موانع تجاری‌سازی دانش

جنبه عمده انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت شامل ملاحظات مربوط به فعالیت ها، انگیزه‌ها و ادراکات دانشمندان، مدیران اجرایی دانشگاه و شرکت کارآفرین ها است. انگیزه اولیه دانشمندان دانشگاهی، شناخته شدن در جوامع علمی است که عمدتاً از انتظار در مجلات سطح بالا، ارائه در کنفرانس های معتبر و امتیازات پژوهشی ناشی می‌شود. اعضای هیات علمی ممکن است توسط منافع مالی شخصی و تمایل به حالات اضافی مطمئن برای پژوهشگران ارشد و تجهیزات آزمایشگاهی نیز برانگیخته شوند. فعالیت ها و انگیزه‌های شرکت ها و کارآفرینان نسبتاً واضح است، آن‌ها دنبال تجاری‌سازی فناوری های مبتنی بر دانشگاه برای منافع مالی هستند که برای انجام آن، تمایل به داشتن حقوق انحصاری برای فناوری های ساخته‌شده دارند. در مجموع می‌توان گفت که موانع زیادی بر سر راه اثربخشی انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت وجود دارد که شامل: تقابل فرهنگ ها، عدم انعطاف بوروکراتیک، سیستم‌های ضعیف پاداش دهی و مدیریت غیر اثربخشی دفاتر انتقال فناوری دانشگاه‌ها می‌باشد. (والدمن و همکاران، 2003).

در میان علل عدم همکاری شرکت ها با دانشگاه‌ها، شرکت ها به اختلافات موجود به اهداف دو طرف، طولانی بودن زمان پژوهش های دانشگاهی، تمرکزهای متفاوت و در نتیجه سؤالات پژوهشی متفاوت مد نظر دو طرف، تفاوت های فرهنگی و دشواری های موجود در رویه‌های آشکار کردن علم عمومی اشاره می‌کنند. بعلاوه در برخی بخش‌ها نیز ملاحظه می‌شود که دانشگاه‌ها نسبت به صنعت عقب تر هستند، به این صورت که فارغ‌التحصیلان آن‌ها آشنایی با پیشرفت های اخیر صنعت ندارند. (فونتانا و همکاران، 2006). برخی از پژوهشگران نیز مشکلات موجود در تجاری‌سازی را چنین بر می شمرند. ارتباط بین اکتشاف مبنی بر فناوری و فرصت‌ها، ارائه فناوری به رهبران اندیشه، پرورش فناوری، منابع مورد نیاز برای ارائه موفق، مقبولیت بازار و انتقال منافع و انتقال ابزارهای مناسب کسب‌وکار (اسپیلینگ، 2004).

پس گاهی اوقات فرا گرد انتقال دانش از دانشگاه به مشتریانشان با موانعی روبروست که برخی از عمده‌ترین آن‌ها از نظر ما به شرح ذیل است:

  1. مدیریت غیر اثربخش مالکیت دارایی فکری دانشگاه: افزایش اخیر در انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت که از طریق انتقال فناوری مدیریت می‌شود، منجر به رشد مداومی در وقوع پیچیدگی پژوهش های مشارکتی بین دانشگاه و شرکت ها و در نتیجه تنش و عدم کارایی قابل‌ملاحظه‌ای در مدیریت دارایی فکری دانشگاه شده است؛ زیرا مدیریت رسمی مجموعه‌ای از دارایی های فکری دانشگاهی، پدیده‌ای نسبتاً جدید است. (والدمن و همکاران، 2003).
  2. مخالفت برخی دانشگاهیان با انتقال تجاری دانش: برخی از دانشمندان و صاحب‌نظران به پارادایم کارآفرینانه به عنوان تهدیدی برای تمامیت سنتی دانشگاه‌ها می‌نگرد و معتقدند که باید با گرایش به کارآفرینی در دانشگاه‌ها مقابله کرد؛ زیرا منافع مالی می‌تواند منجر به از بین رفتن دانشگاه به عنوان منتقد مستقل جامعه گردد. (وبستر و همکاران، 2000).
  3. عدم انگیزه پژوهشگران در تجاری‌سازی یافته‌ها و اختراعات خود: یکی از موضوعات مهم و پیش روی دانشگاه‌ها این است که آیا پژوهشگران انگیزه کافی برای اعلام اختراعات خود و مشارکت در توسعه بیشتر آن از طریق توافقنامه‌های واگذاری امتیازدارند؟(دبیکر و همکاران، 2005).
  4. فرهنگ دانشگاه: یکی از موانع عمده در فرا گرد تجاری‌سازی دانش، فرهنگ دانشگاهی است (پیرنای و همکاران، 2002). اغلب فرهنگ دانشگاه تحت تسلط انتشار یا نابودی است و این فرهنگ ماهیت باعث می‌شود که دانشگاه تمایلی به تجاری‌سازی، نداشته باشد. اگرچه گرایش به سمت توسعه دانشگاه‌ها و حوزه دانشگاهی کارآفرین با مأموریت سوم توسعه اقتصادی، وجود دارد، اما مشکلاتی در اجرایی شدن آن وجود خواهد داشت. (اسپیلینگ، 2004).
  5. تفاوت های فرهنگی بین دانشگاه و صنعت، یافته‌های حاصل از بررسی موارد مختلف، تاکید زیادی بر نیاز به مدیریت تفاوت های اجتناب‌ناپذیر فرهنگی بین دانشگاهیان و صنعت دارند. با این حال برجستگی این موضوع در موارد مختلف، متفاوت است. موضوعات فرهنگی اصلی بروز یافته در برخی تحقیقات، نیاز به اولویت ها و مقیاس زمانی مشترک دارند(گیبنز و همکاران، 2002). بیشتر پژوهشگران دانشگاهی به پول به عنوان ابزاری برای پیشرفت علمی می‌نگرد، بر عکس صاحبان کسب‌وکار که به پول به عنوان هدف نگریسته و علم را تنها ابزاری برای رسیدن به آن هدف می‌دانند. (سامسون و همکاران، 1993). این روابط نشانگر تفاوت های فرهنگی در این دو دنیاست. پلوا (2005)، در مقاله‌ای به دنبال یافتن پاسخ به این دو سؤال است که چه منافعی دانشگاه‌ها و سازمان ها را برای درگیر شدن در روابط صنعت و دانشگاه بر می‌انگیزد؟ و آیا دانشگاه‌ها و سازمان ها با منافع متفاوتی برای وارد شدن در روابط صنعت و دانشگاه برانگیخته می‌شوند؟ بر اساس نتایج این تحقیق مشاهده می‌شود که هر یک از طرفین صنعت و دانشگاه به دنبال انواع متفاوتی از منافع هستند. از دیدگاه دانشگاهیان، صنایع تنها به دنبال سود، بهره‌وری روی خط، توسعه محصول و نظایر این‌ها هستند. درحالی‌که فرهنگ حاکم بر دانشگاه بسیار متفاوت است. دانشگاهیان همیشه با پول برانگیخته نمی‌شوند. گاهی با شوق و علاقه به کار، برانگیخته می‌شوند. در مجموع، 11 منفعت زیر به عنوان موارد عمده از سوی دانشگاه اشاره شد است: توسعه فناوری، تولید دانش، انتشارات، اعطای حق امتیاز، موضوعات مربوط به منابع انسانی، کسب سود، کسب بودجه برای پژوهش‌های آتی، دستیابی به بودجه‌های دولتی، تحقیقات بنیادی، تحقیقات کاربردی و کاربردی کردن دانش جدید؛ بنابراین فقدان درک طرفین از فرهنگ یکدیگر و اهداف متعارض بین آن‌ها می‌تواند مانع روابط مناسب بین آن‌ها شود، به ویژه اینکه بین علاقه به انتشاریافته‌های جدید علمی و استفاده تجاری از دانش جدید، تعارض وجود دارد. (دبیکر، 2005).
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   طرح تعالی مدیریت مدرسه متوسطه 98-1397 دانلود ده ها نمونه کامل