مورد استقلال دادگاه ها بیان گردید دعوی مسئولیت مدنی دارای ارکان خاص خود بوده که ارتکاب تقصیر یکی از آنهاست و رکن های دیگر آن یعنی ورود ضرر ورابطه سببیت بین آن و تخلف انتظامی وکیل از سوی دیگر باید به اثبات برسد بنابراین دادگا های حقوقی آراء مراجع انتظامی را در حد یک دادگاه اختصاصی برای احراز تقصیر او می توانند مورد لحاظ قرار دهند نه بیش و زیان دیده از تخلف انتظامی وکیل دادگستری باید ورود خسارت را توام با وجود رابطه سببیت بین آن و تخلف انتظامی وکیل نیز به اثبات رساند.

بدیهی است این مطلب بدان معنا نیست که برای طرح دعوی مسئولیت مدنی الزاما زیان دیده از تخلف انتظامی ناگزیر است قبلا از طریق شکایت انتظامی تقصیروکیل را درانجام وظایف خود به اثبات رساند بلکه برعکس هر زیان دیده از اعمال زیانبار وکیل می تواند مستقیما به دادگاه های حقوقی مراجعه و دادخواهی نماید در این صورت دادگاه برای احراز صحت دعوی ناگریز خواهد بود ارتکاب تقصیر وکیل را نیز شخصا احراز کند.
اما این سوال هنوز مطرح می باشد که آیا در صورت عدم احراز تخلف انتظامی وکیل توسط مراجع انتظامی وکلا زیان دیده می تواند در قالب دعوی مسئولیت مدنی یک بار دیگر موجبات رسیدگی به تخلف وی را در دادگا های حقوقی فراهم نمایند؟
به اعتبار اینکه دامنه شمول اعتبار امر محکوم بها را تا کجا می توان تسری داد این سوال پاسخهایی متفاوتی را به دنبال دارد زیرا تاسیس مراجع انتظامی وکلا به موجب قانون بوده و تصمیمات آنها را در حد صلاحیت خود باید معتبر و قانونی شمرد و وانگهی چون آراء را نمی توان بکلی در احراز تخلف نادیده گرفت. لیکن از آنجایی که در احراز تخلف وکیل از نظامات آیین نامه ای در برخی موارد فضای حاکم بر رسیدگی شبیه شرایط حاکم بر دادگا های جزایی از جهت احراز سوء نیت وعمد وکیل در تخلفات ارتکابی می باشد ولی در دعاوی مسئولیت مدنی صرف اثبات تقصیر مرتکب قطع نظر از عمدی یا غیر عمدی بود ن آن کافی است از این جهت می توان پاسخ فوق را مثبت دانست.

