قوه سطح متغیری از مسئولیت را در نظر می گیرد. در نتیجه، اصولا طفل غیر ممیز و فردی که به علت جنون، شعور خود را کاملا از دست داده و روابط عادی میان امور را درک نمی کند، علم به اجزای سازنده ی جرم در وی قابل تصور نیست و لذا شرط «تحقق» اراده مجرمانه را ندارد، اما طفل ممیز و افراد مبتلا به بیماری روانی یا ذهنی که تا حدی از قوه ی تمییز برخوردارند؛ امکان حصول قصد مجرمانه نزد انها وجود دارد و لذا حسب مورد، تا حدی با مسئولیت کیفری مواجه خواهند بود ( میرسعیدی، 1383، 123)
در مجموع، با توجه به نقش ادراک در اراده به عنوان بن مایه ی اهلیت جنایی می توان قائل شد که چنانچه شخصی از قدرت و درک ماهیت و پیامدهای رفتار ارتکابی خود محروم باشد، حسب مورد و به تشخیص قانونگذار، مسئول شناخته نخواهد شد.
ب: تدبر
پس از مرحله ی ادراک، نوبت به مرحله ی تدبر یا اندیشیدن می رسد، در ذهن هر انسان عاقلی، تصورات مختلفی ترسیم می شود که به دنبال هم به خاطر او می اید و هر یک با دلایل و جهاتی همراه است. این دلایل را نباید با اراده اشتباه کرد. هر دلیل، موضوعی خارج از اراده است که پیش از ان به ذهن می رسد و تنها اثری که دارد، تصویر قدرت سنجش شخص و نمایش اثار حقوقی اقدامی است که می تواند در اینده انجام شود.
در مرحله ی تدبر، شخص به ارزیابی کار خود می پردازد و دواعی گوناگون را با هم مقایسه می کند تا سرانجام یکی را مهم تر و قاطع تر می یابد و برای رسیدن به ان هدف، راضی به اقدام می شود. (کاتوزیان، 1383، 214)
سنجش سود و زیان کارها و اندیشیدن درباره ی نتایج اقتصادی و اخلاقی انها، مقدمه ی گزینش نهایی داعی برتر یا هدفی است که سرانجام شخص را منصرف یا راضی به انجام کاری می کند.
در هر شکل، توانایی سنجش برایند منافع ناشی از ارتکاب جرم و نیز مضار احتمالی و اتی به اعتبار تحمل مجازات، مرحله ای اساسی در تکوین فعل ارادی است، به گونه ای که ایراد خدشه بر م

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع مقاله دربارهمواد مخدر، مصرف کنندگان، مراسم مذهبی، آسیبهای اجتماعی
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید