوص رهن دریائی به طور خاص و با این عنوان کتاب،مقاله یا پژوهشی تدوین نیافته است.تنها کتاب موجود در این زمینه که در قسمت کوتاهی از آن رهن دریائی اجمالاً مورد بررسی قرار گرفته،کتاب حقوق دریائی دکتر مرتضی نجفی اسفاد است.به نظر نگارنده گر چه این کتاب توانست به عنوان مرجعی ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد،ولی مطالب ذکر شده در آن کافی برای بیان جنبه های مختلف رهن دریائی نمی باشد.دیگر مقالات موجود نیز به عنوان مراجعی غیر مستقیم،برای تحلیل بهتر ابعاد رهن دریائی مورد استفاده قرار گرفت.استفاده از قوانین برخی از کشورها که در زمینه ی امور دریانوردی و تجارت دریائی،پیشرفت چشمگیری داشته اند نیز یاری بخش در انجام این تحقیق بوده است.اهمیت موضوع این پایان نامه این است که برای نخستین بار مستقلاً به این عقد پرداخته میشود و سعی شده است نقاط ضعف و قوت مقرارت مربوط به آن روشن گردد.
روش مورد استفاده در تدوین پایان نامه حاضر،توصیفی-تحلیلی است و گردآوری مطالب به شیوه ی کتابخانه ای صورت گرفته و سعی شده است از منابع فارسی و انگلیسی از جمله کتب حقوقی،مقالات و پایان نامه های مرتبط در آن مورد بررسی قرار گیرد و نظرات حقوقدانان و فقها مورد ارزیابی قرار گیرد.ضمن اینکه برای درک بهتر مطالب و رویه معمول رهن دریائی به سازمان بنادر و کشتیرانی نیز مراجعه شده است.
مطالب این پژوهش در سه فصل ساماندهی و تنظیم گردیده که فصل اول کلیات می باشد و در آن به بیان مفاهیم کلی ،تعاریف و سابقه قانونگذاری پرداخته شده است ،در فصل دوم شرایط انعقاد رهن دریائی که شامل شرایط عام و خاص است و همچنین طرفین رهن دریائی،حقوق و تعهدات ایشان مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا در فصل سوم آثار و طرق انحلال رهن دریائی مورد مطالعه قرار گرفته است.
مبحث اول: بررسی مفاهیم و سیر تحولات قانونگذاری
مفهوم حقوق دریایی از جمله مباحثی است که لازم است قبل از ورود به مفهوم رهن دریایی بدان پرداخته شود. همچنین، مطالعه‌ی پیشینه‌ی قواعد و مقررات رهن دریایی به درک صحیح‌تر مطلب و اهمیت این مبحث کمک شایانی می‌کند که در ادامه بررسی می‌گردد.
گفتار اول: تعاریف اساسی
در این قسمت لازم است برای تبیین هرچه بهتر مفهوم رهن دریایی، مفهوم حقوق دریایی و رهن بررسی شود.
بند اول: حقوق دریایی
حقوق دریایی در معنای وسیع آن عموماً این‌گونه تعریف شده است: «مجموعه قاعده‌ها و ضابطه‌های قضایی که به امور و مسائل مربوط به کشتی‌رانی در دریاها پیوستگی دارد.» ازاین‌رو، حقوق مذکور دارای دامنه‌ای گشاده است که از جهات مختلف به حقوق بین‌الملل عمومی و خصوصی، حقوق اداری، حقوق کیفری، حقوق کار و غیره بستگی پیدا می‌کند. توضیح و بررسی مستقل هریک از این مفاهیم موجب اطاله‌ی مبحث خواهد شد؛ بنابراین، باید در پی مفهوم حقوق دریایی به معنای اخص آن بود که عبارت است از: «مجموعه قوانین و مقررات و عرف‌های دریایی که حاکم بر روابط افراد و دولت‌ها در امور حمل‌ونقلِ بار و مسافر در دریا بوده است و موضوعات و مسائل مربوط به کشتی‌رانی بازرگانی و ایمنی در دریا را دربرمی‌گیرد.». با این تعریف می‌توان گفت که حقوق دریایی شعبه‌ای از حقوق بین‌المللی خصوصی است که ریشه‌ی آن در بدوی‌ترین و قدیمی‌ترین آداب و رسوم سفرهای دریایی است.
گفتنی است که مفهوم حقوق دریاها با حقوق دریایی متفاوت است. حقوق دریاها از موضوعات حقوق بین‌الملل عمومی بوده و شامل قواعدی‌ست که حاکم بر روابط دولت‌ها و موسسات بین‌المللی راجع‌به امور دریایی است. لیکن، حقوق دریایی مجموعه قواعد حاکم بر روابط افراد و دولت‌ها در حوزه‌ی دریایی است و روابط خصوصی اشخاص را با امور دریایی کنترل می‌نماید.
نکته حائز اهمیت این است که چارچوب اجرای حقوق دریایی چیست و دایره‌ی شمول حقوق دریایی به چه میزان است. کشتی‌رانی تجاری یا بازرگانی در خصوص حمل بار یا مسافر، با قصد حصول درآمد و سود، از مهم‌ترین فعالیت‌های دریایی است که قانون دریایی و سایر مقررات مربوط، درباره‌ی آن وضع شده است و شمول احکام قانون دریایی بر آن محل شک و اختلاف نیست. اقسامی دیگر از کشتی‌رانی وجود دارند که قانون دریایی مقررات خاصی برای این‌گونه فعالیت ها پیش‌بینی نکرده است. ازجمله‌ی این فعالیت‌ها، می‌توان به کشتی‌رانی صیادی اشاره نمود؛ به این دلیل که با هدف کسب سود انجام می‌شود و در دریا صورت می‌گیرد و چون در معرض سوانح و خطر‌های دریایی قرار می‌گیرد، باید تابع احکام حقوق دریایی باشد. کشتی‌رانی تفریحی، گردشگری، امداد و نجات در دریا نیز به لحاظ هدف و نوع خطر‌های دریایی مشمول قوانین دریایی هستند. نوعی از کشتی‌رانی تحت عنوان کشتی‌رانی عمومی وجود دارد که منظور از آن عملیاتی است که کشتی‌های نظامی یا دولتی و غیر‌تجاری به آن اقدام می‌کنند، نظیر کشتی‌های بازرسی یا بیمارستانی و جنگی که عموماً تابع مقررات خاصی هستند و به همین دلیل از شمول قوانین دریایی خارج اند.
بند دوم: رهن
از آنجا که رهن یکی از عقود معین در قانون مدنی و یکی از عقود بسیار مهم در فقه اسلام است و همچنین، پایه و اساس پایان‌نامه‌ی پیش‌رو تلقی می‌گردد، ابتدائاً تعریفی اجمالی از رهن مدنی ارائه خواهیم کرد و سپس، به تعریف رهن دریایی خواهیم پرداخت.
الف. رهن مدنی
1. مفهوم لغوی
رهن، مصدر و اسم شیء مرهون است و در لغت به معنای ثبات و دوام، استوار، آنچه به آن اعتماد می‌شود، گرو و حبس آمده است. بنابراین، رهن چیزی است که در گروِ وام و دین قرار می‌گیرد. به عبارتی با دادن رهن، درواقع طلب مرتهن از نظر حقوقی ثبات و قرار پیدا می‌کند.
این لغت، از آیه کل نفس بما کسبت رهینه گرفته شده است. به این معنا که هر نفس، به هر عملی که می‌کند، مقید بر اثر آن عمل می‌شود؛ اگر خوب است، اعمال و حال او خوب خواهد بود و اگر بد بود، بد می‌شود. به زبان ساده‌تر، رهن به معنای حبس آمده؛ یعنی هرکس در حبس و گرو چیزی است که کسب کرده.
هرچند که لغت رهن از قرآن گرفته شده است، اما، باید متذکر شد که رهن از جمله اصطلاحات عقود است که دارای حقیقت شرعیه نیست و از حقایق عرفی محسوب می‌گردد. به این معنا که از ابتدا بین مردم شکل گرفته و به‌تدریج شیوع پیدا کرده و از جمله احکام امضایی شارع است. با‌این‌حال، با تدوین کتب فقهی، فقهای اسلام، در اصطلاح، این عنوان را بر عین مرهونه و گاهی بر عقد رهن اطلاق نموده‌اند.
2. مفهوم اصطلاحی
وثیقه در معنای عام و گسترده عبارت است از تضمین که شامل تضمین دین هم می‌شود و بر دو قسم است: وثیقه‌ی شخصی که هنگامی به وجود می‌آید که شخصی ادای دین یا انجام خدمت دیگری را ضمانت می‌کند و وثیقه‌ی عینی که مالی است برای اطمینان خاطر متعهد‌له که در اختیار او گذارده می‌شود تا در‌صورت لزوم، طلب خود را از آن استیفا کند و رهن نیز ازجمله وثائق عینی به شمار می‌رود.
در علم حقوق، رهن را این‌گونه تعریف نموده‌اند: «عقدی‌ست که به موجب آن، مدیون مالی را وثیقه‌ی دین قرار می‌دهد.» بنابراین، اصطلاح حقوقی از معنای لغوی دور نیفتاده است؛ زیرا، در عقد رهن، عین مرهون از نقل و انتقال بازداشته شده است و مالک نمی‌تواند تصرفات مالکانه خود را به‌طور کمال نسبت به آن انجام دهد. بدین‌ترتیب، عقد رهن سبب می‌شود که طلبکار وثیقه‌ی عینی بیابد و بر آن حق عینی تبعی پیدا کند؛ لذا، قانونگذار ایران با تعریف عقد رهن در ماده‌ی 771 قانون مدنی، قدیمی‌ترین نهادی را که در نظام حقوقی ایران برای توثیق شناخته شده، پذیرفته است.
همان‌گونه که در متون حقوقی ملاحظه می‌شود، در تعریف رهن به‌عنوان سبب توثیق برای طلب و در تعاریف دیگر به‌عنوان مال موضوع توثیق معرفی شده است. این دوگانگی تعاریف، مبتنی بر این نکته است که در اصطلاح فقهی، لفظ رهن هم به‌ عنوان «عقد رهن» و هم به «مال مرهون» اطلاق می‌شود و عیناً این وضعیت در قانون مدنی نیز مشهود است. از سویی، به موجب ماده‌ی 771 قانون مدنی، کلمه‌ی رهن به‌عنوان عقد رهن آمده و از سویی دیگر، در بسیاری از احکام، از جمله مواد 783 و 786 قانون، به مال مورد وثیقه نیز اطلاق رهن شده است.
در حقوق فرانسه، مفهوم رهن یا وثیقه‌ی عینی در دو قالب اصلی تبیین می‌شود. به موجب ماده‌ی ۲۰۷۱ قانون مدنی ۲۰۰۲ فرانسه، اصطلاح «Nantissesment» عقدی است که به موجب آن، مدیون شیئی را برای وثیقه‌ی دین به طلبکار خود تسلیم می‌کند. این عقد،بر‌حسب موضوع به دو قرار‌داد فرعی تقسیم می‌شود. در‌صورتی‌که موضوع عقد رهن شی منقول باشد، عقد رهن به «gage»موسوم است و در فرضی که شیء غیر‌منقول باشد، «antishrese» خوانده می‌شود. درمقابل، «hypotheque» حق عینی بر اموال غیر‌منقول است (ماده ۲۱۱۴).در‌مورد اخیر، قانونگذار رهن را در قالب قرارداد سبب توثیق معرفی نکرده است، بلکه از حیث اثر رهن که ایجاد حق عینی بر مال است، به آن توجه کرده و علت شیوه‌ی تدوین آن این است که این صنف از وثیقه، صرفاً حاصل عقد رهن نیست، بلکه دارای سه منشأ متفاوت قانونی، قضایی و قراردادی است که احکام متفاوتی دارند. رهن کشتی، نمونه‌ی بارز این نوع رهن است. هرچند‌که کشتی مال منقول است،اما، طبق قانون تجارت دریایی فرانسه، جزء این نوع رهن قرار گرفته است (مواد ۴۳ تا ۵۴ قانون ۱۹۶۷).
ب. رهن دریایی
هر‌چند مفهوم رهن درحقوق تمامی کشورها مفهومی شناخته شده است،اما، در حیطه‌ی امور دریایی و کشتی‌رانی، مفهومی متمایز پیدا کرده است.با توجه به این نکته که موضوع رهن، یک کشتی یا کالای حمل شده است که در دریا رفت‌و‌آمد می‌کند و خطر‌های بسیاری را پیش رو دارد،صورتی منحصر به فرد از رهن به شمار می آید.
طبق بند۱۰ ماده‌ی ۲ قانون تجارت، کشتی‌سازی و خرید و فروش کشتی و معاملات راجع‌به آن جزء اعمال تجاری محسوب می‌شود؛ بنابراین، عقد رهن دریایی از جمله عقود تجاری تلقی می‌گردد و به‌عنوان یک وسیله‌ی قانونی برای کسب وام و اعتبار، همواره مورد توجه قانونگذاران کشورهای مختلف بوده است.
نهایت اینکه چون وضع قانون با توجه به مقتضیات اقتصادی و اجتماعی است، تأسیس حقوقی رهن در قانون مدنی ایران، هرچند جواب‌گوی شرایط اقتصادی زمان خود بوده، اما، با افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌ها و میزان اعتبارات بازرگانی، دیگر با شرایط اقتصادی زمان ما تطبیق‌پذیر نیست؛ بنابراین، با توجه به ملاحظات اقتصادی و بازرگانی، قانونگذار قانون خاصی در زمینه‌ی رهن بازرگانی و از جمله‌ی آن، رهن دریایی پیش‌بینی کرده است که به دلایل ضرورت تفکیک رهن مدنی از رهن تجاری در ادامه اشاره خواهیم کرد:
1.«قانون مدنی از قوانین بنیادی کشور است و مواد مختلف این قانون با توجه به ریشه‌های عمیق فقهی با مقتضیات حقوق جدید تطبیق داده نشده است. به این جهت، داخل‌کردن نظریات خاص رهن تجاری در قانون مدنی مصلحت نیست.»
2. مقررات رهن در قانون مدنی و قانون ثبت، جواب‌گوی احتیاجات جامعه‌ی ما در زمینه‌ی رهن مدنی و بالاخص، رهن اموال غیر‌منقول است. با توجه به نظام ثبت املاک در ایران، علاوه بر اینکه این مقررات را عموماًپذیرفته‌اند، حقوق راهن و مرتهن را نیزبه خوبی تأمین می‌کند.
3. امور بازرگانی، برحسب طبیعت امر باید با سرعت کافی توأم باشد. لیکن، در امور مدنی تنظیم روابط حقوقی باید با تأنی و تأمل کامل صورت پذیرد؛ به همین دلیل، استفاده از تسهیلات رهن بازرگانی در انواع معاملات عادی رهنی مطلوب نیست.
بنابر مطلب فوق، قانونگذار دریایی، یک نهاد حقوقی مستقل از رهن مدنی تحت عنوان رهن دریایی را ایجاد کرده است و تلاش می‌کند تا از حقوق اعطاکنندگان وام حمایت ویژه کند. به همین منظور، قانونگذار در ماده‌ی 42 قانون دریایی، مصوب 29/6/1343، رهن دریایی را تابع این قانون دانسته و از شمول مقررات عام مدنی خارج نموده است و تنها در مواردی که قانون دریایی حکم خاصی را بیان نکرده است، به اصول و قواعد کلی قانون مدنی مراجعه می‌شود. با‌این‌حال، در این قانون تعریف مستقلی از رهن دریایی ارائه نشده است که همین امر یکی از نقایص این قانون محسوب می‌شود. البته می‌توان این‌گونه توجیه نمودکه مفهوم و ماهیت عقد رهن دریایی همان مفهوم پایه‌ای و اساسی است که قانون مدنی ارائه می‌دهد.
با‌این‌حال، در سیستم حقوقی برخی از کشورها، نظیر کانادا، رهن دریایی این‌گونه تعریف شده است: «رهن سندی است حقوقی که تضمینی را به وجود می‌آورد و طی آن، یک کشتی ثبت شده یا قسمتی از آن در مقابل یک دین یا اخذ وام برای تضمین داده می‌شود».
ماده‌ی ۱۱ قانون دریایی چین، مصوب ۱۹۹۳، در تعریف رهن تصریح نموده است که حق رهن، حق مقدمی است برای مرتهن در روند فروش کشتی مطابق قانون، هنگامی‌که راهن ناتوان از پرداخت بدهی‌اش است.
گفتنی است که در کشور‌های کامن‌لایی در خصوص رهن دریایی طبقه‌بندی خاصی وجود دارد؛ به همین جهت، تعاریف متفاوتی از رهن دریایی ارائه شده است. رهن قانونی گویای رهنی است که مطابق قانون تجارت دریایی انگلستان باشد و به‌عنوان سند مکتوب مالی که ایجاد حق رهن بر کشتی می‌کند تعریف شده است. نمونه‌ی بارز آن، رهن‌های ثبت شده است. رهن کامن لایی، رهنی‌است عرفی که شرایط قانونی را ندارد و در آن، مالکیت مال مرهون به مرتهن منتقل می‌شود و امروزه کاربرد چندانی ندارد. در‌نهایت، رهن منصفانه قراردادی است که منجر به تضمین قابل اجرای منطبق بر انصاف می شود ،و از قصد آشکار طرفین تأثیر می‌پذیرد. رهن کشتی‌های ثبت‌نشده، همچنین رهن‌های ثبت نشده و رهن کشتی‌های خارجی از نمونه‌های این نوع رهن هستند.
در حقوق آمریکا نیز رهن دریایی ایجاد گرو به نفع قرض دهنده توسط قرض گیرنده تعریف شده و به عنوان یک راه به دست آوردن سرمایه و انتقال سود یا دارایی کشتی به منظور تضمین درنظر گرفته شده است.
در آخر باید اذعان داشت هرچند که ماهیت حقوقی عقد رهن دریایی تفاوت چندانی با رهن مدنی نمی‌کند، لیکن، به‌دلیل بعد تجاری آن و قوانین خاصی که وضع شده، بهتر بود به دور از هرگونه توجیهی، در ابتدا تعریفی از این عقد ارائه می‌شد. به نظر نگارنده، عقد رهن دریایی را باید اینگونه تعریف نمود:رهن دریائی عقدی است که به موجب آن راهن (مالک یا فرمانده کشتی)در قبل اخذ وام جهت ساخت کشتی یا تأمین مخارج جاری کشتی و یا تأمین مخارج فوق العاده در جریان سفر دریائی،کشتی یا بار آن و یا کرایه حمل را به منظور تضمین بازپرداخت دین نزد مرتهن(وام دهنده)به وثیقه می گذارد.
گفتار دوم: سابقه‌ی قانونگذاری
برای بررسی هرچه بهتر و آشنایی عمیق‌تر با قرارداد رهن دریایی لازم است در ابتدا سابقه‌ی قانونگذاری در این موضوع در مقررات داخلی و سپس، در قوانین بین‌المللی مدنظر قرار گیرد.
بند اول: مقررات داخلی
با مروری اجمالی در نظام حقوقی ایران ملاحظه می‌شود که هم در قانون مدنی و هم در قانون ثبت، به طور کلی، موادی به رهن اختصاص یافته است. در قانون مدنی، فصل هجدهم در باب عقود معین در خصوص رهن وضع شده است و همچنین، با توجه به رویه‌ی معمول در کشور، قانون ثبت به عنوان یکی از مقررات عام اجرا‌شدنی خواهد بود. علاوه بر این مقررات عمومی، می‌توان به مقررات خاص از جمله قانون دریایی مصوب 1343 و قانون الحاق دولت ایران به کنوانسیون رهن دریایی و حقوق ممتازه، مصوب 1345، اشاره کرد.
الف. قوانین عام
1. قانون مدنی
قانون مدنی از جامع‌ترین قوانین اصلی و موضوعه‌ی ایران تلقی می‌گردد که درباره‌ی کلیات حقوقی، مفادی دارد که در‌هر‌صورت مراجعه به آن موجب روشن‌شدن ذهن می‌شود و اغلب اصل مسائل موضوعه و چارچوب های کلی را نیز تا حدود زیادی حل می‌سازد یا حداقل راه‌حل‌های کلی را نشان می‌دهد.
مقررات رهن در قانون مدنی عمدتاً از منابع فقهی گرفته شده است و در فصل هجدهم قانون مدنی از باب عقود معین ذیل عنوان عقود معین منعکس گردیده است. قواعد رهن مدنی برای کلیه‌ی رهن‌ها در زمینه‌های تجاری و مدنی ملاک عمل قرار گرفته است، مگر اینکه قانونی خاص، از شمول این مقررات بکاهد. در همین راستا، قانون دریایی به‌دلیل اهمیت موضوع رهن دریایی و با توجه به جنبه‌های عرفی و دریا‌نوردی سعی کرده است که پاره‌ای از قواعد رهن مدنی را کنار بگذارد و مقررات جدیدی را در خصوص رهن دریایی تدوین نماید؛ به همین جهت، در موضوع رهن دریایی، مسلماً قانون دریایی به‌صراحت ماده‌ی 42 که مقرر می‌دارد کشتی مال منقول است و رهن آن تابع احکام این قانون است، به‌عنوان قانون خاصِ بعد از ورود قانون مدنی، در موارد تعارض ، قواعد عام قانون مدنی را در زمینه رهن دریائی تخصیص میزند. لیکن، در جایی که قانون دریایی حکم خاصی را پیش‌بینی نکرده است، می‌توان به قانون عام مراجعه نمود، چرا که قانون مدنی حاوی قواعد عام رهن است و رهن دریائی نیز ماهیت رهن و وثیقه عینی را داراست.
2. قانون ثبت
قانون ثبت در خصوص معاملات رهنی مقرراتی را بیان داشته است. مطلوب است به جایگاه این مواد و تأثیر آن بر مواد مربوط به رهن مدنی اشاره گردد. عمده‌ترین مواد مربوط به اسناد رسمی وثیقه‌ای، ماده‌ی ۳۳ و ۳۴ اصلاحی قانون ثبت است که با برخی از مواد قانون مدنی در تعارض بوده است.
به طور کل می‌توان گفت تصویب مواد ۳۳ و ۳۴ قانون ثبت و تبصره‌های ذیل آن، در برخی مواد قانون مدنی از جمله مواد ۷۷۱،۷۷۷،۷۷۹ و۷۸۱ موثر بوده است و در مقام اجرا، این مواد را نسخ یا دامنه‌ی آن را محدود کرده است. به‌عنوان مثال، می‌توان به ماده‌ی 777 قانون مدنی اشاره کرد. طبق این ماده، راهن می‌تواند ضمن عقد رهن به مرتهن وکالت دهد که اگر در موعد مقرر، راهن دین خود را ادا ننمود، مرتهن از عین مرهونه یا قیمت آن، طلب خود را استیفا کند. ولی با توجه به ماده‌ی 34 قانون ثبت، بستانکار، اعم از اینکه از طرف بدهکار وکالت داشته باشد یا نداشته باشد، ناگزیر است که برای فروش مال مرهون و استیفای طلب، به مراجع قانونی مراجعه نماید و این مرجع در‌مورد اسناد رهنی که به صورت رسمی تنظیم گردیده، اداره ثبت است و در این راستا، ماده‌ی 34 قانون ثبت اجرا می‌شود و در‌مورد اسناد رهنی عادی به دادگاه مراجعه می‌شود که در این صورت ماده‌ی 779 قانون مدنی اجرا می‌شود. با این اوصاف، باید پذیرفت که وکالت در اسناد رسمی از شمول ماده‌ی 777 قانون مدنی خارج است و ماده‌ی 34 قانون ثبت را مخصص ماده 777 قانون مدنی تلقی نمود.
همچنین، طبق آیین‌نامه‌ی اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجرا، اجرای مفاد اسناد رسمی مذکور و فروش مال مرهون با توجه به ماده‌ی ۳۴ قانون ثبت از طریق دفتر خانه‌ای که سند را ثبت کرده است، صورت می‌گیرد.
قانون دریایی در قسمت دوم از فصل یک، موادی را به ثبت کشتی و همچنین ثبت معاملات مربوط به آن اختصاص داده است. لیکن، از قانون ثبت به‌عنوان قانون عام، در زمینه‌ی اجرا و فک اسناد رهنی در بسیاری از موارد، با توجه به خلأهای قانونی موجود در زمینه‌ی رهن دریایی استفاده می‌شود و عملاً هم دیده می‌شود که بسیاری از دست‌اندر‌کاران از عمل به مقررات دریایی خودداری کرده و با توجه به رویه‌های معمول، این اسناد را تنظیم می‌کنند و عموماً علت این امر را نارسایی و ایرادات قانون دریایی عنوان می‌نمایند.
ب. قوانین خاص
کشور ایران با وجود داشتن بیش از 1800 کیلومتر مرز آبی بین‌المللی در جنوب و 600 کیلومتر مرز آبی در شمال و سابقه‌ی طولانی دریانوردی، تا سال 1343 فاقد قانون مدون و جامع دریایی بود و تنها از مقررات مدنی در زمینه‌ی رهن دریایی استفاده می‌شد. عقد رهن در قانون مدنی، هرچند جواب‌گوی شرایط اقتصادی زمان خود بوده است،اما، با افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌ها و میزان اعتبارات بازرگانی، دیگر با شرایط اقتصادی و بین‌المللی زمان ما تطبیق‌پذیر نیست.همچنین، به‌دلیل ویژگی‌های خاص رهن دریایی و وام‌های کلانی که به‌‌منظور توسعه‌ی حمل‌و‌نقل و تجارت دریایی اخذ می‌شودو نتیجتاً حمایت بیش‌تری از مرتهنین را طلب می‌نماید، نیاز به تدوین مقررات ویژه در این زمینه احساس شد؛ بنابراین، در سال 1343 برای نخستین بار، قانونی به تصویب رسید که خاص حقوق دریایی بود و به‌عنوان «قانون دریایی ایران» شهرت یافت. از سوی دیگر، پیوستن ایران به برخی کنوانسیون‌ها، زمینه‌ی ظهور قواعد و مقررات بین‌المللی راجع‌به رهن و حقوق ممتازه را در حقوق دریایی ایران فراهم نمود.
1. قانون دریایی
همان‌گونه که اشاره شد، در سال 1343، مجلس شورای ملی قانون دریایی ایران را در 14 فصل و 194 ماده به تصویب رساند که این قانون عمدتاً با اقتباس از مقررات کتاب دوم قانون تجارت فرانسه، مصوب 1807 میلادی که خود ملهم از احکام و قواعد فرمان 1681 لوئی چهاردهم بوده، تهیه و تنظیم گردیده است. در این میان، فصل سوم طی مواد 42 تا 51، تحت عنوان «رهن کشتی» و فصل هفتم طی مواد 102 تا 110، با عنوان «وثیقه‌دادن بار کشتی و اخذ وام» به موضوع مورد بحث اختصاص داده شده است. هرچند کاملاً واضح است موضوعی به گستردگی رهن دریایی نمی‌تواند طی چند ماده مبهم پوشش داده شود، اما، به هر روی، این مواد در راستای عرف دریانوردی و بین‌المللی مبین قواعدی متمایز از اصول شناخته شده است که در این پایان‌نامه به دنبال تحلیل نقاط ضعف و قوت آن خواهیم بود.
علاوه بر قانون دریایی، همان‌طور که در ماده‌ی 193 این قانون مقرر شده، کلیه‌ی آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون توسط وزارتخانه‌های مربوط تهیه شده است و پس از تصویب هیئت وزیران به اجرا درمی‌آیند. اهم این آیین‌نامه‌ها عبارت‌اند از آیین‌نامه ثبت انتقالات و معاملات کشتی‌ها مصوب 13/6/1344 با توجه به ماده‌ی 24 قانون دریایی و آیین‌نامه‌ی ثبت کشتی‌ها و شناورها مصوب 10/9/1344 هیئت وزیران.
به وضوح پیداست که در وهله‌ی اول، ثبت کشتی و شناورها و در وهله‌ی دوم، ثبت معاملات و انتقالات کشتی برای قانونگذار بسیار پراهمیت بوده و به‌خصوص، اهمیت ثبت در رهن دریایی بسیار چشمگیر است. بدین جهت که رهن، شامل کشتی‌های ثبت شده است و خود معامله و عقد رهن نیز باید در اسناد کشتی به ثبت برسد.
2. معاهدات بین‌المللی (قانون راجع‌به اجازه‌ی الحاق دولت ایران به کنوانسیون حقوق ممتازه و رهن دریایی 1926 بروکسل)
ایران با داشتن سواحل طولانی و بنادر متعدد، در زمره‌ی کشورهای دریایی قرار دارد و کشتی‌رانی تجاری تأثیر به‌سزایی در بازرگانی خارجی آن دارد. از‌همین‌رو، پیوستن به معاهدات بین‌المللی دریایی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر شناخته شده است. این معاهدات چندجانبه، هر دولت عضو را در مقابل سایر دول عضو متعهد ساخته و درنتیجه این اسناد برای آنها لازم‌الاجرا است. مفاد این معاهدات، همان‌گونه که در ماده‌ی 9 قانون مدنی و اصل 77 قانون اساسی مقرر شده است، از نظر قانونگذار اعتباری معادل قانون داخلی داشته و به همان میزان لازم‌الاجرا ارزیابی می‌شود. از این دسته می‌توان به قانون راجع‌به اجازه‌ی الحاق دولت ایران به کنوانسیون یکنواخت‌کردن مقررات مربوط به حقوق ممتازه و رهن دریایی، 10 آوریل 1926 بروکسل، مصوب 28/4/1345 اشاره نمود.
این قانون درواقع ترجمه‌ی کنوانسیون 1926 است که با همان اختصار به موضوع رهن پرداخته و فقط چهار ماده‌ی آن مربوط به موضوع رهن است که همگی مقررات شکلی‌اند وعمده موضوعات رهن دریائی از نظر ماهوی مسکوت مانده است. اکثر مطالب این قانون، بر ضرورت ثبت رهن کشتی‌های دول عضو، بیان موارد حقوق ممتازه و اولویت آن‌ها و حق تقدم حقوق ممتازه نسبت به رهن کشتی‌ها متمرکز شده است. با توجه به فصل دوم قانون دریایی 1343 و شباهت مواد این فصل با کنوانسیون بروکسل، به نظر می‌رسد که تدوین‌کنندگان قانون دریایی ایران، قبل از پیوستن به کنوانسیون 1926 آن را پذیرفته و در تدوین و نگارش قانون دریایی از آن الهام گرفتند و نتیجتاً باید یادآور شد که با تصویب قانون راجع‌به اجازه‌ی الحاق دولت ایران به کنوانسیون 1926 بروکسل، عملاً مقررات ویژه‌ای پذیرفته نشد و به نوعی، همان مواد مصرح در فصل دوم قانون دریایی بوده است.
بند دوم: مقررات بین‌المللی
برخلاف نظر برخی از حقوقدانان مبنی بر اینکه مقررات حقوقی حاکم بر رهن کشتی مربوط به حقوق خصوصی کشورها است و مربوط به امور داخلی هر کشور محسوب می‌شود، باید گفت حمل‌ونقل دریایی در آب‌های بین‌المللی و به‌تبع آن قراردادهای رهنی دریایی، عموماً جنبه‌ی بین‌المللی دارد و نمی‌توان آن را صرفاً به‌عنوان یک امر داخلی تلقی کرد؛ لذا، برای جلوگیری از تعارض قوانین و کاهش اختلافات در تفسیر و اجرای قراردادهای دریایی بین‌المللی، کشورهای دریایی به این فکر افتادند تا مقررات یکنواخت و هماهنگی وضع نمایند.
اولین گام در جهت ایجاد یکنواختی در مقررات مربوط به رهن دریایی در سال 1905 از سوی «کمیته بین‌المللی دریانوردی»برداشته شد. متأسفانه، به‌دلیل تفاوت‌های بارز سیستم‌های حقوقی مختلف، ایجاد یک نظام هماهنگ بسیار سخت می‌نمود و در همین ارتباط، کنفرانس دیپلماتیک در اکتبر 1909 با شکست مواجه شد. اما، تلاش‌ها درنهایت منجر به تدوین کنوانسیون‌هایی در زمینه‌ی متحدالشکل کردن پاره‌ای از مقررات مربوط به رهن شد که به آن‌ها اشاره خواهیم نمود.
الف. کنوانسیون 1926 بروکسل
این کنوانسیون در تاریخ 10 آوریل 1926 تصویب شد. با توجه به پذیرش حقوق ممتازه در اکثر کشورها به شکل‌های مختلف، کنوانسیون 1926 سعی کرد به موضوع تعیین اولویت این‌گونه حقوق، بین خود و در مقایسه با رهن بپردازد. متأسفانه، به‌دلیل تنوع این حقوق ممتاز در کشورهای مختلف، کنوانسیون 1926 بروکسل نتوانست سیستم کامل و جامعی را ایجاد کند.
برای مثال، براساس بند 2 از ماده‌ی یک پروتکل منضم به این کنوانسیون، کشورهای متعاهد اجازه داشتند به مقامات بندری خود حق بازداشت کشتی‌ها یا لاشه‌ی کشتی‌ها و فروش آن‌ها جهت تأمین مطالبات بندری، از قبیل هزینه‌های انتقال لاشه‌ی کشتی‌ها، عوارض بندری و خسارات ناشی از عملیات کشتی به تأسیسات بندری را به‌گونه‌ای که بر سایر مطالبات اولویت داشته باشد، اعطا نماید و ضمناً با توجه به شناختن بسیاری از حقوق به‌عنوان حقوق ممتازه، این کنوانسیون نمی‌توانست از حقوق مرتهنین رهن دریایی به‌خوبی حمایت نماید.
این کنوانسیون به دلیل عدم حمایت کافی از مرتهنین تا سال 1931 به مرحله‌ی اجرا درنیامد. دولت ایران نیز همان‌طور که گفته شد، در سال 1345 و پس از تصویب قانون الحاق دولت ایران به قرارداد مربوط به رهن و حقوق ممتازه به عضویت این کنوانسیون درآمد.اما، عملاً شاهد بودیم که کشورهای بزرگ دریایی جهان، از قبیل انگلیس و آمریکا، تاکنون به این کنوانسیون نپیوسته‌اند و تنها به تصویب 26 کشور رسیده است و هم‌اینک لازم الاجرا است.
ب. کنوانسیون 1967 بروکسل
مشکلاتی که درمورد کنوانسیون 1926 وجود داشت، باعث شد که در سال 1963 کمیته‌ی بین‌المللی دریانوردی با هدف ایجاد زمینه مناسب برای پیوستن کشورهای بیش‌تری به این مقررات، تجدیدنظر در مقررات کنوانسیون 1926 را در دستور کار خود قرار دهد. عمده دلیل این تجدیدنظر را می‌توان حمایت از حقوق دارندگان حق رهن دانست. در همین راستا، کنوانسیون 1967 بروکسل، در زمینه‌ی متحدالشکل کردن پاره‌ای از مقررات مربوط به حقوق ممتاز و رهن دریایی، در تاریخ 27 می 1967 تصویب شد. این کنوانسیون که انگلستان در شکل‌گیری آن نقش اساسی داشت، تغییراتی را در مقررات سال 1926 ایجاد نمود. از جمله، در این کنوانسیون به موضوعات جدیدی چون حق حبس و حق ممتاز مالکانه نیز پرداخته شد. به موجب ماده‌ی 6 کنوانسیون 1967، هر کشور متعاهد می‌تواند جهت تأمین مطالباتی به غیر از آنچه در ماده‌ی 4 کنوانسیون ذکر شده است، حق حبس یا حقوق ممتاز دیگری اعطا نماید که البته این حقوق ممتاز از نظر اولویت، بعد از حقوق ممتاز مندرج در ماده 4 و همچنین بعد از رهن‌های ثبت‌شده که منطبق با مقررات مذکور در ماده‌ی 1 هستند، قرار می‌گیرند.
فرق عمده‌ی دیگری که کنوانسیون 1967 با کنوانسیون 1926 داشت، این بود که در کنوانسیون 1926 نحوه‌ی درجه‌بندی حقوق ممتازه بر مبنای سیستم حقوقی آلمان و با توجه به هر سفر دریایی تنظیم شده بود، به‌گونه‌ای که حقوق ممتازه‌ای که در آخرین سفر ایجاد شده، بر حقوق ممتازه‌ای که ناشی از سفرماقبل‌آخر باشد، رجحان دارند. درحالی‌که، در کنوانسیون 1967، این درجه‌بندی بدون توجه به زمان صورت می‌گیرد.البته این امر یک استثناء دارد و آن مطالبات مربوط به «نجات»، «انتقال لاشه کشتی» و «خسارات مشترک» است، به‌گونه‌ای که اول این موارد فوراً پرداخت می‌شود و سپس موارد دیگر. این کنوانسیون هیچ‌گاه از حمایت کافی برخوردار نگردید و حتی به مرحله‌ی لازم‌الاجرا شدن هم نرسید و تنها شش کشور به آن پیوسته‌اند و قدرت اجرایی ندارد. ایران نیز به آن نپیوسته است.
ج. کنوانسیون ۱۹۹۳
به دلیل ناکارآمدی کنوانسیون ۱۹۶۷، CMI در سال 1984 تصمیم گرفت دراین کنوانسیون نیز تجدیدنظر کند تا زمینه‌ی پیوستن سایر کشورها را به این کنوانسیون فراهم کند. در همین راستا، این کمیته پرسش‌نامه‌ای را به نهادهای حقوقی مربوط در سراسر دنیا فرستاد و پس از جمع‌آوری نتایج آن، CMI موفق شد با ارائه‌ی گزارش خود به کنفرانس عمومی 1985 در لیسبون، پیش‌نویس متن اصلاح‌شده کنوانسیون 1967 را تصویب کند. این پیش‌نویس به دو مرجع بین‌المللی، یعنی سازمان بین‌المللی دریانوردی و کنوانسیون توسعه و تجارت سازمان ملل ارائه شد و این دو مرجع با تشکیل یک گروه کارشناسان بین‌المللی طی شش اجلاس مابین سال‌های 1986 تا 1989 متن مصوب CMI را بررسی کرده و با اعمال تغییرات مدّنظر خود آن را تأیید کردند. تغییراتی که در این متن نسبت به کنوانسیون 1967 به چشم می‌خورد، عبارت‌اند از: علاوه بر «Hypotheque» و «mortgage» که مبین نهاد حقوقی رهن در سیستم حقوقی مختلف است،سایر نهادهای حقوقی مشابه، تحت عنوان «registerable charges» به‌عنوان یک نوع رهن شناسایی شد.
در متن پیش‌نویس جدید نیز همانند کنوانسیون 1967 تاحد ممکن سعی شد از تعداد مطالباتی که به عنوان حقوق ممتازه شناخته می‌شوند، کاسته شود. به‌عنوان مثال، برخلاف کنوانسیون 1967، در متن جدید خسارات مشترک از لیست حقوق ممتاز حذف شد.
در قسمت حق حبس، بازسازی کشتی نیز از مصادیق تعمیر کشتی محسوب گردید و همچنین، مقررات مربوط به فروش اجباری، به‌ویژه در قسمت‌های مربوط به آیین دادرسی، با تفصیل بیش‌تری بحث شد.
در پیش‌نویس جدید، در تعقیب رویه‌ی تجاری بین‌المللی، یک ماده جدید (ماده‌ی 15) به موضوع تغییر موقت پرچم کشتی، در مواردی که کشتی به صورت دربست اجاره می‌شود و در محل دیگری به جز محل ثبت اولیه به ثبت می‌رسد، اختصاص یافت. با بررسی این موارد درمی‌یابیم که اکثر تغییرات اعمال شده، تغییرات شکلی هستند و اصلاحات ماهوی کم‌تر صورت گرفته است. با این تفاسیر، کنوانسیون مذکور در تاریخ 19 آوریل تا 6 می 1993 در ژنو به تصویب رسید. این کنوانسیون برآن است که اولاً، یک چهارچوب حقوقی پذیرفته‌شده که حاکم بر شناسایی و به اجرا گذاردن حقوق ممتازه دریایی باشد، ارائه نماید. ثانیاً، از طریق تقویت موقعیت بین‌المللی مرتهنین و کسانی که در راه تسهیل ساخت و خرید کشتی سرمایه‌گذاری می‌نمایند، شرایط موجود در زمینه‌ی اعتبار و سرمایه‌گذاری در بخش فوق را در سطح بین‌المللی بهبود بخشد. این کنوانسیون زمانی لازم الاجرا می‌شود که شش ماه از پیوستن 10 کشور عضو بگذرد که هنوز تعداد اندکی از کشورها بدان پبوسته اند و قدرت اجرایی ندارد.
مبحث دوم: ماهیت، اقسام و کاربرد رهن دریایی
پس از بیان مختصری راجع‌به مفهوم رهن و پیشینه آن، در این قسمت لازم است به طور خاص ماهیت و اوصاف رهن دریایی بررسی شود و درنهایت، کاربرد آن در حقوق دریایی را تبیین نماییم.
گفتار اول: ماهیت و اوصاف رهن دریایی
طلبکار بایستی برای اطمینان از وصول حق، در اندیشه‌ی «وثیقه» یا «تضمین» خاصی باشد. این وثیقه‌ها را می‌توان به دو گروه وثیقه‌ی شخصی و عینی تقسیم کرد. در وثیقه‌ی شخصی، ذمه‌ی بیگانه‌ای به ذمه‌ی بدهکار اصلی ضمیمه می‌شود و بدین وسیله آن را تضمین می‌کند. طلبکار می‌تواند در کنار بدهکار اصلی یا هنگامی‌که از وصول طلب ناامید می‌شود، به ضامن رجوع کند و هر دو دارایی را پشتوانه‌ی طلب خود داشته باشد. اما، به این نوع وثیقه نمی‌توان اعتماد کرد و وصول حق را به‌طور کامل تضمین نمی‌کند؛ چرا که احتمال دارد ضامن نیز معسر شود. برعکس، در وثیقه‌های عینی که خود مشتمل بر سه قسم قراردادی، قضایی و قانونی است، یک مال طلب را تضمین می‌کند و نوعی حق عینی تبعی برای بستانکار نسبت به مال مورد وثیقه ایجاد می شود. رهن از وثیقه‌های عینی قراردادی است که بر اساس آن، طلبکار بر مال معینی از اموال بدهکار حق عینی می‌یابد؛ بدین معنی که به هنگام وصول طلب بر دیگر طلبکاران حق تقدم دارد.
وانگهی، چون مدیون حق ندارد در وثیقه تصرفی کند که به زیان طلبکار باشد، محل وصول طلب همیشه محفوظ می‌ماند و طلبکار می‌تواند آن را در دست هرکس بیابد، توقیف کند.با ذکر این مقدمه‌ی کوتاه به بررسی ماهیت رهن و اوصاف آن در رهن دریایی خواهیم پرداخت.
بند اول: ماهیت رهن دریایی
همان‌طور که قبلاً اشاره شد، قانون دریایی تعریفی از عقد رهن ارائه ننموده و با توجه به اینکه رهن دریایی از حیث اصول اساسی و ماهیت و ذات با رهن مدنی هماهنگی دارد و به عبارت بهتر، دارای یک ذات و ماهیت است، می‌توان از تعریف رهن مدنی استفاده نمود. علاوه‌بر آن برای روشن‌تر شدن موضوع می‌توان رهن دریایی را این چنین تعریف نمود: رهن دریایی «عقدی» است که به موجب آن کشتی یا کرایه‌ی حمل یا بار وثیقه‌ی طلب در امور دریایی قرار می‌گیرد.
پرواضح است که همه‌ی حقوق‌دانان و فقهاء بر «عقد» بودن ماهیت رهن اتفاق نظر دارند؛ زیرا،در انعقاد این عمل حقوقی دو اراده‌ی آزاد مؤثر است و با ایجاب و قبول منعقد می‌شود. هرچند که در برخی از اقسام رهن دریایی، بنا به ضرورت و درحالت اضطرار راهن به عقد رهن روی می‌آورد،اما، باز هم ماهیت یکسان است و راهن با اراده‌ی معاملی خود تن به انعقاد قرارداد داده است؛ بنابراین، هیچ‌گاه نمی‌توان بنا به اراده‌ی یک طرف رهن دریایی را محقق و واجد آثار بدانیم.
در نهایت باید پذیرفت که رهن دریائی صورت خاصی از عقدرهن به عنوان یکی از عقود معین است که به لحاظ مقتضیات خاص حمل و نقل دریائی تحت حاکمیت مقررات خاص نیز قرار گرفته است.
برای بررسی دقیق‌تر ماهیت عقد رهن، در ادامه باید اوصاف آن را شناسایی کنیم.
بند دوم: اوصاف رهن دریائی
با ملاحظه‌ی متون فقهی و قانونی، می‌توان اوصاف عقد رهن را بدین‌گونه خلاصه کرد و در شناسایی ماهیت آن مورد استفاده قرار داد.
الف. عقدی تجاری است
به موجب بند ۱۰ ماده ۲ قانون تجارت، یک سلسله عملیات معمول در تجارت دریایی، عمل تجاری تلقی شده است و به خرید و فروش کشتی،کشتی‌رانی داخلی و خارجی و معاملات مربوط به آن‌ها نیز اشاره شده است. هرچند این اعمال تجاری قلمداد می‌شوند، اما، مقررات خاصی در قانون تجارت برای آن پیش‌بینی نشده است و به قانون دریایی واگذار شده است. رهن دریایی از پر‌اهمیت‌ترین معاملات دریایی است که به دلیل هدف سودآوری و کسب منفعت که طرفین دنبال می‌نمایند، جنبه‌ی تجاری یافته و به همین دلیل از معنای رهن مدنی فاصله گرفته است. بدین ترتیب، ملاک تجاری شمرده شدن کشتی‌رانی و معاملات راجع‌به آن و در نتیجه شمول قوانین دریایی نسبت به آن‌ها، قصد انتفاع است.
ب. عقدی تبعی است
بدین معنی که پیش از رهن، باید دینی وجود داشته باشد تا برای تضمین آن، مالی به وثیقه داده شود. وثیقه‌دادن برای دین آینده در حقوق ما امکان ندارد.
مسأله بحث بر‌انگیز در این‌جا این است که آیا دینی را که سبب آن به وجود آمده و هنوز بر ذمه قرار نگرفته، می‌توان به‌وسیله‌ی رهن تضمین کرد یا در زمره‌ی دیون آینده است؟
هرچند که تعریف‌های متفاوتی از سبب شده،اما، لازم است ابتدا تعریفی مختصر آورده شود. در علم حقوق، هرگاه قانون‌گذار وضع خاصی را منشأ آثاری قرار می‌دهد، آن وضع را سبب آن آثار می‌نامند. خواه ایجاد آن وضع ارادی باشد یا قهری. چنان‌که در امور ارادی، عقد بیع سبب انتقال مبیع و ثمن و قتل سبب مجازات است. برخلاف آنچه حکیمان از سبب اراده می‌کنند، در حقوق، بین سبب و مسبب ملازمه‌ی عقلی وجود ندارد و ارتباط بین آن دو را با «علت» و «معلول» در امور طبیعی نمی‌توان قیاس کرد. ولی ارتباط و تناسبی که بین سبب و آثار برقرار می‌شود، نوعی ملازمه‌ی قانونی و عرفی را ایجاد می‌کند،به‌گونه‌ای که می‌توان گفت برحسب معمول، فلان سبب در این نظام حقوقی به فلان نتیجه منتهی می‌شود.
با این تعریف اجمالی از سبب باید متذکر شد که وجود دین ناتمام و دینی که سبب آن ایجاد شده اما، هنوز ثابت در ذمه نشده است، دارای آثار حقوقی است، به‌گونه‌ای که می‌توان از آن ضمانت کرد. حال، باید دید آیا برای تضمین پرداخت چنین دینی میتوان عقد رهن منعقد نمود؟ عده‌ای اعتقاد دارند که در رهن، دین باید ثابت در ذمه باشد و رهن در برابر دینی که تنها سبب آن ایجاد شده باطل است.
این عقیده بر مبنای سه استدلال گوناگون ایجاد شده است:
اولاً،درستی ضمان از دینی که سبب آن ایجاد شده، متکی بر نص ماده‌ی 691 ق. م است که درخصوص رهن وجود ندارد.
ثانیاً،از مفاد ماده‌ی 775 ق. م چنین برمی‌آید که دین باید ثابت در ذمه باشد؛ زیرا، نمی‌توان ادعا کرد که با تحقق سبب دین، مالی در ذمه قرار گرفته است.
ثالثاً، فقهای امامیه درباره‌ی لزوم ثبوت دین اتفاق‌نظر دارند و اجماع آنان بایستی الهام‌بخش مفسران قانون مدنی قرار گیرد.
لیکن، از هر سه مبنا می‌توان انتقاد کرد. همان‌گونه که دکتر کاتوزیان در راستای صحت رهن برای دینی که فقط سبب آن ایجاد شده، این‌گونه می‌فرمایند: «نخست اینکه اگر پذیرفته شود که دین معلق وجود خارجی و مؤثر دارد، دیگر نباید ماده‌ی 691 را حکمی استثنایی پنداشت؛ چرا که مبتنی بر این واقعیت است که پس از تحقق سبب دین، رابطه‌ی حقوقی یا حقی به وجود می‌آید که تضمین‌شدنی است. دوم اینکه دینی که می‌تواند موضوع ضمان قرار گیرد، ناچار در ذمه است. سرانجام، با نگاه اجمالی به کتب فقهای امامیه نشان می‌دهد که آنچه در برابر آن استناد به اجماع شده، رهن برای دینی است که سبب آن هم هنوز ایجاد نشده و درباره دیونی که سبب آن به وجود آمده، اتفاق نظر وجود ندارد. اما، جامعه‌ی کنونی نیز به نفوذ چنین رهن‌هایی نیاز دارد. چنان‌که مخالفان با استناد به ماده‌ی 10 قانون مدنی این‌گونه رهن را نافذ شمرده‌اند.اما، بهتر است هر عقد در قالب مخصوص خود جای گیرد و آثار آن و روابط طرفین دچار ابهام نشود.»
خلاصه اینکه اگر پس از ایجاد سبب دین و پیش از فراهم آمدن شرایط تحقق و ثبوت آن بر ذمه رابطه‌ی حقوقی به وجود آمده است که می‌تواند به ذمه‌ی ضامن منتقل شود، بایستی رهن‌گذاردن برای آن نیز مجاز باشد. به‌عنوان مثال، راهن مبلغی از مرتهن به‌عنوان وام گرفته است و در برابر پرداخت آن در زمانِ مقرر، وثیقه‌ای را نزد مرتهن می‌گذارد، به‌گونه‌ای که اگر در زمانِ مقرر، دین را پرداخت نکند، مرتهن حق برداشت وثیقه را دارد. درست است که دین در زمان عقد وجود نداشته،اما، سبب دین تنها عقد نیست، بلکه مجموعه‌ای از عقد و کوتاهی راهن است. راهن ملتزم است که دین خود را بپردازد؛ یعنی ملتزم به ادای دین در آینده است و این التزام، ایجاب می‌کند که وثیقه‌ای را نزد مرتهن گرو بگذارد؛ بنابراین، وثیقه در برابر دینی که موجود نشده، عقلایی است.
پس، بانک‌ها می‌توانند پس از دادن اعتبار، از مشتریان خود برای تضمینِ مبالغی که آن مشتری از محل اعتبار وام می‌گیرد، وثیقه بگیرند و قراردادی که در این زمینه بسته می‌شود، تابع عقد رهن است؛ زیرا، پیمان مربوط به اعطای اعتبار، خود سبب دین مشتری و مبنای تعهد او به بازگرداندن وام است و شر ط تحقق این دین و ثبوت آن بر ذمه‌ی مشتری، استفاده از اعتبار مورد توافق است.
هرچند که در عقد رهن دریایی، اغلب دین پیش از عقد رهن وجود دارد و راهن قبل از انعقاد عقد رهن مدیون بوده است اما، فرض وجود دین معلق نیز دور از ذهن نیست. چه بسا که مالک یا فرمانده با موسسات مالی و خدماتی برای اعطای وام معلق به یک واقعه (به وجود آمدن شرایط اضطراری)، تراضی نموده باشند و پس از آن، برای آن موسسه‌ی مالی یا بانک حق وثیقه و رهن نسبت به کشتی در نظر گرفته شود.
ج. عقدی رضایی است
به موجب ماده‌ی 772 قانون مدنی: «مال مرهون باید به قبض مرتهن یا به تصرف کسی که بین طرفین معین می‌گردد، داده شود ولی استمرار قبض شرط صحت معامله نیست» و به لحاظ لحن و ترکیب این ماده، برداشت می‌شود که عقد رهن پیش از تسلیم وثیقه به طلبکار واقع نمی‌شود. به عبارت دیگر، رهن مدنی به صِرف ایجاب و قبول طرفین منعقد نمی‌شود و به قبض نیاز دارد، هرچند که استمرار قبض شرط صحت نیست و لذا از عقود عینی محسوب می‌شود.
اما، رهن دریایی به‌صراحت ماده‌ی 42 قانون دریایی که مقرر می‌دارد قبض شرط صحت نیست، در‌زمره‌ی عقود عینی طبقه‌بندی نمی‌شود و به صرف ایجاب و قبول طرفین یا نماینده‌ی آن‌ها منعقد می‌گردد و به عنصر قبض نیاز ندارد. فلسفه و دلیل این موضوع مفصلاً در فصل بعد بررسی خواهد شد.
نکته حائز اهمیت این است که قانون‌گذار دریایی از ثبت به‌وسیله‌ی سند رسمی در رهن دریایی صحبت کرده است ، لذا این سؤال به ذهن می‌رسد که آیا عقد رهن دریایی رضایی است یا تشریفاتی؟ به عبارت روشن‌تر، صحت عقد رهن دریایی علاوه بر ایجاب و قبول به تشریفات ثبت هم نیاز دارد یا خیر؟
پاسخ این سؤال در فصل آتی مفصلاً خواهد آمد.اما، باید متذکر شد که اگر رعایت تشریفات را در عقود تشریفاتی از شرایط صحت عقد بدانیم، که درصورت عدم رعایت آن عقد بی‌اعتبار شود و به بطلان آن حکم شود، باید گفت رهن دریایی از جمله عقود رضایی است و تشریفاتی قلمداد نمی‌شود؛ چرا که قانون‌گذار رعایت تشریفاتی را لازم دانسته است و درخصوص ضمانت اجرا قائل به بطلان نیست؛ بنابراین، نمی‌توان این قرارداد را به‌عنوان پیمانی دانست که تراضی آن باید همراه با تشریفات یا واژه‌های خاص باشد، وگرنه نفوذ حقوقی ندارد. اساس این نظر را باید با تمسک به اصل رضایی‌بودن معاملات توجیه نمود؛ زیرا، هرجا که به لزوم شرطی (رعایت تشریفات یا تسلیم مورد معامله) تردید شود، تراضی را کافی می‌شمارند و عقد را رضایی می‌دانند؛ چرا که عقد در مقام ثبوت، هویتش به قصد طرفین است و در مقام اثبات و اظهار به ثبت رسمی یا رعایت تشریفاتی دیگر نیاز دارد.
د. از سوی راهن لازم و از جانب مرتهن جایز است
عقد رهن از جمله عقودی است که نسبت به یک طرف لازم و نسبت به طرف دیگر جایز است چرا که مرتهن می‌تواند هر وقت بخواهد آن را بر هم زند ولی راهن نمی‌تواند قبل از اینکه دین خود را ادا نماید یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود، رهن را مسترد دارد. عده‌ای از حقوق‌دانان بر این عقیده‌اند که عقد رهن به‌طور مطلق لازم است، چه از طرف راهن و چه از طرف مرتهن؛ چرا که عقد امری بسیط است و قابلیت لزوم از یک طرف و جواز از طرف دیگر را ندارد. همچنین، بر آنند که به‌دلیل تسلط مرتهن بر فسخ عقد، ممکن است راهن متحمل ضررهای جبران‌ناپذیر گردد؛ بنابراین، از جانب مرتهن نیز باید لازم باشد تا حقوق راهن محفوظ باشد. هرچند که قائلین به جایز‌بودن رهن از سوی مرتهن، مبنای جواز را ذی‌حق بودن مرتهن دانسته و معتقدند که تنها مرتهن می‌تواند از حق خود صرف‌نظر کند و عقد رهن را یک‌طرفه فسخ نماید. اما، قائلین به لزوم عقد به‌طور کلی معتقدند اگر مرتهن عقد را فسخ کند، مدیون در تنگنا قرار می‌گیرد و ممکن است مرتهن تقاضای وثیقه‌ی دیگری کند. درنتیجه آنچه به‌عنوان وثیقه قرار داده شده، متزلزل می‌شود و به‌طور کلی ثبات ندارد و توجیه این نظر را بنای عقلا دانسته‌اند. عقلا برآنند که ثبات اقتصادی ایجاد شود و جایز‌بودن یعنی عدم ثبات و این خلاف حکمت و نظر عقلا است و همچنین، با حمایت از بدهکار نیز مغایرت دارد؛ زیرا، با فسخ رهن از جانب مرتهن، وی می‌تواند همه دارایی و حتی آزادی مدیون را تهدید کند.
به هر روی، قانونگذار مدنی، عقد رهن را از سوی مرتهن جایز دانسته، لیکن در ماده‌ی 788 عقد را به موت راهن یا مرتهن منفسخ نمی‌داند زیرا انفساخ عقد در نتیجه ی فوت یا حجر یکی از طرفین اختصاص به عقود جایز دارد و عقد جایز عقدی است که نسبت به هر دو طرف جایز باشد.؛ بنابراین، قانون‌گذار همه‌ی آثار عقد جایز را برای رهن درنظر نگرفته و تنها به حق فسخ یک‌جانبه‌ی مرتهن اشاره داشته است. البته در جایز‌بودن عقد رهن از سوی مرتهن با تصویب ماده‌ی 34 ماده‌ی اصلاحی قانون ثبت به شدت تردید شد؛ زیرا، لحن ماده چنان بود که هیچ راهی، جز استیفای حق از عین مرهون، برای طلبکار باقی نمی‌گذارد. ولی تبصره‌ی 6 ماده‌ی ۳۴ قانون اصلاح شده در اسفند 1351، این تردیدها را از میان برد. این تبصره مبین امکان اعراض از رهن از سوی طلبکار بوده است.
با سکوت قانون‌گذار دریایی در این زمینه به نظر می‌رسد باید به اصول قانون مدنی تمسک جست و رهن دریایی را نیز از طرف مرتهن جایز دانست.
ز.عقدی تجزیه‌نشدنی است
رهن تجزیه‌ناپذیر است و این قاعده دو چهره‌ی گوناگون دارد که باید جداگانه بررسی شود.
الف. در فرضی که مالی وثیقه طلبی قرار می‌گیرد تا تمام طلب پرداخت نشود، وثیقه نیز آزاد نخواهد شد و مدیونی که بخشی از دین را پرداخته است، نمی‌تواند ادعا کند که به همان نسبت نیز وثیقه آزاد می‌شود. این است که می‌گویند تمام مال در برابر هر جزئی از دین وثیقه است؛ لذا تجزیه دین باعث تجزیه حق رهن نمی‌گردد. با این وجود، نباید چنین پنداشت که این قاعده با نظم عمومی یا مقتضای ذات عقد ارتباط دارد؛ زیرا، ممکن است شرط خلاف آن شود. بدین ترتیب با استناد به ماده‌ی 783 قانون مدنی می‌توان گفت مرتهن می‌تواند از این امتیاز که به سود او مقرر شده است، بگذرد و تجزیه‌ی رهن را بپذیرد.
با مطالعه در مواد قانون دریایی و به‌طور خاص ماده‌ی 47 درمی‌یابیم که قانون‌گذار دریایی نیز از این اصل حمایت کرده و رهن را تجزیه‌ناپذیر می‌داند؛ چرا که در صورت تمایل طرفین و انشا شرط می‌توان در قرارداد «تصریح» کرد که در مقابل پرداخت قسمت معینی از دین، کشتی مرهونه‌ی مشخصِ مربوط به آن دین، به‌طور جداگانه آزاد خواهد شد.
هرچند که این ماده درخصوص اموال مرهون متعدد برای یک وام وضع شده، اما، به نظر می‌رسد قانون‌گذار دین واحد را به دیون متعدد تفکیک کرده و با اتخاذ چنین شیوه‌ای سعی داشته به نحوی اقدام کند که کشتی‌ها یا یک قسمت از آن هرچه سریع‌تر از قید حقوق مرتهن آزاد شوند.
ب. طلب مرتهن نیز در رابطه با وثیقه تجزیه‌ناپذیر است؛ یعنی هر بخش از مال مرهون وثیقه‌ی تمام طلب است؛ بنابراین، هرگاه چند مال وثیقه یک طلب باشد، ظاهر از مفاد تراضی این است که مرتهن می‌تواند تمام طلب خود را از هرکدام که بخواهد وصول کند و تلف بعضی از آن اموال بخشی از دین را بدون وثیقه نمی‌گذارد.
این مطلب نیز در رهن دریایی با توجه به تلف مورد وثیقه تأثیر به‌سزایی دارد؛ زیرا، با توجه به ماده‌ی۱۰۷ و ۱۰۸ قانون دریایی با تلف کل مال مرهون (بار)، حق رهن از بین می‌رود و در‌صورتی که جزئی از اموال مورد رهن تلف شود، مرتهن بر دیگر اجزا، حق عینی نسبت به کل مبلغ و سود را دارا خواهد بود.
گفتار دوم: کاربرد رهن دریایی
پس از بیان اوصاف و ماهیت رهن دریایی، لازم است به کاربرد و دلیل ایجاد این نهاد حقوقی بپردازیم. رهن دریایی اجمالاً به رهن کشتی، رهن کالا و رهن کرایه‌ی باربری تقسیم می شودکه هر قسم کارکردهای خاص و منحصر به فردی را داراست.
بند اول: تحصیل اعتبار به‌وسیله‌ی مالک برای ساخت کشتی
همان‌طور که قبلاً عنوان شد به دلیل هزینه‌های زیاد در سرمایه‌گذاری‌های بندری و دریایی از جمله ساخت کشتی و با توجه به نقش فعال کشتی‌های باربری و مسافربری در رونق حمل‌ونقل دریایی و درنهایت، پیشرفت اقتصاد و بازرگانی، مالک کشتی می‌تواند قبل از ساخت کشتی، اقدام به اخذ وام نماید تا بتواند از عهده‌ی مخارج ساخت کشتی برآید. این کارکرد رهن یکی از مهم‌ترین کارکردهای آن به شمار می‌رود؛ چرا که مالی که هنوز موجود نشده، رهینه قرار می‌گیرد و یکی از نقاط ممتاز قانون دریایی به شمار می‌رود.
این اقدام، منحصراً از سوی مالک صورت می‌گیرد که می‌تواند یک شخص حقوقی باشد یا شخص حقیقی. در صورت وجود شرکت، شرکاء و سهامداران کشتی نیز علی‌رغم سکوت قانون دریایی از این اختیار برخوردارند؛ زیرا، با توجه به قواعد عام به نظر می‌رسد که به‌رهن‌گذاشتن کشتی متعلق به چند مالک، مشکلی نداشته باشد. در چنین حالتی، اگر نظر شرکاء بر این قرار گیرد که کشتی به رهن گذاشته شود، شرکای حقیقی یا حقوقی به شرط مالکیت قانونی تمام یا قسمتی از کشتی می‌توانند به انعقاد عقد رهن اقدام کنند. در این صورت، برای هریک از شرکاء یا سهامداران کشتی که به این ترتیب عقد رهن منعقد می‌کنند، باید سند رهن مجزا و مستقل و برابر با میزان مالکیتشان صادر شود.
بند دوم: تحصیل اعتبار از سوی مالک برای تأمین مخارج جاری کشتی
ابتدائاً باید متذکر شد که منظور از مخارج یومیه و جاری کشتی، همان هزینه‌هایی است که در هر سفر دریایی به‌طور معمول وجود دارد. از جمله دستمزد کارکنان و خدمه و نمایندگان کشتی، هزینه‌های سوخت و تأمین آذوقه. مالکین کشتی در هر سفر دریایی ناگزیرند این مخارج و هزینه‌ها را تأمین نمایند که با توجه به طولانی بودن سفرهای دریایی طبعاً هزینه‌ها ممکن است گزاف باشد و مالک از عهده آن برنیاید؛ لذا، معاملات تضمینی یا رهن کشتی سهل‌ترین و قدیمی‌ترین روشی است که با هدف تقویت توان مالی تدارک‌کننده‌ی کشتی همواره از آن استفاده شده است.
آنچه توجه‌بر‌انگیز به نظر می‌رسد، فلسفه‌ی وجود این موضوع است. درواقع، باید دید به چه دلیل قانون‌گذار چنین رهنی را رهن دریایی فرض کرده است و مشمول قواعد عقد رهن مدنی ندانسته است. رهن‌دادن کشتی به‌وسیله‌ی مالکِ آن جهت تحصیل اعتبار برای پرداخت مخارج یومیه و جاری، موضوعی بسیار منطقی به نظر می‌رسد؛ زیرا، با توجه به اهمیت کشتی در مراودات تجاری بین‌المللی باید روشی درپیش گرفت که کشتی به هیچ وجه و در هیچ شرایطی به دلیل عدم امکان پرداخت مخارج آن از حرکت بازنایستد. به همین دلیل، باید پرداخت وام را تحت مقررات تجاری درآورد تا اعطاکنندگان وام بتوانند با اطمینان کامل از نحوه‌ی بازپرداخت آن در چنین شرایطی مانع از توقف کار کشتی شوند.
بند سوم: تحصیل اعتبار به‌وسیله‌ی فرمانده منحصراً برای تعقیب سفر دریایی
لازم است برای روشن‌شدن مطلب ابتدا تعریفی از فرمانده ارائه دهیم. در قانون دریایی و کنوانسیون‌های موجود در زمینه حمل‌و‌نقل دریایی تعریفی از فرمانده به عمل نیامده است و صرفاً به وظایف و مسئولیت‌های وی پرداخته شده است. اما، به‌طور کلی می‌توان این‌گونه فرمانده را تعریف کرد: «فرمانده‌ی کشتی بالاترین مقام تصمیم‌گیرنده در کشتی است. وی نه‌تنها مسولیت حفظ و اداره کشتی در سفر دریایی را بر عهده دارد، بلکه نماینده‌ی مالک کشتی در دریافت کالا و تحویل آن به ارسال‌کننده محسوب می‌شود. همچنین، فرمانده‌ی کشتی در برخی موارد، نماینده‌ی صاحب کالا محسوب می‌شود.»
متصدی حمل‌و‌نقل مالک یا مستاجر کشتی است، نه فرمانده‌ی کشتی. انتخاب فرمانده‌ی کشتی اصولاً بر عهده‌ی مالک است، مگر این که کشتی به صورت در‌بست اجاره داده شود که انتخاب بر عهده‌‌ي مستاجر قرار می‌گیرد.
فرمانده مسئولیت و اختیارات متفاوتی دارد که آنچه اکنون از آن بحث می‌شود، اختیار در رهن دریایی است که به آن می‌پردازیم.
موضوعی که قانون دریایی به‌صراحت پذیرفته است؛ وثیقه‌دادن کشتی توسط فرمانده‌ی کشتی است. ماده‌ی 89 قانون دریایی درمورد وثیقه‌دادن کشتی، بار و کرایه‌ی باربری در مواقع اضطراری و فوری تدوین شده است که توسط فرمانده امکان‌پذیر است. این ماده مقرر داشته است که اگر ضمن سفر دریایی شرایطی پیش بیاید که امکان دسترسی به مالک نباشد و وی نتواند وجوه مورد نیاز برای تعقیب و تکمیل سفر دریایی را تامین نماید، فرمانده به‌عنوان نماینده‌ی مالک و امین صاحب کالا، اقدام به اخذ وام می‌کند.
از ظاهر ماده‌ی 89 قانون دریایی این چنین برداشت می‌شود که نوعی درجه‌بندی در رهن وجود دارد. به این معنا که فرمانده در شرایط اضطراری ابتدا باید از مالک کسب تکلیف کند و در صورتی که امکان دسترسی به مالک وجود نداشت یا مالک وجوه لازم را در اختیار فرمانده قرار نداد، وی می‌تواند در درجه‌ی اول، کشتی یا کرایه‌ی باربری را به رهن گذارد تا مایحتاج ضروری برای ادامه‌ی سفر کشتی را فراهم کند و در غیر این صورت، در درجه‌ی بعد می‌تواند بار کشتی را به رهن بگذارد و در نهایت، حق فروش کشتی را خواهد داشت.
هرچند که امروزه با تسهیلات جدید ارتباطی، اقدام فرمانده در مقام نماینده‌ی تام الاختیار مالک در بنادر خارجی برای انعقاد قراردادها، چندان متداول نیست و مالکان در اکثر بنادر مهم خارجی نماینده خاص خود را دارندکه طبق دستورالعمل‌های ابلاغی از جانب آن‌ها، همه‌ی امور تجاری مرتبط با کشتی و هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهند. اما، به‌طور کلی استفاده از این اختیار توسط فرمانده متروک نمانده و هنوز از آن استفاده می‌شود.به همین جهت، در قانون دریایی نیز منعکس گردیده است.
این قسم از کاربرد رهن شامل تأمین هزینه‌های جاری و معمول کشتی نخواهد بود؛ چرا که تأمین هزینه‌های جاری و معمول با اخذ وام و رهن‌دادن کشتی تنها از وظایف مالک کشتی است. درواقع، فرمانده بابت مخارج فوق‌العاده کشتی از جمله هزینه‌های فوری تعمیر کشتی، دستمزدها و هر عاملی که عقلاً و عرفاً برای رفع و جلوگیری از مخاطرات دریایی لازم باشد، حق به رهن‌دادن آن را دارد و بابت هزینه‌های جاری و معمول کشتی، فقط صاحب آن حق دارد اقدام به اخذ وام نماید.
بنابراین، می‌توان گفت درمواقع اضطراری، فرمانده می‌تواند به‌عنوان نماینده‌ی صاحبان کالا و صاحب کشتی اقدامات لازم جهت حفظ کالا یا کاهش خسارات وارده انجام دهد. ماده‌ی 100 قانون دریایی درخصوص وظیفه‌ی فرمانده در نجات کشتی به‌طور عام بیان داشته که در پیش‌آمدهای غیرمترقبه، فرمانده موظف است تا آخرین لحظه‌ای که امید باقی است، در نجات کشتی، بار و کارکنان، نهایت اهتمام را مبذول دارد.
به عبارت دیگر، این عمل از جانب فرمانده زمانی لازم می‌شود که در جهت منافع کل افراد ذی‌نفع در آن سفر دریایی، به نظر یک فرد معقول و محتاط، می‌بایست انجام گیرد.
این اختیار فرمانده از ضرورت امور ناشی می‌شود: از تعهد مالک کشتی و فرمانده‌ی آن برای حمل کالا از یک کشور به کشور دیگر و از اجتناب‌نا‌پذیر بودن اینکه برحسب طبیعت امور، کشتی و محموله‌ی آن ممکن است گاهی در یک بندر خارجی باشند که فرمانده در آنجا امکانات ندارد و در موردی که مالک کشتی به علت ناشناخته‌بودن، اعتباری نداردکه در این حال، برای ایمنی همه‌ی افرادی که ذی‌نفعند و برای انجام هدف نهایی این سفر باید فرمانده اختیار داشته باشد تا نه تنها کشتی، بلکه کالا را هم به رهن بگذارد.
با همه‌ی توضیحات فوق، به‌طور خلاصه باید گفت هدف از رهن‌گذاردن کشتی و کالا به‌وسیله‌ی فرمانده، تکمیل و ادامه‌ی سفر دریایی است و اگر طبق ماده‌ی 107 قانون دریایی، کشتی و بار آن تلف شود و به مقصد نرسد، وام‌دهنده حتی اصل طلب خود را از دست می‌دهد.به این صورت، این کاربرد رهن به نفع مرتهنین و صاحب بار نیز خواهد بود.
توضیح اینکه در مواردی که فرمانده قانوناً مجاز به رهن‌دادن کشتی شده است، محدودیت‌های زیادی نیز از سوی قانون‌گذار اعمال شده تا فرمانده‌ی کشتی از موقعیتی که در اختیارش قرار گرفته است، سوءاستفاده نکند. به‌عنوان نمونه می‌توان به ماده‌ی ۹۴ قانون دریایی اشاره نمود. این ماده مقرر داشته است که اگر فرمانده‌، کشتی یا اموال و کالا را بدون علت موجه به رهن گذارد، همچنین اگر صورت مخارج کشتی را بر خلاف واقع تنظیم نماید یا شرایط ماده ۸۹ را رعایت نکند، شخصاً مسئول خسارات وارده خواهد بود.
گفتار سوم: اقسام رهن دریایی
با دقت نظر در مواد قانون دریایی و از جمله ماده‌ی 89 می‌توان دریافت که قانون‌گذار دریایی در مبحث رهن، اقسامی قائل شده است. دلیل این تصریح آن است که علی‌رغم وجود اصول مشترک در آن‌ها، ویژگی‌های متفاوتی با یکدیگر دارند. اقسام رهن دریایی اصولاً این‌گونه نام برده می‌شود: رهن کشتی، رهن کرایه‌ی باربری و رهن بارکشتی. بررسی هریک از این اقسام به فهم واضح‌تر نهاد رهن دریایی کمک خواهد نمود.
بند اول: رهن کشتی
بدون تردید، مهم‌ترین موضوع قانون دریایی، کشتی و سفر دریایی است. لیکن، در حقوق دریایی ما ضابطه‌ای روشن در تشخیص کشتی از سایر واحدهای شناور وجود ندارد و کلمه‌ی «کشتی» به کرات در قانون دریایی به کار رفته است، بدون آنکه مختصات آن عنوان شود. به‌طور مثال، می‌توان به ماده‌ی 52 (شق 4) و 111 (شق د) اشاره کرد که به تعریف کشتی به‌طور ناقص پرداخته‌اند.
همچنین تعاریف ارائه شده ناظر به موارد خاص است و به هیچ عنوان نمی‌توان آن‌ها را به همه‌ی موارد تعمیم داد.
باید یادآور شد که تعریف کشتی و نتیجتاً تمییز آن از سایر واحدهای شناور، صرفاً جنبه‌ی تئوری ندارد و بر آن آثار بسیار مهمی مترتب است. به‌طور مثال، چون رهن کشتی از اقسام عقد رهن دریایی است، فقط شناورهایی که عنوان «کشتی» بر آن‌ها اطلاق می‌شود، مشمول رهن کشتی خواهند بود و حتی کشتی باید کاربرد یک کشتی دریاپیما را داشته باشد وگرنه شامل قواعد مربوط به رهن نخواهد شد. به‌عنوان مثال، کشتی‌ای که به علت عدم تجهیز به صورت هتل درآمده، هیچ‌گاه شامل قواعد رهن نخواهد بود.
بنا به مطالب فوق، ابتدائاً به بررسی تعاریف قانون دریایی از کشتی و نقاط ضعف و قوت آن و تعاریف منابع حقوقی دیگر کشورها از کشتی خواهیم پرداخت و سپس، به بررسی انواع رهن کشتی می‌پردازیم.
الف. تعریف کشتی
همان‌طور که گفته شد، در بند 4 از ماده‌ی 52 قانون دریایی کشتی این‌چنین تعریف شده: «کشتی به‌وسیله‌ای اطلاق می‌شود که برای حمل بار در دریا به کار می‌رود». بی‌تردید این تعریف برای دستیابی به اهداف مربوط به باربری دریایی مناسب و مفید است. اما، جامعیت لازم را برای تمام فصول و مباحث قانون دریایی ندارد. اغلب حقوق‌دانان ایراداتی به این تعریف وارد کرده‌اند که به شرح ذیل است:
1. مسافر از شمول تعریف خارج است؛ با توجه به ظاهر ماده‌ی فوق‌الذکر باید گفت که اشتباهاً حمل مسافر در متن تعریف لحاظ نشده است.
2. مصنوع‌بودن و شناور‌بودن در تعریف لحاظ نشده و تعریف فوق موسع است؛ باید گفت کشتی به لحاظ مفهومی، وسیله‌ای است مصنوعی و ساخته‌ی دست بشر و دقیقاً همین ویژگی، آن را از سایر اشیای شناور نظیر تکه‌های چوب و تنه‌های درختان متمایز می‌کند.
از طرف دیگر، لازمه‌ی فعالیت کشتی، شناور‌بودن آن در سطح آب است.به این معنا که به هر وسیله‌ای که نتوان آن را به‌عنوان یک وسیله شناگر شناخت، نمی‌توان نام کشتی نهاد. سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه آیا می‌توان به وسایلی که قابلیت پرواز و شناور بودن را با هم دارند از جمله «هاورکرفت» و «هواپیماهای آب‌نشین» نام کشتی نهاد؟ پاسخ به این سؤال کار چندان آسانی نیست؛ زیرا، این وسایل همان‌گونه که بیان شد، علاوه بر وصف شناور‌بودن، از قدرت حرکت در خشکی و پرواز در هوا نیز برخوردارند.
غالباً پاسخ ارائه شده مبهم و دوپهلو است؛ بنابراین، باید با مراجعه به اسناد بین‌المللی اراده‌ی تدوین‌کنندگان این منابع را مطالعه نمود.
به‌عنوان مثال، می‌توان به «کنوانسیون 1944 شیکاگو» راجع‌به هواپیمایی کشوری بین‌المللی اشاره کرد که 5 نوع از وسایل آبی ـ هوایی در زمره‌ی انواع هواپیماها قرار گرفته‌اند یا در «کنوانسیون 1974 آتن» که راجع‌به حمل مسافران و اثاثیه‌ی آن‌ها از طریق دریاست، دو‌منظوره بودن وسایل نقلیه مورد پذیرش و اقبال قرار نگرفته است و به‌صراحت در بند 3 ماده‌ی 1 این کنوانسیون آمده است که «کشتی یعنی هر شناور دریاپیما به استثنای وسیله نقلیه‌ی دارای بالش هوا».
با توجه به مطالب فوق مشاهده می‌شود که تدوین‌کنندگان معاهدات بین‌المللی در این موضوع نیز به باورهای همسان و روش‌های واحدی دست پیدا نکرده‌اند و ابهام همچنان باقی است.
3. حمل بار از طریق رودخانه را شامل نمی‌شود؛ با تعریف قانون دریایی از کشتی که عنوان می‌دارد: «کشتی وسیله‌ای است برای حمل بار در دریا»، معیار مختص‌بودن کشتی به کشتی‌رانی در دریا را تأیید می‌کند و کشتی‌رانی از طریق رودخانه از این تعریف خارج است. اما، بنا به موقعیت جغرافیایی ایران که دارای رودخانه‌های قابل کشتی‌رانی است، این تعریف ناقص و قابل ایراد است.
اغلب کشورهایی که به لحاظ موقعیت دریایی شبیه ایران هستند، معمولاً دو روش را پیش‌رو دارند. عده‌ای از کشورها، از جمله آلمان، بلژیک و هلند و آمریکا، علاوه‌بر رژیم خاص حاکم بر دریانوردی، مقررات مخصوصی را برای کشتی‌رانی رودخانه‌ای پیش‌بینی نموده‌اند. برخی دیگر از کشورها، از جمله فرانسه و مصر، رژیم حقوق کشتی‌رانی مختلط را اجرا می‌کنند؛ یعنی، مادامی‌که در آب‌های داخلی قرار دارند یا مسیر آب‌های داخلی به بندر واقع در سواحل رودخانه‌ای را طی می‌کند، از مقررات



قیمت: 10000 تومان

رهاوردهای هرمنوتیک فلسفی گادامر برای برنامه فلسفه برای کودکان

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی
پایان نامه کارشناسی ارشد
در رشته‌ی فلسفه تعلیم وتربیت
رهاوردهای هرمنوتیک فلسفی گادامر برای برنامه فلسفه برای کودکان
به کوشش
محمود رستمی
استاد راهنما
دکتر مرتضی خسرونژاد

180086045593000بهمن 1392
1596390116395500

18345159969500
به نام خدا
اظهارنامه
اینجانب محمود رستمی (۹۰۱۳۲۴) رشته‌ی فلسفه‌ی تعلیم و تربیت گرایش تعلیم و تربیت اسلامی دانشکده‌ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شیراز اظهار می‌کنم که این پایان‌نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهایی که از منابع دیگران استفاده کرده‌ام، نشانی دقیق و مشخصات کامل را نوشته‌ام. همچنین اظهار می‌کنم که تحقیق و موضوع پایان‌‌نامه‌ام تکراری نیست و تعهد می‌نمایم که بدون مجوز دانشگاه دستاوردهای آن را منتشر ننموده و یا در اختیار غیر قرار ندهم. کلیه حقوق این اثر مطابق با آیین‌نامه‌ی مالیکت فکری و معنوی متعلق به دانشگاه شیراز است.
نام و نام خانوادگی: محمود رستمی
تاریخ و امضا:

1748790220218000

190119024384000
به پیشگاه مادرم
و قدیسان دیگر
به خوبانی که چراغ راهم شدند.
1748790108331000
19011902032000
سپاسگزاری
سپاس بی‌کران پروردگار یکتا را که هستی‌مان بخشید و به هم‌نشینی رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود. اکنون که این نوشته‌ها نظمی به خود گرفت و جامه آراست از فرهیخته استادم، مرتضی خسرونژاد که از محضرشان درس‌ها آموختم صمیمانه قدردانی و تشکر می‌کنم، ایشان با من کسی دوست داشتنی بودند و من این مهربانی را دوست دارم. با رهنمودهای دیگر استاد فرزانه‌ام، محمدحسن کریمی، این اثر جان دوباره‌ای گرفت و بذر امید در دلم جوانه زد. خوش باشد که پروردگارمان سمیع و بصیر است.
از دکتر بابک شمشیری به عنوان داور این اثر سپاس‌گزارم و از تمامی خوبانی که چراغ راهم شدند.
از پدر مهربانم به پاس عاطفه سرشار و گرمای امید بخش وجودش، که در این سردترین روزگار بهترین پشتیبان است.
در پایان، از سرکار خانم پروانه باقری که در آغاز این مسیر مرا یاری و در تهیه برخی منابع و ویراستاری فصل‌های نخستین همراهی نمودند، قدردانی و تشکر می‌نمایم.
چکیده
رهاوردهای هرمنوتیک فلسفی گادامر برای برنامه فلسفه برای کودکان
به کوشش
محمود رستمی
«فلسفه برای کودکان» به عنوان شاخصِ پارادایم جدید تعلیم و تربیت بی‌نیاز از پژوهش‌ها و تأملات فلسفی نیست. پيش از اين، نفوذ دستاوردهاي فکري هرمنوتيک به حوزه‌هاي مختلف دانش، از جمله تعليم و تربيت، پرسش‌ها و بحث‌هاي تأمل‌برانگيزي را موجب شده است، اما پژوهش در زمينه رويکردهاي آموزش فلسفه به کودکان با توجه به اين امکان و تلاش براي گشايش معرفتي نو در اين عرصه، از جمله مسائلي است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اين پژوهش انديشيدن درباره پيامدهايي است که هرمنوتيک فلسفي گادامر مي‌تواند براي برنامه «فلسفه براي کودکان» داشته باشد. بر این اساس، امکانات و ظرفیت‌های هرمنوتیک فلسفی گادامر در زمینه محتوا، روش و ارزیابی برنامه «فلسفه برای کودکان» با رویکردی استنتاجی بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که رویکرد داستان‌های فکری ایرانی، تألیف مرتضی خسرونژاد، نزدیک‌ترین رویکرد نظری «فلسفه برای کودکان» به مباحث هرمنوتیکی است. رهاورد هرمنوتیک فلسفی گادامر در زمینه محتوای برنامه «فلسفه برای کودکان» تبیین پدیدارشناختی و دیالکتیکی ادبیات و ضرورت توجه به ارتباط متن و تصویر در رویکردهای نظری این برنامه است. نتایج این پژوهش در مورد روش برنامه مشخصاً در سه مقوله بازی، فهم و پرسشگری جمع‌بندی شد. سرانجام، پژوهش با ارزیابی برنامه بر مبنای مفهوم دور هرمنوتیکی و امکان طرح مستقل رویکرد هرمنوتیک در برنامه «فلسفه برای کودکان» به پایان دور اول از فهم موضوع مورد مطالعه رسید.
واژه‌های کلیدی: فلسفه برای کودکان، تعلیم و تربیت، هرمنوتیک فلسفی گادامر، داستان‌های فکری ایرانی.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات و مقدمه
۱. 1. گشایش 2
۱. 2. بيان مسأله 3
۱. 3. ضرورت و اهميت پژوهش 6
۱. 4. هدف‌هاي پژوهش7
۱. 5. پرسش‌هاي پژوهش 8
۱. 6. تعاريف مفهومي واژه‌ها و اصطلاحات8
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه‌ انتقادی پژوهش
۲. ۱. مباني نظري پژوهش12
۲. ۱. ۱. فلسفه12
۲. ۱. ۲. تفکر انتقادي14
۲. 1. 3. عناصر و مؤلفه‌های برنامه فلسفه برای کودکان15
۲. 1. 3. 1. جامعه پژوهشي16
۲. 1. 3. 2. کتاب‌هاي درسي داستان 17
2. 1. 3. 3. معلمان تغییر نقش داده18
۲. 1. 3. 4. نحوه اجراي برنامه فلسفه براي کودکان19
۲. 2. فلسفه با کودکان19
عنوان صفحه
۲. 3. پيش‌زمينه‌هاي فکري و فلسفی برنامه فلسفه براي کودکان21
۲. 3. ۱. سقرات 21
۲. 3. ۲. افلاتون 22
۲. 3. ۳. دکارت 23
۲. 3. ۴. روسو 23
۲. 3. ۵. کانت 24
۲. 3. ۶. هگل 24
۲. 3. ۷. کی‌یر‌کگارد 25
2. 3. ۸. پیرس25
2. 3. 9. دیویی 25
2. 3. 10. ويتگنشتاين 26
۲. 3. ۱۱. ویگوتسکی 27
۲. 4. نگاهی به روند جنبش فلسفه برای کودکان در سطح جهانی27
۲. 4. ۱. فلسفه برای کودکان در آمریکا 28
2. 4. 1. 1. متیو لیپمن 28
۲. 4. 1. 2. آن مارگارت شارپ29
۲. 4. 1. 3. گرت بی متیوز30
۲. 4. 2. فلسفه برای کودکان در استرالیا31
۲. 4. 2. 1. فیلیپ کم31
۲. 4. 2. 2. گیلبرت بورگ32
۲. 4. 3. فلسفه برای کودکان در انگلستان32
۲. 4. 4. فلسفه برای کودکان در فرانسه33
۲. 4. 5. فلسفه برای کودکان در دانمارک33
۲. 4. 6. فلسفه برای کودکان در ژاپن34
عنوان صفحه
۲. 4. 7. فلسفه برای کودکان در آفریقای جنوبی35
۲. 5. رویکردهای نظری برنامه فلسفه برای کودکان در سطح جهانی36
۲. 5. 1. رویکرد لیپمن، شارپ و کم36
۲. 5. 2. رویکرد متیوز37
۲. 6. فلسفه برای کودکان در سطح ملی38
۲. 6. 1. رویکرد خسرونژاد39
۲. 7. چالش‌های پیش روی برنامه فلسفه برای کودکان40
۲. 8. هرمنوتیک43
۲. 8. 1. شلایرماخر45
۲. 8. 2. ویلهلم دیلتای 45
۲. 8. 3. هایدگر و هرمنوتیک46
۲. 8. 4. هانس گئورگ گادامر48
2. 9. هرمنوتیک و تعلیم و تربیت………………………………………………………………………………………………..49
2. 10. مرور پژوهش‌های پیشین………………………………………………………………………………………………….51
۲. 10. ۱. پيشينه پژوهش در خارج از ايران51
۲. 10. ۲. پيشينه پژوهش در ايران54
۲. 10. ۲. ۱. پژوهش‌هاي مربوط به فلسفه براي کودکان54
۲. 10. ۲. ۲. پژوهش‌های مربوط به هرمنوتيک و تعليم و تربيت57
۲. 11. جمع‌بندی پیشینه پژوهش60

فصل سوم: روش پژوهش
۳. ۱. روش پژوهش 62
۳. ۲. طرح پژوهش62
۳. ۳. روش داده‌یابی62
عنوان صفحه
۳. ۴. روش داده‌کاوی63
۳. ۵. اعتبارسنجی پژوهش63
۳. ۶. حساسیت پژوهشگر64
فصل چهارم: یافته ها
۴. ۱. تحلیل و بررسی66
۴. ۲. فهم از منظر هرمنوتیک فلسفی گادامر 67
۴. ۲. ۱. واقعه فهم67
۴. ۲. ۲. فهم، واقعه‌ای دیالکتیکی69
۴. ۲. ۳. تاریخ‌مندی فهم69
۴. ۲. ۴. رابطه سنت و فهم71
۴. ۲. ۵. پیش‌داوری و دور هرمنوتیکی72
۴. ۲. ۶. افق و امتزاج افق‌ها74
۴. ۲. ۷. جنبه کاربردی فهم76
۴. ۲. ۸. زبان‌مندی فهم76
۴. ۳. گادامر و تفسیر متن78
۴. ۴. گادامردر بوته نقد80
۴. ۵. پرسش اول پژوهش: ره‌آورد هرمنوتیک فلسفی گادامر برای محتوای «برنامه فلسفه برای کودکان» چه می‌تواند باشد؟83
۴. ۵. ۱. هرمنوتیک فلسفی و اهداف تعلیم و تربیت83
۴. ۵. ۲. هرمنوتیک فلسفی و برنامه درسی85
۴. ۵. ۳. هرمنوتیک فلسفی و محتوای برنامه فلسفه برای کودکان87
۴. ۵. ۴. ویژگی داستان‌های فلسفه برای کودکان87
۴. ۵. ۵. نگاهی دوباره به مفهوم ادبیات و تبیین جایگاه آن89
عنوان صفحه
4. ۵. ۶. زبان و ضرورت تکثر معنا94
۴. ۵. ۷. جایگاه متغیر تأویل و نیاز به آن94
۴ .۵. ۸. خواننده در نقد نوین96
۴. ۵. ۹. رولان بارت و خوانش متن96
۴. ۵. 10. بینامتنیت 97
4. 5. 11. رابطه متن و تصویر در رویکرد مبتنی بر هرمنوتیک98
۴. ۶. پرسش دوم پژوهش: ره‌آورد هرمنوتیک فلسفی گادامر برای روش «برنامه فلسفه برای کودکان» چه می‌تواند باشد؟102
۴. ۶. ۱. تحلیل واقعه‌ فهم در رویکرد داستان‌های فکری ایرانی114
۴. ۶. 2. پرسشگری و دیالوگ در هرمنوتیک گادامر119
۴. ۶. ۳. جدایی‌ناپذیری روش از محتوا119
۴. ۶. ۴. اذعان به کامل‌نبودن دانسته‌های خود120
۴. ۶. ۵. دوری‌بودن120
۴. ۷. پرسش سوم پژوهش: ره‌آورد هرمنوتیک فلسفی گادامر برای ارزیابی «برنامه فلسفه برای کودکان» چه می‌تواند باشد؟122
۴. ۷. ۱. دور هرمنوتیکی122
۴. ۷. ۲. هرمنوتیک فلسفی و دور هرمنوتیکی123
۴. ۷. ۳. تنگناهای دور هرمنوتیکی124
۴. ۷. ۴. دلایل معتقدان به دور هرمنوتیکی124
۴. ۷. ۵. دور هرمنوتیکی و مطالعات میان‌رشته‌ای125
۴. ۷. ۶. دور هرمنوتیکی و رابطه متن و تصویر126
۴. ۷. ۷. دور هرمنوتیکی، فهم و ارزیابی داستان128
عنوان صفحه
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵. ۱. بحث و نتیجه‌گیری132
۵. ۲. تنگناهای پیش پا و افق‌های پیش‌روی رویکرد هرمنوتیک 147
۵. ۳. پیشنهاده‌های پژوهشی149
۵. ۴. پیشنهاده‌های کاربردی150
5. 5. محدودیت‌های پژوهش150
فهرست منابع
منابع فارسی151
منابع انگلیسی157
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول شماره ۱: ویژگی‌های رویکردهای فلسفی حلقه کندوکاو143
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار شماره ۱: سیر تاریخی و گرایش‌های هرمنوتیک133
نمودار شماره ۲: رویکردهای نظری (فبک)134
نمودار شماره ۳: چرخه فهم در هرمنوتیک فلسفی گادامر135
نمودار شماره ۴: جایگاه ادبیات در رویکردهای نظری (فبک)138
نمودار شماره ۵: ارتباط رویکردهای حلقه کندوکاو هرمنوتیکی144
نمودار شماره ۶: حلقه کندوکاو هرمنوتیکی برمبنای هرمنوتیک فلسفی گادامر146
فصل اول
1748790171386500
کلیات و مقدمه
۱. 1. گشایش
چهار سال حضور در کلاس‌هاي فلسفه کافي بود تا در ابتداي امر عبارت فلسفه براي کودکان برايم نامأنوس و عجيب، اما معصومانه، جلوه کند و مجال هرگونه ارتباطي را ممکن نبينم؛ گويي در حيات فلسفه جايي براي او نبود و فلسفه را هم از جانب کودکان خريداري نيست؛ آخر فلسفه کجا و کودک کجا! اما امروز بر آنم تا کودکانمان را به ضيافت فلسفه فراخوانم.
به گمانم، می‌توان تربيت انسان‌هاي آگاه و هشيار که تفکر خود را بر پايه استدلال صحيح و منطق بنا نهاده و در برخورد با دنياهاي پيرامون خود با انديشه‌اي جامع و عميق، جوانب مختلف امور را بررسي و البته از قابليت انعطاف بالايي در مواجهه با مسائل زندگي برخوردار هستند را، يکي از اصلي‌ترين اهداف نظام‌هاي تعليم و تربيت دانست.
فيشر،پرورش مهارت‌هاي تفکر در کودکان را گامي مهم در اين عرصه مي‌داند (فيشر، ۱۳۸۵: ۹).
در این زمینه، جنبش فلسفه براي کودکان به عنوان جديدترين رويکرد موجود، عهده‌دار چنين رسالتي است (باقري و دهنوي، ۱۳۸۸: ۱۲).
اين برنامه را متيو ليپمن در اواخر دهه ۱۹۶۰ بر اساس تفکرات ديويي و ويگوتسکي بنيان نهاد. لیپمن، استدلال می‌کند که اگر ما بخواهیم کودکان‌مان در آینده به بزرگسالانی اندیشمند تبدیل شوند، باید آن‌ها را تشویق کنیم تا کودکانی اندیشه‌ورز باشند (فيشر، ۱۳۸۵: ۲۷۲).
سپس در گفت‌و‌گو با ناجی می‌افزاید، آنچه فلسفه برای کودکان نامیده می‌شود، تلاشی است برای بسط فلسفه، با این هدف که بتوان آن را همانند نوعی آموزش به‌ کار برد. این نوع فلسفه، آموزشي است که در آن از فلسفه براي برانگيختن ذهن کودک در جهت پاسخ‌گويي به نياز و اشتياقش به معنا بهره برده مي‌شود. وی در ادامه فلسفه برای کودکان را به عنوان گامی فراتر از تفکر انتقادي معرفی می‌کند (ليپمن، ۱۳۸۸: ۲۸).
جهاني بر اين باور است، ليپمن هواي آن را در سر دارد که با استفاده از داستان‌هاي داراي مضامين فلسفي به پرسش‌هايي که در طول تاريخ فلسفه ذهن فيلسوفان را به خود مشغول داشته است به شيوه‌اي بديع پاسخ گويد (جهاني، ۱۳۸۲: ۷۱).
با اين وجود ليپمن توانست از گذر هم‌نشيني کودک و فلسفه، البته با مراد معنايي خاص، به ترويج اخلاق و عقلانيت بپردازد. به گمانم اين نياز اساسي امروز جامعه ما و هر جامعه ديگري است که در پي داشتن فردايي بهتر است.
همانند بسياري از کشورهاي جهان، به فلسفه براي کودکان در سال‌هاي اخير در ايران نيز توجه شده است. پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با تأسيس گروهي به نام «فکر پروري براي کودکان و نوجوان» (فبک)، به معرفي و ترويج اين برنامه در ايران مي‌پردازد. به اين منظور، گفت‌وگوهايي با بنيان‌گذاران این برنامه صورت گرفته، نشست‌ها و کارگاه‌هاي مختلفي برگزار شده و کتاب‌ها، مقاله‌ها و پايان‌نامه‌هايي نيز تأليف شده است اما اين آغاز راه است و نياز به پژوهش در اين حوزه همواره احساس مي‌شود.
پژوهش حاضر بر آن است تا از گذر رويکردهاي برنامه فلسفه برای کودکان، مجالي براي ارتباط حوزه‌هاي مختلف فلسفه، با این برنامه بيابد و به قابلیت رويکردهاي بومي توجه کند.
۱. 2. بيان مسأله
کم‌توجهي نظام آموزشي ما به آموختن راه و رسم انديشه‌ورزي و تقويت ويژگي تأمّل و دقّت در کودکان و جوانان و پرورش حساسيت آن‌ها در تشخيص خطا و صواب، لزوم توجه به تلاش‌ها و تجربيات موفق در اين زمينه را ضروري مي‌سازد، فلسفه براي کودکان چند وقتي است که در ادبيات فلسفي ما حضوري پررنگ دارد.
اين برنامه را مي‌توان از جمله بنيادي‌ترين اقدامات کار فلسفي با کودکان دانست که هم‌اکنون در بيش از سی کشور جهان توجه بسياري از متفکران، محققان و مربيان تعليم و تربيت را در سال‌هاي اخير به خود معطوف کرده است (جهاني، ۱۳۸۲: ۷۱).
بهبود توانايي تعقل، پرورش و تقويت خلاقيت، تقويت ارزش‌هاي اخلاقي، تقويت خودآگاهي و پرورش تفکر انتقادي از اهداف اين برنامه به شمار مي‌آيد و از مؤلفه‌هاي آن مي‌توان به اجتماع کاوشگري، کتاب‌هاي درسي داستان و معلمان تغيير نقش داده اشاره کرد (ناجي، ۱۳۸۵: ۷-۶).
خسرونژاد (۱۳۸۴) با نگاهی موشکافانه و عمیق، ورود به عرصه نظری فلسفه براي کودکان را نيازمند سه پيش‌فرض مي‌داند؛ يکي فرض‌هايي درباره کودکان؛ دوم، فرض يا فرض‌هايي درباره فلسفه؛ سوم، فرض يا فرض‌هايي در مورد چيستي ادبيات کودک (خسرونژاد، ۱۳۸۴: ۷۵).
رويکرد ليپمن يکي از پرطرفدارترين رويکردهاي کار فلسفي با کودکان است. لیپمن در گفت‌وگو با ناجی، صراحتاً اظهار می‌‌کند که فلسفه برای کودک برانگیزاننده است و اشتیاق کودک را برای فکر‌کردن برمی‌انگیزاند. بنابراین، فلسفه وسیله‌ای است برای برانگیختن تفکر در تمام زمینه‌های برنامه‌ درسی (ناجی، ۱۳۸۹: ۲۸).
پیداست که در این رویکرد، امکان آموزش فلسفه به کودک، البته در معنایی که به فلسفه نسبت داده می‌شود، وجود دارد (خسرونژاد، ۱۳۹۱: ۳).
خسرونژاد معتقد است هر چند این رویکرد در پیشبرد برنامه‌های خویش، همواره از ادبیات کودک سود برده، اما هیچ‌گاه تأملی نظری بر این مفهوم نداشته است. عمده بحث‌های صاحب‌‌‌نظران این نهضت، درباره مفاهیم کودک، فلسفه و نظریه تربیتی بوده است و ادبیات صرفاً ابزاری در نظر گرفته شده که مقصدی جز خودش، در اینجا تربیت تفکر فلسفی، دارد (خسرونژاد، ۱۳۸۶: ۱۰۹).
در قلمرو کار فلسفی با کودکان، گرت بی. متیوز متفکر دیگری است که می‌توان مدعی شد فرض‌های متفاوتی در مورد مفاهیم سه‌گانه فلسفه، کودکی و ادبیات کودک دارد. وی در گفت‌و‌گو با ناجی، بهترين راه براي متقاعد شدن به اين امر که کودکان افکار فلسفي دارند، ارائه تعريفي از فلسفه و بررسي شواهدي که مصداق اين تعريف باشد، نمي‌داند؛ بلکه معتقد است بايد ببينيم چيزهايي که کودکان مي‌گويند يا مي‌پرسند، با مطالبي که برخي از فیلسوفان، زماني مطرح کرده يا پرسيده‌اند شباهتي دارد يا نه (متيوز ۱۳۹۰ :۱۵).
متیوز، کودکان را فيلسوفان طبيعي مي‌داند (خسرونژاد، ۱۳۸۴: ۲۷). در این رویکرد کودک، بالطبع باشنده‌ای فلسفی است.
خسرونژاد پیرامون جایگاه و نقش ادبیات در این رویکرد می‌افزاید، متیوز بي‌آنکه آشکارا بيان و ادعا کرده باشد، در نهضت فلسفه براي کودکان، رويکرد متفاوتي را براي تبيين معنا و نقش ادبيات کودک بنا نهاده است. آنچه متيوز مدافع آن يا به عبارت بهتر مکتشف آن است، گونه ادبي ويژه و از‌پيش‌آفريده‌شده‌اي در ادبيات کودک است که به‌خودي‌خود و براي خود، فلسفي است و از اين‌رو، پاسخ‌گوي نياز ذاتي کودکان به فلسفيدن نيز هست (خسرونژاد،۱۳۸۶: ۱۲۱).
خسرونژاد از فعالان و پژوهشگران فلسفه برای کودکان در ایران، خود نیز با فرض‌های متفاوت دیگری پا به این عرصه نهاده است، رويکرد خسرونژاد، تنها رويکرد بومي کار فلسفي با کودکان در سطح ملی است. ‌در اين رويکرد، منظور از انديشه فلسفي، گونه‌اي از انديشه است که دربرگيرنده سه ويژگي جامعيت، ژرفا و انعطاف‌پذيري است و چون هر سه‌ اين ويژگي‌ها برخاسته از توانايي ذهني تمرکززدايي است، براي تقويت انديشه فلسفي کودکان، بايد بکوشيم اين توانايي را پرورش دهيم (خسرونژاد،۱۳۹۰: ۲۰).
‌فرض اين رويکرد درباره‌ کودک، برگرفته از ديدگاه پياژه است. بر‌اساس دیدگاه پیاژه، تمرکزگرايي و تمرکززدايي جزء فطرت کودک است؛ بنابراین، آگاهي‌هاي ما از راه نوسانِ پيوسته ذهن، ميان تمرکز‌گرايي و تمرکز‌زدايي تشکيل و تکميل مي‌شود (همان).
رويکرد داستان‌هاي فکري ايراني بر اين باور است هرگونه اثر ادبي کودک، به‌ويژه داستان کودک، نه‌تنها شاخه‌اي از آن، بلکه همه‌ آن حتي افسانه‌هاي ايراني، قابليت تمرکززدايي بسيار بالايي دارند و ذهن را بين تمرکزگرايي و تمرکززدايي نوسان مي‌دهند؛ بنابراین، قدم گذاشتن در جهان داستان و فهم معنای آن کاری فلسفی است؛ بر این اساس، باید کودک را به سمت ادبیات ببریم و ادبیات را برای او معنا کنیم (خسرونژاد،۱۳۹۱: ۴).
به نظر مي‌رسد رويکردهاي برنامه فلسفه براي کودکان، بنا به نوع نگاه نظري و اهميتي که به کتاب‌هاي داستان و اجتماع کاوشگري مي‌دهند، مي‌توانند وارد قلمرو هرمنوتيک شوند.
مسعودي (1386) هرمنوتيک را شاخه‌اي از فلسفه نظري مي‌داند که حديث فهم و تفسير را بازخوانيِ عقلاني مي‌کند و بر فهم متون، تمرکزي اصولي و مبنايي دارد (مسعودي، ۱۳۸۶: ۱۳). با اين وجود، واعظی (1380) معتقد است: اين واژه در طول تاريخ کوتاه استعمال خويش به‌عنوان شاخه‌اي از دانش، به حجمي از تفکر اشاره و دلالت دارد که از فرط تنوع، کمتر انضباط مي‌پذيرد. مولف سپس می‌افزاید، فهرست عناويني که تحت اين نام بررسي مي‌شود، بسيار گسترده و ناهمگون است و هر يک به نوبه خود معرف و نشان‌دهنده ديدگاهي خاص در باب اهداف و وظايف اين شاخه معرفتي است (واعظي،۱۳۸۰: ۲۶).
اگر از ارائه تعريف دقيق و جامع صرف‌نظر کنيم، اين امکان وجود دارد که براي تبيين اجمالي اين نکته که هرمنوتيک به چه سنخ مباحثي مي‌پردازد، تعاريفي تسامحي ارائه دهيم.
پالمر به روايت واعظي (۱۳۸۰) با همين هدف، هرمنوتيک را چنين تعريف مي‌کند:
«هرمنوتيک، عرضه‌کننده سنت تأمل فلسفي آلمان و اخيراً فرانسه، در باب ماهيت فهم است که از طريق شلاير ماخر، ديلتاي و هايدگر گسترش يافته است و امروزه گادامر و ريکور به ارائه آن مي‌پردازند» (واعظي،۱۳۸۰: 30).
بر این اساس، پژوهش حاضر امکان ارتباط نظري برنامه فلسفه براي کودکان و حوزه هرمنوتيک را به تفصيل بررسي می‌کند و از موضعی فلسفی، به قابليت طرح مباحث هرمنوتیکی در چارچوب مباني نظري برنامه فلسفه براي کودکان و رويکردهاي آن می‌پردازد. در نگاه نخست به نظر می‌رسد، پایبندی به متن داستان در طول کار فلسفي با کودکان در رویکرد داستان‌های فکری ایرانی و تفسير خاص گادامر از متن و ماهيت فهم، به طور منطقي ارتباط این دو حوزه را فراهم کند، بنابراین، پژوهشگر مشخصاُ بر آن است تا دستاوردهاي هرمنوتيک فلسفي گادامر را نسبت به برنامه فلسفه براي کودکان بررسي کند و دامنه آن را در صورت امکان گسترش دهد.
۱. 3. ضرورت و اهميت پژوهش
ماهيت دوگانه فلسفه تعليم و تربيت، بيانگر ارتباط عميق آن با فلسفه، تعليم و تربيت و مسائل آن است. از زاويه اين ارتباط، تعليم و تربيت براي حل مسائل خود، بي‌نياز از پژوهش‌ها و تأملات فلسفي نيست.
در سال‌هاي اخير، در حوزه تعليم و تربيت، محققان به نحو چشمگيري به هرمنوتيک و تأثير مطالعه فهم، تفسير و معنا در عمل تربيتي گرايش داشته‌اند (باقري، ۱۳۸۷: ۲)؛ بر همین اساس، مارتين اگر معتقد است «تأويل در دو نقطه معين به علوم تربيتي راه مي‌يابد: يکي در جريان تحقيق و ديگري در جريان تدريس» (ترجمه باقري، ۱۳۷۵:فصل ۵). هرمنوتيک از گذر تحقيقات تربيتي و خيزش روش‌هاي کيفي، نه فقط قلمرو اهداف تحقيق را گسترش داد، بلکه توانست زمينه‌اي براي آزمون مجدد اصول و اهداف تحقيق اجتماعي نيز فراهم آورد (سجادي، ۱۳۸۷: ۵۴).
با ظهور پارادايم جديد آموزش‌و‌پرورش، يعني پارادايم تأملي، برنامه فلسفه براي کودکان و نوجوانان وارد عرصه تعليم و تربيت شد. اگرچه روند طرح موضوع اين برنامه در ايران به کندي صورت گرفت اما به‌تدريج توجه انديشمندان و مسئولان را به خود جلب نمود. به جهت توانمندي اين برنامه در حل مسائل تعليم و تربيت کنوني ما، ناجي (۱۳۸۸) معتقد است: مي‌توانيم از دستاوردهاي فلاسفه و انديشمندان تعليم و تربيت استفاده کنيم و با در‌نظر‌گرفتن نتايج کار آن‌ها، فعاليت و تحقيق در اين زمينه را پيش ببريم (ناجي، ۱۳۸۸: ۱).
پيش از اين، نفوذ دستاوردهاي فکري هرمنوتيک به حوزه‌هاي مختلف دانش، از جمله تعليم و تربيت، پرسش‌ها و بحث‌هاي تأمل‌برانگيزي را موجب شده است، اما پژوهش در زمينه رويکردهاي آموزش فلسفه به کودکان با توجه به اين امکان و تلاش براي گشايش معرفتي نو در اين عرصه، ضرورتی است که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
اهمیت تأملي نظري در اين زمينه و تلاش براي گسترش اين امکان، مي‌تواند دريچه‌ دستاوردهای هرمنوتيک را به سوي برنامه فلسفه براي کودکان و حتي ادبيات کودک بگشايد و پژوهش‌ها و مطالعات جديدي را موجب شود.
به نظر می‌رسد، نقش برجسته و جایگاه رفیع تفکر در پاره‌ای از تعالیم اسلامی و اهميت تفسير و تأويل در این عرصه نیز، ضرورت امکان‌سنجي و پژوهش در این زمینه را قوّت مي‌بخشد. با اين وجود، اگر با اين مسأله برخورد عالمانه صورت گيرد، مي‌توان کاستي‌ها و ضعف‌هاي آن را شناخت و کاربرد و کارايي منطقي آن را تشخيص داد و در صورت لزوم، در جاي مناسب از نتایج آن استفاده کرد.
۱. 4. هدف‌هاي پژوهش
هدف اين پژوهش انديشيدن درباره پيامدهايي است که هرمنوتيک فلسفي گادامر مي‌تواند براي «برنامه فلسفه براي کودکان» داشته باشد. در این مسیر سه هدف اصلی برانگیزاننده پرسش‌های پژوهشند:
تأمل درباره محتوای «برنامه فلسفه برای کودکان»
تأمل درباره روش «برنامه فلسفه برای کودکان»
تأمل درباره ارزیابی «برنامه فلسفه برای کودکان»
۱. 5. پرسش‌هاي پژوهش
اين پژوهش به دنبال بررسي و پاسخگويي به پرسش‌هاي زير است:
ره‌آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي محتوای «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي‌تواند باشد؟
ره‌آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي روش «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي‌تواند باشد؟
ره‌آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي ارزیابی «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي‌تواند باشد؟
۱. 6. تعاريف مفهومي واژه‌ها و اصطلاحات
فلسفه براي کودکان: آن‌چه فلسفه براي کودکان ناميده مي‌شود، تلاشي است براي بسط فلسفه، با اين هدف که بتوان آن را همانند نوعي آموزش به کار برد. اين برنامه آموزشي است که در آن، از فلسفه براي برانگيختن ذهن کودک، به‌منظور پاسخ‌گويي به نياز و اشتياقش به معنا بهره برده مي‌شود (ليپمن، ۱۳۸۸: ۲۸).
هرمنوتيک: رشته‌ای نوظهور در حوزه تفکر مغرب زمین است و پیشینه آن به نهضت اصلاح دینی و عصر روشنگری باز می‌گردد. این شاخه در دهه‌های اخیر رونق یافته است و در کنار معرفت‌شناسی، فلسفه تحلیلی و زیبایی‌شناسی، شأن فلسفی ویژه‌ای احراز کرده است؛ به گونه‌ای که می‌توان ادعا کرد از دهه هفتم قرن بیستم، هرمنوتیک به وجه غالب تفکر فلسفی معاصر غربی تبدیل گشته و از دیگر گرایش‌های نظری پیش افتاده است. هرمنوتیک نیز همانند بسیاری از دانش‌ها دربردارنده مکاتب وگرایش‌های گوناگون است (واعظی، 1380: 13).
پالمر به روايت واعظي (۱۳۸۰) هرمنوتيک را چنين تعريف مي‌کند: «هرمنوتيک، عرضه‌کننده سنت تأمل فلسفي آلمان و اخيراً فرانسه، در باب ماهيت فهم است که از طريق شلايرماخر، ديلتاي و هايدگر گسترش يافته است و امروزه گادامر و ريکور به ارائه آن مي‌پردازند» (واعظی،1380: 30)
هرمنوتيک فلسفي: هرمنوتيک فلسفي، برخلاف هرمنوتيک‌هاي گذشته، نه به مقوله فهم متن منحصر مي‌شود و نه خود را در چارچوب علوم انساني محدود مي‌کند، بلکه به مطلق فهم نظر دارد و در‌صدد تبيين واقعه فهم و تبيين شرايط وجودي حصول آن است (واعظي،۱۳۸۰: ۲۹).
اين نوع هرمنوتيک که مد‌نظر پژوهش حاضر هم هست، از طريق آثار مارتين هايدگر و هانس گئورگ گادامر مطرح شد و در کارهاي پل ريکور و ژاک دريدا ادامه يافت.
به نظر می‌رسد فهم صحیح و روشن تعاریف مربوط به حوزه هرمنوتیک و برنامه فلسفه برای کودکان به نوعی نیازمند توضیح رویکردها و گرایش‌های متنوع مربوط به هر کدام و توجه به زمینه‌های شکل‌گیری آن‌ است ، به همین منظور در فصل مربوط به پیشینه پژوهش، بار دیگر این مفاهیم در متن مورد واکاوی و بررسی قرار می‌گیرد.
فصل دوم
16262357874000
مباني نظري و پيشينه‌ انتقادی پژوهش
در بررسی پیشینه‌ پژوهش معمولاً از سه روش تجمیعی یا تراکمی، روش‌شناسی و شکل نظریه‌ای بهره گرفته می‌شود (کوپر، ۱۹۸۴: ۲۳، به‌نقل از کرسول، ۱۹۹۴). در این پژوهش، ابتدا مبانی نظری تئوری‌های موجود بررسی می‌شود، سپس با شیوه مرور تجمیعی یا تراکمی، خلاصه نتایج پژوهش‌های پیشین ارائه می‌گردد.
۲. ۱. مباني نظري پژوهش
۲. ۱. ۱. فلسفه
قرن‌هاست فلسفه را در معنايي سنتي به‌عنوان يک فعاليت فکري پيچيده که لازمه آن مهارت‌هاي شناختي و روحيه پرسشگري است، مي‌شناسند. در اين معناي کلي، گوتک فلسفه را شامل تلاش انسان در جهت انديشه فطري، تأملي و نظام‌دار درباره جهان و انسان مي‌داند (گوتک، ۱۳۸۰: ۶). اين تلقي دربار فلسفه آن را ذيل شاخه‌اي مستقل از دانش مي‌گنجاند که مقصد آن، کشف حقايق مدّ نظر فيلسوفان است و بر دانش و استدلال منطقي تمرکز دارد. «فلسفه، در ابتدایی‌ترین سطح خود، در‌صدد حل معماهای اساسی در مورد زندگی ما و جهانی است که خود را در آن می‌یابیم» (وارتنبرگ،۱۳۹۰: ۱۱). به تعبیری، فلسفه قابليت آن را دارد که به‌عنوان يک سبک فکري تعريف شود. در اين صورت، رسالت آن احياي حقيقت از طريق گفتار است (دانيل و اورياک،۲۰۱۱: ۴۱۷). در معنايي مشابه، اسميت، فلسفه را کاري مي‌داند که شخص بايد انجام دهد (اسميت،۱۳۷۷: ۴۱).
به نظر می‌رسد هرکسي مي‌تواند اظهار نظر کند اما هنر اظهار نظر منطقي و توانايي تشخيص و ارزيابي آن، مسأله ديگري است. (برنيفير،۲۰۰۴ نقل از دانيل و اورياک، ۲۰۱۱). اين تفسير از فلسفه، در امکان آموزش آن به کودکان نسبت به معنای سنتی آن توانمندتر است. با اين وجود، مي‌توان مخرج مشترک همه جريان‌هاي فلسفي را، روش‌هاي خاص پرسش، تصور‌سازي و تفکرات پيچيده دانست (پارلمان فرانسوي‌هاي بلژيک، ۲۰۱۱).
نحوه مواجهه با تاریخ انديشه‌هاي فلسفي در برنامه آموزش فلسفه به کودکان، متضمن دو رويکرد روش‌گرايي و محتواگرايي است (باقري،۱۳۸۶: ۱۴).
بر اساس رویکرد لیپمن در برنامه فلسفه برای کودکان، عامدانه از فيلسوفان و انديشه‌های آن‌ها سخني به ميان نمي‌آيد و از فلسفه براي برانگيختن ذهن کودک به‌منظور پاسخ‌گويي به نياز و اشتياقش به معنا بهره برده مي‌شود (ليپمن، ۱۳۸۸: ۲۸).
عده‌اي از متفکران، برنامه‌ فلسفه براي کودکان در کلاس درس را به چالش کشیده‌اند و بر اين باورند که اين بحث‌ها ذاتاً فلسفي نيستند. دانيل و اورياک (۲۰۱۱) معتقدند اختلافي اساسی بين رويکرد ليپمن، يعني فلسفه براي کودکان و فلسفه به مفهوم سنتي آن وجود دارد، اما ويژگي مشترک و اصلي اين دو تلقی از فلسفه در تفکر انتقادي نمود پیدا می‌کند؛ بر این اساس، تفکر انتقادي پلي است که فلسفه را به فلسفه براي کودکان پيوند مي‌دهد (دانیل و اوریاک، ۲۰۱۱: ۱۷۰).
۲. ۱. ۲. تفکر انتقادي
همانند فلسفه، براي تفکر انتقادي نیز تعریف عامی وجود ندارد. اين مفهوم، چگونگي تفکر درباره يک موضوع را شرح مي‌دهد؛ به تعبیری فراگيري تفکر انتقادي به اين معناست که افراد ياد بگيرند چه زماني سؤال کنند، چگونه سؤال کنند و چه سؤال‌هايي بپرسند. افراد ياد بگيرند چگونه استدلال کنند، چه زماني از استدلال استفاده کنند و چه روش استدلالي را به کار گيرند (فيشر، ۱۳۸۵: ۱۱۸).
با این وجود، به تعاريف چند تن از فيلسوفان صاحب‌نظر در این زمینه اشاره می‌کنیم که بخشی از پیشینه این مفهوم است.
در سال ۱۹۶۳، مقاله رابرت انيس با عنوان «تعريفي از تفکر انتقادي»، نقطه عطفي در جنبش تفکر انتقادي بود. او در اين مقاله کوشيد به جنبه‌هاي کاربردي منطق بيشتر اهميت دهد و پلي ارتباطي ميان منطق عملي و صوري ايجاد کند. وي بعدها تعريف خود از تفکر انتقادي را به اين صورت تکميل نمود: «تفکر انتقادي، تفکري مستدل و منطقي است که بر تصميم‌گيري ما در خصوص آنچه مي‌خواهيم انجام دهيم، يا باور داشته‌باشيم، متمرکز مي‌شود» (انيس، ۱۹۸۷ نقل از مکتبي فرد، ۱۶۰:۱۳۸۹).
ريچارد پل به‌عنوان چهره‌اي مطرح، اين تعريف را براي تفکر انتقادي ارائه کرده است: «تفکري که صراحتاً قصد دارد بر مبناي قضاوتي صحيح، استانداردهاي مناسبِ ارزيابي را برای تعيين ارزش، محاسن و مزاياي صحيح يک چيز به کار گيرد» (پل والدر،۲۰۰۶ به نقل از مکتبي ۱۳۸۹:۱۶۰). در تفکر پل، آموزش تفکر انتقادي مستلزم راهبردهاي شناختي، اجتماعي و اخلاقي است.
از دیگر افراد تأثیرگذار می‌توان لیپمن را نام برد. وي تفکر انتقادي را چنين تعريف مي‌کند: «تفکر انتقادي، تفکري ماهرانه و مسئولانه است که قضاوت خوب را تسهيل مي‌کند (ليپمن، ۱۹۸۸به نقل از مکتبي ۱۳۸۹: ۱۶۰). البته تفکر انتقاديِ مدّنظر ليپمن با رويکردي عمل‌گرايانه، به برنامه فلسفه براي کودکان ارتباط پیدا می‌کند.
از منظری کاربردی‌تر، عابدنيا (۲۰۱۲) نیز، در پژوهشي که بر روي تعدادي از معلمان زبان انگليسي انجام داده است، به نتايج جالبي در زمينه قابلیتِ تدريسِ تفکر انتقادي رسيده است. نتايج پژوهش بیانگر تغيير هويت حرفه‌اي معلمان در زمينه ايدئولوژي و تفکر انتقادي است.
به طور کلي، اگر تفکر انتقادي را واسطه‌اي بدانيم که فلسفه را به فلسفه براي کودکان پيوند مي‌دهد، آنگاه بيان اين نکته ضروري است که هر فعاليت فلسفي در تفکر و گفتمان انتقادي ظهور مي‌کند؛ بنابراين، می‌توان نتیجه گرفت جنبه‌هاي کاربردي تفکر انتقادي، در مفهوم فلسفه به معنای سنتی آن پديدار نيست، اما در فلسفه به‌عنوان یک روش تفکر نمايان است (دانيل و اورياک،۲۰۱۱ : ۱۷۱).
بر این اساس، مي‌توان از رهگذر تفکر انتقادي و رويکرد روش‌گرا، فلسفي‌بودن برنامه فلسفه برای کودکان را نتيجه گرفت و از اجزاي آن دفاع کرد.
2. 1. 3. عناصر و مؤلفه‌های برنامه فلسفه برای کودکان
بحث‌هاي ليپمن در مورد برنامه فلسفه براي کودکان، البته بر مبناي تفکر انتقادي، تحت تأثير عمل‌گرايي ديويي است. برنامه ابداعي ليپمن، به کشف رابطه میان فلسفه و کودکي اختصاص دارد و هدف آن، تصديق فلسفه به‌عنوان يک حوزه تکامل‌يافته در مدارس دولتي است (دانيل و اورياک،۲۰۱۱ : ۱۷۲).
به اعتقاد ليپمن، فلسفه براي کودکان، نوعي فلسفه کاربردي است که هدف آن واداشتن کودکان به فلسفيدن و انجام فعاليت فلسفي است، نه برنامه‌اي که در آن از آرای فيلسوفان براي روشن‌سازي و حل مسائل غير‌فلسفي استفاده شود. ليپمن به دنبال طراحی یک روش تدريس و برنامه تحصيلي‌ است که بر مبناي آن بتواند براي دانش‌آموزان تمامي سطوح، امکان تجربه درسيِ مبتنی بر کاوش فلسفي را فراهم آورد (فيشر ۱۳۸۵: ۴۸).
با اين وجود، حضور فلسفه برای کودکان به دو صورت در برنامه درسي نظام‌هاي آموزشي قابل تصور است: نخست اين‌که این برنامه را به صورت واحد درسي کاملاً جدا و مستقل در نظر بگیریم و یا این‌که روح فلسفی و استدلالی، در تار و پود برنامه‌ درسی مبتنی بر این رویکرد دمیده شود (حسيني، ۱۳۹۱ :۱۱).
ليپمن اهداف برنامه فلسفه براي کودکان را بهبودِ توانايي استدلال، پرورش خلاقيت، تفکر انتقادي، درکِ اخلاقي، ارزش‌هاي هنري، پرورش شهروندي، رشد فردي و ميان‌فردي و پرورش توانايي يافتنِ معنا در تجربه مي‌داند و از حلقه کندوکاو (اجتماع پژوهشي) کتاب‌هاي درسي داستان و معلمان تغيير‌نقش‌داده، به‌عنوان مؤلفه‌هاي اين برنامه نام مي‌برد (حسيني، ۱۳۹۱: ۱۵).
۲. 1. 3. 1. جامعه پژوهشي
عبارت جامعه پژوهشي (حلقه کندوکاو) براي اولين بار به‌وسیله فيلسوف پراگماتيست، پيرس، در مقاله‌اي با عنوان «باور تثبيت‌شده» به کار برده شد (حسيني، ۱۳۹۱ :۱۷)؛ اما در رابطه با آموزش کودکان می‌توان گفت، فروبل، با الهام‌گيري از روسو و پستالوزي، اولين نماينده مشهور اين نوع آموزش است (کندي، ۱۹۹۱: ۲۱).
اين مفهوم يکي از مفاهيم کليدي برنامه فلسفه براي کودکان است و چارچوبي را فراهم مي‌کند که محتوا و روش‌هاي آموخته‌شده، در زندگي روزمره افراد نفوذ کند. اجتماع پژوهشي به رشته‌اي خاص از دانش تعلق ندارد و مي‌توان از اجتماع پژوهشي علمي، تاريخي، ادبي، فلسفي، اخلاقي و زيبايي‌شناسي سخن گفت. این مفهوم ساختاري دوگانه دارد: اول اينکه اجتماعي است که روحيه همکاري، توجه، اعتماد، ايمني و حس داشتن هدفِ مشترک را برمي‌انگيزد و دوم، پژوهشي است که ضمناً به تصحيح خود روي مي‌آورد و مبتني بر نياز به تغيير شکل و پي‌بردن به مفاهيم گمراه‌کننده، پيچيده و مبهم است (مرعشي، ۱۳۸۸: ۱۱۴).
بنابراین مي‌توان استدلال به قابل تفکيک‌ بودن اين دو جنبه نمود، مسلماً همه اجتماعات، تمايلي به پژوهش ندارند و اشکالي از پژوهش قابل تصور است که عمومي و جمعي نباشد (همان).
اجتماع پژوهشي اين امکان را براي کودکان فراهم مي‌آورد تا به سطح اکتشافات و بحث و گفت‌وگوي منطقي توجه کنند. با اين وجود، پرسشگري در فلسفه براي کودکان هرگز پاياني ندارد. شيوه اصلي ليپمن در اجتماع پژوهشي، طرح پرسش‌هاي سقراتي است؛ در اين صورت بر ارتباط بين معلم و دانش‌آموزان تاکيد مي‌‌شود؛ ارتباطي که در آن معلم ظرفيت‌هاي دانش‌آموزان را براي افکار خلاقانه و انتقادي تخمين مي‌زند (تويتز، ۲۰۰۵ به نقل از هدايتي و همکاران، ۱۳۸۸).
به نظر مي‌رسد کودکان به گروه نيازمندند تا از طريق آن چگونگي دروني‌کردن تفکرشان را ياد بگيرند و اهميت معيار عمومي اعتبار و احترام به نظر ديگران را بياموزند. جامعه يا گروه ممکن است از تفکر حمايت کند، آن را ارتقا دهد يا آن را تصحيح کند، اما به خودي خود تفکر نمي‌کند؛ بر اين مبنا، تصميم نهايي در اجتماع پژوهشي را مي‌توان فردي قلمداد کرد (اسکلنيکف، ۱۹۹۹: ۴۳). به طور کلي، ويژگي خاص حلقه‌هاي کندوکاو را مي‌توان تأمل و تعمّق غير‌خصمانه، شناخت‌هاي مشترک، ايجاد و بالا‌بردن سواد، فرهنگ و تخيل فلسفي، تقويت توانايي مطالعه و درک عميق متون بر اساس ديالوگ و گفت‌و‌گو و لذت‌بردن از آن‌ها دانست (ليپمن، ۲۰۰۳ به نقل از ناجي، ۱۳۸۳).
۲. 1. 3. 2. کتاب‌هاي درسي داستان
نظام‌هاي تعليم و تربيت براي تحقق اهداف و برنامه‌هاي خود به کتاب‌هاي درسي متناسب با آن هدف و برنامه‌ نياز دارند. برای تحقق اهداف و برنامه‌های فلسفه برای کودکان نیز، کتاب‌هاي داستاني ويژه‌اي تأليف و در سرتاسر جهان به فرهنگ‌ها و زبان‌هاي مختلف ترجمه شده است (ناجي ۱۳۸۳). از سوی دیگر، داستان‌ها کودکان را به سؤال‌کردن و بحث‌نمودن، ایجاد ارتباط و بررسی آرا گوناگون دعوت می‌کند (کم، ۱۳۹۱: ۷).
ليپمن معتقد است بهترين ابزار براي وارد‌کردن کودکان در بحث، کتاب‌هاي درسي داستان است؛ به همين منظور، به نگارش داستان‌هايي براي کودکان پرداخت. اولين کتابي که او به نگارش درآورد، کشف هري استوتليمر بود که براي کودکان پايه پنجم و ششم با تأکيد بر اصول اولیه منطق به‌عنوان مقدمه‌اي براي کشف فلسفي طراحي شده است. از ديگر داستان‌هاي او مي‌توان به ليزا، سوکي و مارک اشاره نمود (دمانوئل، ۲۰۰۱ به نقل از سهرابي، ۱۳۹۰).
علاوه بر داستان‌ها، ليپمن نگارش کتاب‌هاي راهنما براي معلمان را آغاز کرد و بر اين باور بود معلماني که قرار است فلسفه تدريس کنند، به الگوهايي از فعاليت فلسفي شفاف، اجرا‌شدنی و دقيق نياز دارند. اين کتاب‌ها مشتمل بر طرح بحث‌ها و تمرين‌هاي بسياري به‌منظور گسترش مهارت‌هاي تفکر مرتبط با داستان است (فيشر، ۱۳۸۵).
۲. 1. 3. 3. معلمان تغيير‌نقش‌داده
سال‌های نخستین مدرسه زمانی است که کودکان برای اولین بار با یادگیری منظم مواجه می‌شوند و نگرشِ همیشگی آن‌ها به دانش و تحصیل در طول این دوره شکل می‌گیرد. عدم موفقیت در آشناسازی کودکان با لذت‌های یادگیری که تا آخر عمر به ایشان صدمه می‌زند، بی‌انصافی بزرگی در حق آن‌هاست (وارتنبرگ،۱۳۹۰: ۱۲). معلم، راهنمایی است که بر فرایند حل مسأله دانش آموزان نظارت دارد تا مطمئن شود این فرایند مبتنی بر هنجارهایی پیش می‌رود که به کودکان فرصت می‌دهد با هم به صورت مشارکتی کار کنند (همان: ۲۴).
معلم بايد دانش‌آموزان مباحثه‌کننده را تشويق و حمايت کند و به آن‌ها روحيه دهد تا به استعدادهاي فلسفي خودشان ايمان داشته باشند؛ بنابراين، در اين‌جا نقش معلم به کلي تغيير مي‌کند. او ديگر انتقال‌دهنده‌ي اطلاعات و حاکم مطلق کلاس نيست. فقط دانش‌آموزان نيستند که در کلاس مورد پرسش قرار مي‌گيرند، بلکه دانش‌آموزان مي‌توانند از معلم خود سؤال کنند و از او انتقاد کنند. به عبارت ديگر، معلم هم مي‌تواند از شاگردان مطلب ياد بگيرد. تنها کار معلم، هدايت شاگردان به سوي درست اندیشیدن و نزديک‌شدنِ به حقايق است (ناجي،۱۳۸۳: ۱۹).
در چارچوب برنامه آموزش فلسفه به کودکان، معلم نمي‌گويد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. در اين سيستم بر گفت‌و‌گو تکيه مي‌شود؛ يعني معلم بايد گفت‌و‌گو را رواج دهد. اين گفت‌و‌گو در ميان هم‌سالانِ با سوادِ تجربي نسبتاً يکسان صورت مي‌گيرد، نه در رابطه‌اي عمودي و يک‌طرفه ميان معلمي دانا و شاگردي نادان. در اينجا بر ديالوگ و دو‌طرفه‌بودن پرسش و پاسخ در ميان هم‌سالان تاکيد می‌شود (باقري، ۱۳۸۵ به نقل از هدايتي، ۱۳۸۸).
۲. 1. ۳. 4. نحوه اجراي برنامه فلسفه براي کودکان
در اين برنامه، دانش‌آموزان يک کلاس، به همراه معلم‌شان دورِ هم مي‌نشينند و رو‌در‌رو، با يکديگر بحث می‌کنند. دانش‌آموزان با قرائت بخشي از داستان با صداي بلند، کلاس را آغاز مي‌کنند. توزيع يکسان وقت در ميان کودکان بر عهده‌ معلم است و به طور جدي به این موضوع توجه می‌شود؛ چرا که پيامدها و الزام‌های دموکراتيکي به همراه دارد. وقتي قرائت يک بند تمام شد، معلم با پرسش از دانش‌آموزان بحث را آغاز مي‌کند (ناجي، ۱۳۸۳). در ادامه، معلم ممکن است تمريني را در خصوص موضوع بحث از کتاب کمک‌آموزشي مطرح کند و بحث در چارچوب مشخصي ادامه يابد. از اين طريق، فکر دانش‌آموزان برانگيخته مي‌شود و آن‌ها مي‌آموزند که چگونه باهم گفت‌وگو کنند و نحوه تأمل در کنار هم را ياد بگيرند، در عين حال که براي خودشان فکر مي‌کنند. توجه به این نکته ضروری است که شیوه‌های اجرایی برنامه فلسفه برای کودکان بنا به نوع نگاه نظری رویکردهای مختلف این برنامه، شکل‌های متنوعی به خود می‌گیرد و به گونه‌های مختلف قابل اجراست.
در ادامه با نظر به سبک و سیاق اجرایی فعالان این جنبش در کشورهای مختلف به فهم دقیق‌تری از این مطلب خواهیم رسید.
۲. 2. فلسفه با کودکان
ليپمن معتقد است که «فلسفه با کودکان» به عنوان شاخه فرعي کوچکي از فلسفه براي کودکان رشد يافته است. در فلسفه با کودکان، از بحث و گفت‌و‌گو درباره آراي فلسفي کمک گرفته مي‌شود، اما نه فقط با داستان‌هاي نوشته‌شده براي کودکان. در اين برنامه هدف اين است که کودکان به‌عنوان فلاسفه جوان پرورش يابند. اما در فلسفه براي کودکان مقصود، ياري‌دادن کودکان براي بهره‌مندي از فلسفه به منظور بهبود بخشيدن به يادگيري همه موضوعات موجود در برنامه درسي است (ليپمن،۱۳۸۷: ۲۸).
ساتکليف (۱۳۸۹) دو دليل براي استفاده از واژه فلسفه به همراه کودکان (فلسفه با کودکان) به جاي فلسفه براي کودکان ذکر مي‌کند: اول اينکه در فلسفه به همراه کودکان لزوماً متوني را که ليپمن و همکارانش نوشته‌اند و آنچه برنامه آموزشي فلسفه براي کودکان را تشکيل مي‌دهد، به کار نمي‌برند. دليل دوم اينکه مفهوم فلسفه آشکارتر بيان شود. در اين جا، فلسفه بيشتر شبيه يک فرايند تحقيق و کندو‌کاو است که در آن، با کودکان و به همراه آن‌ها مشارکت مي‌شود.
وي در مورد تمايز ديدگاه خود با برنامه فلسفه براي کودکان، به تفکر جمعي اشاره مي‌کند و مدعي است تفکر جمعي در کنار تفکر مراقبتي/ مسئولانه ارتباط تنگاتنگي با ويژگي جمعي حلقه کندوکاو دارد.
شارپ (۱۳۸۹) هم به اين نکته اشاره دارد که فلسفه براي کودکان مستلزم بازسازي تاريخ فلسفه به وسيله داستان‌ها و کتاب‌هاي راهنماست؛ به همين‌خاطر در اين برنامه، برنامه‌هاي درسي متوالي و منظم اهميت مي‌يابد، اما برنامه فلسفه به همراه کودکان خود را به پيروي از برنامه درسي منظم که به قصد بازسازي تاريخ فلسفه باشد، ملزم نمي‌داند.
۲. 3. پيش زمينه‌هاي فکري و فلسفی برنامه فلسفه براي کودکان
ليپمن استاد سابق دانشگاه کلمبيا و مدير مؤسسه پيشبرد فلسفه براي کودکان، برنامه فلسفه برای کودکان را بدون خاستگاه و مقدمه نمي‌داند (ليپمن، ۱۳۸۹: ۲۶). ريشه‌هاي تاريخي این جنبش را مي‌توان در انديشه‌هاي برخي از فيلسوفان و انديشمندان يافت. در يك نگاه كلي مي‌توان گفت همه‌ي فيلسوفاني و صاحب‌نظراني كه به نحوي در مورد انديشيدن، درست‌انديشيدن و روش آن به تفکر پرداخته‌اند، در شكل‌گيري جنبش فلسفه براي كودكان، به صورت ضمنی نقش داشته‌اند (قائدي،۱۳۸۶: ۶۸).
بر این اساس، به بررسی پیش‌زمینه‌های فکری و فلسفی برنامه فلسفه برای کودکان در یک سیر تاریخی می‌‌پردازیم و صاحب‌نظرانی را مورد توجه قرار می‌دهیم که اندیشه‌های آن‌ها ارتباط نزدیک و روشنی با اجزاء و عناصر این برنامه دارد.
۲. 3. ۱. سقرات (۴۶۹-۳۹۹ ق.م)
تاریخ اندیشه، سرانجامی طولانی به درازای عمر بشر دارد، اگر به تعبیر هایدگر فلسفه را با گوش یونانی بشنویم، باید به روایت تاریخ نگاران اعتماد کنیم و خواستگاه تفکر و اندیشه‌ورزی را مغرب زمین بدانیم. اگرچه نطفه‌های تفکر بشری در مشرق زمین شکل گرفت، اما در اندیشه فیلسوفان یونانی به بار نشست و به تعالی رسید.
بر‌خلاف آنچه عده‌ای می‌پندارند، اندیشیدن تنها با پیش‌سقراتیان آغاز نگردیده است. به سخن دیگر، متفکران پیش از سقرات و افلاتون، نخستین اندیشمندان بشر نبوده‌اند، بلکه همزمان با ایشان در سایر کشورها از جمله هند، مصر و ایران متفکرانی وجود داشته است. در گذشته تقریباً تمامی مکاتب فلسفی، سقرات را پیشوا و پیشرو خود می‌دانستند، حتی پدران کلیسا معتقد بودند که پیش از ظهور مسیحیت، سقرات با مرگ خود بر جاودانگی و بقای نفس شهادت داد (بینای مطلق، ۱۳۸۶: ۱).
ایده آموزش فلسفه به کودکان با اندیشه‌ها، روش و منش سقرات، ارتباط قوی دارد. برای سقرات و پیروانش، مسیر دانایی با شناخت نادانی فرد آغاز می‌شود (قائدی،۱۳۸۶: ۶۸). پلوتارک درباره‌ی زندگی و احوال سقرات می‌گوید: «سقرات برای شاگردانش نه میز و صندلی می‌چید، نه بالای منبر می‌رفت و نه ساعت‌ها سخنرانی می‌کرد. او تمام اوقات زندگی‌اش یک فیلسوف بود، چه در‌حال بذله‌گویی، چه در‌حال صرف نوشیدنی، چه در خدمت سربازی و چه به هنگامی که در زندان، جام زهر را سر کشید. سقرات اولین کسی است که نشان داد تمام زندگی انسان، همه لحظات و مقاطع آن و تمام کارهایی که در طول آن انجام می‌شود، فرصتی برای فلسفه‌ورزی است» (پلوتارك، به نقل از اسمیت، ۱۳۷۷: ۴۰).
قائدی (1386) معتقد است بین اندیشه‌های سقرات و ساختار برنامه فلسفه برای کودکان، دست‌کم می‌توان سه نوع همانندی‌ مشاهده کرد:
۱. در مفهوم فلسفه و فیلسوف؛ هر دو، فلسفه را فلسفیدن و پرسیدن سؤالات بنیادی می‌دانند و فیلسوف را کسی که در همه مراحل، چنین کاری را انجام می‌دهد.
۲. در همگانی و عمومی‌دانستن فلسفه؛ چرا که سقرات معتقد به انسان است. طبیعتاً کودکان نیز انسانند و دوران کودکی یکی از مراحل رشد آدمی است.
۳. در روش که گفت‌وگوست و از طریق پرسیدن سؤالات بنیادی و روشن‌کردن و توافق بر سر مفاهیم موردبحث صورت می‌گیرد
از سوی دیگر، این بیان لیپمن که سقرات و روش او شاخص عمده حرکت‌هاست، نشان می‌دهد که آرای سقرات و برنامه درسی فلسفه برای کودکان با هم ارتباط قوی دارند (قائدی، ۱۳۸۶: ۶۹).
۲. 3. ۲. افلاتون (۴۲۷-۳۴۷ ق.م)
از تعلیمات شفاهی افلاتون چیزی نمی‌دانیم. آثار کتبی او تقریباً سی رساله است که تماماً به صورت مکالمه نوشته شده و نظر به ارادت افلاتون به استاد، همواره یک طرف مکالمه سقرات است. شاید در نگاه اول چنین به نظر آید که اندیشه‌های افلاتون همسویی منطقی با برنامه فلسفه برای کودکان ندارد، اما برخی از فلاسفه معاصر تلاش کرده‌اند تا بین اندیشه‌های افلاتون و مبانی فلسفه برای کودکان ارتباطی پیدا کنند. آن جنبه از اندیشه‌های افلاتون که از لحاظ نظری از این برنامه حمایت می کند، یکی همبستگی مفهوم فلسفه، تربیت و سیاست با یکدیگر و محوری‌بودن مفهوم تربیت است. دوم، مفهوم فلسفه در معنای فلسفیدن و نحوه نوشتن چنین اندیشه‌هایی است که تماماً به صورت گفت‌و‌‌‌‌‌گویی است. قرار دادن کودکان، زنان و بردگان در انتهای ساختار سلسله‌مراتبی و متعادل‌ندانستن آن‌ها در حوزه استدلال و احساس و نیز، نپذیرفتن روش حکومتی دموکراتیک، سویه‌هایی از اندیشه افلاتون است که با برنامه فلسفه برای کودکان سر سازش ندارد (قائدی، ۱۳۸۶: ۶۹).
۲. 3. ۳. دکارت (۱۶۵۰-۱۵۹۶)
تلاش دکارت برای دستیابی به اندیشه‌های واضح و متمایز و پی‌افکندن آن ها بر بنیادی استوار و اثر عمیق روش دکارتی بر تربیت، نشانگر ارتباط ضمنی بخشی از اندیشه‌های دکارتی با برنامه فلسفه برای کودکان است. بر این اساس، آن قسمت از اندیشه‌های دکارت که در حکم بنیادهای نظری فلسفه برای کودکان قرار می‌گیرد، تلاش او برای بازگرداندن فلسفه به جایگاه واقعی خود، یعنی روشن‌گری و نزدیکی مراحل روش وی به روش این برنامه است (قائدی،۱۳۸۶: ۷۰). روش دکارت چهار قاعده دارد:
۱. نپذیرفتن چیزی مگر اینکه حقیقت آن آشکار شده باشد.
۲. تحلیل مشکل به اجزا و بررسی از ساده‌ترین اجزاء به پیچیده‌ترین آن‌ها.
۳. هدایت اندیشه‌ها از طریق نظم‌دادن آن‌ها برای حل مشکل پیچیده.
۴. بازنگری مسیر پیموده‌شده برا کسب اطمینان از اینکه نکته‌ای جا نمانده باشد (نقیب‌زاده، ۱۳۸۰: ۱۰۲).
۲. 3. ۴. روسو (۱۷۷۸-۱۷۱۲)
روسو یکی از پیشگامان طبیعت‌گرایی است. طبیعت‌گرایی چنان که از معنای آن پیداست، بر این فرض مبتنی است که بنیاد واقعیت طبیعت است. اعتقاد روسو به اینکه شخصیت انسان باید بر وفق طبیعت شکل گیرد، اصل محوری فلسفه سیاسی و تربیتی او را شکل می‌دهد. در شیوه تربیتی روسو، معلم شخص آسان‌گیری است که همراه با شاگردانش به یادگیری می‌پردازد (گوتک، ۱۳۸۸: ۹۶-۹۳).
این اندیشه روسو که ارزش‌های کودکان با ارزش‌های بزرگسالان متفاوت است و اجتماع، به خطا معیارهای تربیتی خود را مطلق می‌شمارد، با ایده‌های حامیان برنامه فلسفه برای کودکان هماهنگ است. «امیل» اولین رمان تعلیمی روسو، کاری است که لیپمن بنیاد برنامه‌های خود را بر آن استوار کرده است (قائدی، ۱۳۸۶: ۷۱).
۲. 3. ۵. کانت (۱۸۰۴-۱۷۲۴)
کانت در آثار خود به سنجش توانایی‌های انسان در زمینه شناخت، ذوق و اخلاق می‌پردازد. در کتاب نقد خرد ناب که در پی یافتن سرچشمه‌های شناسایی است، به بررسی توانایی‌های حساسیت، خیال، فهم و خرد پرداخته است و نقش هر یک را در پدید‌آوردن شناسایی می‌سنجد (نقیب‌زاده، ۱۳۸۰: ۱۳۲).
اندیشه‌های کانت را از دو زاویه می‌توان ارزیابی کرد: نخست، از منظر مفهوم فلسفه که هرچند منحصر به کانت نیست، اما از آن مفهوم فلسفه حمایت می‌کند که مدّ نظر حامیان برنامه فلسفه برای کودکان است. دوم، مخالفت با ورود زود‌هنگام کودکان و دانشجویان به بحث‌های فلسفی است؛ بر این اساس، کانت در مفهوم فلسفیدن و اهمیت‌دادن به روش سقراتی، حامی برنامه فلسفه برای کودکان است اما مخالفت او با پرداختن زود‌هنگام به بحث‌ و جدل را، طرفداران این جنبش نپذیرفته‌اند (قائدی، ۱۳۸۶: ۷۱).
۲. 3. ۶. هگل (۱۸۳۱-۱۷۷۰)
بزرگ‌ترین سهم هگل در زمینه‌ی برنامه‌ی فلسفه برای کودکان، تأکید او بر آموزش منطق است. سایر همانندی‌های اندیشه‌ی هگل با این برنامه، بنیادی بودن دیالکتیک برای وی و هم‌چنین فرایند بر‌نهاد، برابر‌نهاد و هم‌نهاد است که در برنامه‌ فلسفه برای کودکان مطابق با تولید ایده، بروز ایده‌های جدید و انتخاب ایده‌ مناسب است. فلسفه برای هگل دیالکتیک است، در‌حالی‌که در فلسفه برای کودکان، معنای فلسفیدن به خود می‌گیرد (قائدی،۱۳۸۶: ۷۱).
۲. 3. ۷. کی‌یر‌کگارد (۱۸۵۵-۱۸۱۳)
رویکرد وجودگرایانه کی‌یرکگارد، بر جنبه‌های شخصی یادگیری فلسفه و انجام‌دادن آن تأکید می‌کند. کی‌یرکگارد و پیروانش اهمیت فراوانی برای تخیل و پرورش تفکر خلاق قائلند و این همان چیزی است که برای طرفداران برنامه آموزش فلسفه به کودکان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به انتخاب و پذیرش مسئولیت نیز که زیربنای تفکر هستی گرایانه است، در برنامه فلسفه برای کودکان توجه شده است (قائدی،۱۳۸۶: ۷۲).
۲. 3. ۸. پیرس (۱۹۱۴-۱۸۳۹)
ایده‌ اجتماع ‌پژوهشی که از کار پیرس، فیلسوف پراگماتیست سرچشمه می‌گیرد، یکی از بنیادهای نظری برنامه‌ فلسفه برای کودکان است. در فلسفه برای کودکان، این اصطلاح، به هر نوعی از تحقیق گسترش داده شده است. از نظر پیرس، تلاشی تحقیق نامیده می‌شود که با تردید آغاز و با توقف تردید پایان پذیرد. از این نظر، ما در تولید دانش شنونده نیستیم و مشارکت داریم، دانش یک امر مسلم نیست بلکه امری تفسیرشدنی و توضیح‌پذیر است (قائدی،۱۳۸۶: ۷۳).
بر اين اساس، فيليپ کم تأثير عمل‌گرايي را بر برنامه فلسفه براي کودکان مشهود مي‌داند و معتقد است آموزه‌هاي پيرس از مفهوم حقيقت، منطبق با اجتماع پژوهشي به‌عنوان رکن اصلي برنامه فلسفه براي کودکان است و اين نکته را ياد‌آور مي‌شود که همواره ممکن است مفاهيم و الزامات عمل‌گرايانه محتواي فلسفي اجتماع پژوهش را منحرف سازد. (کم، ۲۰۱1 : ۱۰7 -۱۰6).
۲. 3. ۹. دیویی (۱۹۵۲-۱۸۵۹)
دیویی از اندیشمندانی است که بر جنبش فلسفه برای کودکان تأثیر زیادی داشته است. به‌طور کلی می‌توان گفت تأکید بر آزادی، دموکراسی، اجتماع پژوهشی (کاوشگری) و محوریت تفکر، آن بخش از اندیشه‌های دیویی است که منطق و محتوای فلسفه برای کودکان را تحت‌تأثير قرار داده است. (دمانوئل، ۲۰۰۱ به نقل از سهرابي، ۱۳۹۰). ليپمن با تأثير از آموزه‌هاي ديويي، دانش را ناشي از تعامل با محيط مي‌داند. همان‌طور که ديويي از کلمه تجربه براي توضيح اين تعامل مدد مي‌گیرد و تفکر را به‌عنوان تأملي بر نتايج اين تعامل مي‌داند (وانسيلم و کندي، ۲۰۱۱ :۱۷۴).
قائدی (۱۳۸۶) معتقد است بین اندیشه‌های فلسفی دیویی و چارچوب کلی برنامه فلسفه برای کودکان شباهت‌هایی وجود دارد:
۱. هر دو در زمینه‌ای دموکراتیک رشد کرده‌اند.
۲. هر دوی آن‌ها به متن، موقعیت یا زمینه‌ای که در آن اندیشه می‌شود، توجه دارند.
۳. هر دو تربیت را در کانون توجه خود قرار می‌دهند.
۴. هر دو رویکرد روش فلسفی را برای تربیت انتخاب می‌کنند
۵. بین روش حل مسأله دیویی و روش برنامه آموزش فلسفه به کودکان تشابه فراوانی وجود دارد.
۶. هر دوی آن‌ها به روش بیش از نتایج و پاسخ‌ها اهمیت می‌دهند.
۷. پرورش قوه داوری و انتخاب‌های صحیح برای هر دو رویکرد اهمیت دارد.
۸. آموزش معلومات به تنهایی، شرط لازم و کافیِ پرورش تفکر نیست.
۹. هر دو بر نقش معلم به عنوان راهنما توافق دارند.
بنابراین، اندیشه‌های دیویی و برنامه فلسفه برای کودکان در مورد مفاهیم آزادی، پرورش قوه داوری صحیح و کنترل خویش به عنوان هدف‌های آموزش و پرورش، توافق نظر دارند (قائدی،۱۳۸۶: ۷۳).
۲. 3. ۱۰. ويتگنشتاين (۱۹۵۱-۱۸۸۹)
از ديگر افراد تأثير‌گذار بر اين جنبش، مي‌توان به لويدويک ويتگنشتاين فيلسوف بريتانيايي ـ اتريشيِ قرن بيستم اشاره کرد. انديشه‌هاي نظري وي جايگاه موجهي در برنامه فلسفه براي کودکان يافته است و ليپمن و همکارانش به شکل کاملاً انضمامي، پرداخت نويني از اين آموزه‌ها را آشکار کرده‌اند که در چارچوب آن مي‌توان نگاهي انضمامي‌تر را بين بنيان‌هاي نظري و عرصه‌هاي کاربردي طرح فلسفه براي کودکان جست‌وجو کرد (قائدي و سلطاني، ۱۳۹۰: ۹۱).
ویتگنشتاین معتقد است فلسفه یک نظریه نیست، بلکه یک فعالیت است. یک اثر فلسفی، اساساً شامل روشن‌کردن و توضیح دادن است. نتیجه فلسفه، تعدادی قضایای فلسفی نیست، بلکه روشن‌کردن و توضیح‌دادن این قضایاست؛ بنابراین، فلسفه بیش از آن که موضوع یا موضوع‌هایی برای مطالعه باشد، کاری است که شخص باید انجام دهد (اسمیت، ۱۳۷۷: ۴۱).
۲. 3. ۱۱. ویگوتسکی (۱۹۳۴-۱۸۹۶)
تأثیر ویگوتسکی بر برنامه آموزش فلسفه به کودکان را می‌توان در تأکید او بر زبان و ارتباط آن با اندیشه و یادگیری در موقعیت‌های گروهی دانست. ویگوتسکی معتقد است می‌توان از کودکان، در موقعیت‌های گروهی و شرایطی که مستلزم کار جمعی است، عملکرد ذهنی بالاتری انتظار داشت (فیشر،۱۳۸۶: ۲۶۹)
لیپمن در گفت‌و‌گو با ناجی، به این نکته اشاره می‌کند که ویگوتسکی با تشخیص ارتباط و وابستگی‌های بین بحث‌های کلاسی و تفکر کودکان، ارتباط بین کودک و جامعه به واسطه معلم، و ارتباط بین زبان دنیای بزرگسالی و هوش در حال رشد کودکان، تأثیر شگرفی بر پیشبردِ هر چه بهتر برنامه فلسفه برای کودکان داشته است (لیپمن،۱۳۸۹: ۳۱).
۲. 4. نگاهی به روند جنبش فلسفه برای کودکان در سطح جهانی
در تاریخ پر فراز و نشیب پرورش مهارت‌های فکری کودکان، فلسفه برای کودکان، جدیدترین رویکرد در این زمینه است. بنیانگذار این ایده، متیو لیپمن، استاد فلسفه در دانشگاه مونت کلیر ایالت نیوجرسی آمریکا در دهه شصت میلادی است. تا‌کنون چیزی نزدیک به چهار دهه از عمر برنامه او می‌گذرد. به سبب اقبال عمومی دست‌اندر‌کاران تعلیم و تربیت و کودکان، اکنون این برنامه به یک جنبش پر نفوذ جهانی تبدیل شده است (باقری و دهنوی، ۱۳۸۸: ۱۲). امروزه، برنامه فلسفه براي کودکان با پيشينه غنيِ تاريخي ـ فلسفي خود در کشورهاي مختلف دنيا مطرح و به شيوه‌هاي متفاوت در حال اجراست؛ بر این اساس، ابتدا نگاهی به برخی از تلاش‌های جهانی و شیوه‌های متنوع اجرایی این برنامه خواهیم داشت و پس از آن، به رویکردهای نظری برنامه فلسفه برای کودکان در سطح جهانی می پردازیم.
2. 4. 1. فلسفه برای کودکان در آمریکا
در آمریکا برنامه فلسفه برای کودکان با نام متیو لیپمن شناخته میشود. وی معتقد است آنچه بچه‌ها در مدارس یاد می‌گیرند (حفظ مطالب) یک مهارت فکری کم ارزش و سطح پایین است. لیپمن همراه با گروهش از سال 1970 با آموزش معلمین سراسر ایالات متحده شروع به کار کردند و در پایان این دهه، پنج هزار کلاس در این کشور از این برنامه بهره‌مند شد.
۲. 4. ۱. 1. متیو لیپمن (۲۰۱۰-۱۹۲۲)
لیپمن چارچوب نظری برنامه فلسفه برای کودکان را در کتاب فلسفه در کلاس درس تبیین کرده است. او در این کتاب و سایر آثارش، ضمن انتقاد از نظام تربیتی موجود، بر این باور است که این نظام باید از نو طراحی شود. به نظر او، کودکان تشنه معنی هستند و برنامه درسی موجود، نمی‌تواند آن‌ها را در این زمینه سیراب کند. لیپمن برنامه درسی خود را بر اساس رویکرد مهارتی به سه سطح تقسیم می‌کند:
۱. مهارت‌های سطح پایین؛ شامل قصه‌گویی، ارائه دلیل، شکل‌دادن به سؤالات، برقراری رابطه تشخیص‌دادن و مقایسه‌کردن.
۲. مهارت‌های سطح میانی؛ شامل شکل‌دهی مفهوم، تشبیه، استعاره و قیاس، مجموعه‌بندی، کشف ابهامات و شکاف‌ها، تمثیل و طبقه‌بندی.
۳. مهارت‌های سطح بالا؛ شامل شکل‌دهی مفهوم، ارائه دلیل، قیاس شرطی، قیاس قطعی، تعمیم، برگردان، استنباط مجازی و استنباط فوری (قائدی، ۱۳۸۶: ۴۳).
به نظر لیپمن، فلسفه در معنای فلسفیدن، حلقه گمشده نظام تربیتی است. او عقیده دارد که فلسفه، با شگفتی آغاز می‌شود و شگفتی با معنی ارتباط دارد. معنی‌یابی نیز زیربنای تفکر را تشکیل می‌دهد. او پژوهش اجتماعی، علمی و اخلاقی را با بررسی‌های فلسفی و مقولات فلسفی یکپارچه می‌سازد. سپس هدف‌های فلسفه برای کودکان را توضیح می‌دهد و بهبود توانایی استدلال‌کردن، پرورش خلاقیت، رشد فردی و میان‌فردی، پرورش درک اخلاقی، پرورش توانایی معنی‌یابی در تجربه را از هدف‌های برنامه درسی فلسفه برای کودکان ذکر می‌کند (همان).
وی معتقد بود بهترین ابزار برای وارد‌کردن کودکان در بحث، داستان است؛ بنابراین، نوشتن داستان‌هایی را به این منظور، برای کودکان آغاز کرد. اولین داستانی که لیپمن به نگارش آن پرداخت، کشف هری استوتلیمر بود که برای کودکان پایه پنجم و ششم با تأکید بر اصول مقدماتی منطق به‌عنوان مقدمه‌ای برای کشف فلسفی طراحی شده بود. علاوه بر داستان‌ها، لیپمن نگارش کتاب‌های راهنما را برای معلمان آغاز کرد؛ چرا که وی معتقد بود معلمانی که قرار است فلسفه تدریس کنند، به الگوهایی از فعالیت فلسفی شفاف، اجرا شدنی و دقیق نیاز دارند. کتاب‌های راهنمای معلمان، مشتمل بر طرح بحث‌ها و تمرین‌های بسیاری به‌منظور گسترش مهارت‌های تفکر مرتبط با داستان است (فیشر، ۱۳۸۶: ۲۶۹).
۲. 4. 1. ۲. آن‌مارگارت شارپ (۲۰۱۰-۱۹۴۲)
یکی دیگر از چهره‌های سرشناس و مؤثر در شناساندن و توسعه‌ فلسفه برای کودکان، شارپ است که بیشتر به‌عنوان همراه و همکار لیپمن در مؤسسه‌ پیشبرد فلسفه برای کودکان شناخته می‌شود. عمده‌ فعالیت‌های وی، در زمینه‌ نگارش داستان‌های فلسفه برای کودکان و راهنماهای آموزشی و هم‌چنین برگزاری کارگاه‌ها و شرکت در سمینارهای مختلف، جهت ترویج این برنامه است، در اين راستا چهارده كتاب در ارتباط با فلسفه براي كودكان و ده داستان فلسفي كوتاه تأليف كرده است و بیش از سی‌و‌پنج مقاله در مجلات معتبر درباره آموزش‌و‌پرورش و مسائل مربوط، مانند فلسفه برای کودکان و کندوکاو فلسفی به چاپ رسانده است (ناجی،۱۳۸۷: ۵۱).
وي داستان فلسفی را ابزاری برای یادگیری تفکر فلسفی و کوششی می‌داند که کودکان را به کندوکاو در‌مورد مفاهیم و شیوه‌های فلسفی ترغیب می‌کند (شارپ، ۱۳۸۷: ۵۲).
۲. 4. 1. 3. گرت. بی متیوز
متیوز یکی از فلاسفه بسیار برجسته در زمینه مباحث بنیادی فلسفه برای کودکان است. وی در حال حاضر در دانشگاه امهرست ماساچوست مشغول تدریس است. کتاب‌های متعددی در زمینه فلسفه دوران کودکی نوشته است و در آن‌‌ها، عقاید رایج و متأخر در زمینه چیستی کودک را نقد کرده است. او یکی از برجسته‌ترین منتقدان آرای پیاژه است و روش‌های خاصی را در مدارس برای آموزش تفکر به کودکان ارائه کرده است (ناجی، ۱۳۹۰: ۱۱).
خسرونژاد (۱۳۸۷)، متيوز را در مقام صاحب‌نظري برجسته در ادبيات کودک معرفي مي‌کند و او را کاشف داستان‌هاي «تفنني ـ فلسفي» یا «ماجرایی ـ فکری» مي‌داند. متيوز بهترين راه براي پذیرفتن اين امر را که کودکان افکار فلسفي دارند، ارائه تعريفي از فلسفه و بررسي شواهدي که مصداق اين تعريف باشد، نمي‌داند. بلکه معتقد است بايد ببينيم چيزهايي که کودکان مي‌گويند يا مي‌پرسند، با مطالبي که برخي از فلاسفه زماني مطرح کرده يا پرسيده‌اند شباهتي دارد يا نه (متيوز ۱۳۹۰ :۱۵). وي حتي پا را فراتر از اين مي‌گذارد و اين‌گونه اظهار مي‌کند که کودکان مي‌توانند به ما بزرگسالان کمک کنند تا درباره پرسش‌هاي مهم و جالب، تحقيق و تفکر نماييم و اينکه کمک‌ها و اضافات کودکان ممکن است به اندازه آنچه ما بزرگسالان قادر به ارائه آن هستيم ارزشمند باشد (متيوز، ۱۹۷۰: ۳). در نتيجه، وي کودکان را فيلسوفان طبيعي مي‌داند (خسرونژاد، ۱۳۸۴: ۲۷) و معتقد است تفکر فلسفي در کودکان کوچک از دو جهت اهميت دارد: نخست اينکه روانشناسانِ رشد، مسأله تفکر فلسفي در دوران کودکي را مطرح نکرده‌اند و دوم اينکه انجام آن در فهم فلسفه به ما کمک مي‌کند (متيوز، ۱۹۹۴: ۱۵).
در تمایز ديدگاه متيوز با رويکرد ليپمن بيان اين نکته اهميت دارد که ليپمن به برنامه‌ درسي مستقل (فلسفه براي کودکان)، در کنار برنامه‌هاي ديگر اعتقاد دارد و متيوز معتقد است که اين برنامه بايد در تمام برنامه‌هاي درسي پخش شود و مستقل نباشد (خسرو نژاد، ۱۳۸۳: ۲۶).
2. 4. 2. فلسفه برای کودکان در استرالیا
این برنامه در استرالیا مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و فعالان عرصه تعلیم و تربیت است.
در استرالیا روش آموزش فلسفه، از سال‌های ابتدایی مدرسه آغاز می‌شود، یعنی زمانی که کودکان شروع به بررسی احساسات و افکارشان می‌کنند. با این روش کودکان یاد می‌گیرند که برای یادگیری خود ارزش قائل شوند و به اندیشه و عقاید خود و دیگران احترام بگذارند.
۲. 4. 2. 1. فیلیپ کم
کم، در استرالیا معروف‌ترین روش آموزش فلسفه به کودکان را هدایت می‌کند. وی استاد فلسفه در دانشگاه نیوساوت ویلز است و به کار تربیت معلم در رشته‌ فلسفه برای کودکان در سطح مدارس و دانشگاه‌هاي استرالیا و خارج از آن مشغول است. کم، بهترین راه برای پرورش تفکر مناسب در کلاس درس را اجرای تمرین‌های خردمندانه و اجتماعی در جلسه‌‌ی هم‌اندیشی می‌داند و معتقد است فلسفه می‌تواند نقش خاصی در این زمینه ایفا کند. از طرف دیگر، ادبیات کودکان را منبعی غنی برای موضوعات فلسفی می‌داند و معتقد است با انتخاب داستان‌های مناسب برای بحث کلاسی، معلم قادر خواهد بود محرکی مؤثر برای کاوش فلسفی در مبحث‌های گوناگون و در زمینه‌ موضوع‌های مختلف، فراهم کند. وی، ویراستار مجموعه داستان‌های فکری: کندوکاو‌های فلسفی برای کودکان است و برای هر کدام کتاب راهنمای معلم و کتاب کار تدوین کرده است (کم، ۱۳۸۹).
۲. 4. 2. 2. گیلبرت بورگ
بورگ یکی دیگر از فعالان و محققان برنامه فلسفه برای کودکان در استرالیا است. وی در سال‌های‌ ۲۰۰۳ و ۲۰۰۲ م، رئیس فدراسیون کانون‌های فلسفه در مدارس استرالیا بوده و مراکز تربیتی و مشاوره در فلسفه و کندوکاو کلاسی را بنیان نهاده است. علائق پژوهشی وی به مباحثی هم‌چون اصلاحات دموکراتیک و تربیتی، به‌ویژه بدیل‌های تعلیم و تربیت دموکراتیک، فلسفه در مدارس و فلسفه به منزله‌ فعالیتی عمومی در امور روزانه‌ مردم بر‌می‌گردد و در این زمینه چندین کتاب و مقاله تألیف کرده است (ناجی، ۱۳۸۷: ۱۴۹).
بورگ معتقد است فلسفه برای کودکان در استرالیا در مراحل اولیه خود به متدولوژی، برنامه درسی، سرفصل‌های درسی یا برنامه خاصی اطلاق می‌شود که توسط لیپمن ایجاد شده و بسط یافته است. در مرحله بعدی به یک رشته درسی با مجموعه‌ای از مواد درسی اطلاق می‌شود که در آن‌ها مواد درسی لیپمن نقش مهمی بازی می‌کند (بورگ، ۱۳۸۷: ۱۵۰).
از نظر او کتاب‌های داستان، نظیر داستان‌های فیلیپ کم، به‌عنوان مواد درسی انگیزه‌دهنده و مشوق به همراه مواد درسی هدفمند استفاده می‌شوند (همان).
2. 4. 3. فلسفه برای کودکان در انگلستان
رابرت فیشر یکی از افراد مطرح در حوزه‌ آموزش تفکر به کودکان، در انگلستان است. او بیش از سی کتاب در زمینه تعلیم و تربیت، شامل کتاب‌های داستان، آموزش تفکر به کودکان و تدریس یادگیری به کودکان نوشته است. کتاب‌های او در زمینه فلسفه برای کودکان، حجم بیشتر کتاب‌های ترجمه‌شده به زبان فارسی را تشکیل می‌دهد. او همچنین بیش از بیست سال در مدارس تدریس کرده است و از نزدیک با روحیات کودکان آشناست. وی تحقیقاتی در زمینه جایگاه دیالوگ در سنت اسلامی انجام داده است (ناجی، ۱۳۹۰: ۴۵).
فیشر در گفت‌و‌گو با ناجی به این مطلب اشاره می‌کند که برخی از متخصصان برنامه فلسفه برای کودکان مایلند از کتاب‌های عکس‌دار استفاده کنند، مخصوصاً هنگام کار با کودکان کوچک‌تر که تفکر انتزاعی برایشان سخت‌تر است. درحالی که یک داستان خوب، مانند داستان‌های مذهبی یا داستان‌های عامیانه به مصورسازی نیازی ندارد، مسلماً اگر داستانی با تصویر بیان شود، ذهن به زحمت نمی‌افتد تا مفهوم کلمات را بسازد (همان، ۵۱). بر همین اساس، داستان را ابزار مهمي در جهت درگير‌کردن كودكان در بحث مي‌داند و معتقد است داستان، معمولي‌ترين سرآغاز براي آموزش فلسفه به كودكان و وسيله‌اي طبيعي براي پرورش تفكر، دانش و مهارت‌هاي زباني است.
2. 4. 4. فلسفه برای کودکان در فرانسه
اسکار برينيفیر یکی از فعالان برنامه‌ (فبک) در فرانسه است. وی مؤلف چندین کتاب برای کودکان و نوجوانان فرانسوی در همین زمینه است و در کشورهای مختلف کارگاه‌های مربوط به این برنامه را ارائه می‌دهد (ناجی، ۱۳۸۷). در شیوه‌ او، استفاده از داستان در تدریس الزامی نیست. کلاس را می‌توان با یک پرسش کلی، یک داستان، نقاشی، نمایش فیلم و حتی توصیف اشیا آغاز کرد. پرسش‌های کلی ممکن است درباره‌ موضوع‌هایی هم‌چون مسائل وجودی، اخلاق و مابعدالطبیعه مطرح شود. داستان‌ها می‌توانند داستان‌های فلسفی، قصه‌ها و افسانه‌های سنتی و هم‌چنین داستان‌هایی که به‌طور خاص برای اهداف فلسفی نوشته شده است (مانند داستان‌های لیپمن) باشد. وی به داشتن برنامه درسی خاص، به همان نحوی که لیپمن از آن استفاده می‌کند معتقد نیست و در هنگام تدریس به صورت مکرر به متن مراجعه می‌کند و به ایده تعلیم فلسفه، خارج از کلاس درس اعتقاد دارد (برينيفر، ۱۳۸۷: ۱۴۴-۱۴۰).
۲. 4. 5. فلسفه برای کودکان در دانمارک
پر یسپرسن یکی از پیشروان برنامه‌ (فبک) در دانمارک است. وی داستا‌ن‌ها و راهنماهای بسیاری از جمله راهنمایی برای داستان‌های هنس کریستین اندرسن برای استفاده‌ی معلمان در کلاس‌های درس نوشته است. به گفته‌‌ی یسپرسن (۱۳۸۷) در دانمارک، برنامه‌ (فبک) مستقل از کارهای لیپمن آغاز شد، یعنی زمانی‌که او چیزی درباره‌ آن نمی‌دانست. زمانی‌که وی معلم یک کلاس بود، به‌طور تصادفی داستان‌هایی نوشت که مؤثر بودند. بعد از اطلاع از برنامه‌ لیپمن، متوجه شد که برنامه‌ لیپمن همان چیزی است که او انجامش می‌دهد (یسپرسن،۱۳۸۷: ۱۳۰).
برنامه‌ (فبک) در دانمارک، برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده نیست. سروکله‌ این برنامه ناگهان در کلاس پیدا می‌شود و این وظیفه‌ معلم است که آن‌ را در کلاس دریابد. در نسخه دانمارکی این برنامه، کتاب‌های راهنما، بر آن نیستند تا دانش‌آموزان را به نتیجه خاصی برسانند، هر دانش‌آموز باید راه خود را بیابد و هدف از این کار، اصولاً بالا‌بردن اعتماد به نفس دانش‌آموزان است (همان).
۲. 4. 6. فلسفه برای کودکان در ژاپن
تتسیو کونو استادیار دانشگاه تاماگاوا و یکی از فعالان آموزش اخلاق و فلسفه در ژاپن است. او روش‌های متفاوتی درباره فلسفه برای کودکان ارائه و در زمینه فلسفه ذهن، فلسفه بدن و روان‌شناسی نظری مطالعه کرده است. وی در مورد تحولات جدید آموزش‌و‌پرورش ژاپن بر مبنای برنامه فلسفه برای کودکان می‌گوید:
«در اینجا هیچ کلاسی برای آموزش فلسفه وجود ندارد و تنها کلاس‌هایی برای آموزش اخلاق از دبیرستان به بالا در نظر گرفته شده است. در دبستان، معلم‌ها به شاگردان می‌آموزند که چگونه درباره موضوعات اخلاقی قضاوت کنند و چطور رفتاری مطابق با اخلاق داشته باشند. در عین حال، معلم‌ها می‌کوشند در کلاس ادبیات، حس اخلاقی شاگردان را پرورش دهند و آن‌ها را با دیگران سازگارتر کنند. از آنجا که فلسفه مبتنی بر بحث و تفکر است، این آموزش در دبستان نمی‌تواند آموزش فلسفه نامیده شود» (کونو، ۱۳۹۰: ۷۹).
از آنجا که آموزش‌و‌پرورش ژاپن و ایران شباهت‌های زیادی دارند، توجه به مشکلات مشترک این برنامه در ارائه راه حل در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است.
2. 4. 7. فلسفه برای کودکان در آفریقای جنوبی
کرین موریس، فیلسوف، وکیل و استاد دانشگاه است و مدتی نزد لیپمن آموزش دیده و روش او را در کتاب‌های تصویری خود به کار برده است. او کتابی به نام آموزش فلسفه با کتاب‌های مصور را به عنوان راهنما برای معلمان منتشر کرده است. موریس هم‌چنین از مجموعه‌ای از مشوق‌های مشابه، مانند موسیقی، اشیا و تصاویر استفاده می‌کند. او از پیشگامان برنامه فلسفه برای کودکان در آفریقای جنوبی است (ناجی،۱۳۹۰: ۱۲۹).
وی معتقد است دانستن موضوعات فلسفی به کودکان کمک می‌کند تا موضوعات مختلف را در سطح عمیق‌تری بفهمند و این از تمایل ذاتی آن‌ها به حیرت درباره جهان و مکان فعلی ما در دنیا سرچشمه می‌گیرد. موریس کتاب‌های تصویری را در ایجاد ارتباط میان کودک و بزرگسال کارآمد می‌داند. در کتاب‌های تصویری، نظام متن و تصویر و وابستگی درونی آن‌ها نوعی پیچیدگی ایجاد می‌کند که خواننده را به تفکر وا‌می‌دارد. محرک‌های دیداری تأمل ایجاد می‌کنند و متن را برمی‌انگیزند تا بخوانیم و بیشتر درباره حکایت بدانیم؛ بنابراین، معنای به‌دست‌آمده از کتاب‌های تصویری بسیار پیچیده است (موریس،۱۳۹۰: ۱۳۰).
2. 5. رویکردهای نظری برنامه فلسفه برای کودکان در سطح جهانی
به گمانم پرداختن به رويکردهاي نظري برنامه فلسفه برای کودکان از دو جهت اهمیت دارد: نخست اینکه مبانی نظری، شيوه‌هاي گوناگون اجرايي و تفاوت‌های بومی این برنامه را توجیه می‌کند و از طرف دیگر، یادآور ضرورت پژوهش‌های بنیادین و تأملات نظری در عرصه فلسفه برای کودکان است.
خسرونژاد (۱۳۸۴) ورود به عرصه فلسفه براي کودک را نيازمند سه پيش‌فرض مي‌داند؛ يکي، فرض‌هايي درباره کودکان؛ دوم، فرض يا فرض‌هايي در مورد فلسفه؛ سوم فرض يا فرض‌هايي در مورد چيستي ادبيات کودک (خسرونژاد، ۱۳۸۴: ۷۵). بر این اساس، وي قائل به دو رويکرد عمده در سطح جهاني است:
۲. 5. ۱. رويکرد ليپمن شارپ و کم
ليپمن، بنيانگذار برنامه فلسفه براي کودکان، این برنامه را تلاشي براي بسط فلسفه با اين هدف که بتوان آن را همانند نوعي آموزش به کار بَرَد، مي‌داند. فلسفه در این مفهوم، آموزشي است که از آن براي واداشتن ذهن کودک به کوشش برای پاسخ‌گويي به نياز و اشتياقي که به معنا دارد بهره برده ‌مي‌شود (ليپمن، ۱۳۸۹ :۲۸) ليپمن در جاي ديگر اشاره مي‌کند فلسفه فعاليتي است مبتني بر گفت‌وگو که به کندوکاو همگاني و مشترک نياز دارد (ليپمن،۱۳۸۹ :۳۰).
آن‌مارگارت شارپ از ديگر چهره‌هاي سرشناس و مؤثر در گسترش فلسفه براي کودکان، همانند ساير حاميان این برنامه، به پرورش تفکر از طريق داستان‌هاي فلسفي اعتقاد دارد و داستان فلسفي را ابزاري براي يادگيري تفکر فلسفي و کوششي مي‌داند که کودکان را به کندوکاو در مورد مفاهيم و شيوه‌هاي فلسفي ترغيب مي‌کند. از نظر او، کودکان از داستان‌ها لذت مي‌برند و ترغيب مي‌شوند تا فکر کنند و بپرسند (شارپ،۱۳۸۷ :۵۱) شارپ به اين نکته اشاره دارد که در اين برنامه بر کندوکاو جمعي و رسيدن کودک به مرحله تفکر درباره مفاهيم و شيوه‌هاي فلسفي تاکيد مي‌شود (همان: ۶۳). البته ليپمن و شارپ، هرچند خود داستان‌هايي را براي پيشبرد برنامه فلسفه براي کودکان به نگارش در آورده‌اند، اما بحث مستقلي را به ادبيات کودک اختصاص نداده‌اند. پيش‌فرض‌هاي ايشان را درباره ادبيات در مفهومي کلي و به‌ويژه درباره ادبيات کودک، شايد بتوان در سخنان جسته و گريخته آنان جست‌وجو کرد. (خسرونژاد، ۱۳۸۶ :۱۱۱).
کم، بهترين راه براي پرورش تفکر مناسب در کلاس درس را اجراي تمرين‌هاي خردمندانه و اجتماعي در جلسه‌ هم‌انديشي مي‌داند و معتقد است فلسفه مي‌تواند نقش خاصي را در اين زمينه ايفا کند. از طرف ديگر، ادبيات کودکان را منبعي غني براي موضوعات فلسفي مي‌داند و معتقد است با انتخاب داستاني مناسب براي بحث کلاسي معلم خواهد توانست محرکي مؤثر براي کاوش فلسفي در مباحث گوناگون در زمينه‌ موضوع‌هاي مختلف فراهم کند (کم، ۱۳۸۹ به نقل از سهرابي، ۱۳۹۰).
بر این اساس، خسرونژاد درباره مفاهيم فلسفه، کودکي و ادبيات کودک در اين رويکرد معتقد است:
فلسفه در معناي سقراتي و ويتکنشتاين‌گونه‌ي آن مطرح است؛ بنابراين فلسفه در مقام روش مورد تأييد است. در اينجا، ليپمن تحت،تأثير ويگوتسکي است. ويگوتسکي معتقد است که گفت‌وگو



قیمت: 10000 تومان

رقص در اسلام

پايان نامه كارشناســي ارشــد
رشتة فقه و مبانی حقوق اسلامی
عنـــوان پايان نامــه
رقص در اسلام
استاد راهنما
دکتر مرتضی چیت سازیان
دانشجو
مژده کرمی

ماه و سال
شهریور 1393
798564196185
تمام حقوق اين اثر متعلق به دانشكده علوم حديث است.
چکیده :
رقص نامی است برای حرکات موزون از اعضای بدن، که در منابع آیات و روایات اشاره ای واضح به آن نشده است. برخی به استناد یک حدیث با لفظ زفن هم معنی رقص، حکم به حرمت ذات رقص داده اند، برخی دیگر این حکم را نپذیرفته و حکم به حلال بودن رقص، مشروط به همراه نبودن مسائل دیگر همچون لهو و لعب، برانگیختن غریزه جنسی و فساد قائلند. از آنجا که رقص پیشینه تاریخی دارد و برگرفته از آیین و مذهب مردم بصورت فطری برای بیان احساسات فردی و اجتماعی که در قالب الفاظ نمی گنجد، در غم و شادی و عبادت ها، بصورت محلی به عنوان بازی و نمایش بکار رفته تا دنیای امروز که بصورت پیشرفته تر در ورزش، هنر، پزشکی بسیار به آن پرداخته اند، و از طرفی دیگر در مجالس شادی و عروسی معمولاً رقص هم هست، با توجه به مسئله رقص و ابهام هایی که درباره آن وجود دارد، نمی توان هرگونه حرکت فیزیکی و شاد را حرام دانست، جسم در روح مؤثر است، باید در چارچوب عقل و شرع انرژی شادی طلب جوان را آزاد کرد، تا به کارهایش سامان دهد، رو به معنویت آورد، جلوی جرائم، تند خویی ها و بهانه گیری بیمار دلان در جامعه اسلامی گرفته شود، تا جامعه ای سالم و پویا بدون گناه داشته باشیم. این تحقیق در هفت فصل کلیات و مفاهیم؛ انواع رقص و حکم آن بر اساس آیات و روایات و کتب اسلامی، جایگاه و نفوذ رقص در ورزش و هنر و حکم شرعی انجام و تعلیم آن مورد بررسی قرار گرفته است.
کلید واژه ها: رقص، حکم، شرع، هنر، بازی، ورزش، موزون. 
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 10
فصل اول: کلیات تحقیق
بيان مسئله………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….12
اهميت و ضرورت………………………………………………………………………………………………………………………………………………..12
سؤالات تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..13
فرضيات تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………………13
پيشينه تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………………………..13
چارچوب تحقيق………………………………………………………………………………………………………………………………………………..14
لهو و لعب در اسلام…………………………………………………………………………………………………………………………………………14
1.7.1 . لهو ………………………………………………………………………………………………………………………………………..14
1.7.2. لغو……………………………………………………………………………………………………………………………………. 15
1.7.3. باطل ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 16
1.8. مفهوم رقص (زفن، سماع)……………………………………………………………………………………………………………………………………17
1.8.1. معنای رقص در لغت ……………………………………………………………………………………………………………….17
1.8.2. معنای رقص در فقه ………………………………………………………………………………………………………………….18
1.8.3. معنای رقص در عرفان …………………………………………………………………………………………………………….18
فصل دوم: پیشینه رقص
2.1. تاریخچه رقص ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 21
2.2. رقص در زمان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)……………………………………………………………………………… 22
2.3. تاریخچه رقص در ایران ……………………………………………………………………………………………………………………….. 25
فصل سوم: انواع رقص و حکم آن
3.1. رقص مجاز………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 31
3.1.1. رقص کودکانه ……………………………………………………………………………………………………….. 31
3.1.1.1. حکم شرعی رقص کودکانه ……………………………………………………………………. 32
3.1.2. رقص محلی و بومی ………………………………………………………………………………………………… 33
3.1.3. رقص ورزشی …………………………………………………………………………………………………………… 33
3.1.3.1. رقص و ورزش ………………………………………………………………………….. ………….. 33
3.1.3.1.1. تفاوت ایروبیک با رقص…………….. …………………………………………….. 36
3.1.3.1.2. مسابقات ورزشی رقص بر اساس چهار قانون مختلف ………………………. 36
3.1.3.2.حکم ورزش با رقص ………………………………………………………………………………………… 37
3.2. رقص حرام…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 39
3.2.1. رقص صوفیانه (سماع) ………………………………………………………………………………………………. 39
3.2.1.1. حکم شرعی رقص صوفیانه …………………………………………………………………… 41
3.2.1.1.1. استدلال اهل تصوف مانند غزالی بر مباح بودن رقص …………….. 41
3.2.1.1.2. جواب به استدلال اهل تصوف ………………………………………………….. 42
3.3. رقص مبتذل ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 44
3.4. رقص شادی…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 45
3.4.1. دیدگاه نهی …………………………………………………………………………………………………………………………. 46
3.4.2. دیدگاه نهی، احتیاط و جواز………………………………………………………………………………………………….. 46
3.4.3. دیدگاه احتیاط و جواز ……………………………………………………………………………………….. ……………………. 47

3.4.4. دیدگاه جواز ……………………………………………………………………………………………………………………………… 47
3.4.5. فتوای مراجع ……………………………………………………………………………………………………………………………… 48
3.4.5.1. تعریف مراجع تقلید از رقص …………………………………………………………………………………………… 48
3.4.5.2. رقص زن برای زن ………………………………………………………………………………………………………. 50
3.4.5.3. رقص در میان جمع محرم ها ………………………………………………………………………………………… 50
3.4.5.4. رقصیدن عروس و داماد و دادن پول شادباش …………………………………………………………………… 50
فصل چهارم: دلایل حرمت رقص
4.1. دیدگاه قرآن …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 53
4.2. دیدگاه روایت…………………………………………………………………………………………………………………………………… 60
4.3. رقص و موسیقی ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 64
فصل پنجم: رقص و هنر نمایش
5.1. نمایش در ایران ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 73
5.1.1. بازی و پتواژگویی …………………………………………………………………………………………………………… 75
5.1.2. دوران ساسانی …………………………………………………………………………………………………………………. 79
5.2. رقص و تئاتر……………………………………………………………………………………………………………………………….. 80
5.3. رقص نمایشی ………………………………………………………………………………………………………………………………. 90
فصل ششم: آموزش رقص و حکم آن
6.1. آموزش رقص………………………………………………………………………………………………………………………………… 100
6.2. حکم آموزش رقص ………………………………………………………………………………………………………………………………. 101
فصل هفتم
نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………… 103
فهرست منابع ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 106
مقدمه
نقش شادی در پیش برد امور معنوی غیر قابل انکار است. مردم بنا بر طبیعت خود مجلس شادی برگزار می کنند. بعضی از این مجالس، مثل عقدو عروسی، از هر نظر بدیع تر و در نتیجه شادتر و شورانگیزتر است. اسلام نیز که به همه جنبه های حیات انسان نگریسته در خصوص شادی و سرور هم بر عوامل فرحانگیز انگشت گذاشته است. پر واضح است که پرداختن به موضوع رقص باعث تشویق دیگران نیست بلکه هدف، رفع سوءظنها و برطرف کردن کدورتهاست؛ بدین معنا که اگر کسانی شادی خود را با رقص و دست زدن غیر حرام بروز دهند، به لاقیدی و بیدینی متهم نشوند، یا اگر افراد متدین در مجلسی که رقص معمولی بود، شرکت کردند، عذاب وجدان نداشته باشند که مرتکب گناه شدهاند، و برخی هم مجبور نباشند که برای رهایی از عذاب وجدان از طرف خود در حکم خدا قیدهایی وارد کنند. تذکر مهم این است که نقل فتواها به هیچ روی بهانهای برای بیماردلان نیست تا هر نوع رقص را حلال بدانند، زیرا تأکید دائمی فقیهان و مفتیان این است که رقص باید غیر مفسدهانگیز و غیر شهوانی باشد و زن و مرد هم کاملاً جدا از هم باشند. البته نگارش و تدوین این تحقیق مرز کارهای شرعی و غیر شرعی را در هم نمیریزد و ساحت شریعت را سبک جلوه نمیدهد، اگر اینگونه بود مراجع تقلید اجازه نمیدادند اینگونه مطالب در کتابهایشان آورده شود و اساساً فتوا نمیدادند و ساکت میماندند.
جامعهای پویا و زنده است که عناصر شادی آفرین مشروع در آن فراوان باشد و اضطراب و افسردی و غم در آن کمتر به چشم آید. تعجب است که برخی دینداران حتی در روزهای میلاد مصیبت میخوانند. رقص در فرهنگ غربی هنر محسوب میشود و روز به روز به آن بهای بیشتری میدهند، اگرچه ما رقصهای آنان را نمیپذیریم ولی باید به بعضی از نظرات آنان بخصوص زمانیکه نقش رقص محلی و نمایشی مطرح میشود با دقت بیشتری جوابگوی مردم باشیم. رقص در ورزش نیز نفوذ کرده است و بعنوان مسابقات رسمی نیز شناخته شده است. متأسفانه در کشور ما نیز بعضی از مردم دست به تقلید کامل زدهاند و مسائل شرعی را نادیده گرفتهاند، یکی از دلایل میتواند مبهم بودن حکم شرعی برخی از شادیها مانند رقص باشد، که یا برخی آن را کنار گذاشتهاند یا در انجام آن زیادهروی نمودهاند .
در این تحقیق سعی شده با ذکر دلایل حرمت برخی از رقصها، مردم را با اثرات منفی اینگونه رقصها آشنا کنیم تا آگاهانه با این موضوع برخورد کنند و از داشتن دینی که جامع و منطقی است افتخار کنند، نه آنکه بعنوان دین غم یاد کنند و دچار آسیب بیگانه پرستی شوند، بلکه بدانند شادی باید در جهت سلامتی جامعه و سعادت واقعی در زندگی بکار رود.

فصل اول: کلیات
بيان مسئله
رقص نامی است برای حرکات موزون از اعضای بدن انسان. و در منابع آیات و روایات اشاره ای به این لغت نشده، بلکه در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) زفن بکار رفته، که در لغت به رقص تفسیر شده است. مشهور فقهای متقدم از این روایت حکم به حرمت ذات رقص داده اند، و بعضی از فقهای متأخر بر این نظرند که هیچ دلیل بخصوصی که دلالت بر حرمت ذات رقص کند، نمی باشد و به همین دلیل به حلال بودن رقص در برخی موارد و اجیر شدن و اجرت آن فتوا داده اند. البته مشروط به همراه نبودن رقص با حرام دیگر. حال از آنجا که رقص با توجه به تعریفش امروزه بسیار بکار گرفته شده، و از طرفی به انسان مفاهیمی را القا می کند که در قالب بیان نمی گنجد، نمی توان بطور کلی هر گونه حرکت فیزیکی و بروز هر حالت شادی را حرام دانست، مگر آنکه با فساد و برانگیختن غریزه شهوانی باشد. و از آنجا که در فتوای علما اختلاف است، باید با جمع بندی نظرات و بررسی آنها به جوابی رسید که پاسخگوی نیاز جامعه اسلامی نیز باشد. چرا که ظاهراً دلیل حرمت رقص با مطرح کردن مسائل دیگری چون لهو و لعب و غناء و مقدمه فساد شدن بیان شده و به خود رقص و نیاز فطری آن توجه نشده است.

اهميت و ضرورت
رواج رقص در رسانه های جمعی امروز به نحو گسترده ای به چشم می خورد چنانکه با نگاهی بدان مفهوم تهاجم فرهنگی در ذهن مجسم می گردد. در فقه اسلامی درباره رقص محدودیّت های مشروع و عدم مشروعیت آن با استناد به آیات قرآن و احادیث ابراز نظرهایی شده است. اگر ما بتوانیم در جامعه کنونی مفهومی دقیق از رقص و علت حرمت آن در برخی موارد به افراد ارائه دهیم، می توانیم با انجام رقص هایی که جنبه ملی دارد نه محرک قوای شهوانی و حتی به منظور تفریح و خوش ساختن فضای جامعه بدون گناه جلوی بهانه گیری ها و انجام رقص های حرام در تمامی زمینه ها از جمله هنر و ورزش و روانشناسی و … گرفته شود.
سؤالات تحقيق
نظر اسلام در مورد رقص چیست؟
عوامل مؤثر در حرمت و حلال بودن رقص چیست؟
فتوای فقها در انواع رقص چیست؟
رابطه حکم رقص و دیگر مسائل در جامعه چیست؟
فرضيات تحقیق
رقص فی نفسه و ذاتاً حرام نمی باشد بلکه می توان در القای مفاهیم عقیدتی و ملی مؤثر واقع شود و روح جامعه را شاد گرداند اما همراه شدن با عوامل حرام با کمال انسانی منافات دارد و مخرب جامعه و فرد می باشد بنابراین اگر جامعه شناخت دقیقی از مفهوم رقص داشته باشد می توان بدون گناه از رقص در جامعه استفاده و مردم را از انجام رقص حرام دور نماییم.
پيشينه تحقيق
مفهوم رقص از زمان پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و معصومین (علیهم السلام) تاکنون مورد بحث بوده است و در کتب بزرگانی چون شیخ کلینی در کافی، شیخ انصاری در مکاسب، وسائل الشیعه از حرّ عاملی، تلبیس ابلیس ابن جوزی، دیدگاه پنجم اکبر ایرانی، مقالاتی از جهانگیر نصر اشرفی، یحیی ذکاء و دیگر بزرگان متقدم و معاصر نام برد. البته هر کدام بصورت مختصر و در حاشیه دیگر مطالب به موضوع پرداخته اند، در این تحقیق سعی می شود از دیدی همه جانبه و منحصراً در رقص، بررسی صورت بگیرد.
چارچوب تحقيق
این تحقیق از هفت فصل تشکیل شده است.
فصل اول کلیات تحقیق که شامل بيان مسئله، اهميت و ضرورت، سؤالات تحقيق، فرضيات تحقیق، پيشينه تحقيق، چارچوب تحقيق، لهو و لعب در اسلام و مفهوم رقص (زفن، سماع) در لغت و فقه و عرفان می باشد.
فصل دوم پیشینه رقص که شامل تاریخچه رقص، رقص در زمان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) و تاریخچه رقص در ایران است.
در فصل سوم انواع رقص و حکم آن بیان شده که شامل رقص مجاز، رقص کودکانه و حکم شرعی آن، رقص محلی و بومی، رقص ورزشی و احکام آن، رقص حرام، رقص مبتذل، رقص شادی، فتوای مراجع درباره رقص و … می باشد.
فصل چهارم دلایل حرمت رقص از دیدگاه قرآن و روایات و رقص و موسیقی بررسی شده است.
در فصل پنجم رقص و هنر نمایش، فصل ششم آموزش رقص و حکم آن و فصل هفتم نتیجه گیری بیان شده است.
لهو و لعب در اسلام
1.7.1. لهو
راغب اصفهانی در معنای لهو می گوید: «اللهو ما یشغل الانسان عمّا یعنیه و یهمَه؛ لهو آن چیزی است که انسان را از آنچه مقصود و مهم اوست باز دارد.»
فیروز آبادی، آن را به لعب و بازی معنا کرده و جوهری هم به همین طریقه رفته است. به نظر می رسد مفهوم اصلی لهو همان گفته راغب باشد و بازی، مصداقی از آن به حساب آید. بنابراین لهو، هر کاری است که اشتغال بدان، انسان را از توجه به خداوند متعال و یاد او باز دارد.
این بازدارندگی در برخی مصادیق آن موجب دوری از ساحت الهی است مانند غنا و آهنگ های مبتذل و در برخی موجب سرور و نشاط زیادی است و در دیگری تنها مایه مشغولیت ساده انسان است بی آنکه در مراتب ایمان او خلل و صدمه ای وارد آورد. در اینکه لهو در مصادیق نوع سوم خود محکوم به حرمت نیست به فرموده مرحوم شیخ انصاری (رضوان الله علیه)، ظاهراً خلافی بین فقها نیست. ولی لهو در مصادیق نوع اول و دوم آن با توجه به مراتب فسادی که برآن بار است، در اینکه بطور مطلق محکوم به حرمت است و یا تنها برخی مصداق های آن این چنین اند بین آنان اختلاف است. برخی از بزرگان فقها همچون مرحوم شیخ انصاری نظریه نخست را پذیرفته اند و بر آن استدلال های متعدد آورده اند و از ظاهر کلام شیخ انصاری بدست میآید که ایشان رقص را به عنوان مصداقی از لهو و حرام می دانند. در حالی که برخی دیگر از آنان و غیر آن همچون امام خمینی (رضوان الله علیه) آن ادّله را سنداً یا دلالةً یا به هر دو جهت کافی ندانسته و به حرمت هر لهوی حکم نکرده اند. ولی اینکه چه مصداقی از آن اینگونه است باید از زبان معصوم بیان شود.
1.7.2. لغو
فیروز آبادی در معنای لغو می نویسد: «اللّغو … السقّط و ما لا یعتدّ به من کلام و غیره؛ لغو هر سخن و غیر سخنی که ساقط شده و غیر قابل اعتنا باشد.»
و همچنین در معنای لعب می گوید: « لعب … ضدّ جدّ؛ لعب ضدّ جدیّت.»
راغب اصفهانی در معنای لعب می نویسد: « لَعِبَ فلان؛ اذا کان فعله غیر قاصد به مقصداً صحیحاً؛ وقتی کار به صورتی باشد که فاعل آن هدف و غرض صحیحی از آن نداشته باشد به آن لعب می گویند.» اگر لغو و لعب به همین معنایی باشد که ذکر شد، همچنان که شیخ انصاری فرموده است؛ دلیل روشنی که سنداً و دلالةً قابل اعتماد باشد برحرمت آن در دست نیست، مگر اینکه کسی ادعا کند این دو به عنوان «لهو» باز میگردند و مرادف با آن هستند، در این صورت حکم همان حرمت بر آن بار میشود. ولی دو اشکال بر سر راه آن وجود دارد: نخست، اثبات اصل این مدّعی و دیگری، اثبات حرمت لهو، که گفتیم محل اشکال و کلام است.
1.7.3. باطل
فیروز آبادی در معنای باطل می گوید: «بطل …: ذهب ضیاعاً و خسراً؛ باطل، هر امر ضایع شده و زیان بار را گویند.» و لغت نامه های فارسی آن را به : ناچیز، بیهوده، یاوه، بی اثر، ضدحق و … معنا کرده اند.
برای استفاده حرمت هرکار باطلی به وجوهی استدلال شده است. که به نظر می رسد مهم ترین آنها که هم به لحاظ سند و هم از جهت دلالت قوی ترند، دو روایتند.
1- صحیحه ریان بن صلت می گوید: «روزی در خراسان به حضرت رضا (علیه السلام) گفتم: مأمون عباسی از قول شما نقل کرده که در غنا ترخیص داده اید. حضرت فرمود: آن بی دین دروغ گفته است. من اینگونه به او نگفتم. او از من درباره غنا پرسید، پاسخ دادم که مردی بر امام باقر (علیه السلام) وارد شد و از حکم غنا از او سوال کرد، آن حضرت فرمود: وقتی خداوند بین حق و باطل جدا کند، غنا در کدام قسمت قرار خواهد گرفت؟ گفت: در صف باطل، فرمود: تو خود حکم آن را بیان کردی.» امام راحل در بیان صورت دلالت روایت بر حرمت باطل می فرماید: قسمت پایانی روایت نشان می دهد که حرام بودن کار باطلی، از امور مسلم و روشن، میان مسلمانان بوده است و لذا امام باقر (علیه السلام) از باب الزام، از خود او بر حرمت غنا اقرار گرفته است.
سپس در جواب از این استدلال مینویسد: «این روایت را باید بر نوع خاصی از باطل حمل کرد وگرنه حرام بودن هر باطلی معروف و معهود نبوده بلکه بسیاری از مصادیق آن بی تردید بین مسلمانان محکوم به حلیّت بوده است.»
مرحوم محقق نراقی فرموده است: «باطل در این روایت بیش از کراهت را افاده نمی کند.»
به نظر می رسد در این حدیث شریف اجمال است و از اساس، قابل استدلال نیست.
2- موثقه زراره: «عن ابی عبدالله (علیه السلام) انّه سئل عن الشّطرنج و عن لهبه شبیب الّتی یقال لها: لعبه الأمیر و عن لعبه الثلاث، فقال: أرأیتک إذا میّز الله بین الحق و الباطل مع أیّها تکون؟ قال: مع الباطل، قال «فلا خیر فیه»؛ زراره می گوید از حضرت صادق (علیه السلام) درباره شطرنج و برخی دیگر از آلات قمار سوال شد: حضرت در این باره فرمودند: به من بگو وقتی خداوند بین حق و باطل جداکند، این امور با کدامیک خواهد بود؟ گفت: همراه باطل. حضرت فرمودند: در آن خیری نیست.»
چگونگی استدلال به این روایت مانند روایات پیشین است که حرمت باطل، امری واضح و بدیهی به حساب آمده است و لذا برای حرمت شطرنج استدلال بر باطل بودن آن شده است. البته جمله «لاخیر فیه» دلالتی بر حرمت ندارد ولی امام راحل می فرماید: شکی نیست که مقصود از آن تحریم است. به قرینه اینکه شطرنج و اقسام دیگر قمار که مورد پرسش است حرمت آن از ضروریات دینی است.
سپس آن بزرگوار در مقام پاسخ از استدلال به این روایت بر حرمت باطل می فرماید: اولأ واضح بودن حرمت در مورد برخی اقسام باطل بوده است نه همه آنها و ثانیاً احتمال دارد که اینگونه روایات که حکم شطرنج و انواع دیگر قمار را بیان می کنند اشاره به مصداق بودن آن برای آیه کریمه ای دارد که می فرماید: «لا تأکلو اموالکم بینکم بالباطل؛ در اموال یکدیگر از راه باطل تصرف نکنید.» نظریه ایشان این است که روایت حکم باطل را بیان نکرده بلکه مصداقی برای موضوع آیه معرفی کرده است.
انسان بطور یقین بر اثر ارتکاب یک عمل مکروه، در صف باطل قرار نمیگیرد، گرچه خود آن عمل مکروه عنوان باطل داشته باشد. ولی در عین حال این روایت بنابر فرض مزبور هیچ دلالتی بر حرمت باطل ندارد و اساساً متعرّض آن نشده است زیرا میفرماید تو با این عمل در زمره باطل خواهی بود و اما اینکه این کار به جهت باطل بودن آن، حرام است دلالتی ندارد.
1.8. مفهوم رقص (زفن، سماع)
1.8.1. معنای رقص در لغت
رقص و رقصان: «الخبب (نوعی دویدن، سرعت) و آن نوعی از شتاب است. رقص اللّعاب یرقص رقصا به معنای لعب است که همان رقّاص است. أرقصت المرأة صبیها و رقَّصته به معنای میل دادن اوست. قال ابوبکر: رقص در لغت: ارتفاع و به پستی آمدن است. و گاهی قومی در سیره شان به رقص آیند به هنگامی که آنها گاهی اوج میگیرند و گاهی فرود می آیند. و صحیح آن است که در معنای رقص تحریک باشد ( از ابن درید و سیبویه). و رقص نمی باشد مگر برای بازی و سرگرمی و گردآوری شتران. و گفته شده برای جست زدن و بالا پردن آهو.»
رقص به معنای لعب و بازی، اضطراب و بالا یا پایین رفتن است. در اصطلاح، رقص به حرکات موزون جسمانی گفته می شود که بطور فردی یا گروهی و متناسب با اوزان و آهنگ های موسیقی و به منظور خاصی انجام می گیرد.
1.8.2. معنای رقص در فقه
برخی از فقها رقص را گفته اند: «مجرد حرکات که بر مبنای استقامت و راستی یا کژی باشد.»
ابن منظور در لسان العرب می گوید: «(زفن) الزَّفنُ الرَّقصُ زَفَنَ یَزفِنُ زَفناً و هو شبیه بالرقص.»
1.8.3. معنای رقص در عرفان
سماع در لغت در معنای شنیدن، رقص و وجد است و در اصطلاح بر آوازی اطلاق می‌شود که حال شنونده را منقلب گرداند؛ آنچنان که صائب تبریزی می‌فرماید:
عشق، ذرات جهان را در سماع آورده‌است
چون سپند، افسردگان را کارفرما آتش است
منبع این سماع چیزی جز عشق نباید باشد؛ عشقی که همچون آتش زبانه می‌کشد و انسان نمی‌تواند در برابر آن ایستادگی کند، بنابراین در آن ذوب می‌شود و به فنا می‌رسد؛ ابوسعید ابوالخیر، از عارفان بزرگ قرن ۵ ق/۱۱م نیز می‌گوید:
صوفی به سماع دست از آن افشاند
تا آتش دل به حیلتی بنشاند
عاقل داند که دایه گهواره طفل
از بهر سکوت طفل می‌جنباند
از این رو صوفیان توجه ویژه‌ای به سماع داشتند و حتی آن را غذای جان و دوای دل عاشق سالک، نام نهادند.
سماع به فتح شنیدن به معنی آواز خوش ،غنا ،سرود ، و در اصطلاح صوفیه : «آواز خوانی و پایکوبی و دست افشانی و وجد و شرکت دسته جمعی در ترانه خوانی و پایکوبی است.»
فصل دوم: پیشینه رقص
2.1. تاریخچه رقص
رقص در فرهنگ های غربی، هنر محسوب می شود و از دیرباز آن نوعی از تعبیرهایی است که در جماعت ها فهمیده می شود. رقص به معنای احساس و بیان رابطه انسان با طبیعت، جامعه، آینده و خدایان است. انسان با مشاهده همه ارکان عالم که در سیر و حرکتی موزون است، معانی و تعاریف خاصی از آن نموده است. حرکات جزر و مد، حرکت ستارگان و اجرام آسمانی، ابر و بادها و غیر این ها، نشان از جهان شمولی حرکات دارد. در فرهنگ هندی، شیوا، خدای رقص و حرکات اعضای بدن او همان حرکت کیهانی است. رقص شیوا اعمال الهی پنج گانه را به نمایش می گذارد؛
خلق مستمر جهان: از ریتم این رقص، کائنات آفریده می شود و گسترش می یابد.
حفظ و حراست جهان: نظم حرکات جاودانی کیهان را این رقص، پایدار می دارد.
تخریب و فنای جهان: کون و فساد در اشکال مختلف جهان حادث می شود.
تجسّد و تناسخ: رقص شیوا، سیر مدام حیات را از شکل محدود به شکلی نو بیان می کند.
رستگاری ابدی: با این رقص است که بشر بر نقش خویش در قلمرو ابدیت آگاه می شود.
در مذهب هند، رقص مذهبی این معنا را بیان می کند که جسم نیز می تواند مقدس باشد. در آفریقا نیز آداب و رسوم خاصی وجود دارد، رقّاصان هنگام رقص، صورتک هایی به چهره می زنند و پرهایی را روی کلاه های خود نصب می کنند به این معنی که نیرویی فوق طبیعت از طریق کار و تلاش و جنبش و حرکات گروهی تولید می شود و به این وسیله بشر، خود را به طبیعت پیوند می دهد.
اصولاً در هر رقصی در اقوام و ملل مسئله اشتراک عاطفی انسان ها مطرح و مفاهیمی را القا می کند که در قالب بیان نمی گنجد و همچون اسطوره نمادی از عالم والاتر از واقعیات روزمره می باشد.
در قرون وسطی رقص جمعی فقط برای تجمّل گرایان و قصر پادشاهان بوده است مخصوصاً در فرانسه، و منتشر شده است در قرن 16 نوعی از رقص برای تاج گذاری شارل نهم و به قصر بردن بوده است و نوع دیگر از رقص که قوی و تند بوده برای بردن عروس بوده است. رقص باله برای اوّل بار در قصرهای ایتالیا در قرن 16 سپس به فرانسه منتشر شده است، در فرانسه اهتمام زیادی به رقص باله گردیده است.
در رقص باله کلاسیک این حقیقت در اجرای باله«مرگ قو» با تموّج بازوان هنرمند که نه تنها تقلیدی از حرکات گردن قوی سفید نیست، بلکه مستقیماً القای اضطراب مرگ یک انسان است.
اما باله کلاسیک که در دامن یک فئودالیته زاییده شده بود، تنها جواب گوی احساسات و تمنّیات عصر رنسانس بود.
رقص بین زوج ها در اول قرن 19 شروع شد، منتقل شدن رقص از فرانسه به انگلیس در قرن 17 بوده است. سپس در بین انگلیسیها شایع شده است، رقص روجردی کوفرلی. و در دولت های دیگر انواع دیگر از رقص ظهور کرده است. مثل کازاردا در مجارستان، قالس و جالوب در آلمان، رقص شارلستون در آمریکا که این نوع مقدمه ای برای رقص های جدیدی مثل راک آندرول و چیرک و غیره گردیده است. البته نوعی از رقص در تمام دولت ها برای ارتش و سپاهیان بوده است مانند دبکه برای سوریه، خیل و تحطیب برای مصر.
اصولاً انواع هنر پس از رنسانس که محور اصلی نهضت ضد خدا و رشد اندیشه نوگرایی و انسان محوری قرار گرفت، صورت نوعی هنر، اعم از شعر، نقاشی، تئاتر، موسیقی، رقص و غیره در جهت اشباع منافع مادی و حیوانی توازن یافت. سنت ستیزی و نوگرایی از اهداف رنسانس شد، لذا قداستی که در هنر های غربی پیش از رنسانس مشاهده می شود، کم تر می توان در سبک های جدید هنری پیدا کرد. تأثیر دیگر فرهنگ ها از نتایج رنسانس کم نبود، رفته رفته به صورت استعمار فرهنگی و به هدف سیطره جهانی بر ممالک و جوامع دیگر درآمد. رقص مانند دیگر هنرها وسیله ای شد برای انحراف از مسیر انسانیت انسان و غرق شدن در مادیّات زوال پذیر دنیوی.
2.2. رقص در زمان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)
روایت شده است که جماعتی از صحابه حجل کردند به علت آنکه سروری بر آنها وارد شده بود و آن کار را واجب دانستند. در قصه أمامة دختر حمزه بن عبدالمطلب هنگامی که درگیر شدند در امر (تربیت) دختر، علی بن ابی طالب و برادرش جعفر و زید بن حارثه و هر کدام در پذیرش تربیت دختر گفتگو و جدال می کردند و هر یک می گفت که از بقیه خودش برتر و بر حق تر از دیگری است پس علی گفت: من او را از بین مشرکین مکه خارج کردم و من پسر عمویش هستم، جعفر گفت: من هم پسر عمویش هستم و خاله اش پیش من است. و زید گفت: من دایی اش هستم. پس رسول خدا به علی فرمود: تواز منی و من از تو، پس علی حجل کرد، و به جعفر گفت: خلق من به تو شبیه است. پس از علی، جعفر حجل کرد، و به زید گفت: تو برادر و دوست ما هستی و زید پس از جعفر حجل کرد. سپس پیامبر فرمود: او را بفرستید به نزد دایی اش. پس دختر را به جعفر سپردند. (حجل عملی خاص است که به نوعی خاص بر یک پا می پرند.)
وجه دلالت از این حدیث: در هر سرور مباح جایز می باشد تحریک آن و رقص سبب در تحریک سرور و نشاط است. حجل یعنی یکی از پاها را بلند کند و روی پای دیگری قرار دهد، این کار آن ها در محضر رسول خدا و انکار نکردن رسول خداست و دلالت بر مباح بودن این کیفیت از رقص است هنگامی که سرور باعث آن کار شود.
اعتراض به استدلال به وسیله ی این روایت:
ابن حجر هیتمی گفته است: این حدیث ناشناخته است و معنای الفاظ آن نامشخص است و آنچه که از آن سه نفر ذکر شده است دروغ و ساختگی است که روایت کردن آن حلال نیست. اگر در صحت حدیث تسلیم شویم حجیت و دلالت آن محقق نمی شود، چرا که آنچه حرام است از رقص آن کاری است که در آن خوار کردن و پستی باشد مثل کار مخنثین، و این کار را آن صحابه انجام نداده اند پس حدیث دلیلی بر مباح بودن رقص نیست.
ابن جوزی گفته است: همانا حجل نوعی از راه رفتن است که در حال شادی انجام میداده اند این کار از رقص نیست.
جواب داده شده به این اعتراض ها:
زبیدی گفته است: همانا آنچه که اصحاب انجام داده اند از انواع رقص است و رقص مختلف است، آیا حرکت آن ها چیزی جز نوع مخصوصی که ترتیب خاصی دارد بوده است و رقص مثل این است.
در مسند احمد بن حنبل آمده است: هانی بن هانی از علی(علیه السلام) رویات کرده که فرمود: نزد پیامبر (صلّی الله علیه و آله) جعفر و زید آمدند،آن حضرت به زید فرمود: تو دوست من هستی پس رقصی کرد سپس به جعفر فرمود: تو شبیه ترین به خلق من هستی، جعفر پشت سر زید رقصی کرد، آن حضرت به من فرمود: تو از من هستی و من از تو، پشت سر زید رقصیدم.
امام بیهقی این حدیث را در باب رخصت در رقص زمانی که در آن مستی و تکسر راه نداشته باشد، آورده و بعد از ذکر حدیث می گوید: هانی بن هانی زیاد شناخته نیست و در این حدیث اگر صحیح باشد دلالت بر جواز حجل است، پس این رقص که بر این روال می باشد جایز است و الله اعلم.
برای حدیث هانی بن هانی تابعی وجود دارد که حاکم نیشابوری در «مستدرک علی الصحیحین» و امام بیهقی در «سنن» آنرا آوردند که مقرون به «هبیره بن یریم» (لا بأس به، شیعی) می باشد. و این حدیث موافق مذهب شیعه است ولیکن برای هر سه فضیلتی که در این حدیث برای جعفر و علی (علیه السلام) و زید آمده، احادیثی دیگر برایش شاهد وجود دارد و لذا این مورد نیز محل اشکال نیست.
در روایت دیگری عاشیه گفته است : در روز عید در مسجد حبشیان آمدند در حالی که پای کوبی می کردند و مرا هم پیامبر خواست و سرم را بر دوشش گذاشتم تا به بازی آن ها نگاه کردم تا هنگامی که خودم از نگاه کردن منصرف شدم. در بعضی از طرق حدیث از ابی هریره آمده است که عمر بن خطاب داخل شد و خواست آنهارا با سنگ بزند، که پیامبر به او گفت آنها را رها کن ای عمر. و در روایت دیگری اضافه بر این آمده است که: تا یهودیان بفهمند که در دین ما آسانی است و من به دین حق مدار آسان مبعوث شدم.
وجه دلالت از آن:
این گروه به وسیله ی ابزار جنگی و سپرشان در مسجد در روز عید می رقصیدند، و عید بودن انگیزه ای برای سرور مباح است، پیامبر آنها را دید و آنها را انکار نکرد بلکه آنها را رها کرد و تشویق نمود و عمر را از اذیت کردن آنها منع کرد .
اعتراض به استدلال از این حدیث: النووی گفته است: همانا جشن در حدیث را علما حمل کرده اند بر انجام دادن بوسیله سلاح و بازی بوسیله ابزار جنگی که نزدیک به هیئت و حالت رقص کننده است. چرا که در بیشتر روایات بازی آنها بوسیله ابزار جنگی آمده است. پس سایر روایات را بر این لفظ معنا می کنیم.
جواب داده شده به این اعتراض:
زبیدی گفته است: اصل آن است که روایات تعارض نداشته باشند. و بین این روایات تعارض و مخالفت وجود ندارد. در این احادیث از بازی با ابزار جنگی که گفته اند از انواع لعب رقصی است. پس در این روایت بعضی از مجملات روشن می شود و حاصلش این است که آنها می رقصیدند و با ابزار جنگی بازی می کردند . این یک عادت از اهالی سودان است تا الان که می رقصند شمشیرها را پرتاب می کنند.
ابن حجر هیتمی گفته است : این حدیث به محل نزاع نمی رسد . همانا آنچه که اهل حبشه انجام می دادند رقص یا پاکوبیدن نبوده است ، بلکه بازی با سلاح بوده است ، تمرینی برای شکوه و ترساندن دشمن و زدن دشمن .
ابن جوزی گفته است : همانا جشن حبشه نوعی از انواع کاری است که وقتی که به صحنه جنگ می رسیدند انجام می دادند و در آن کار چیزی از رقص وجود ندارد .
قرطبی گفته است : آن کار، کاری بوده است که اهل حبشه هنگام جمع کردن برای جنگ انجام می دادند ، پس آن کاری است که به امر دینی (جهاد) بر می گردد.
در حدیث دیگری از انس بن مالک روایت شده که فرمود : حبشه ای ها در مقابل رسول الله می رقصیدند و درحالی که می رقصیدند میگفتند : محمد بنده ی صالح است ، رسول الله فرمودند : آنها چه می گویند؟ صحابه گفتند: می گویند محمد عبد صالح.
در حدیث دیگری از جعفر بن ابی طالب روایت شده که فرمود: همانا هنگامی که از حبشه بازگشت و پیامبر را در فتح خیبر دید، حجل شدیدی کرد برای رسول خدا (صلّی الله علیه و آله).
ابن مفلح گفته است: این حدیث بر فرض صحیح بودنش، صلاحیت ندارد که حجت شود بر کسی که رقص را مباح بداند. حجل برای تعظیم بوده که جعفر به آن حالت شادی آن کار را انجام داده است و سپس آن را یکباره ترک کرده است، برای انجام سنت اسلام.
2.3. تاریخچه رقص در ایران
اساساً واژه رقص، عنوانی است که پس از اسلام در ایران بکار رفته، در متون و منابع ادبی ایرانی و همچنین در گروه زبان های شفاهی مردم نواحی ایران، واژگانی چون بازی، وازی، وازیک و واژیک با ابعاد و جنبه های عام تر از رقص، حوزه ای نسبتاً وسیع، از آیینی توسعه یافته را شامل می شده اند؛ حوزه ای که علاوه بر رقص، برخی حرکات شبه ورزشی، رفتار و اعمال رزمی، پانتومیم، نمایش، شعر و موسیقی در آن جایگاهی مشخص و شناخته شده اند. در واقع بازی ها مجموعه ای کوچک تر از بالنده ترین و ماندگارترین عناصر یک آیین بوده اند و چنان که اگر برخی آداب، مناسک و مراسم، اوراد و ادعیه را برعناصر یک بازی بیفزاییم، شکلی آیینی متصور است؛ بنابراین اگر رقص را در هیأت اصلی و منشأ اولیه ی آن به عنوان جزئی از یک آیین تلقی کنیم، می توان پذیرفت که در پی تکامل و بسط و توسعه ی آیین ها، رقص و پایکوبی، شامل جنبش های موزونی شد که در آن اندام های گوناگون تن آدمی، هماهنگ با یکدیگر به حرکت در آمده و خواسته ها و هیجان های ویژه ای را بازگویی و حال های روحی معینی را بیان می کردند. از این رو، رقص و پایکوبی در میان مردمان دوره های باستانی و نوین، معنی و مفهوم و صورتهای گوناگونی از قبیل ورزشی، جنگی، جذبه ای و مذهبی، تقلیدی و نمایشی، تفریحی و شهوانی به خود گرفته، کم و بیش در میان همه مردم جهان، دوره ای دگرگونی و تکامل را پشت سر نهاده است. باید افزود که هماهنگی و هم سویی در پایکوبی و حرکات موزون، مربوط به یک آیین، نه تنها میان اعضای بدن یک فرد، بلکه بین افراد متعدد رقصنده وجود داشته است، این هماهنگی جمعی، جهت ایجاد انرژی غیر متعارف، جذبه، نشاط و دست یابی به چنان روحیه ی جمعی نافذ و عظیمی پدیدار شده است که بتوان توسط آن به دور از هرگونه تردید، بر نیروهای ناشناخته و ماوراء طبیعت و دغدغه ها و اوهام ذهنی غلبه یافت. با تعمیق فعالیت ذهنی و ارتقاء اندیشه و سطح شناخت بشر از پدیده های طبیعی و اجتماعی و دگرگونی در اعتقادات مردم بسیاری از این آیین ها نیز کارکرد خود را از دست داده و متروک مانده اند. آریاییان با آن که بسیار چیزها از فرهنگ مادی مردمان بومی و همسایگانشان فرا گرفته بودند، در کارهای معنوی و آیین ها از این مردمان پیروی نکرده و چون در آن زمان رقص و موسیقی در آیین آریاییان چندان ارجی نداشت و به کار نمی آمد، از این رو این دو هنر چنان که بایست پیشرفت نکرد. با گذشت زمان به سبب تنوع ایجاد شده ناشی از روابط اجتماعی جدیدتر و پیچیده تر، بخشی از حرکات موزون مربوط به آیین ها، که پس از اسلام با عنوان رقص شناخته شده اند، به دور از انگیزه های اولیه و در اشکال سرگرم کننده و سرور آمیز، در پاره ای از مراسم و مجالس، به حضور و حیات خود ادامه داده اند؛ فرمی که پس از اسلام نیز به شکلی کاملاً انتزاعی و مجرد، هم از سوی اعراب و هم از سوی اقوام ایرانی بطور گسترده مورد استفاده قرار می گرفت.
رفته رفته بخشی از این آیین ها که ناکار آمدی آنها مسلم گردیده بود، کنار نهاده شد و بخش های دیگری از آن به لحاظ جوهره ی هماهنگ و غنای ذاتی و تناسب با خلق و خوی اقوام، با تغییراتی مورد بهره برداری قرار گرفت. بنابراین رقص ها پاره ای جدا شده از آیین های پرشماری است که از حیات اولیه خود خارج و به اشکال دیگری بکار گرفته شدند، برخی از درون آیین های دیگر سربرآوردند و در اجزاء مناسک مذهبی یا آداب و اعمال فرق قرار گرفتند. گاه در مجموعه اجزاء یک بازی قرار گرفتند و گاه به عنوان خاطره ای قومی و سرورآمیز، به تجرد و استقلال، موجودیت خود را در فرهنگ اقوام استمرار بخشیدند. بنابراین بررسی چگونگی تحولات حرکات موزون و رقص و نمونه های مختلف آن بی کنکاش در دوره های مختلف و بویژه بدون آگاهی از تحولات اجتماعی و اعتقادی در هر مرحله از تاریخ مقدور نیست، بنابراین تاریخ رقص در ایران به سه دوره کلی، یعنی دوره آغازین عهد باستان، دوران تشکیل امپراطوری های بزرگ تا پیدایش اسلام و دوران پس از اسلام طبقه بندی نمود:
الف) دوران آغازین عهد باستان: از زمان تشکیل اولین اجتماعات بشری در فلات ایران تا زمان شکل گیری امپراطوری های بزرگ، باورهای ابتدایی و پرستش عناصر طبیعت و اجزاء و اجرام آسمانی را می توان نام برد. پس از جدا شدن دو تیره ی هند و ایرانی، پرستش دیوها به عنوان مظهر خدایان، ابعاد گسترده تری یافت و به پیدایش و تکوین شمار قابل ملاحظه ای از آیین ها منجر گردیده است که رقص ها و حرکات موزون نیز جزئی از ساختار آنها محسوب می شده است. مدارک یافته شده از این دوران، پرشمار و قابل تأملند، پاره ای از این مدارک بر سوابق شش هزار ساله رقص دلالت دارد، از همین رو رقص در این دوره باید بطور مداوم با جنبه ها و منشاء آیینی آن توأم باشد.
ب) دوران تشکیل امپراطوری های بزرگ: دوران تشکیل امپراطوری های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی، ساسانی و حکومتهای کم اهمیت تر، به دلیل پیدایش تمدن های پیشرفته تر و بوجود آمدن شهرها، سربرآوردن مذهب زرتشت پس از لااقل هشت سده سرگردانی و عدم استقبال و پیدایش گروه های یگانه پرست و همچنین تحول در باورهای ابتدایی و محدود کردن خدایان بی شمار از ویژگی های این دوره است. در این میان آن گروه از آیین هایی که با مناسبت های خاص و خوشایند مرتبط بوده اند، توانستند به حیات خود ادامه دهند. اعمال سخت گیرانه ی روحانیون زرتشتی که بخشی از اهرم های اصلی قدرت را در دست داشته اند، اجرای بیشتر آیین ها را با انگ بددینی و بی دینی با تزلزل مواجه ساخت.
در این میان آن دسته از آیین ها، بازی ها و رقص هایی که به مراسم خاطره انگیز قومی و بخصوص اعیاد پیوستگی داشتند، توانستند با تغییراتی چند به جریان خود ادامه دهند. این تغییر مواردی مانند منفک شدن رقص ها از شماری آیین ها و کنار نهادن عامدانه ی خاستگاه اصلی و اولیه آنها، از همین رو بسیاری از حرکات موزون، به مراسم درباری و بزم ها کشیده شده و برخی رقص های مربوط به مراسم قربانی خدایان با حشو و زواید، به اعیاد و جشن ها پیوست. تأثیر منفی و زایل کننده ی زرتشت بر اینگونه مراسم از بیشتر اکتشافات مربوط به دوران اوج این کیش است. اگر از مجسمه های یافت شده از تپه های های شرق و شمال طاق کسری از زنان رقصنده را مستثنی کنیم، در هیچ کدام از سکه های دوره ساسانی و یا مدارک بدست آمده و موجود در نقش رستم، طاق بستان و تیسفون، نشانه ای از آیین ها و رقص ها یافته نشده است، و مملو از نمادهای دینی و صحنه های شکار و جنگاوری ست تا جایی که در حدّ مبالغه گفته شده است؛ نقاشی ها و حجاری های این قوم، چیزی غیر از انواع جنگ و کشتار را نشان نمی دهد. حتی آنجا که برخی از نویسندگان سده های نخستین اسلامی همچون جریر طبری، جاحظ، ابن خردادبه، ابن المقفّع و مسعودی در معرفی مندرجات این گروه از آثار بیشتر محتوی شیوه های حکومتی، موضوعات حقوقی، اندرزنامه ها، جنگ ها و خصایل پادشاهان بوده است. مسعودی نیز با این که به دستیابی و استفاده از تعدادی منابع و کتب پهلوی اذعان داشته و با توجه به دقت نظر او در پرداختن به آداب و رسوم گذشتگان از رقص های پیش از اسلام سخنی به میان نیاورده است؛ اگر چه او در جایی دیگر و در بیان آداب مردم خراسان، در زمان خلافت عباسیان، در مورد رقص های مردم خراسان، سند ارزشمندی به یادگار گذارده است. تنها سند مکتوب در مورد پایکوبی و حرکات موزون ایرانیان پیش از اسلام، برافروختن آتش و پایکوبی و سرور دسته جمعی مردم در کنار آتش است و برخی از آیین ها که مربوط به اعیاد مانند نوروز و یا ایام خاصی چون جشن آبریزگان در سی ام بهمن ماه است.
ج) دوران پس از اسلام: ظهور اسلام و گسترش آن در ایران، قطعاً در منزوی ماندن بسیاری از هنرها، از جمله رقص، تأثیر قاطع داشته است. ظاهراً در ابتدای این امر، یعنی نهی هرگونه حرکت موزون و رقص و پایکوبی در زندگی مسلمانان موضوعی بدیهی و پذیرفته بوده است . با وجود مخالفت آشکار بیشتر علما با هر نوع بازی، رقص و سماع پس از اسلام نیز توسط اقوام و طوایف مختلف در مراسم و آیین های سوگ و سرور به کار گرفته شده و به حیات خود ادامه داد تاجایی که مسعودی در قرن سوم هجری و به زمان عباسیان یعنی درست هنگامی که خراسان بزرگ به پایگاه و جایگاه معتبر اسلامی تبدیل شده، از رقص ها، بازی ها و آواز های رایج در میان مردم این خطّه سخن می گوید.
واضح تر اینکه پس از گذشت چهارده قرن پس از رسوخ همه جانبه اسلام در همه شئون اجتماعی ایرانیان هنوز بسیاری از بازی ها، حرکات موزون و رقص ها به عنوان سنتی پایدار در میان اقوام ایرانی به حضور خود ادامه داده است.
آثار بجا مانده از مراسم و شیوه های مختلف رقص دوران باستان تا قبل از امپراطوری های بزرگ به اندازه ای است که در اثبات وجود همه جانبه رقص جای تردیدی باقی نمی گذارد. این آثار شامل رقصندگان منفرد، دونفره و یا گروهی است. ایراد اساسی، نقاشی از این مسئله است که کنده کاری ها، مجسمه ها و سفال ها و ظروف، بطور اجتناب ناپذیر تنها برش خاصی از زوایای یک رقص محسوب می شود. باتوجه به این مسئله، شناخت همه ی کیفیات و یا تعیین آیین ها و بازی هایی که به این رقص ها پیوستگی داشته است، تنها از راه فرضیه ها و تحقیقات قابل اثبات هستند. آن چه که امروزه به نظر ما بازی و تفریح به شمار می رود، برای انسان ابتدایی امری جدی بوده و آنها هنگامی که به رقص برمی خاستند، تنها قصدشان خوش گذرانی نبوده، بلکه می خواستند به خدایان و طبیعت چیزهای مفید بیاموزند و طبیعت را به خواب مغناطیسی در آورده و به زمین دستور دهند تا حاصل خوبی به بار آورد. بطور نمونه روی ظروف رقص شش تن آدمی در دو رده ی سه تایی بگونه ای ساده نشان داده شده و نگارگر از نشان دادن سر و گردن رقصندگان خودداری کرده و با نمایش تن آنان به شکل سه گوشه که بازوانشان را در شانه های همدیگر نهاده اند و با نگاشتن دو بازوی دست که در دو سوی رده ی رقص به بالا خم شده است، آدمی بودن آنان را نشان داده است.
گونه هایی از رقص به معنی مطلق کلمه، رفته رفته برجستگی یافته و تقریباً بصورت کامل از آیین ها و تا حدود زیادی از بازی ها استقلال یافته اند.
هیچ گاه بطور صریح از شادمانی ها، بازی ها و رقص های مردم و اقوام زمان سلجوقیان، طبرستان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، اتابکان، تیموریان و دیگر حکومتهای محلی سخنی به میان نیاورده اند تاریخ نویسان. با این حال در مواردی چند برخی از تاریخ ها اشاراتی به رقص ها و بازی های رسمی و غیر رسمی در ایران داشته اند.
جوینی طی سند جالب توجهی در ذکر فتح قصبه ی نور بخارا به دست مغولان برای اولین بار به طور صریح از مغنیات شهری در بخارا و اطراف آن یاد می کند، که وظیفه ی اجرای رقص در میان عامه ی مردم را به عهده داشته اند.
آنچه که قابل توجه می باشد، این است که سفرنامه نویسان زمانی که از رقّاصان در دربارها سخن می گویند بیشتر به جنبه غیر اخلاقی آنان و شادی افراطی شاهان اشاره می کنند و زمانیکه به عامّه مردم و رقص زنان و دختران در جامعه روستایی و تازه شهری صحبت می کنند مطابق با شادی های اخلاقی است، و این مطلب با نظر به سیاسی بودن هدف برخی از سفرنامه نویسان مطابقت دارد، اگرچه در واقعیت نیز همین گونه است. در نوشته های تاریخی رقص در مجالس بر عهده زنان و موسیقی و کار با آلات موسیقی با مردان بوده است و اشاره شده است که زنان هرگز در صدا در حد توانایی مردان نبوده اند، و جالب اینکه پسران نوجوان در لباس زنانه مشغول به رقص گروهی می شدند، البته این موارد ناشی از تاثیرات آیین ها و ادیان مردم بوده است. دوران صفویه با رونق عرفان و تصوف، رقص سماع رونق گرفت.
در طول تاریخ، جانب داری گروه های قابل اعتنا و تأثیرگذار اجتماعی و مذهبی از این جریان، موجب شد حجم نسبتاً گسترده ای از اسناد و شواهد را در اختیار داشته باشیم بخش قابل ملاحظه ای از ادبیات ایران به ویژه در قرن هفتم و هشتم و نهم هجری، علاوه بر گرایش و ابراز علاقه به این جریان، سماع درویشان را به عنوان درجه ای متعالی از عبادات مطرح نموده و آن را جلوه ای بی چون و چرا از مظاهر حق دانسته اند، البته بحث در این مورد به تحقیق و دقت نظر فراوان دارد.
باید گفت بر خلاف روند غیر متعارف رقص در جوامع رسمی، رقص های مناطق و محلی، همچنان اصالتهای پیشین و ذاتی خود را حفظ نموده و تا سه چهار دهۀ گذشته، بطور فعال در عرصۀ فرهنگ اجتماعی اعم از روستایی و ایلی حضور داشته اند. تنوع و گوناگونی گروه رقص های قومی مناطق ایران به اندازه ای است که حتی نام بردن از همه آنها آسان نیست، امّا آنچه مسلّم است عنوان بازی به همراه این حرکات موزون سبب جاودانی آنها گردیده است.
فصل سوم : انواع رقص و حکم آن
رقص را به شکل ها و روش های مختلف می توان در فرهنگ های گوناگون دید. مجموع آنها را می توان اینگونه برشمرد:
رقص کودکانه، رقص صوفیانه(سماع)، رقص محلی و بومی، رقص ورزشی، رقص مبتذل، رقص شادی. همچنین از نظر حکم رقص به تنهایی یا حکم رقص فردی یا گروهی در مقابل دیگران نیز تقسیم بندی نمود.
3.1. رقص مجاز
3.1.1. رقص کودکانه
انسان طبیعتاً به گونه ای است که با هر ترنّم شاد و یا آهنگ پرنشاط و یا شنیدن اشعار موزون به وجود می آید و ناخودآگاه متناسب با همان آهنگ و ریتم، دست و پای خود را حرکت می دهد. این حرکت در انسان بالغ و عاقل، اختیاری و قابل کنترل است؛ یعنی انسان صاحب اختیار می تواند در هنگام شنیدن یک موسیقی وجدآور از خود حرکتی بروز ندهد، ولی کودک این چنین نیست، او با شنیدن یک موسیقی یا اشعار موزون و آهنگین، دست و سر و گردن و بدن خود را حرکت می دهد و می رقصد. این رقص کودک چیست و چه معنایی دارد؟ رقص کودک در واقع، بروز حالت شادی درونی اوست. آهنگ و یا اشعار شاد، بر سیستم عصبی کودک تأثیر می گذارد و او را متناسب با ریتم آن آهنگ ها و شعر ها به واکنش موزون وا می دارد. رقص کودک خود بخود نیست بلکه همراه با دست زدن یا شعر خواندن و یا موسیقی است، چون رقص بدون یکی از این سه عنصر، امکان ندارد، به قول حافظ: «رقص بر شعر خوش و ناله نی، خوش باشد.» اگر فقط دست زدن باشد از همان دست زدن هم نوعی آهنگ تولید می گردد که با آن رقص ایجاد می شود. به هر حال رقص کودک، نشان شادی و وجد اوست و برای بزرگ ترها هم که می بینند، نشاط انگیز و سرورآور است. علامه مجلسی گزارش می کند که: فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پسرش امام حسن (علیه السلام) را می رقصاند و برایش این شعر را می خواند:
اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق الرسن
«ای حسن، شبیه پدرت باش و ریسمان را از گردن حق در آور.»
و برای امام حسین (علیه السلام) می خواند:
انت شبیه بابی لست شبیهاً بعلی
«توشبیه پدرم هستی و شباهتی به علی نداری»
ام سلمه، هنگام تربیت و مراقبت از امام حسن (علیه السلام) می خواند:
بأبی ابن علی انت بالخیر ملی
«پسر علی، قسم به پدرم، تو آکنده از خیر هستی.»
ام فضل، همسر ابن عباس هنگام تربیت و مراقبت از امام حسین (علیه السلام) می خواند:
یا بن رسول الله یابن کثیر الجاد
«ای پسر رسول خدا، ای پسر فرد والامقام»
و حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) برای امام حسین (علیه السلام) می خواند که:
حُزُقّه حُزُقّه تَرقَّ عَین بَقّه
«کوچولو کوچولو بیا بالا، خوشگل کوچولو بیا بالا.»
براساس همین روایت بوده است که بعضی از فقها گفته اند: رقص، هلهله و حوصه عربی (لی لی لی) جایز می باشد.
این حالت در هر کودکی وجود دارد، منتها هر چه رشد عقلانی او بیشتر می گردد، قدرت کنترلش هم زیادتر می شود و می تواند حرکات بدنش را تحت اختیار بگیرد و اساساً به راحتی قادر است که شادترین آهنگ ها را بشنود ولی نرقصد. حجب و حیا و وقار و متانت از عوامل مهمی هستند که وی را کنترل می کنند و از چرخ های سبک و مبتذل باز می دارند. تفاوت عمده ای که میان رقص کودک با بزرگترهاست این است که اولاً: رقص کودک غیر ارادی است، ثانیاً: کودک هیچ انگیزه ای جز بروز یک حالت شادی ندارد و ثالثاً به عوامل شخصیتی نمی اندیشد.
3.1.1.1. حکم شرعی رقص کودکانه
این نوع شادی کودک و اساساً هر کسی که به سن بلوغ نرسیده از نظر فقهی چه حکمی دارد؟ در پاسخ به این سوال که اگر در مجلس عقد و عروسی بچه ها برقصند و دیگران دست بزنند، گفته اند چون بچه ها تکلیف ندارند و حکم دست زدن هم اگر بصورت غنایی نباشد اشکال ندارد.
3.1.2. رقص محلی و بومی
در بعضی از مناطق، در میان بومیان رقص هایی هست که در مناسبت های شادی اجرا می شود؛ مثل چوب بازی. این رقص ها اگر مختلط (زن و مرد همراه هم) و دارای هرگونه مفسده ای باشد از نظر شرعی جایز نیست. امّا اگر فساد انگیز نباشد بی اشکال است. در اهل سنت نیز رقصی که مردان مثل نیزه بازی یا شمشیر بازی یا ابزار جنگی و یا عصا انجام می دهند مباح است زیرا رقص با اینها نوعی از حجل را در بردارد. هنگامی که رقاص دستی که شمشیر یا چوب را بلند می کند و یک پا را بلند می کند و بر پای دیگر می گذارد نوعی از رقص است که در مصر و بعضی از کشورهای عربی و قبیله های آفریقایی مشهور است.
3.1.3. رقص ورزشی
بیشتر ادبیات متقدم و اولیه ای که در مورد رفتارهای ورزشی نوشته شده است، مشکلات مفهومی و فرهنگی را نادیده گرفته مثلاً ورزش در میان مردمان اولیه تاریخ، دارای معانی بسیاری بوده است. آلن تینوال می گوید: «واژه ورزش آن چیزی نیست که در نواحی غیر اروپایی ورزش نامیده می شود، در ادبیاتی که من با آن آشنا هستم ورزش دارای معنای قطعی نیست، بسیاری از انواع فعالیت ها را ورزش می نامند، رقابت های حرفه ای یا آماتور همچون شکار و ماهی گیری ورزش نامیده می شوند.»
تعریفی که می توان برای بازی از نظر فرهنگی مطرح ساخت، به مردم شناسی ورزش مربوط است.
ورزش اغلب هویتی آیین گونه دارد، همچنین شواهدی در دست است حاکی از اینکه تکامل رفتار ورزشی در نمایش های آیینی ریشه دارد و آیین ها بُعدی از فرهنگ هستند.
وجود بازی در عصر دیرینه سنگی برای باستان شناسان مسلم است، امّا در مورد ورزش نمیتوان با این اطمینان صحبت کرد، در واقع بعضی از پژوهشگران بر این عقیده اند که مختص تاریخ اخیر انسان است.
3.1.3.1. رقص و ورزش
در دنیای امروز رقص بعنوان ورزش با دلایل متفاوت روز به روز بیشتر بکار برده می شود، ابتدا برخی از آنها بیان و سپس حکم ورزش بصورت رقص بیان می شود.
رقصیدن یکی از بهترین راه های روی آوردن فعالیت فیزیکی در زندگی مان است. یکی از دلایل همه گیر شدن این ورزش ریتمیک، انواع متعدد و مختلف آن است که با سلایق مختلف مردم سازگار است. برای همه مفید است برای سلامت ماندن، متخصصین پیشنهاد می کنند که هر کس حداقل پنج بار در هفته، به مدت 30 دقیقه در فعالیت های فیزیکی با شدت متوسط شرکت کنند. این فعالیت ها ضربان قلب و تنفس شما را افزایش داده و شما را گرم می کند. لازم نیست حتماً به نفس نفس زدن بیفتید و شُر و شُر عرق بریزید. همین که بتوانید 30 دقیقه این حرکات را ادامه دهید کافی است. و جالب است بدانید که رقص نیز می تواند جزئی از این فعالیت های فیزیکی باشد. اکثر سبک های رقص، حتی نوع آرام آن والس، شدتی تقریباً برابر با 3 مایل در ساعت پیاده روی متوسط دارد. افرادی که حتی در چاردیواری یک اتاق به تنهایی می رقصند، ضرر نمی کنند، چون با این کار ضربان قلب و تنفس شان را بالا می برند. رقصیدن به طور مداوم، خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، فشار خون بالا، دیابت نوع دوم و سرطان را کاهش می دهد. علاوه بر این مزیت ها، آن قدر از این کار لذت می برید که حتی فراموش می کنید در حال ورزش کردن هستید! کالری سوزی می کند رقص همچنین باعث خوش هیکل و لاغر ماندن شما نیز می شود. با بالا رفتن سن، جلوگیری از اضافه وزن کار بسیار مشکلی می شود چون بالا رفتن سن با کاهش حجم عضلانی و افزایش حجم چربی بدن مرتبط است.
اما یکی از فواید رقصیدن، کالری سوزی آن است. در یک جلسه 30 دقیقه ای رقص، یک فرد متوسط با وزن 60 کیلوگرم حداقل 99 کالری خواهد سوزاند. البته این مسئله در سبک رقص های مختلف تفاوت متغیر است. با رقص های پر جنب و جوش تر مسلماً میزان بیشتری کالری خواهید سوزاند. برای استخوان ها و مفاصل مفید است رقصیدن احتمال ابتلا به پوکی استخوان را کاهش می دهد، به این دلیل که گام های رقص بر استخوان ها فشاری وارد می کند که کمک می کند تا مستحکم و متراکم بمانند. هرچه استخوان های شما متراکم تر باشند، استحکام بیشتری خواهند داشت و در مواقع افتادن یا زمین خوردن کمتر دچار شکستگی می شوند. همچنین حرکات پر جنب و جوش رقص برای عضلات و مفاصل نیز مفید هستند و از ابتلا به ورم مفاصل جلوگیری می کند. فرد را فعال می سازد جنب و جوش رقص فرد را به تکاپو می اندازد و حفظ تعادل و هماهنگی هنگام رقص، قدرت بدنی او را افزایش می دهد. این مسئله باعث می شود که افراد در زندگی روزمره نیز راحت تر بتوانند تعادل خود را حفظ کنند و کمتر زمین بخورند و همچنین پر جنب و جوش تر و فعالتر شوند. فواید ذهنی رقص های پر جنب و جوش و تند، مغز را نیز همانند جسم فعال نگاه می دارد. ورزش گردش خون را افزایش می دهد و به این ترتیب اکسیژن راحت تر و سریعتر به مغز می رسد. همچنین یادگیری حرکات مختلف و گام های دشوار رقص، باعث می شود ذهن نیز به تکاپو بیفتد. محققین دریافته اند که رقص از بروز بیماری آلزایمر و جنون جلوگیری می کند.
ورزش نه تنها زوال مغز را کندتر می کند، بلکه قدرت مغز را نیز افزایش می دهد. تجربه نشان داده است که گوش دادن به موسیقی حین رقص، این توانایی را چند برابر می کند. فواید اجتماعی یکی دیگر از فواید عالی رقص، درمورد زندگی اجتماعی است. با این که تنهایی رقصیدن هم فواید کافی برای سلامتی شما دارد، اما رقص گروهی و دو نفره باعث می شود علاوه بر این فواید جسمانی، روح تان را نیز با پیدا کردن دوستی های تازه یا مستحکم تر کردن دوستی های گذشته تقویت کنید. احساس عضویت داشتن در یک جمع، گروه یا اجتماع، یکی از کلیدهای رسیدن به زندگی سعادت مندانه است. محققین دریافته اند که رقصیدن مداوم، از بروز بیماری های روانی مثل افسردگی جلوگیری به عمل می آورد. همچنین فرد با یادگرفتن حرکات و گام های دشوار رقص، به احساس موفقیت دست می یابد که برای تقویت روحیه و اعتماد به نفس عالی است.
یکی از سبک های تناسب اندام به همراه شادی و نشاط حاصله از آن ورزش ریتمیک زومـبا (سـومبا) می باشد . ورزش ریتمیک زومبا (سومبا) برگرفته از انواع حرکتهای مــوزون کشور آفریقا و آمریکای لاتین می باشد . از تلفیق چهـار سبک ریتم های میرنگه، رگی تون، سالسا، کالیبسو و کومبیا حرکت موزون و ورزش ریتمیک زومبا (سومبا) پدید می آید. در این ورزش حرکتها و تکنیک ها کاملاً حساب شده است و تآثیر و توجه مستقیمی بر روی اندامهای مختلف (دست، پا، بازو، ران و ستون فقرات) شده است. تمامی ماهیچه های حــرکتی ساق پا، رانـها و بازوها و حتـی رویدادهای شکمی تحت تآثیر این ورزش و ریتـم آن قرار گرفته و از افزایش چربی دراطراف این قسمت ها جلوگیری می کند. حرکات و تکنیک های حرکتی موجب کشش ماهیچه ای شده و شـکل و فرم زیبا و جوانی را با توجـه به اسـکلت و استخوان بندی افراد موجب می گردد. این ورزش که کاملاً هوازی می باشد، تمرکز بر روی تنفس و توجه بر روی انجام انواع تکنیکهای حرکتی را بالا برده و موجب کاهش وزن در هر سنی و زیبایی اندام یا هر نوع استخوان بندی می گردد در طول مدت انجام این حرکات، فشار خون بالانس بوده و هیچ فشاری بر روی مفاصل و مناطق حسـاس مثل زانوها، آرنجها، مچ دست و پا وارد نمی شود. این حرکات با ریلکسی کامل و نشاط سرشار حاصل از دم و بازدم مناسب و فرصت کافی برای انجام درست حرکات، موجب چربی سوزی آهسته ولی مستمر گشته و تبدیـل انرژی به جای از دست دادن آن را حاصل می گردد. ناگفته نماند که انجام درست حرکات و فراگیری پایه ای و اساسی این سبک، هنرجو را قادر می سازد که با انواع سبکها و ریتمها ارتباط نزدیک برقرار کرده ضمن شناخت اندامهای خود، براحتی هر نوع سبک دیگری را با اعتماد به نفس کامل انجام دهد.
امروزه زومبا یکی از داغترین روش ها برای از دست دادن وزن است. ترکیب خاص این ورزش از حرکات هوازی و مراحل رقص با گام های سریع و آسان بسیارسرگرم کننده است. زومبا  بسیار چالش برانگیز است و می تواند به شما در از دست دادن وزن اضافه بسیار کمک کند و همچنین تن و ماهیچه ها را سفت می کند یکی از دلایل موفقیت زومبا این است که یک برنامه کاهش وزن است، زیرا بسیار سرگرم کننده است. هنگامی که به کلاس ایروبیک می روید، ممکن است مراحل خسته کننده ای را دنبال کنید. بسیاری از مردم کلاس های ایروبیک خود را تنها پس از چند هفته ترک می کنند زیرا خیلی کسل کننده است. با زومبا، شما در حال ترکیب حرکت رقص با حرکات ایروبیک و ریتم رقص را نگه می دارید استفاده از موسیقی از جمله رومبا، سالسا، تانگو، و… همراه است. زومبا به تقویت عضلات نیز کمک می کند. هنگامی که حرکات رقص یا حرکت هوازی انجام می دهید، ماهیچه های شما لاغر می شود و شل نمی شود.
3.1.3.1.1. تفاوت ایروبیک با رقص
برای توضیح بیشتر باید گفت هر دو از ورزش های هوازی به شمار می آیند ولی ایروبیک حرکات مربوط به خود را دارد،  و قوانین خود  را نیز دارد و طراحی حرکات در هر جلسه و یاد دادن حرکات متفاوت توسط مربی در هر جلسه برای ارتقاع سطح کلاس و افزایش متابولیسم بدن هنرجو ازمواردی ست که باید مورد توجه قرار گیرد و  همچنین از حرکات با دمبل, چوب, کش ورزشی برای سفت کردن بدن استفاده می شود .
در حالی که رقص فقط آموزش حرکات است ورزش هوازی نیز محسوب میشود. آموزش حرکات رقص نیز باید بر اساس ضرب آهنگ طراحی شود و اساس ایروبیک در آموزش رعایت شود.

3.1.3.1.2. مسابقات ورزشی رقص بر اساس چهار قانون مختلف
مسابقات ورزشی رقص براساس چهار قانون مختلف اجراء می گردند.
ـ استاندارد كه متشكل از والس، تانگو ، واینس والس، فاكستروت آهسته و قدم های تند.
ـ آمریكا لاتین: كه شامل سامبا، چاچا، رامبا، پاسودابل و جیو.
ـ تن دنس (ده رقص) تمام موارد بالا است كه در یك مسابقه یك روزه اجرا می گردد.
ـ فورمشین كه هشت زوج هم با قوانین استاندارد و هم قوانین آمریكای لاتین با هم می رقصند .
از بالاترین مقام، یا دو زوج از اعضای كشور IDSF دعوت می شود تا در رقابت شركت كنند. در شكل استاندارد و آمریكای لاتین، از هشتاد تیم فقط شش تیم در یك رقابت سخت باقی می مانند و در هر پنج قانون در هر دور به مدت 5/1 تا 2 دقیقه طول می كشد. هرگز بیش از ده زوج در روی صحنه وجود ندارد و در نهایت 6 تیم در یك زمان با هم می رقصند.
تیم بر اساس تكنیك، رقص پا، موزیكال بودن رقصشان، اجرا، حركات روی كف سالن و نظم اساسی در زمان داده شده، مورد قضاوت قرار می گیرد.
موزیك برای تمام رقابتها به جز فورمیشن توسط اركستر انتخاب می گردد. و رقابت كنندگان نمی دانند كه با چه آهنگی خواهند رقصید، اگر چه ریتم و تم، آهنگ بر اساس قوانین تنظیم شده است، امتحانها و آزمونهایی كه توسط فیزیولوژیست های ورزشی در دانشگاه فری بورگ صورت گرفته نشان می دهد كه سطح تلاش جسمانی و میزان تنفس در طول یك رقابت رقص مساوی با یك شناگر و هشتصد متر دویدم توسط یك دونده در یك زمان مشخص می باشد. در اینجا هرم ورزشی وجود ندارد و هر رقابت به طور منحصر به فرد انجام می شود. بدون هیچ پیشرفتی در كل مسابقات.
3.1.3.2حکم ورزش با رقص
انجام دادن برخی از ورزش ها به خاطر سرعت انجام عمل به موزیک های تند (مثل ترنس موزیک) نیاز دارد حال این سؤال مطرح می شود که اگر هدف از انجام دادن این ورزش ها کاهش یا افزایش وزن یا تندرستی بوده و رقص نباشد حکم شرعی آن چیست؟ و یا اگر نیت بقیه افراد از جمله مربی، غیر از ورزش کردن گاهی اوقات رقصیدن باشد حکمش چیست؟
با توجه به معانی طرب، لهو و مجالس لهو و لعب به دیدگاه برخی از مراجع تقلید پیرامون استماع موسیقی اشاره می شود، اکثر فقها نوعی از موسیقی را که «لهوی» باشد



قیمت: 10000 تومان