فرایند بین المللی سازی

جهت گیری برخی از مطالعات به سوی تشریح بین المللی سازی به عنوان یک جنبش بیرونی در عملیات بین المللی شرکت است و لی آن چه که در بیشتر تعاریف مورد توجه است فرایندی بودن عملیات بین المللی سازی می باشد (کاوزلیگ[1]، 1980).

علاوه بر نگاه فرایندی نگاه دیگری تحت عنوان «خوشبختی تصادفی» مطرح می باشد که مؤید این نکته می باشد که بین المللی سازی می تواند با فرقی جدید بدون طی کردن مراحل صورت گیرد (کالیسکان و دیگران[2]،‌2006) و به گونه ای که ولچ و لوستارنین بیان می کنند، بین المللی شدن طی کردن یک سری گام هایی را می طلبد اما می تواند در هر مرحله ای از توسعه شرکت رخ دهد و از طرفی ضرورتی ندارد که این عملیات استمرار داشته باشد.

آلبائوم و همکاران (2004) بیان می کنند که تئوری هایی که در مورد بین المللی سازی مطرح شده است چندین مرحله را در یک فرایند نشان می دهند، چگونه این تئوری ها مدل های طبقه بندی مختلفی را ارائه می دهند. اما اکثریت، با یک نگرش متداول، یک فرایند تدریجی را که بخش هایی تشکیل شده است، ارائه می دهند.

بر طبق نظر کزینگتن و رونکانین (2003) فرایند بین المللی سازی یک فرایند تدریجی است. با این وجود شرکت هایی وجود دارند که از مرحله خیلی ابتدایی برای صادرات شروع می کنند و نیز موارد نادری که بطور جهانی زاده می شوند.

آلبائوم و همکاران بیان می کنند که لزوماً فرایند بین المللی سازی یک فرایند تدریجی نیست یعنی شرکت ها ممکن است در یک مرحله باقی بمانند بدون اینکه به مراحل بالاتر پیشرفت کنند یا ممکن است مراحلی را جهت بزنند و یا به یک مرحله خاص برگردند یعنی حرکت معکوس داشته باشند.

بر طبق نظر کوتاب و زنیکوتا (1992) فرایند سنتی بین المللی سازی یک شرکت از چهار مرحله مختلف می گذرد در هر یک از این مراحل ظرفیت ها، مسائل و نیازهای سازمان ممکن است متفاوت باشد. اکثر شرکت ها در مراحل اولیه فرایند تمایلی به فعالیت های بین المللی ندارند. آن ها دراین مرحله صادرکنندگان غیر علاقمند یا نامتمایل نامیده می شوند. ممکن است یک سفارش برآورده نشده خارجی در صورتی که فقط یک سفارش یک باری باشد از طرف مدیر شرکت نادیده گرفته شود اما اگر این سفارش بیشتر تکرار شود و تحریک های بین المللی در طول زمان ادامه یابد شرکت ممکن است از طریق پذیرش مدیریت برای برآوردن سفارش خارجی دریافت شده به یک صادر کننده تا اندازه ای متمایل تبدیل شود. در مرحله بعد شرکت علاقمند به فعالیت های بین المللی می شود و شروع به بررسی بازارهای بین المللی و نیز امکانات برای صادرات بیشتر می نماید. در مرحله اکتشافی شرکت یک صادر کننده تجربی یا آزمایشی می شود که اغلب در کشورهایی که از لحاظ فرهنگی نزدیک هستند، فعالیت می نماید. مدیریت ر این مرحله در فعالیت های صادرات بین المللی کاملاً متعهد نمی شود در این مرحله، تأثیری که فعالیت های صادراتی بر شرکت داشته است به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند. این ارزیابی ممکن است منجر به رها کردن فعالیت های صادراتی ناموفق و یا منجر به توسعه بیشتر فعالیت های صادراتی موفق شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   موانع تجاری‌سازی دانش

مرحله نهایی فرایند بین المللی سازی، سازگاری صادرات[3] می باشد. دراین مرحله شرکت یک صادر کننده با تجربه در بازارهای خاص خارجی است که فعالیت هایش را با نرخ های مبادلات، تعرفه ها و سایر متغیرهای مهم که بر صادرات اثر می گذارند، سازگار می کند، مدیریت در این مرحله علاقمند به بررسی امکانات برای صادرات به سایر کشورهایی است که از لحاظ روانی دورتر هستند.

2-cowslig

3-caliscan&other

[3] – Export Adaptation