دانلود پایان نامه

با عنوان پرتفوی بشناسیم. این مسئله برایمان روشن میشود که پرتفوهای موجود در زمینه ریسک بازار و ریسک اعتباری کم و بیش به طبقات مشخص و بدون تداخلی قابل تقسیم اند. اما، در حیطه ریسک عملیاتی، پرتفوی ذیربط که همان مجموعه فرایندهای سازمان است، به سختی به چند طبقه معین و قابل تشخیص تقسیم میشود. در واقع، مقایسه بین این ریسکهای مختلف گویای این واقعیت است که عناصر پرتفویهایی که برای مدیریت ریسک عملیاتی در نظر گرفته میشوند، بسیار بی کیفیتاند؛ یا حداقل نسبت به ریسک بازار و عملیاتی نامتجانس هستند. مسئله دیگری که درک و مقابله با ریسک عملیاتی را پیچیده میکند این است که ارزش در معرض خطر ناشی از ریسک عملیاتی تنها توسط ارزش نقدشوندگی شرکت محدود میشود. به عبارت دیگر، حداکثر ارزشی که از جانب ریسک عملیاتی تهدید میشود، کل ارزش سازمان است و این در حالی است که در مورد ریسک بازار این مقدار به ارزش بازار پرتفوی اوراق بهادار و در مورد ریسک اعتباری به ارزش اعتبارات موسسه مالی محدود میشود(گروه مطالعات و مدیریت ریسک بانک اقتصاد نوین 1389).

2-2-12-2- ارتباط بین ریسک و سرمایه درگردش
شرکتها میتوانند با به کارگیری استراتژیهای گوناگون، در رابطه با مدیریت سرمایه درگردش، میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. این استراتژیها را میزان ریسک و بازده آنها مشخص میکند. مدیران سرمایه درگردش به دو دسته تقسیم میشوند: محافطه کار و متهور (جسور). استراتژی محافظه کارانه در مدیریت سرمایه درگردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا برود. در اجراء سیاست محافظه کارانه سعی میشود که ریسک ناشی از ناتوانی بازپرداخت بدهیها سرسید شده به پایین ترین حد برسد. مدیر، در این نوع استراتژی، میکوشد تا مقدار زیادی دارائی جاری (که نرخ بازده آنها پایین است)نگه دارد، از این رو، شرکتهایی که چنین استراتژیای داشته باشند به اصطلاح دارای ریسک نقدینگی و بازده اندک خواهند بود. مدیر سرمایه درگردش با استراتژی جسورانه میکوشد تا با داشتن کمترین میزان دارائی جاری، از بدهیهای جاری بیشترین استفاده را ببرد و شرکت را به این گونه اداره کند. در اجرای این استراتژی، ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد رفت و شرکتی که این استراتژی را به اجرا درآورد، بارها در وضعیتی قرار میگیرد که نمیتواند بدهیهای سررسید شده را بپردازد. از سوی دیگر، چون حجم دارائیهای جاری به پایینترین حد میرسد، نرخ بازده سرمایهگذاری بسیار بالا میرود (البته اگر شرکت ورشکست نشود). شرکتهای که استراتژی جسورانه را در پیش میگیرند ریسک بالایی را میپذیرند و نرخ بازدهی آنها بالا است. شرکتها میتوانند در اداره امور دارائیهای جاری و بدهیهای جاری، استراتژیهای گوناگونی به کار ببرند. با ترکیب این استراتژیهای گوناگون میتوان سیاستی را در پیش گرفت که سرمایه درگردش به حد مطلوب برسد(نیکومرام، رهنمای رودپشتی و هیبتی 1383).

2-3- پیشینه پژوهش:
2-3-1- پژوهشهای داخلی
در ایران نیز تا کنون تحقیقات کمی بر روی سرمایه درگردش صورت گرفته است. تحقیقات انجام شده بیشتر بر تاثیر سرمایه درگردش بر عملکرد شرکتها و بازدهی پرداختهاند و هنوز تحقیقی در مورد تاثیر ریسک بر سرمایه درگردش انجام نشده است. از جمله تحقیقات انجام شده بر روی سرمایه درگردش به شرح زیر است:
پیشکاری (1375) دریافت که اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه درگردش موجب تخصصی شدن این رشته مدیریتی شده است. سرمایه درگردش و مدیریت آن به اندازهای اهمیت دارند که عدم کارآیی مدیریت در این امر منجر به کاهش فروش و در نتیجه کاهش سود شرکت میشود.
اسرمی (1380) دریافت رابطه مستقیم و معنیداری میان سرمایه درگردش و سودآوری وجود دارد. همچنین وی معتقد است شرکتی که سودآور نباشد مریض است، پس با توجه به این موضوع نقش مدیریت سرمایه درگردش بیشتر تجلی میکند.
ابزری و همکاران (1382) در بررسیهای خود ابتدا اهمیت مدیریت سرمایه درگردش و نقش مهمی که در حیطه مدیریت مالی دارد را خاطر نشان میکنند. سپس راهبردهای موجود جهت دستیابی به مدیریت قوی در زمینه سرمایه درگردش را بررسی کرده و ویژگیهای آنها و شرایط کاربردی هر یک را بیان میکنند.
رهنمای رودپشتی وکیایی (1387) در بررسیهای خود دریافتند که رابطه معناداری بین راهبردهای مدیریت سرمایه در گردش با توان نقدینگی و توان پرداخت بدهیها وجود دارد.
ولی پور و حسینی (1388) طی پژوهشی که بر روی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1386-1379 داشتند، دریافتند که رابطه معکوس و معنیداری بین سیاست سرمایه درگردش و سودآوری سهام وجود دارد.
محمدی(2010) پژوهشی با عنوان”تاثیر مدیریت سرمایه درگردش برارزش بازار شرکتها در جامعه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام داده است. نمونه آماری تحقیق مذکور شامل 92 شرکت میباشد که بین سالهای 1997 تا 2006 مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق مزبور حاکی از این میباشد که بین ارزش شرکتها با دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودیها، دوره واریز بستانکاران و چرخه تبدیل وجه نقد، رابطه معکوس معنیداری وجود دارد.
داودی و مقدمی(1388) در پژوهش خود به ارتباط منفی قابل توجه بین طول مدت جمع آوری حسابهای دریافتنی و درآمد عملیاتی حاصل از فروش و گردش نقدی عملیات دست یافتند: نتایج همچنین نشان میدهد که با کوتاه شدن مدت تبدیل موجودیها به جای بهبود عملکرد شرکت و گردش نقدی، موجب تضعیف آن خواهد شد و شرکتها میتوانند ب
ا کوتاه کردن مدت چرخه تبدیل نقدی و مدت جمع آوری حسابهای دریافتنی، سوددهی خود و گردش نقدی را بهبود بخشند57.
صفری (1389) نیز به بررسی رابطه سودآوری واحد تجاری و مدیریت سرمایه درگردش از یک نمونه شامل 99 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1382-1388 استفاده نموده است نتایج این پژوهش نشان میدهد که رابطه منفیای بین سودآوری، که از طریق نسبت سود ناخالص اندازه گیری شده است و چرخه تبدیل وجه نقد و اجزای آن، وجود دارد و از نظر آماری نیز معنیدار است. یافتههای پژوهش بیان میکند که مدیران میتوانند از طریق کنترل صحیح چرخه تبدیل وجه نقد و نگهداری حسابهای دریافتنی، موجودی کالا و حسابهای پرداختنی در یک سطح مطلوب برای واحد تجاریشان سود ایجاد کنند58.
ایزدی نیا و تاکی(1389) برای بررسی رابطه سودآوری واحد تجاری و مدیریت سرمایه درگردش از یک نمونه شامل 99 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1382-1388 استفاده نموده است نتایج این پژوهش نشان میدهد که رابطه منفیای بین سودآوری، که از طریق نسبت سود ناخالص اندازه گیری شده است و چرخه تبدیل وجه نقد و اجزای آن، وجود دارد و از نظر آماری نیز معنیدار است59.
حسن قالیباف اصل (1373)، به بررسی تأثیر ساختار سرمایه (اهرم مالی) بر روی ریسک سیستماتیک(β) سهام عادی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. در این تحقیق، 26 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که در سال 1368، در بورس فعال و دارای هزینه بهره وامهای دریافتی بودند، انتخاب و در فاصله زمان (1372 تا 1386) مورد بررسی قرار گرفت. فرضیات این پژوهش عبارتند از:
1. این ساختار سرمایه (اهرم مالی) شرکت و ریسک سیستماتیک سهام عادی آن شرکت در بورس اوراق بهادار تهران، ارتباط وجود دارد.
2. میزان پراکندگی ریسک سیستماتیک سهام مشاهده شده در شرکتهای اهرمی، بزر گتر از ریسک سیستماتیک غیر اهرمی است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که میانگین بتای غیر اهرمی کوچک تر از میانگین بتای اهرمی میباشد.یعنی با استفاده بیشتر از اهرم (بدهی) ریسک سیستماتیک سهام شرکت در بازار بالاتر میرود.
بنابراین پراکندگی بتاهای غیر اهرمی، با پراکندگیهای بتاهای اهرمی با استفاده از تحلیل انحراف معیار دو جامعه مورد مقایسه قرارگرفت. با توجه به ارقام به دست آمده از تحقیق، انحراف معیار سهام غیر اهرمی کوچکتر از انحراف معیار سهام اهرمی در هر صنعت میباشد.
احمد احمدپور (1377)، در رساله دکترای خود، به بررسی ”آثار اهرم عملیاتی، مالی و اندازه شرکت روی ریسک سیستماتیک سهام عادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق تهران“ پرداخت. نتایج تحقیق نشان میدهد که اهرم مالی روی میزان ریسک سیستماتیک اثر دارد؛ یعنی با افزایش میزان بدهی شرکتها، ریسک سیستماتیک نیز افزایش مییابد. در صورتی که اهرم عملیاتی روی میزان ریسک سیستماتیک اثر ندارد. اندازه شرکت (میزان دارایی) روی میزان ریسک اثر معنادار دارد. به عبارت دیگر هر اندازه میزان دارایی شرکتها بیشتر باشد، ریسک سیستماتیک آن کاهش مییابد.
نوروش و عباس وفادار ( 1378 ) به بررسی سودمندی اطلاعات حسابداری در ارزیابی ریسک بازار شرکتها در ایران پرداختند. در این تحقیق، تعدادی از نسبتهای مالی از جمله نسبتهای سود خالص به حقوق صا حبان سهام، دارایی جاری به بدهی جاری، فروش به حقوق صاحبان سهام و جمع داراییها به عنوان نمادهایی از اطلاعات حسابداری انتخاب شدهاند و رابطه آنها با ریسک بازار 39 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مورد آزمون قرار گرفته است. چهارچوب زمانی این تحقیق، از ابتدای سال 1375 تا پایان سال 1376 میباشد. نتایج حاصل، رابطه معنیداری بین نسبت سود خالص به حقوق صاحبان سهام و ریسک بازار شرکتها در سطح اطمینان 95 درصد را نشان میدهند. این نسبت مالی9/14 درصد از تغییرات در ریسک بازار شرکتها را اندازه گیری میکند. سایر نسبتهای مالی بدون رابطه معنیدار با ریسک بازار شرکتها بودهاند. نتایج به دست آمده بیانگر این مطلب است که در ایران اطلاعات تاریخی حسابداری به طور کامل در قیمت اوراق بهادار انعکاس نمییابد. به بیان دیگر، بورس اوراق بهادار تهران از کارآیی لازم برخوردار نیست.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق دربارهحقوق بشر، حقوق بین الملل، مصونیت دولت، قواعد آمره

2-3-2- پژوهشهای خارجی
گرابلاسکی (1976) نشان داد رابطه مهمی بین ارزیابیهای مختلف موفقیت و به کارگیری سیاستهای سرمایه درگردش وجود دارد. مدیریت گردش وجوه و چرخه تبدیل به پول نقد، یک مؤلفه مهم مدیریت مالی همه شرکتها، به ویژه شرکتهایی است که محدودیت سرمایه دارند و بیشتر بر منابع مالی کوتاه مدت تکیه دارند.
اسمیت60 (1985) در ادامه مطالعات خود دریافت که مدیریت سرمایه درگردش موضوعی بسیار مهم میباشد، زیرا بر سودآوری و ریسک تاثیر بسزایی دارد و متعاقبا بر ارزش شرکت نیز تاثیرگذار است. وی همچنین مشاهده کرد، مدیریت سرمایه درگردش با مشکلاتی مواجه است که در مدیریت داراییهای جاری، بدهیهای جاری و ارتباط بین آنها ریشه دارد.
وست هد و هورث61 (2003) نشان دادند که در واحدهای تجاری کوچک و در حال رشد، یک مدیریت کارآمد سرمایه در گردش، مؤلفه اصلی موفقیت، تداوم فعالیت، سوددهی و نقدینگی است. آنها ادعا کردند که شرکتهای کوچکتر باید به منظور کاهش احتمال ورشکستگی تجاری و نیز افزایش عملکرد تجاری، یک سری برنامههای رسمی مربوط به مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ کنند.
تروئل و سولانو62 (2004) به بررسی مدیریت سرمایه درگردش و نقش آن بر سودآوری شرکتها پرداختند. دوره مورد بررسی آنها هفت سال(
2002-1996) میشد. آنها دریافتند که کاهش چرخه تبدیل وجه نقد، موجب بهبود در سودآوری شرکت میشود. آنها بیان کردند مدیریت سرمایه درگردش، از آن جهت مهم است که بر سودآوری و ریسک شرکت تاثیر گذار میباشد و متعاقبا موجب ارزش آفرینی در شرکت نیز میشود.
الجلی63 (2004) بیان میکند که مدیریت سرمایه درگردش موثر، شامل برنامه ریزی و کنترل داراییهای جاری و بدهیهای کوتاه مدت میباشد، به صورتی که ریسک عدم توان ایفای تعهدات کوتاه مدت حذف شده و از سویی باعث جلوگیری از سرمایهگذاری مازاد در این گونه داراییها میگردد.
در مطالعه دیگری توسط بانک فدرال ( 2008 ) روشهای مطلوب برای مطالعه سرمایه درگردش جهت کاهش ریسک و دستیابی به حداکثر بازده مورد بررسی گرفت. نتایج بیانگر آن بود که راهبردهای سرمایه درگردش به منظور کاهش ریسک بایستی در زنجیره فعالیتهای شرکت در نظر گرفته شوند.
افزا و نظیر64 (2009) شواهدی بدست آوردند که نشان میدهد، شرکتها با دانستن تعریف سرمایه درگردش و جایگاه آن، میتوانند ریسک خود را

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید