که، افراد باید پاسخ مناسب به افسردگی بدهند. کسانی که فراتر از دیگران عمل می کنند افرادافسرده ای هستند که ناامیدی و غمگینی مشخصه آنان است. در صورتی که، اگر پاسخ مناسبی افراد به افسردگی بدهند بیماری تلقی نخواهد شد(براتی، 1389).
افسردگی یکی از نوروزهای شایع در دوره نوجوانی است. افسردگی با تغییراتی در خلق و خوی نوجوان شروع می شود و فرد دچار غم واندوه می گردد و برای روزها و هفته ها و حتی ماه ها ادامه می یابد. درهنگام افسردگی نوجوانان تمام امور را زیر ذره بین می گذارد و از پشت شیشه مات و کدر بدبینی به آنان می نگرد. حوادث خوب و موفقیت های زندگی خود را نادیده می گیرد و به آنها توجهی ندارد. افسردگی در بین نوجوانان غالبا ناشی از شکست آنان در رسیدن به اهداف شخصی و عدم مقبولیت اجتماعی و وجود خلاء روانی است. افراد افسرده همه بدبختی های خود را به خود نسبت می دهد و از این رو، همیشه تحت فشار است و فکر می کند که عواملی چند وجود دارند که از درون و بیرون او را تحت فشار قرار می دهند. این افراد در اغلب موارد مسائل و مشکلات زندگی خود را مشیت الهی می دانند و می گویند که خدا خواسته است و ما هیچ اختیاری از خود نداریم. فروید بنیانگذار مکتب روانکاوی عقیده داشت که فرد مبتلا به افسردگی یک وجدان یا فراخود تنبیه کننده قوی دارد و براحساس گناه تأکید می کرد(عسگری و همکاران،1389).
افسردگی درجات مختلفی دارد.آنچه که بیمای تلقی می شود، افسردگی حاد و شدید است؛ زیرا حالت ناراحتی و غمگین درطول زندگی برای هر شخصی به وجود می آید. عامل اساسی این است که این حالت در شخصی دایمی باشد و با آنچه که واقعیت دارد فاصله داشته باشد. توهمات گناه ناشی از شکست ها و سرزنش نفس است و از آنجا که مردم به طور عموم معتقدند که خواستن توانستن است، فرد با کوچکترین شکست احساس می کند که سزاوار موفقیت نبوده است و مطالب را بزرگ و کوچکترین خطا را بهانه ای برای تشریح و توضیح ناگوار کنونی خود می سازد و با احساس تنهایی دردناکی درباره پایان زندگی خود می اندیشد. چنین احساسی آثار نامطلوب بر جسم و روان فرد دارد و او را از مسیر سلامت و اعتدال منحرف می سازد. حضرت علی(ع) می فرماید:”اندوه نیمی از پیری است.(اندوه مایه پیری زودرس است) (براتی، 1389).
2-9- سطوح افسردگی روانی
امروزه درجامعه مشاهده می شود افرادی که سر در گریبان،‌مبهوت،‌افسرده و عصبی هستند، چهره هایی درهم کشیده دارند.مثل این که نمی توانند بخندند و مصرف داروهای ضد افسردگی افزایش فراوانی دارد.افسردگی در چند سطح مطرح است (عسگری و همکاران، 1389):
1.خلق و خوی خفیف افسردگی: این حالت عاطفی برای هر فردی در زندگی ممکن است رخ دهد.
2.بروز نشانه های افسردگی: در این مرحله رفتارها واحساسات افسردگی بروز می کند.
3.افسردگی بالینی: شدیدترین نوع افسردگی است که این اختلال خلقی با اندوهگینی شدید توأم است. خلق افسرده و تحریک پذیری،‌کاهش علاقه به فعالیت های شادی بخش، تغییر وزن،‌مشکلات خواب،‌به هم ریختگی یا عقب افتادگی روانی – حرکتی، خستگی و فقدان انرژی، احساس بی ارزشی یا تقصیر، کاهش توانایی تمرکز و تصمیم گیری و کوشش های ذهنی و طراحی مکرر برای خودکشی. بیمار وقتی دچار افسردگی بالینی می شود که پنج مورد یا بیشتر از نشانه های مذکور را به مدت دو هفته یا بیشتر تجربه کند.
البته باید توجه داشت که افسردگی در انسانها در سطح خفیف می باشد و کمتر به مرحله سوم می رسد و با مشکلات و یا مشکلات دیگری در افراد ارتباط دارد،‌مثل؛ مشکلات تحصیلی، جنسی،‌ارتباط اجتماعی و غیره.
فرد در دوره افسرده، تقریباً مشکل خواب دارند و به طور متوسط دیرتر از افراد به هنجار به خواب می روند. پس از بیدار شدن از خواب آرام نیستند،‌آنان زودتر از زمانی که می خواهند بیدار می شوند و نمی توانند دوباره به خواب روند و در طول روز نیز احساس خواب آلودگی می کنند (عسگری و همکاران، 1389).
2-10- علل پیدایش افسردگی روانی
الف. وراثت
افسردگی را می توان تا حدودی به مسایل ارثی مربوط دانست؛ زیرا در بین افراد یک خانواده شایع می باشد.
ب.استرس
افسردگی در بین افرادی که با مسایل و مشکلات مادی و استرس های روزانه روبرو هستند، نسبت به دیگران بیشتر است. هم چنین تغییر در مدرسه و ورود به دوره جدید تحصیلی از سطحی به سطح دیگر از عوامل دیگر افسردگی است (عسگری و همکاران، 1389).
ج.جنسیت
تحقیقات نشان می دهد که نرخ افسردگی در دختران بسیار بیشتر از پسران و عامل جنسیت در افسردگی نقش بسیار مهمی دارد.با وجودی که، درصد تشخیص های افسردگی قبل از بلوغ در پسران بیشتر است،‌ولی این رقم پس از سن بلوغ در بین دختران افزایش می یابد و نهایتاً، آمار دختران افسرده به دو برابر پسران می رسد(کاپلان و سادوک، ????).
د. عوامل زمینه ساز
عواملی که شکست مهم در زندگی برای فرد داشته باشد از عوامل زمینه ساز افسردگی هستند. بسیاری از شکست ها در زندگی مربوط امور مادی می باشد. به همین دلیل، در اسلام تأکید شده است که دلبستگی به دنیای مادی نداشته باشید. حضرت علی(ع) می فرمایند: “زهد در دنیا بالاترین عامل آرامش روحی و آسایش زندگی است”.
و هویت نقش جنسی نوجوانان و جوانانی که هویت نقش جنسی زنانه دارند، بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند.با توجه به مطالب عنوان شده می توان نتیجه گرفت که، عوامل زیادی در ایجاد افسردگی دخالت دارند. طرز تفکر افراد در این زمینه نقش مهمی خواهد داشت. به طوری که دانشمند معروف در این زمینه، بک که تست افسردگی او از معروفیت خاصی برخوردار است. معتقد است: به نظر بک علت اصلی ایجاد افسردگی طرز تفکر افراد است. فرد افسرده به این دلیل دچار افسردگی می شود که، استدلال و منطقش در مورد مسایل اشتباه و نارسا ست. بک با مطالعه روی بیماران خود مشاهده کرد که آنان اغلب اتفاقات ناگوار که برایشان پیش می آید، به نوعی فاجعه، مصیبت،‌و بدبختی تفسیر می کنند و اغلب خود را مورد سرزنش قرار می دهند (کاپلان و سادوک، ????).
2-11- خصوصیات شخصیتی انسان های افسرده
افراد افسرده،‌ احساس پشیمانی، ‌بیهوده گی،‌گناه،‌ترس و اضطراب دارند و در سراسر زندگی ناامید، ‌بی فایده بودن و بی علاقگی می کنند و از شادی و شور و هیجان عاطفی بی بهره هستند.دارای روابط اجتماعی ضعیف،‌احساس می کنند که مردم آنها را درک نمی کنند و به آنها مهر نمی ورزند‌و آنها را تحقیر می نمایند. این گونه افراد به فعالیت اجتماعی روی نمی آورند و از نظر اخلاق اجتماعی، ‌پرخاشگر،‌شکوه گر، بدبین،‌عیب جو و دارای سوء ظن به دیگران هستند(عسگری و همکاران،1389).
فرد افسرده ‌از حیث تحصیلی نیز به درس و تحصیل علاقه مند نیست. در کلاس پرسش نمی کند و نسبت به عملکرد کلاس بی تفاوت است. وی هنگام مطالعه، ‌قدرت تمرکز حواس ندارد. از وقت خود، خوب استفاده نمی کند. به طور کلی،‌ فعالیت تحصیلی را قطع و یا لااقل کاهش می دهد. باید توجه داشت که هر فردی ممکن است در زندگی یک یا چند تا از علایم فوق را داشته باشند و در عین حال افسرده نباشد. مثلاً، هر نوع غمگینی‌افسردگی نیست؛ زیرا چه بسا فردی به دلیل اتفاق و حادثه ای ممکن است غمگین شود، ولی احساس خوشی واقعی را از دست ندهد،‌ دچار بی خوابی نشود، ‌بینش او تقلیل نیابد و یا در بین مردم عادی،‌ کسانی هستند که نمی توانند از کنار مسایل بگذرند و بر مشکلات غلبه کنند، ولی افسرده نیستند،‌فرد افسرده در سراسر زندگی و یا در اکثر مسایل و مشکلاتش، خود را بی کفایت و ناتوان مشاهده می کند. بنابراین، علایم فوق،‌در صورتی نشانه افسردگی می باشد که یک شخص تعدادی از آنها را با هم دارا باشد و یا یکی از آنها را در مدت طولانی داشته باشد و یا همواره نگرشی،‌احساسی و رفتاری منفی داشته باشد (عسگری و همکاران، 1389).
2-12- شیوع افسردگی
2-12-1- رواج افسردگی بین مردم
در سال‌های اخیر کلمه افسرده بین مردم به نوعی مد تبدیل شده است و زبان به زبان بدون ریشه علمی می‌چرخد. او با اشاره به این‌که یکی از دلایلی که جوانان ممکن است دچار افسردگی شوند بیکاری است . جوان نیاز به تخلیه هیجانی و تخلیه حرکتی دارد این امر نیاز به مکانی برای بروز می‌خواهد که یکی از آنها میادین ورزشی و فعالیت‌های اجتماعی است اگر این زمینه‌ها فراهم نشود که فرد جوان نتواند انرژی خود را رها کند یک جا می‌نشیند و دچار افسردگی می‌شود. دوران یائسگی در بانوان دوران مستعدی در افسردگی است. در دوران یائسگی که طولانی مدت است خیلی از خانم‌ها دچار افسردگی می‌شوند و یأس، نا امیدی، بی‌آیندگی از علایم آن در زنان است اما در رابطه با مردان بعد از بازنشستگی و از کار افتادگی ما با پدیده افسردگی در مردان مواجه می‌شویم. برخی افسردگی‌ها کوتاه‌مدت هستند مثل افسردگی‌های بعد از زایمان، یا بعد از طلاق و فوت که برای هر کسی ممکن است رخ دهد و اگر فرد نتواند مشکل خود را حل کند و اطرافیان او را حمایت کنند این افسردگی کوتاه‌مدت به درازمدت مبدل می‌شود(براتی، 1389).
افسردگی،‌در همه جوامع شایع است تا آن جا که آن را “سرماخوردگی اختلالات دماغی” نامیده اند. این شیوع در زنان، دو برابر مردان است؛ مثلاً در اروپا و آمریکا بر اساس مطالعات انجام شده،‌بین 9 تا 26 درصد مردان، در طول زندگی خود،‌به بیماری افسردگی دچار می شوند.البته افسردگی،‌در دوره بلوغ زیادتر شایع است و یکی از شایع ترین اختلال های افسردگی،‌ “اضطراب” است.
بنا بر تحقیقات کدوارد و کوپر (1969)،‌27درصد کسانی که علایم روانی و افسردگی دارند،‌به “حالت اضطراب دچارند”.
اضطراب یک آشفتگی روانی است که با نگرانی،‌عصبانیت،‌ترس خفیف و احساس ناراحتی ‌همراه است و علایم جسمی آن تپش قلب، ضعف، سرگیجه و عرق کردن است. ((اضطراب” همانند افسردگی های دیگر (مانند روان پریشیی،‌ مالیخولیایی و…) واکنشی است در مقابل فشار، که خود مبدل به فشار شده و در هر فرد طبق خصوصیات روانی وی به نوعی تأثیر گذاشته و ایجاد عکس العمل می نماید و چون مردم غالباً تحت فشارها قرار می گیرند،‌ در اکثر آنها حداقل اضطراب خفیف دیده می شود.
((افسردگی” به دو قسم تقسیم شده است؛ یکی، افسردگی ساده و خفیف است که در آن فرد از اندوه افراطی و یا اختلال رفتاری خود و علت آن آگاه است و چه بسا آن را اظهار می دارد. تغییرات روز به روز خلق و خوی فرد را می توان به حساب حالات خفیف افسردگی گذاشت. این نوع افسردگی، عوارض منفی کمی دارد.از این رو، درمانش خیلی مشکل نیست.
دوم، افسردگی مزمن یا شدید است که حداقل پنج علامت از علایم اساسی افسردگی در مدت نسبتاً طولانی را داراست و در شخص تأثیرات منفی زیادی گذاشته است و با کم کردن وزن، ‌به صورت قابل ملاحظه ای در سنین جوانی همراه است(کاپلان و سادوک، ????).
2-12-2- شیوع افسردگی بین زنان جامعه
علت این امر آن است که مردان امکان خروج از خانه و فعالیت‌های اجتماعی بیش‌تری نسبت به زنان دارند و محدودیت کمتری در مقایسه با زنان دارند. نوع دیگری از افسردگی را احساس قدر نشناسی است. گاهی پدران و مادران پس از خروج یا ازدواج فرزندان از خانه به دلیل انتظاری که از محبت نسبت به فرزندان دارند دچار نوعی از افسردگی می‌شوند.یکی از علایم انسان افسرده آن است که قدمی در جهت بهبودی خود بر نمی‌دارد و انتظار دارد که دیگران این کار را انجام دهند اگر کسی کمکی به آنها نکند و راه‌های ضد افسردگی را به او نشان ندهد قطعا در دراز مدت به خودکشی منجر می‌شود (براتی، 1389).
2-13- راه های درمان افسردگی:
1- درمان بر اساس روان پویایی: کوشش های درمانی طبق نظریه روان پویایی عبارتست از تغییر اصلاح هم خوانی که در بین افکار و احساسات مراجع وجود دارد روان درمانگری دراز مدت معطوف به کشف

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه با موضوعصحت معامله، فقه و قانون، امام صادق
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید