دانلود پایان نامه

های مثبت ،‌اصرار بر مهم نبودن آنها دارد .
5) نتیجه گیری شتاب زده : بی آنکه زمینه‌ محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کند .
6) درشت نمایی : اشتباهات خود را مبالغه آمیز جلوه دادن و از سوی دیگر اهمیت ندادن به جنبه های مثبت زندگی خود .
7) باید ها:‌ انتظار دارید که اوضاع آنطور که شما می خواهید وانتظار دارید باشد.
8) برچسب زدن: فرد خود و دیگران را محکوم به آن صفت می کند.
9) شخصی سازی و سرزنش : خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند.
10) استدلال حسی: احساسات منفی را انعکاس از واقعیتها می داند. مثلاً اگر احساس غمگینی میکند، استدلال می کند که حتماً آدم افسرده ای است. (ظهرالدین و همکاران، 1388)
3ـ نظریه درمان عقلانی ـ عاطفی (الیس)
از نظر آلبرت الیس (1973) انسانها تا حد زیادی خود موجد اختلالات و ناراحتیهای روانی خود هستند . انسان با استعداد و آمادگی مشخص برای مضطرب شدن متولد می شود. و تحت تأثیر عوامل فرهنگی و شرطی شدنهای اجتماعی این آمادگی را تقویت می کند. در عین حال، انسان این توانایی را هم دارد که به کمک تفکر و اندیشه، از آشفتگی و اضطراب خود جلوگیری کند.
در اکثر موارد آنها از تفکر انحرافی و رفتار و عواطف نامناسب خود دست برخواهند داشت ، به تغییرات اساسی و چمشگیر در عقاید بیماری زای خود دست خواهند زد و نتیجتاً بهبود خواهند یافت .
4ـ نظریه های یادگیری :
الف ـ رویکرد تقویت
نظریه های یادگیری درباره افسردگی ،‌ بیشتر بر شیوه های زندگی فعلی فرد تمرکز دارند تا تجارب گذشته او . رویکرد تقویت بر این اصل استوار است که افراد به این علت افسرده می شوند که محیط اجتماعی آنان کوچکترین تقویت مثبتی فراهم نمی آورد .
بسیاری از رویدادهایی که موجب بروز افسردگی می شوند ، (مانند مرگ یکی از عزیزان ، شکست در شغل و نداشتن سلامت) در عین حال امکان تقویتها معمولی را کاهش می دهند . وقتی افراد افسرده و نافعال می شوند ، هم دردی وتوجه نزدیکان و دوستان بصورت منبع عمده تقویت برای آنان در می آید . مردم از مصاحبت با کسی که پذیرای شادی نیستند ، زود خسته می شوند ، به طور خلاصه از دیدگاه یادگیری یا رفتاری ، تقویت نه تنها برای یادگیری پاسخها مهم است ، بلکه برای تحکیم آنها نیز ضروری است . بنابراین یکی از نتایج احتمالی فقدان تقویت در محیط افسردگی است. افسردگی در این دیدگاه بیانگر کاهش رفتار و یا کمتر شدن میزان پاسخ است . فرد افسرده به این خاطر پاسخ نمی دهد که تقویت مثبت در محیط او به چشم نمی خورد . بنابراین رفتار شخص افسرده نهایتاً باعث بیزاری حتی نزدیک ترین کسانش می شود ، و این خود هم تقویت های دریافتی او را بیش از پیش کاهش می دهد و هم بر انزوای اجتماعی و ناکامی او می افزاید .
ب ـ درماندگی آموخته شده :
سلیگمن (1975) که پیشنهاد کننده این مفهوم است، بین درماندگی و افسردگی روابطی مشاهده کرده است. بنظر او درمان افسردگی باید با تجارب یادگیری باطل کننده احساس درماندگی در مورد آنچه که انجام می دهد صورت بگیرد. توضیح سلیمگن از پدیده درماندگی آموخته شده این است که حیوان یا انسان می آموزد که رویدادها از کنترل وی خارج است . سپس این باور که رویدادها از واکنش ارگانیزم مستقل است ، پی آمدهای عاطفی ،‌شناختی و هیجانی زیر را به همراه خواهد داشت :
1) رویدادهای غیرقابل کنترل ، انگیزه ارگانیزم را برای بروز پاسخهایی که ممکن است موقعیت را تحت کنترل درآورد تضعیف می کند .
2) موجود زنده بدلیل غیرقابل کنترل بودن رویدادهای قبلی به سختی یاد می گیرد که واکنش او می تواند بر رویدادهای دیگر تأثیر داشته باشد .
