دانلود پایان نامه

از سرمایهگذاری در موجودی یا اعطای بیشتر اعتبار تجاری باشد سودآوری شرکت ممکن است کاهش یابد.
هر چقدر دوره تبدیل وجه نقد کمتر باشد نشان دهنده این است که شرکت وضعیت نقدینگی بهتری دارد(خرم نژاد 1386). هنگام استفاده از این معیار باید به نکات زیر توجه شود.
برای محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد تاخیر در پرداخت حسابهای پرداختنی از دوره عملیات کسر میشود. لذا هرچه دوره تاخیر در حسابهای پرداختنی بیشتر باشد چرخه تبدیل وجه نقد کوتاهتر میشود. و ظاهرا کوتاهتر بودن چرخه تبدیل وجه نقد نشان دهنده وضعیت مناسبتر نقدینگی است در حالی که تاخیر در پرداخت حسابهای پرداختنی میتواند دلیل نامناسب بودن وضعیت نقدینگی باشد. هر چه این تاخیر بیشتر باشد وضعیت نامطلوبتر است ولی هنگامی که این رقم را در محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد به کار میبریم نتیجه متفاوت حاصل میشود. یعنی تاخیرهای طولانیتر موجب کمتر شدن چرخه تبدیل وجه نقد و نشان دهنده نقدینگی مناسب است. بنابراین، تناقض احتمالی مذکور میباید به گونهای مرتفع شود.
در معیار چرخه تبدیل وجه نقد به مانده وجه نقد شرکت توجهی نمیشود. لذا علاوه بر وجه نقد مورد نیاز شرکت مازاد بر حد مطلوب وجه نقد شرکت میبایست مورد توجه قرار گیرد.
در معیار چرخه تبدیل وجه نقد صرفا طول دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت مد نظر قرار میگیرد و به مقدار آن توجهی نمیشود. اگر دو شرکت را در نظر بگیریم که دوره تبدیل وجه نقد آنها دو ماه است ولی حسابهای پرداختنی شرکت اول 90% مجموع مطالبات و موجودی کالا باشد و برای شرکت دوم این نسبت 50% باشد. بدیهی است که شرکت اول حجم تعهدات بیشتری نسبت به حجم داراییهای جاری قابل تبدیل به نقد دارد در مقایسه با شرکت دوم که این نسبت کمتر است، وضعیت نقدینگی نامناسبی دارد که در شاخص چرخه تبدیل وجه نقد به آن اشارهای نمیشود.

2-2-11-1- دوره وصول مطالبات
دوره وصول مطالبات، معیاری برای سنجش مدت زمان لازم برای وصول نقدی مطالبات حاصل از فروش مشتریان محسوب میشود. دوره وصول مطالبات کارائی واحد انتفاعی را در وصول وجوه مرتبط با فروشهای نسیه نشان میدهد. علاوه بر این، نسبت مورد بحث میتواند سیاستهای اعتباری واحد انتفاعی را نیز منعکس کند. چنانچه مدت زمان بیشتری به مشتریان فرصت داده شود تا بدهی خود را بپردازند، دوره وصول مطالبات نیز بیشتر خواهد بود. طولانی بودن نسبی دوره وصول مطالبات الزاما پدیدهای منفی محسوب نمیشود؛ زیرا سخت گیری بیش از حد در مورد وصول سریع مطالبات میتواند به کاهش فروش منجر گردد.
به طور کلی، هدف اصلی مدیران شرکتها، افزایش ارزش شرکتشان میباشد. در این رابطه مدیریت حسابهای دریافتنی میتواند در تحقق این امر موثر باشد. بسیاری از مدلهای مدیریت داراییهای جاری که در ادبیات مدیریت مالی گنجانده شده است فرض میکنند که افرایش سود دفتری هدف اصلی تامین مالی میباشد، که این مدل، افزایش سود دفتری، بایستی با سایر اهداف مرتبط شود(مثل افزایش ارزش شرکت) راهکارهای افزایش ارزش شرکت همواره با ریسک و عدم اطمینان همراه است. یک افزایش در حسابهای دریافتنی در یک شرکت هم باعث افزایش سرمایه درگردش و هم باعث افزایش هزینه نگهداری و مدیریت حسابهای دریافتنی میشود. که این هزینهها ارزش شرکت را کاهش میدهد. اما یک سیاست درست در مدیریت پرتفوی حسابهای دریافتنی میتواند ارزش شرکت را افزایش دهد(احدی سرکانی، صادقی و باقری نسب 1387).
نتایج پژوهشات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه درگردش نشان دهنده این است که بین دوره وصول مطالبات و سودآوری شرکتها رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. و مدیران شرکتها میتوانند با کاهش دوره وصول مطالبات در حد مطلوب سودآوری شرکتها را افزایش دهند.
برای تعیین دوره وصول مطالبات، متوسط حسابهای دریافتنی را بر فروش تقسیم کرده و در 365 ضرب میکنیم.