4-1- تعهد وکیل به صداقت و راستگویی نسبت به موکل
صداقت در گفتار و کردار برای انسان،در هر موقعیت شغلی که باشد، یک تکلیف اخلاقی و مذهبی است که تخلف از آن گناه تلقی می شود.نفوذ این ارزش در اعماق وجدانها به حدی است. که افراد لاابالی جامعه نیز، در روابط اجتماعی خودفانتظار دارند دیگران با آنها صادقانه برخورد نمایند. لیکن این خصلت این خصلت در مورد حرفه وکالت که اساس آن مبتنی بر اعتماد موکل به صداقت و امانت داری است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است خاصه آنکه در شرایط موجود که حقایق باید از برخورد استدلالهای متضاد کشف گرددف غالبا صداقت وکیل مورد تردید قرار می گیردف زیرا هنگامی که وکیل براساس توجیهات گارشناسی خود، آماده پذیرش وکالت هر یک از دو طرف دعوی باشد،این توهم ایجاد میگردد که وی بیشتر نقش یک بازیگر را ایفا می کند تا یک شخص معتقد به اصول عدالت را.
برای گریز از بدگمانی، رویه براین است که وکیل باید،پیش از قبول وکالت دعوایی، مانند یک قاضی بی طرف بدون تعصب نسبت به هر یک از طرفین، به موضوع مورد اختلاف بنگرد و چون موکلین معمولا در بیان مطلبف حقایق را آنگونه که خود می اندیشید، برای وکیل بازگو می کنند و در بسیاری موارد از ذکر نکاتی که حقانیت آنان را معرض تردید قرار دهد، خودداری می نمایند، لازم است وکیل با طرح سوالهای ظریف، بی آنکه اثری از اعتماد خود را به اظهارات موکل نشان دهد، حقیقت را در لا به لای پاسخ های وی کشف نماید، حتی فرض خوش بینانه این قضیه این است که موکلین فاقد اطلاعات و تجربه حقوقی، قدرت تشخیص نکات مهم قضیه را از بعد حقوقی ندارند و فقط مطلبی را که به نظر خودشان مفید است با اهمیت تلقی نمایند و آن را با وکیل در میان بگذارند
اهمیت در مسئله بقدری است که دادگاههای اتریش قصور وکیل را در کشف حقیقت از طریق موکل موجب مسئولیت وی دانسته اند.117
تحقیق برای کشف حقیقت، به معنای تردید در اصالت اسنادی که موکل به وکیل خود ارائه می دهد، و یا صحت مطالبی که او در مورد زمان و مکان وقوع حادثه، ویا عیوب کالایی که دریافت کرده است ،بیان میدارد و بطور کلی حسن نیت او در دعوی نیست، زیرا نه تنها دسترسی وکیل به این حقایق دشوار می باشد، چنانچه وکیلی تا این حد به گفتار موکل خود تردید نشان دهد، موجب سوء ظن متقابل او نسبت به خود می گردد. لیکن کشف مسلیل مربوط به نوع قرارداد و محل انعقاد آن و طرف دعوی از وظایف وکیل است که باید قبل از فبول وکالت از طریق تحقیق از وی اطلاعات لازم را کسب نماید زیرا این قبیل مسائل ازعهده تشخیص افراد غیر حقوقدان خارج است ونمی توان در مورد آنها به اطلاعات خامی که موکل بیان می نماید اکتفا نمود.

در ماده 45 قانون وکالت مقرر شده
وکلا باید اثر قانونی عدم پیشرفت دعوی موکل را که نسبت به آن قبول وکالت می نمایند،اعم از امور حقوقی و جزایی، مخصوصا در اقامه دعوایی جزایی و دعاوی جعل و اعسار، قبل از تنظیم قرارداد حق الوکاله، به موکل خاطر نشان نماید

هر چند منطوق این مادهف در مقام بیان تعهد وکیل مبنی برخاطر نشان کردن اثر عدم پیشرفت دعوی است، لیکن تلویحا متضمن این معنا نیز هست که وکیل باید بطور کلی امکان پیشرفت دعوی را برای موکل خود، صادقانه بیان نماید، زیرا چنانچه موکل براساس گفتار وکیل خود، از عدم حصول نتیجه مطلوب ، در دعوایی که قصد اقامه آنرا دارد، اطمینان یابد،قطعا حاضر به تنظیم قرارداد وکالت نسبت
به یک موضوع عبث نخواهد بود
به همین دلیل در مواردی که شانش پیشرفت دعوی بطور کلی وجود ندارد،این بیان وکیل که امکان پیشرفت دعوی زیاد نیست دلیل عدم صداقت وکیل تلقی شده است. این مورد یک اماره درصورت بروز اختلاف بین وکیل و موکل علیه وکیل جاری است، زیرا فرض این است که هیچ موکل معقولی،در صورت آگاه بودن از نتیجه دعوی و یا احتمال قوی بر نتیجه بودن آن، حاضر به تقبل هزینه های مربوط به آن نمی گردد.

4-1-1- تعهد وکیل به صداقت داشتن در برابر موکل
با توجه به اینکه وکیل دادگستری خدمات حقوقی متنوعی به مراجعین خود ارائه می دهد از قبیل مشاوره حقوقی تنظیم اسناد و قراردادهای دو و چند جانبه قبول وکالت در دعاوی و در برخی موارد قبول داوری در اختلافاتی که طرفین علاقمند به حل و فصل آنها در خارج از دستگاه قضایی هستند بنابراین تعهد وی در رعایت صداقت حرفه ای در هر یک از موقعیت های ذکر شده جداگانه ای باید مورد بررسی واقع شود.
4-1-1-1- تعهد وکیل به صداقت داشتن در موقعیت مشاوره
لزوم صداقت در مشاورات حقوقی ایجاب می نماید که وکیل نسبت به موضوع مشاوره بی غرضانه اظهار نظر نماید و حقایق مربوط به انرا منصفانه بیان کند تا طرف مشاوره در موضوع گیریهای خود دچار اشاباه نگردد.118
بنابراین کتمان ضعف مو قعیت قانونی وی که منجر به تشویق و تحریض ناروای او به طرح دعوی یا اقدامات قضایی دیگر گردد از موارد نقض تعهد مربوط به رعایت صداقت حر فه ای است.
در موردی که موضوع مشاوره دارای ابعاد اقتصادی و سیاسی نیز می باشدوکیل باید این موضوع را به طرف مشاوره خود خاطر نشان سازد و چنانچه شخصا از پیش بینی آثار و تبعات غیر حقوقی آن عاجز است ضرورت مشاوره با افراد صاحبنظر در این زمینه را به وی تذکر دهد.
طبق قاعده4-1 از (modele rule)119 آمریکا حتی در مواردی که طرف مشاوره وکیل یا موکل وی راسا تصمیمی اتخاذ می نماید که انجام ان از نظر قضایی به زیان او تمام خواهد شد و وکیل وی از جریان ان اگاه می باشد سکوت و بی تفاوتی او از موارد مسئولیت وکیل محسوب می گردد وچنین وکیلی فقط در صورتی می تواند از مسئولیت ناشی از نابخردانه طرف مشاوره یا موکل خود مبری شناخته شود که اثبات نماید آثار عمل خلاف موکل خود را قبلا به وی گوشزد کرده است.
توجیه مسئولیت وکیل در چنین مواردی بر اسا تایید ضمنی اقدام موکل استوار است.خاصه انکه وکیل در موقعیت حرفه ای خود در دستگاه قضایی مسئولیت صیانت از قانون و اجرای عدالت را نیز دارا می باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق دربارهحقوق بشر، حقوق بین الملل، مصونیت دولت، قواعد آمره

4-1-1-2- تعهد وکیل به رعایت صداقت در تنظیم سند
در این موقعیت وکیل باید حافظ منافع اطراف قرار داد باشد و خود را امانتدار همه انها بداند.مواد قرار داد تنظیم شده را با بیانی ساده برای افراد عادی قابل درک و فهم باشد به انان تفهیم نماید و همه اثار وتبعات قانونی تعهدات متقابل طرفین قرارداد را توضیح دهد .قصور وکیل از انجام این مهم ممکن است قرینه بر عدم صداقت وی تلقی گردد. به همین دلیل بند2-2 از(model role)ایالات متحده امریکا برای حصول اطمینان از رعایت اصل صداقت در تنظیم قراردادها توسط وکیل احراز سه شرط ضروری دانسته است:
1-وکیل باید صراحتا امتیازاتی را که با تنظیم یک قرارداد معین هریک از طرفین کسب می نمایند و نیز تعهدات متقابلی که برای انان از قرار داد ناشی می شود برای ایشان توضیح دهد. به طوری که طرفین قرارداد بر اساس توضیحات وکیل با اگاهی کامل بتوانند در مورد رد یا قبول چهار چوب قرارداد پیشنهادی وکیل اتخاذ تصمیم نمایند.
2-وکیل باید شخصا از توازن و تعادل امتیازات طرفین قرارداد اطمینان حاصل نماید و چنانچه در پاره ای از موارد رعایت این توازن به جهتی از جهات امکان پذیر نباشد دلیل توجیهی آنرا در قراردادها منعکس نماید.بنابراین هر گونه عدم توازن قراردادی در اسنادی که وکیل تنظیم می نماید موجب می گردد که صداقت وی در تنظیم انها مورد سوء ظن واقع شود.
3-وکیل می بایست از اعتماد طرفین قرارداد و تفویض این اختیار از ناحیه انان بخود در تنظیم قرارداد اطمینان حاصل نماید و مخصوصا این نکته را به انان تذکر دهد که تکلیف مربوط به وفاداری وکیل به موکل و نیز الزام قانونی وی به حفظ اسرار انان در چنین مواردی قابل اعمال نمی باشد وچنانچه قراداد مزبور منجر به بروز اختلاف بین طرفین شود وی می تواند حسب مورد به نفع یکی از انان شهادت دهد یا مطالبی را که به عنوان اسرار طرفین و مرتبط با قرارداد تنظیمی بوده است به دستور مقامات قضایی افشاء نماید.
لیکن در حقوق امریکا چنین وکیلی طبق بندmodel code 2-2(c) قبول وکالت یکی از طرفین قرارداد را ندارد.

4-1-1-3- تعهد وکیل به رعایت صداقت در وکالت دعاوی
علاوه بر انچه که قبلا در این باره بیان گردید تعهد وکیل به صداقت در قبول وکالت اشخاص چهره های متفاوتی به خود می گیرد که می توان انرا به شرح زیر خلاصه نمود:
1-وکیل باید به توانایی های علمی خود برای دفاع از دعوایی که به او ارجاع می گردد اطمینان داشته باشد و در صورت نا کافی بودن اطلاعات وی در موضوع دعوی با صداقت به عجز خود از انجام موضوع وکالت اقرار نماید وصراحتا این مطلب را به موکل خود اعلام نماید.
در حقوق کشور بلژیک این تعهدراتعهد پیش قراردادی
(pre-contractual obligation) وکیل می دانند. به همین دلیل مسئولیت ناشی از نقض آنرا از نوع مسئولیت غیر قرادادی می شمارند.120
بنابراین چنانچه که وکیل علیرغم عدم توانایی علمی و مهارت فنی خود وکالت دعوایی را بپذیرد و دعوی مزبور به جهت ضعف علمی وکیل و ایراداتی که
به کیفیت طرح آن وارد بوده است منجر به نتیجه مطلوب نگردد و حق مورد مطالبه در طول دادرسی مشمول مرور زمان گردد وکیل مسئول جبران خسارتی که از این جهت متوجه موکل می شود خواهد بود.
2-همانگونه که در مورد پزشکان آگاه نمودن مریض از عواقب و خطرات اعتمال ناشی از عمل جراحی یک وظیفه شغلی برای پزشک تلقی می گردد چنانچه علیرغم تکلیف قانونی مندرج در ماده45 قانون وکالت عدم موفقیت در پیشرفت دعوی توسط وکیل برای موکل تببین نشود این اقدام از باب غرور منشاء مسئولیت وکیل در برابر موکل خواهد بود زیرا در هر مورد که بر اثر جهل بواقع زیانی متوجه کسی گردد و عامل این جهل تدلیس دیگری باشد مغرور کننده ضامن خسارت وارد به مغرور می باشد.121 هر چند مسئولیت چنین وکیلی را با قاعده تسبیب نیز می توان توجیه نمود.
حتی در مواردی که مغرور کننده قصد فریب نیز نداشته باشد لیکن اعمالی که انجام می دهد باعث غرور دیگری شود باز هم مسئول جبران خسارت ناشی از غرور می باشد زیرا رابطه عرفی بین

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید