مفهوم ارزیابی عملکرد و مدل ها

عملکرد کار واقعی است که به منظور تضمین دستیابی سازمان به ماموریت تعریف شده خویش، انجام می شود. عملکرد می تواند به عنوان توانایییک وسیله برای تولید نتایج در یک بعد با یک اولویت تعیین شده در رابطه با هدفی معین باشد.

بنابراین ضروری است که ابتدا چیزی وجود داشته باشد که عملکرد آن قابل توجه باشد دوم آنکه یک بعد وجود داشته باشد که جالب باشد و سوم آنکه یک هدف برای نتیجه آن تعیین شود. وجود این سه عنصر تضمین می کند که عملکرد همان گونه که در بالا تعریف شده است موجود باشد. اما اندازه گیری عملکرد همچنین نیازمند یک اندازه برای بعد انتخاب شده است. در درون یک سازمان عملکرد سلسله مراتبی را دارا می باشد. این سلسله مرابت بر اساس موقعیت زمانیبرای فعالیت ها و وابستگی تصمیمات و اثر سطوح مختلف مدیریت به وجود آمده است این سلسه مراتب عبارتند :

  • سطح استراتژیک
  • سطح تاکتیکی
  • سطح عملیاتی

اندازه های سطح استراتژیک تصمیمات مدیریت ارشد را تحت تاثیر قرار می دهد، در اکثر اوقات بخش وسیعی از عملکرد بر اساس سیاست ها، برنامه های ملی شرکت، رقابتی بودن و میزان نزدیکی به اهداف سازمانی را منعکس می کند.

سطح تاکتیکی شامل اختصاص منابع به  منظور دستیابی به نتایج مشخص شده در سطح استراتژیک و اندازه گیری عملکرد برابر اهدافی است که باید به آن ها دست یافته شود. اندازه گیری عملکرد در این سطح یک بازخورد ارزشمند در تصمیمات مدیریت میانی به وجود می آورد.

اندازه های سطح عملیاتی و سنجه های آن نیازمند داده ها و ارزیابی های دقیق نتایج تصمیمات مدیریت سطح پایین هستند. ناظران و کارکنان برای تنظیم اهداف عملیاتی در تلاشند که در صورت رسیدن به این اهداف، سازمان به سمت دستیابی به اهداف تاکتیکی هدایت می شود.

نیلی بیان می کند که اندازه گیری عملکرد یک فرآیند عددی نمودن کارایی و اثربخشی فعالیتی است که به عملکرد منتهی می شود. در گذشته ، تمرکز بر روی اندازه گیری عملکرد مالی از قبیل حجم فروش، سود، بدهی و  بازگشت سرمایه بوده است. این اندازه های مالی به شکل کامل با صلاحیت و مهارت مورد نیاز شرکت ها برای محیط کسب و کار امروزه تطبیق نمی کنند. تنها دانستن میزان سود خالص کافی نیست بلکه ضروری است که نیروی محرک در پس این موفقیت یا شکست توضیح داده شوند. علاوه بر این تحلیل این دلایل از دیدگاه گذشته، درک برتری های سازمانی مهم است که بالقوه موجب موفقیت کسب و کار در آینده  خواهند شد. اشکال حسابداری به تنهایی بر روی عناصری که نتایج مالی آینده سازمان را به سمت موفقیت یا شکست هدایت می کند، تمرکزی ندارند. بسیاری از نشانگرهای کسب و کار دیگر (از قبیل کیفیت، رضایت مشتریان، ابتکار و سهم بازار) وجود دارند که می تواند همیشه وضعیت اقتصادی سازمان و جنبه های رشد را بهتر نشان دهد. بنابراین اندازه های عملکرد باید چیزی بیشتر از اعمال مالی باشند و به عنوان محرکی برای پرورش عملکرد نه تنها در قواعد مالی بلکه همچنان در جنبه هایغیرمالی شبیه به کیفیت، رضایت مشتریان ، ابتکار و نوآوری عمل نماید. شرکت ها به واسطه اندازه عملکردشان شکل می گیرند. اندازه های عملکرد نقشی حیاتی در فرموله سازی استراتژی های سازمان، ارزیابی دست یافته ها و پاداش اعضای سازمان بازی می کند. هنگامی که اندازه های مالی و غیرمالی در یک مدل در کنار یکدیگر شرکت می کنند، مدیران می توانند عملکرد را در چندین حوزه همزمان به منظور تصمیم گیری استراتژیک کارا بکار گیرند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مفهوم عدم اطمینان محیطی

بسیاری از شرکت ها سیستم های اندازه گیری عملکرد استراتژیک را به کار گرفته اند که اطلاعاتی را مهیا کند که به سازمان اجازه شناسایی استراتژی هایی که بالاترین پتانسیل را برای دستیابی به اهداف سازمان دارند، بدهد. فرآیندهای مدیریت از قبیل هدف گذاری، تصمیم گیری ها  و ارزیابی عملکرد با دست یافته های اهداف استراتژیک انتخاب شده، متناسب شوند. بهر حال پی آمد های اندازه گیری عملکرد، از جمله سودمندی نشانگرهای عملکرد مناسب برای توجیه رفتار، انگیزش و یا انسداد فرآیندهاییادگیری، تنظیم سیستم های تشویق و تاثیر بر دست یافته های نتایج مالییک شرکت، از جمله جاذبه های این مطلب هستند.در ادامه برخی از مدل های شناخته شده در زمینه ارزیابی عملکرد( فرآیند ها و چارچوب ها) را معرفی کرده و محدودیت ها و مزیت های هر یک را بر می شماریم (وحیدی، 1389: 12 – 14).