دانلود پایان نامه

ازقوللردکرزن،علاوهبرمعدننیشابوربهمعادنیدرتبریز،طبس،قلعهزرینزدیکبصیرانوسهنقطهدرکرماناشارهشدهاست (محمود 1353 )
« معدن فیروزهای در نزدیکی کوهستان میمند در حوالی قریهای که او را دَغَند گویند، هست. گویا در زمان پادشاهان آل ساسان معمور بوده، حال هم به ندرت در میان خاکهای آن معادن، فیروزه کوچک یافت میشود و در سنه 1275 ه.ق حاکم یزد شخصی را مامور کرد که در این معادن کار کند اما پس از مدتی که حاکم یزد معزول شد، کار ناتمام ماند و کسی توجهی نکرد(وزیری، 1376: 275) شاید معادن فیروزهای که « سایکس» در حوالی میمند به آن برخورد کرده باشد همین معادن باشد. ژنرال سایکس در حول و حوش گود احمر به چند معدن فیروزه برخوردکرده که بعضی از آنها نزدیک جاده پاریز و بعضی هم در بیست مایلی شمال شهربابک واقع شدهاند. به نظر او از این معادن بهرهبرداری هم میشده است. وی مینویسد: « حفرههای دامنههای کوهسار که خالی شده و دوباره پر از گل و لای شده بودند، دلیل بر این میتواند باشد که عدهای در آنجا مشغول کار بودهاند» (سایکس، 1336: 108).
آلفرنس گابریل هم در تحقیقات خود به معدن فیروزه شهربابک اشاره میکند (تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران ص 61)
همچنین محمد صالح تبریزی معدنچی و سررشتهدار امور در عهد محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار درباره معادن ناحیه کرمان فهرستی ارائه میکند که در این فهرست از معادن فیروزه و لاجورد شهربابک نام میبرد (معدننامه، 1240- 1260).
« معدن فیروزه در مدوار تا همین اواخر استخراج میشده است. اهالی مدوار مدعی هستند یک سینی از فیروزه شهربابک ساخته شده و جزو جواهرات سلطنتی ایران است (شمس میمندی ، 1328: 50).در کتاب «کرمان در قلمرو تحقیقات ایرانی» هم از معدن فیروزه میمند نام برده شده است. در جوزم از قدیمآلایام درهای به نام «دره فیروزه» مشهور بوده است. آ. اف اشتال فنلاندی در اواخر قرن 19 میلادی که خط سیر اسکندر را تعقیب میکرد، هنگامی که از شهربابک به جَوَزم میرفته در دره فیروزه، معادن فیروزه جوزم را مشاهده نموده و در گزارشهای خود به این معادن اشاره کرده است (گابریل، 1348: 264)
فیروزهای که امروز از شهربابک به دست میآید دارای کیفیت نیست ورنگفیروزهایاستخراجیازمعدنمیدوکاینلطافتوجلایرنگآبیفیروزهنیشابورراندارد وآبیآنروشنترودربرخیمواردمتمایلبهسفیدودارایشواهدآهک است (گاراژیان، لطفی، 1393).
2-6-3ـ شیوه معیشت
بیشتر فعالیتهای اقتصادی مردم شهربابک در بخشهای کشاورزی و دامپروری بوده است. شهربابک از لحاظ کشاورزی، از زمانهای قدیم منطقهای پررونق بوده است. مهمترین محصول کشاورزی آن گندم، جو و پنبه بوده که به منظور مصرف روزانه مزدم تامین میشده. علاوه بر غلات؛ پسته، انگور و بادام شهربابک نیز شهرت داشته (حسینی موسی، 1381: 80) حمدالله مستوفی، در قرن هشتم، از محصولات شهربابک، غله، پنبه و خرما را نام میبرد (مستوفی، 1362:141). در کتاب « کرمان در قلمرو تحقیقات ایرانی» از محصولات شهربابک غلات، حبوبات و بادام ، میوه، قارچ، کشک و روغن نام برده است (دریاگشت، 1370: 30). در جغرافیای کرمان آمده است: محصول شهربابک بیشتر نخود، بادام وپسته، عدس، گندم و جو است. نخود و عدس آن بیشتر به یزد و کرمان میبرند. پسته و بادامش حمل به بندرعباس و از آنجا به هندوستان برده میشود. پنبهی آن زیاد از مردم خودش نیست. گندم و جوَش به قدر کفاف سکنهی آنجا نمیشود. بیشتر از بلوک سیرجان و رفسنجان میآورند. حبوبش سالی، تخمیناً، چهار کرور و صدهزار من میشود. کشک و روغن و پنیر این بلوک بسیار ممتاز است، به یزد، رفسنجان و سیرجان میبرند. خربزه اینجا به غایت شیرینی و لطافت است. انگورش نیز نیکو است. پیاز و سیب زمینی و چغندر به قدر کفاف مردم خود دارند. در کوهستانآان قارچ زیاد عمل میآید. مردمش بیشتر گوسفنددار و فلاح هستند (وزیری، 1376: 273).
در سال 1230ه.ق ستوان پاتینجر، در سفرنامهی خود، از انواع درختان میوه در مرکز شهربابک واز باغهای گل سرخ در جنوب این شهرستان نام میبرد و مینویسد؛ محصولات شهربابک تمام میوهی ایران را تامین مینماید.در حال حاضر مهمترین محصول کشاورزی این شهرستان، پسته میباشد (پاتینجر، 1348: 43). کاشت پسته از قدمت زیادی برخوردار است. به طوریکه در سال 1253ه.ق محصول پستهی نواحی سیرجان و شهربابک در ایالت کرمان دارای اهمیّت بوده است. در سایر نواحی از جمله رفسنجان، کاشت درختان پسته رایج و درخور توجه نبوده است. در این سال، محصول پستهی سیرجان در حدود 46 تن ثبت شده و محصول پستهی شهربابک 104 تن برآورد شده است.میزان محصول بادام هم در این نواحی دو برابر میزان پسته بوده است(ابریشمی، 1373: 198). در سال 1313 که رقم پستهی یزد ثبت شده شهربابک یکی از نقاط پستهخیز معرفی شده است(همان :208). مهمترین منطقه کشاورزی شهرستان شهربابک دشت رباط در غرب شهربابک میباشد که سطح زیر کشت آن 12000 هکتار و مربوط به کشت پسته میباشد. این منطقه بین 30 درجه تا 30 درجه و 50 دقیقه عرض شمالی و 45 درجه و 41 دقیقه تا 54 درجه و 52 دقیقه طول شرقی واقع شده است. آب آبیاری باغات پسته از 200 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق بدست میآید. میانگین بارندگی سالانه در این منطقه 153 میلیمتر و میانگین دمای سالیانه 5/15 درجه میباشدسالخوردگان درختان پستهی قطور خشک را به یاد میآورند.
علاوه بر ایندر گذشته زعفران مرغوب برداشت میشده.که امروزه بسیار کم و تا حدودی متروک شده است
شهربابک از لحاظ دامداری دارای موقعیتی مناسب و در دوران گذشته دارای چراگاههای فراوانی بوده است
کهامروزه قسمت زیادی از آنها از بین رفته است. هم اکنون نز دامپروری بخشی از فعالیتهای اقتصادی این شهرستان است. از فراوردههای دامی، پنیر شهربابک شهرت زیادی دارد. علاوه بر پنیر میتوان از کشک، روغن، اسپار و تلف نام برد که به شهرهای اطراف هم صادر میشود(حسینی موسی، 1381: 82).

2-7ـ جغرافیای انسانی
جمعیت شهربابک، بر اساس سرشماری سال 1355 ش، 57057 نفر برآورده شده که از این تعداد، 23% آن جمعیت شهری و 75% را جمعیت روستایی تشکیل میدادهاند. به علت بی توجهی به روستاها، هر ساله عدهای از مردم روستاها به شهرها مهاجرت کردهاند. به طوریکه در آمار سال 1365 ش. جمعیت این شهرستان 54965 نفر اعلام شده که از این میزان 5/36% در شهر و 5/63% در روستا زندگی میکردند. از سال 1365ش. باز هم روند مهاجرت از روستا به شهر، به طور چشمگیری ادامه داشت، تا جایی که تعدادی از آبادیها خالی از سکنه شدهاند.
بر اساس آمار سال 1375 ش. جمعیت 61652 نفر ذکر شده است که از این میزان جمعیت، 31602نفر – 2/48% در شهر و 30000 نفر- 51% در روستاها زندگی میکنند. به طور کلی 50% در مرکز شهرستان مستقر شدهاند. با توجه به مساحت شهربابک، به طور متوسط در هر کیلومتر مربع 7 نفر زندگی میکردند. بر اساس سرشماری سال 1375 ش. جمعیت شاغل؛ 13760 نفربوده است. از این عده 4158 نفر در بخش کشاورزی و 4348 نفر در بخش صنعت و معدن و 5053 نفر در بخش خدمات مشغول به کار بودند. در همین سرشماری،جمعیت فعال شهر؛ 16417 نفر برآورده شد که با توجه به آمار شاغلین، 2657 نفر جمعیت بیکار داشتیم. بنابراین نرخ بیکاری در شهربابک در سال 1375 ش. 2/16 درصد برآورد شده است.
(جمعیتکلشهرستانشهربابکبراساسبرآوردسال 1390، 132957 نفر میباشد به سخن دیگر معادل 30/4 درصد جمعیت کل استان کرمان در این شهرستان قرار دارد. ورتبههفتمجمعیتیاستانرابهخودتخصیصدادهاست. ازکلجمعیت، 65490 نفر (26/49 درصد) در نقاط شهری و 47467 نفر (74/50 درصد) جمعیت روستایی و غیر ساکن میباشند(جلالیفر و همکاران، 1390: 49)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد دربارهبازارگرایی، بازاریابی، ضریب همبستگی اسپیرمن، ضریب همبستگی

فصل سوم

مطالعه پیشینه تاریخی و فرهنگی شهربابک

3-1ـ وجه تسمیه شهربابک
بابک –بر وزن ناوَک- به معنی «امین» و «استوار» است. همچنین معنی «پرورنده» و «پدر» میدهد [ همچنین آمده است] بابک نوعی از فیروزه است که آنرا شهربابکی میگویند
بابک تصغیر باب هم هست و این تصغیر به جهت تعظیم میباشد، علاوه بابک نام پادشاه عظیمالشانی است که اردشیر دخترزاده او بود و او را بدان سبب اردشیر بابکان میگفتند ( تبریزی، 1357 : 133).
علامه دهخدا آورده است: بابک نوعی فیروزه است و بابک نام پادشاه پارس که جد مادری اردشیر بن ساسان است. از همین رو اردشیر اردشیر را به او نسبت میدهند او پیش از سلطنت اردشیر حکمرانی داشته و شهربابک از بناهای اوست.
ناظمالاطباء در ذیل توضیحات «بابک» آورده است:
بابک: امین و استوار و متدین. نام گوهری که فیروزه نیز گویند و نام پدر مارد اردشیر، اول پادشاه از سلسله ساسانی و بدین جهت آن را اردشیر بابکان گویند و نیز شهربابک که از توابع کرمان است از بناهای همین بابک میباشد و همچنین شهربابکی را قسمی از فیروزه معرفی کرده است (نفیسی، 1319: 2103 و 495)
با توجه به معنی کلمه بابک و شهر، در لغتنامهها میتوان گفت که در زمان ساسانیان اینمکان از آبادانی و شکوفایی خوبی برخوردار بوده است از این رو کلمه « شهر» به آن اطلاق میشده است و از طرفی چون اردشیر یا جد او، بابک در احداث یا آبادانی آن نقش موثری داشتهاند نام خود را به دنبال کلمه شهر آوردهاند و ازآن زمان این شهر، شهربابک نام گرفته است و از سوی دیگر کلمه شهر به معنای سرزمین نیز میباشد و کلمه بابک نیز نام نوعی فیروزه است و این سرزمین به همین دلیل «سرزمین فیروزه» یا «شهربابک» نام گرفته است (حسینی موسی، 1381: 66)

3-2ـ قدمت شهربابک
در مورد قدمت شهربابک، یکی از بهترین شواهدی که میتوان به آن استناد کرد روستای صخرهای میمند، یکی از باستانیترین سکونتگاههای بشری است که بیانگر قدمت و فراز و نشیب شهربابک میباشد.
3-2-1ـ میمند
روستایشگفت انگیزمیمنددراستانکرمانودر32 کیلومتری شمال شرقشهرستانشهربابک از باستانیترین سکونتگاههای سکونتگاههای انسانی است که خانههای کنده شده در صخرههای آن تعامل شگفت بین مردمان این روستا وطبیعت را نشان میدهد. این روستا از شگفتیهای تمدنی- فرهنگی و تاریخی ایران است که خانههای آن در بستری طبیعی با تشکیلات زمین شناسی که کنگلومرایی است. دو لایه عمده را میتوان در روستای میمند تشخیص داد که جنس لایه بالایی سختتر از لایه پایینی است و این وضعیت موجب حفر سکونتگاههایی در بدنههای شیبدار دو تپه اصلی با شیب تند شده و ارتفاع متوسط آنها در حدود 80 متر برآورد شده است (اسدی و عباسی، 1387: 1)(تصاویر شماره 3-1 و 3-2).

تصویر شماره 3-1. روستای صخرهای میمند. www.mymandblogfa.com
تصویر شماره 3-2. روستای صخرهای میمند. www.mymandblogfa.com

در معماری صخرهای، بستر طبیعی زمین، نوع دسترسی ایجاد شده به فضاها (عمودی یا افقی) و کاربرد از عوامل اصلی شکل دهنده این آثار و تعیین کننده تنوع گونه بندیهاست( اشرفی، 1390: 25) در زمانهای دور که انسان به ابزار مجهز نبود، شناخت دنیای حیوانات و طبیعت پیرامون نقش مهمی در انتخاب تکنیکهای ساخت و معماری انسان داشته است. شناخت انسان از بستر طبیعی پیرامون و آگاهی وی از لایههای مناسب زمین، موجب گردید تا بهترین مکانها ولایهها را برای حفر کردن برگزیند. این لایهها ا
ز سنگ نرمتر و از خاک محکمتر بودند که بعد از حفر استقامت خوبی از خود نشان میدادند وبه راحتی فرو نمیریختند. از طرفی آسایش حرارتی درون این بستر طبیعی، در سطحی بالاتر از سطح زمین به چشم میخورد، به گونهای که کاملا به مناظر اطراف تسلط دارد و به راحتی رویت پذیر است- گرچه معمولا فاقد دسترسی راحتی است. اگر معماری دستکند را به سه گروه زیر تقسیم میشود: 1- ساخت و ساز در حفرهها و سرپناههای طبیعی است که به طور عمده در آنها کند وکاوی صورت نگرفته است و انسان با ایجاد الحاقاتی در سقف و دیوار و یا کف در آنجا سرپناه و فضای مورد نیاز خود را تامین کرده است.2- در این گونه ابتدا فعل کندن به صورت افقی انجام میشود، چرا که دسترسی به مجموعه از سطح زمین- یا سطحی بالاتر از زمین- انجام میگیرد؛ و بدین خاطر آنها را میتوان آثار


دیدگاهتان را بنویسید