2-2-11-2- زیاد بودن مانده مطالبات
وقتی در ترازنامه مطالبات خارج از تناسب و بزرگ باشند علل بسیاری میتواند داشته باشد که در تجزیه و تحلیل باید علت یا علل اصلی آن تعیین شود. اهم این علل به شرح ذیر است:
متورم بودن حسابهای دریافتنی به علت وجود مطالبات لاوصول.
افزایش حجم فروش در روزهای پایان سال مالی.
فصلی بودن فروش محصول و تنظیم ترازنامه در حین فصل فعالیت که توجه معطوف فروش است و مطالبات بعدا وصول خواهد شد.
فروش مقدار زیادی کالا به یکی از خریداران درست قبل از تنظیم ترازنامه.
اگر در مطالبات تجاری مطالبات غیر تجاری نظیر بدهی مدیران و سفتههای گرفته شده بابت اعطای وام منظور شده باشد باید از این حساب خارج شود و مطالبات صرفا ناشی از فروش کالا به نسیه باشد.
همچنین افزایش مطالبات ممکن است در نتیجه فروش به اقساط و یا در اثر این باشد که صورتحسابهای فروش هر چند وقت یکبار تنظیم و برای خریداران ارسال میشود.

2-2-11-3- کم بودن مانده مطالبات
وقتی مانده مطالبات ناچیز و کم باشد غیر عادی محسوب و باز احتیاج به تجزیه و تحلیل دارد.
کم بودن مانده حساب میتواند ناشی از علل زیر باشد:
اجتناب از فروش نسیه و قسطی در اواخر دوره مالی.
کوتاه بودن سررسید فروش نسیه و یا محدود کردن فروش به نقدی.
پشتکار و فعالیت دستگاه وصول مطالبات.
نوسانات فصلی فروش.
در موسساتی که واحد وصول جداگانه دارند ممکن است قسمتی از مطالبات را برای وصول به این واحد انتقال دهند و از جمع حساب بکاهند که طبعا عملی نادرست است و به هر صورت دیگری که این
رقم را نشان دهند به درک ماهیت حساب لطمه میزند. این عمل از موارد حساب آرایی به شمار میآید.

2-2-11-4- دوره واریز بستانکاران
دوره واریز بستانکاران مدت زمانی را که طول میکشد تا حسابهای پرداختنی تسویه شوند را بیان میکند. معمولا دوره واریز بستانکاران را برای دو منظور مورد استفاده قرار میدهند:
یکی برنامه ریزی پرداختها و تهیه بودجه نقدی و دیگری مقایسه آن با مهلتهائی که فروشندگان مواد اولیه و کالا برای دریافت مطالبات خود تعیین میکنند. تاخیر در پرداخت به فروشندگان مواد و کالا این اجازه را به شرکت میدهد که کیفیت محصول خریداری شده خود را انتخاب کنند. همچنین این امر یک منبع تامین مالی ارزان و قابل انعطاف برای شرکت محسوب میشود. از طرف دیگر، تاخیر در پرداخت صورت حساب در صورتی که پرداخت زودتر صورت حسابها شامل تخفیف باشد ممکن است برای شرکت هزینه آور باشد(احدی سرکانی، صادقی و باقری نسب 1387).
نتایج پژوهشهای انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه درگردش نشان دهنده این است که بین دوره واریز بستانکاران و سودآوری شرکتها رابطه معکوس معناداری وجود دارد. از طرف دیگر این نتیجه میتواند بیانگر این نکته باشد که شرکتهایی که سودآور میباشند دوره واریز بستانکاران کوتاه تری دارند.
برای تعیین دوره واریز بستانکاران، متوسط حسابهای پرداختنی را بر بهای تمام شده کالای فروش رفته تقسیم کرده و در 365 ضرب میکنیم.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع مقاله درمورداجاره رحم، قانون مدنی، قرآن کریم، علوم تجربی

2-2-11-5- دوره گردش موجودی کالا
در حال حاضر اقتصاد جدید به طور قابل ملاحظهای صنعتی شده است. مشکلات تامین مالی و ملاحظات سرمایه درگردش باعث شده است که شرکتها از طریق اعمال کنترلهای مناسب دیدگاه جدیدی نسبت به موجودیهای خود داشته باشند. گزارشها و تحلیلهای آماری به روشنی بیانگر این است که داشتن سطح بهینه از موجودیها و اعمال کنترلهای مناسب بر موجودیها از طریق، کاهش هزینه سرمایه گذاری در موجودیها و همچنین کاهش هزینه نگهداری موجودیها امکان پذیر میباشد. از این رو عرضه و تحویل به موقع کالاها به مشتریان و همچنین کاهش هزینه نگهداری و سرمایه گذاری در موجودیها یکی از چالشهای مهم مدیران میباشد. که این امر از طریق اقدامات مناسب میتواند مرتفع شود.
به طور کلی، دوره گردش موجودیها بیانگر مدت زمانی است که طول میکشد تا کالاها فروخته شود. معمولا کالا را مترادف موجودی جنسی به کار میبریم و به این تعبیر شامل مواداولیه، کالای در جریان ساخت، و کالای ساخته شده میشود و ملزومات تولید را هم در بر میگیرد. از طرف دیگر، نگهداری موجودی کالا معمولا به منظور جبران نوسانات تحویل کالا و جلو گیری از اتمام بی موقع آن انجام میگردد. دفعات کم گردش کالا، به معنای سرمایه گذاری نسبتا زیاد در موجودی کالا است(در مقایسه با مبلغ فروش). نگهداری کالا بیش از سطح لازم، باعث حبس منابع مالی در موارد غیر مولد خواهد شد. از طرف دیگر، چنانچه دفعات گردش کالا خیلی زیاد باشد، به معنای آن است که موجودی کالا در سطحی نسبتا کم و غیر کافی نگهداشته میشود و میتواند به طور مکرر موجب اتمام موجودی و از دست دادن مشتریان بشود. هدف واحد انتفاعی قاعدتا باید این باشد که سطح موجودی کالا را در حدی مطلوب نگهدارد که نه باعث به کارگیری منابع مالی در موارد غیر مولد و نه باعث از دست دادن مشتریان شود. همچنین نتایج پژوهشهای انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه درگردش نشان دهنده این است که بین دوره گردش موجودیها و سودآوری شرکتها رابطه معکوس معناداری وجود دارد. و مدیران شرکتها میتوانند با کاهش دور گردش موجودیها در حد مطلوب سودآوری شرکت را افزایش دهند(احدی سرکانی، صادقی و باقری نسب 1387).
برای تعیین دوره گردش موجودی کالا، متوسط موجودی کالا را بر بهای تمام شده کالای فروش رفته تقسیم نموده و در 365 ضرب میکنیم.

2-2-11-6- زیاد بودن موجودی کالا
زیاد بودن موجودی کالا ممکن است به علل زیر باشد:
اقلامی از کالا منسوخ و کهنه و غیر قابل فروش و یا ندرتاً مورد تقاضا باشد.
مقدار زیادی کالا برای تحصیل سود بیشتر در آینده، گردآوری و انبار شده است.
ممکن است شرکت تولیدی، سفارشهای زیادی گرفته و برای تولید کالا، مواد اولیه و ملزومات تولید را قبل انبار کرده باشد.
پیش بینی کاهش تولید ممکن است سبب آن شده باشد که برای حفظ بازار کالا قبلا ذخیرهای ایجاد نمایند.
ممکن است روش ارزیابی و قیمت گذاری کالا تغییر پیدا کرده و در نتیجه رقم بزرگتری برای تقریبا همان مقدار موجودی سابق منظور شده باشد.
بالا بودن موجودی ممکن است نتیجه فصلی بودن فعالیت و نوع کار موسسه باشد.

2-2-11-7- کم بودن موجودی کالا
بعضی از علل کم بودن موجودی کالا به شرح زیر است:
گاهی به غلط پیش دریافت بابت فروش را از موجودی کالا کم میکنند و مانده را در حساب کالا مینویسند در حالی که اصولا میباید کالا بدون کم و زیاد و آن چنان که هست در حساب دارایی جاری منظور و پیش دریافت در حساب بدهی جاری آورده شود.
کم بودن موجودی ممکن است ناشی از به تاخیر انداختن ثبت خریدها تا پس از تهیه صورتهای مالی باشد که به این ترتیب بخواهند وضع مالی و نسبت جاری را بهتر نشان دهند.
هر چند منظور داشتن خرید در دارایی و دین ناشی از آن در بدهی به اصطلاح “جمعا خرجا” یکدیگر را تهاتر میکنند ولی در محاسبه نسبت جاری که قاعدتاً میباید دارایی جاری دو برابر یا بیشتر از بدهی جاری باشد اثر یکسان ندارد. این عمل به هر دلیل انجام شده باشد نادرست و غیر قابل قبول است.
ممکن ا
ست پایین بودن موجودی کالا به رعایت محافظه کاری در ارزیابی و قیمت گذاری آن و یا از روش بکار رفته در تعیین موجودی، ناشی شده باشد.
ممکن است کمیابی مواد اولیه سبب پایین آمدن موجودی شده و یا به اعتبار خرید و تهیه مواد اولیه یا کالا به طور نسیه لطمه وارد گردیده باشد.
ضمنا باید به ماهیت کار و طرز عمل شرکت توجه دقیق داشته باشیم زیرا پایین بودن موجودی کالا ممکن است ناشی از نحوه کار واحد تجاری باشد.

2-2-12- ارتباط بین متغیرها پژوهش
2-2-12-1- ارتباط ریسک عملیاتی و ریسک بازار
نگاهی ساده و گذرا به حوزه سازمانهای پولی و مالی مشخص میکند که ساختار سازمانی مناسب و فرایندهای مدیریت ریسک مورد نیاز برای ریسکهای بازار و اعتباری سالهاست در بیشتر بانکها ایجاد شده است. در بیشتر موسسات پولی و مالی در این زمینهها رویکردهای مشابهی مشاهده میشود و این در حالی است که بازهم به طرزی مشابه امور مرتبط با مدیریت ریسک عملیاتی در حال گذار از مراحل اولیه تکوین است.
اگر مجموعه عناصری را که هریک از ریسکهای بازار، اعتباری و عملیاتی با آن سروکار دارند


دیدگاهتان را بنویسید