3) تکرار تجاربی از نوع رویدادهای غیرقابل کنترل سرانجام به حالتی عاطفی منجر می شود که شبیه افسردگی در انسان است . (ظهیرالدین، 1388)
5ـ رویکرد پردازش اطلاعات :
این رویکرد از سالهای 1960 بعنوان انقلابی شناختی در روانشناسی رخ داده که با انقلاب فن شناختی در صنعت هماهنگ است . انقلاب فن شناختی با کامپیوتر و پردازش اطلاعات همراه است . در الگوی انقلاب شناختی ، انسان موجودی است پیچیده ، هوشمند ، اگر چه جایز الخطا و پردازشگر اطلاعات . چون این رویکرد بیش از دو دهه از عمرش نمی گذرد واضح است که هنوز به عنوان یک نظریه شخصیت در حال شکل گرفتن است .
6ـ نظریه اسناد :
اگر رفتار فرد تحت تأثیر ادراکی باشد که از محیط بدست می آورد ، باید توجه خود را به این نکته معطوف کرد که چگونه مردم درباره موقعیتها به سازماندهی اطلاعات می پردازند و چگونه آن اطلاعات را طبقه بندی می کنند . یکی از این دیدگاه های مربوط به نظریه اسنادها می باشد .
مطابق نظریه اسناد افراد افسرده بصورت خاصی در مقایسه با افراد غیرافسرده ، میل به اسناد پیامدهای موفقیت آمیز به علل خارجی و اختصاصی و بی ثبات دارند . با این وجود آنها تمایل به اسناد شکست به علل درونی ، ثابت و فراگیر دارند . وقتی افراد افسرده “موفق” می شوند ،‌موفقیت را به عواملی مثال شانس ، سادگی ، مهارت و … اسناد می دهند . وقتی شکست می خورند خودشان را ملامت می کنند (نجاریان و دیگران 1375). به طور خلاصه نظریه اسناد ،‌اگر چه در تکامل نظریه درماندگی آموخته شده‌ سلیگمن پرداخته شده است ،‌اما به دلیل اینکه در این دیدگاه انسان بعنوان دانشمند اجتماعی دارای شهود ، سعی دارد به جمع آوری و سازماندهی داده هایی بپردازد که در پیش بینی و مهار رویدادها مؤثر است . در قلمرو نظریه های مربوط به پردارش اطلاعات محسوب می گردد .
7ـ استرس :
علاوه بر نظریه اسناد ، کار روانشناسان شاختی در مورد فشار روانی و بهداشت بسیار با اهمیت تلقی می شود . لازاروس و همکارانش که تلاشهای آنها در این زمینه بسیار مؤثر است ، بر این باروند که فشارهای روانی به شناخت فرد از خود و محیط بستگی پیدا می کند .
از نظر آنها فشار روانی عبارتست از یک حالت درونی که می تواند ناشی از خواسته های فیزیکی بدن و یا ناشی از موقعیت محیطی و اجتماعی باشد ، که بالقوه زیانبار ، ‌غیر قابل کنترل یا فراتر ازاستعداد سازگاری ما ارزیابی می شوند . عوامل فشارزا ، پاسخهای فیزیکی و روانی از قبیل اضطراب نومیدی و افسردگی و … را به همراه خواهد داشت .اگر عوامل فشار زا استمرار داشته باشند ، اثرات دراز مدت رفتاری ، فیزیولوژیکی ، هیجانی و شناختی را ایجاد خواهد نمود . مطابق نظر لازاروس (1990) نیز استرس تنها زمانی بروز می کند که افراد بر این باور باشند که یک موقعیت معین ، تقاضاهایی از‌ آنها دارد که از توان آنها و منابع موجود آنها خارج است .
هانس سلیه نیز معتقد است که استرس را همیشه در زندگی نباید عامل منفی به شمار آورد ، از دیدگاه او فقط زمانی که استرس شخص را مغلوب ساخته و موجب ناراحتی می گردد ، آسیب رساننده است .
بنابراین همه استرسها عوارض ناخوشایند ندارند و به این خاطر استرس را بعضی به سه دسته بزرگ :
الف) استرس منفی
ب) استرس خنثی
ج) استرس خوشایند ، طبقه بندی می کنند ،‌ نگرانی ، فشار ، خشم وناکامی ، جزء استرسهای منفی قلمداد می شوند و چیزهایی مثل سر و صدا ، پول و … استرس خنثی و موفقیت ، اگر چه استرس مثبت یا منفی باشد ، واکنشهای فیزیولوژیک اولیه یکسانی را به همراه خواهد داشت .
میشن بام (1982) معتقد است فشار روانی را باید از دید شناختی نگاه کرد ، یعنی فشار روانی مستلزم ارزیابی شناختی است و افراد تحت این فشار ، اغلب دارای افکار تحریف شده و آکنده از سرخوردگی هستند . وی (1985) به منظور کمک به افراد تحت شرایط استرس ، آموزش مایه کوبی در برابر فشار روانی را پیشنهاد داده است . آموزش مایه کوبی در برابر فشار روانی میشن بام ، دارای سه مرحله مشخص است :
الف) مرحله ادراک (دادن آگاهی به منظور درک مشکل)
ب) مرحله مهارت آموزی و تمرین (مانند تنش زدایی ، راهبردهای حل مسئله و…)
ج) مرحله کاربردی و پیگیری (مهارتهای آموخته شده در موقعیتهای واقعی به کار گرفته شوند.)
الف) تفاوت جنسی در افسردگی: زنان بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند در واقع نسبت زنان دو برابر مردان است مثلاً زنان بیشتر از مردان از تسهیلات دارویی استفاده می کنند بنابراین ممکن است بدین دلیل عده زنان افسرده بیشتر از مردان باشد که عده ای از آنان برای معالجه مراجعه می کنند. (آزاد، 1384)
ب) تفاوت سنی در افسردگی: تفاوت سنی در افسردگی تاثیر گذاری می باشد هیچ گروه سنی از افسردگی معاف نیست مقایسه فراوانی افسردگی در سنین مختلف مورد اختلاف است زیرا افسردگی در زمان های مختلف زندگی ممکن است نمودهای متفاوتی داشته باشد افسردگی کودکی موضوع بحث انگیز است و عوامل خطر افسردگی در کودکان به این عوامل در بزرگسالان شباهت دارد (همان منبع).
2-7- علائم افسردگی:
افسردگی علائم مختلفی دارد که می توانند تحت 4 عنوان مهم طبقه بندی شوند.
1- هیجانی: احساس غمگینی و بدبختی
2- شناختی: وجود افکاری شامل عزت نفس پایین و حس از ناامیدی یا درماندگی
3- انگیزشی: سستی و کندی روانی- حرکتی
4- جسمی: آشفتگی در خواب، از دست دادن اشتها، مشکلات جنسی، ضعف عضلانی و انواع مختلف دردها علائم جسمی آنان هستند. (جوانمرد، 1387)
– از بین رفتن علاقه و فقدان لذت تقریباً در همه فعالیت ها
– کاهش و افزایش چشمگیر وزن و اشتها
– بی قراری فیزیکی
– خستگی یا فقدان انرژی
– احساس بی ارزشی یا احساس گناه شدید
– بی خوابی یا پرخوابی تقریباً در همه روزها
– افکار عود کننده مربوط به مرگ- داشتن افکار خودکشی، یا اقدام به خودکشی (همان منبع)
2-8- افسردگی روانی در نوجوانان و جوانان
درگذشته تصور می شد که افسردگی مربوط به دوره بزرگسالی است و کودکان و نوجوانان کمتر به آن مبتلا می شوند، ولی امروزه تحقیقات جدید نشان می دهند که افسردگی یکی از مشکلات رایج در بین نوجوانان وجوانان است. شناخت و تشخیص افسردگی در دوران نوجوانی و جوانی به دلایلی مشکل است؛ زیرا نشانه های افسردگی از نظر بالینی کمتر مشهود است. در ضمن نوجوانان و جوانان کمتر احساسات خود را بروز می دهند و بیشتر مسائل را انکار می کنند(عسگری و همکاران،1389).
در نوع اول؛ نوجوانان احساس خلاء و پوچی می کنند،‌بدین معنا که هر چند دوران کودکی را پشت سر گذارده اند،‌ولی هنوز شخصیت بزرگسالان را جایگزین شخصیت سپری شده دوران کودکی خود نکرده اند. این احساس خلاء با اضطراب شدید همراه است و بی شباهت به نوعی حالت ماتم زدگی و یاعزا نیست. در عین حال، شدت این نوع افسردگی با گذشت زمان کاسته می شود، ولی خوشبختانه در همه موارد تداوم ندارد.
درنوع دوم؛ افسردگی عمق بیشتری دارد. این گروه شامل نوجوانانی است که علی رغم تلاش های صادقانه برای رسیدن به اهداف مورد نظر به کرات با شکست مواجه شده و به همین دلیل دستخوش افسردگی و یا دچار نوعی درماندگی اکتسابی می شوند(عسگری و همکاران،1389).
با توجه به تفاوت های فردی، افرادی را مشاهده می کنیم که بیشتر از دیگران برای افسردگی مستعد می باشند. این افراد گناهان خود را بزرگتر از آن چه که هست جلوه می دهند و همین گناهان،‌آنان را آماده برای افسردگی می کند. افراد افسرده در تعمیم زیاده روی می کنند و تمایل به بزرگ جلوه دادن گناهان شخصی و کوچک شمردن صفات شخصی دارند. انسان های افسرده در کارکردهای اجتماعی با مشکل روبه رو می گردند به صورتی که گوشه گیری می کنند و ارتباط خود را با دیگران قطع می کنند و احساس گناه مرتب آنان را رنج می دهد. در چنین وضعی، فرد خود را بی ارزش تلقی می کند،‌ دچار یأس و ناامیدی است،‌کارهای خود را به کندی انجام می دهد و حالت بدبینی دارد. هر شخصی به نوعی نسبت به افسردگی واکنش نشان می دهد. مسئله مهم این است

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان با موضوعاندازه کارا، علم اقتصاد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید