دانلود پایان نامه

اطلاعات، حل کردن مساله، تمرکز، حفظ و تقسیم توجه، فهم، استفاده از زبان و درک درست محیط می باشد.
ساز و کارهای شناختی شامل فرایندهای پیچیده ای هستند که در سطوح مختلف سیستم عصبی مرکزی از نخاع تا قشر مخ در جریان می باشند. در این سطوح فرایندهای حسی و حرکتی سیستم کنترل وضعیت پردازش، سازمان دهی و هم آهنگ می شوند تا سیستم های حسی و حرکتی قادر باشند در پاسخ به تغییرات تکلیف و نیازهای محیط تطابق2 یابند.

تئوری های توجه:
توجه، ظرفیت پردازش اطلاعات یک فرد تعریف می شود. تئوری های مختلفی در مورد توجه وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می شود:
Filter Theory: اولین تئوری توجه است که توسط Broadbent و Deutsch مطرح شد. در این تئوری ظرفیت ثابت برای توجه در نظر گرفته می شود و یک فیلتر در طول مراحل پردازش اطلاعات قرار می دهند. قبل از رسیدن به فیلتر، محرک ها به طور موازی پردازش شده و نیاز به توجه ندارند و بعد از آن تنها یک محرک در یک زمان پردازش شده و تکلیف دیگر در همان زمان متوقف می شود. محل پیشنهادی فیلتر متفاوت ذکر می شود.

تئوری کانال واحد فیلتر (Single Channel Filter Theory): مطابق این تئوری، توجه را می توان به عنوان یک کانال اطلاعاتی واحد در نظر گرفت که هر زمان فقط و فقط قابلیت پردازش و پاسخ به یک محرک را داراست. بنابر این از میان محرک های مختلفی که به این منبع وارد می شود، توجه به عنوان یک فیلتر عمل کرده و اجازه ی پردازش فقط و فقط یک محرک را میدهد.، در حالی که پردازش سایر محرک ها بلوک می شود. چیزی که مسلم است این است که پردازش اطلاعات تا قبل از فیلتر به صورت موازی و بعد از فیلتر به صورت سری می باشد. این تئوری بیان می کند که توجه یک ظرفیت ثابت برای پردازش اطلاعات داشته و عملکرد در صورتی که این ظرفیت تمام شود و یا نیاز های تکلیف، بیش تر از ظزفیت موجود باشد، مختل می شود. مطابق این تئوری، این که چه محرکی اجازه ی پردازش بیشتری را پیدا می کند، بستگی به این دارد که فرد به چه فعالیتی مشغول است و کدام محرک قابل انتظار است.
تئوری اختصاص انعطاف پذیر توجه یا تئوری ظرفیت محدود توجه (Flexible Allocation of Capacity or Limited Capacity Theory) : این تئوری توسط Kahnman در سال 1973 ارائه شد. مطابق این تئوری توجه می تواند با تغییر نیازهای تکلیف تغییر پیدا کند. به عنوان مثال وقتی که دشواری دو تکلیف هم زمان افزایش می یابد، ظرفیت بیشتری نیاز است که در پردازش اطلاعات استفاده شود. وقتی که نیازهای تکلیف برای پردازش دو جریان از اطلاعات بیشتر از حداکثر ظرفیت موجود باشد، کاهش در عملکرد یک یا هر دو تکلیفی که هم زمان با هم اتفاق می افتند، صورت می گیرد. به این پدیده “تداخل” می گویند. مطابق این تئوری اختصاص میزان توجه به یک پدیده بستگی به میزان اهمیت آن پدیده و دشواری آن دارد.
تئوری چند منبعی (Multiple Resource Theory): برخلاف تئوری قبلی، که معتقد به وجود یک منبع ظرفیتی جهت توجه بود، این تئوری معتقد است که توجه دارای منابع مختلف با ظرفیت های متفاوت است که هر منبع جهت کنترل انواع خاصی از پردازش اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرد. مطابق این تئوری، منبع توجهی که برای یک کار دستی مورد نیاز است با منبع توجهی که برای انجام یک کار کلامی مورد نیاز است، جدا بوده و با هم فرق می کنند. بنابراین می توان انتظار داشت که هر دو کار دستی و کلامی بدون تداخل انجام شوند. این تئوری توجیه کننده مهارت های پیچیده انسان در انجام همزمان و موفقیت آمیز دو کار می باشد.
تئوری انتخاب عمل (Action selection view of attention): در تمام تئوری های قبلی فرض بر این بود که فعالیت های پردازش اطلاعات، نیاز به یک ظرفیت توجه جهت اتفاق افتادن دارند. این تئوری معتقد است که “انتخاب” پایه اصلی روند توجه را تشکیل می دهد و بحث یک منبع یا چند منبع ظرفیتی مطرح نیست. Neuman معتقد است که وقتی یک انسان یا حیوان مایل به انجام یک کار است، محرک های زیادی به صورت موازی مورد پردازش قرار می گیرند و این در مراحل اولیه پردازش اطلاعات رخ می دهد، اما تولید نهایی این پردازش ها بستگی به انتخاب عمل دارد. در اثر انتخاب نوع عمل یا کار، پردازش های دیگر اتفاق نمی افتند یا فقط با مشکل حداکثر صورت می گیرند. بنابراین مطابق این ایده، علت تداخل بین دو کار همزمان، به این علت است که فرد انتخاب کرده است که توجه به انجام یک عمل داشته باشد و بنابراین انجام سایر کارهای همزمان به صورت کامل یا نسبی بلوک می شود.
بر این پایه، مطالعات نشان داده اند که انجام یک تکلیف هم زمان با راه رفتن می تواند باعث بروز تغییراتی در ویژگی های راه رفتن شود(12, 45, 61-62). به ویژه با پدیده سالمندی، این تغییرات ممکن است اثر ناپایدار کننده ای بر الگوی راه رفتن سالمندان داشته باشند(12). گزارش ها نشان می دهند که در افراد مسن اغلب زمین خوردن هایی که حین راه رفتن به وقوع می پیوندند زمانی رخ داده اند که راه رفتن با انجام یک تکلیف دیگر همچون صحبت کردن، شمارش، به خاطر آوردن شماره تلفن یا حمل اشیاء، هم زمان شده باشد(18, 21, 63). از آنجا که انجام هم زمان راه رفتن و یک تکلیف دیگر، از روزمره ترین فعالیت های انسان به شمار می آید و با توجه به این که بخش عمده ای از زمین خوردن های سالمندان حین این فعالیت دو تکلیفی اتفاق می افتد، پارادایم راه رفتن دو تکلیفی منظور نظر بسیاری از محققان قرار گرفته است(40, 62).

1-5 راه رفتن دو تکلیفی
پژوهش های متعددی بر اساس پاردایم راه رفتن دو تکلیفی در سالمندان صورت گرفته که هدف اغلب آنها بررسی ت
غییرات ناشی از انجام تکلیف دو گانه بر ویژگی های راه رفتن بوده است(61)، زیرا شواهد حاکی از این است که این تغییرات ارتباط نزدیکی با عوامل خطر آفرین درونی زمین خوردن دارند. از آنجا که زمین خوردن ها بیشتر با عوامل خطرآفرین درونی ارتباط دارند تا عوامل بیرونی، گمان می شود که تغییرات در ویژگی های راه رفتن حین انجام یک تکلیف هم زمان ، ارتباط قوی با زمین خوردن های مکرر سالمندان داشته باشد(30-34). پارامترهای راه رفتنی که در این مطالعات مورد ارزیابی قرار گرفته بودند عبارت بودند از سرعت راه رفتن، تعداد گام ها در دقیقه، زمان و طول گام و تغییر پذیری گام به گام هر یک از این پارامترها، و هزینه تکلیف دوگانه برای برخی ویژگی ها. نتایج آنها نشان دهنده کاهش سرعت گام برداشتن(14, 21, 58, 63-64) و افزایش تغییر پذیری گام به گام به ویژه در زمان گام(14, 21, 39, 58, 64-65) و زمان ایستادن روی دو اندام(39)، و بالا بودن قابل توجه هزینه تکلیف دوگانه3 در ویژگی های زمانی و مکانی(29, 40, 66) ، افزایش ناپایداری جانبی(67) حین راه رفتن در سالمندان بوده اند. شواهد همچنین بیانگر ارتباط بین عملکرد اجرایی ضعیف در سالمندان و راه رفتن آهسته ی آنها بوده است به نحوی که توانسته اند برخی تکالیف شناختی (مثل شمارش معکوس) و تغییرات در ویژگیهای راه رفتن ناشی از ممزوج شدن آنها با راه رفتن را پیش بینی کننده زمین خوردن های مکرر در سالمندان معرفی کنند. بدین ترتیب می توان از پاردایم راه رفتن دو تکلیفی جهت معرفی یک ابزار برای شناسایی سالمندانی که در معرض خطر نخستین زمین خوردن هستند استفاده نمود(12, 30, 60-61, 66, 68-69).
1-6 هماهنگی درون اندامی حین راه رفتن
چنین به نظر می رسد که بیشتر مطالعاتی که در زمینه بیومکانیک راه رفتن دوتکلیفی در سالمندان سالم صورت گرفته است بر روی تغییرات کینماتیک راه رفتن متمرکز بوده اند و توجه کمتری به سوی ویژگی های مرتبه ی بالا همچون “هم آهنگی” معطوف گشته است. هم آهنگی4 روندی است که در آن، اجزای حرکت به لحاظ توالی زمانی و مکانی به نحوی سازماندهی می شوند که یک “الگوی حرکتی عملکردی” حاصل گردد. در مطالعات کنترل حرکت، وجود الگوهای حرکتی هم آهنگ و پایدار، به عنوان یک جنبه اساسی عملکردهای همخوان5 و تکرار شونده به شمار می آید.
“هم آهنگی درون اندامی”6 که یکی از مهمترین جنبه های کنترل حرکت می باشد بیانگر روابط وضعیت ها (جنبه های مکانی) و سرعت های زوایه ای (جنبه های زمانی) دو سگمان (هم آهنگی بین سگمانی)7 یا مفصلی (هم آهنگی بین مفصلی)8 است که آوران های حسی و وابران های حرکتی مرتبط به هم دارند. هم آهنگی درون اندامی بیانگر توانایی همگذاری و حفظ سلسله ای از روابط مناسب بین مفاصل و سگمان ها حین حرکت است.
از دیدگاه نظریه ی سامانه های پویا، رفتار سگمان های اندام تحتانی حین راه رفتن یک چرخه ی محدود9 را تشکیل می دهد که در آن، سگمان ها نقش نوسانگر های یک چرخه ی محدود را بازی می کنند. نقشه ای که حاصل رسم روابط مکانی و زمانی روابط بین این سگمان ها حین راه رفتن است، “نقشه فاز”10 را برای رفتار آن دو سگمان مشخص می کند. هنگامی که مسیر چندین سیکل راه رفتن روی یک نقشه رسم گردد، می توان از میزان “تغییرپذیری” در مسیر تراژکتوری الگوی هم آهنگی بین سگمانی برای ارزیابی کمّی پایداری سامانه ی عصبی-عضلانی استفاده کرد.
برای کمیت بخشیدن و سنجش مفهوم هم آهنگی بین سگمانی حین راه رفتن لازم است پارامتر هایی همچون وضعیت و سرعت زاویه ای سگمان به وسیله ی دستگاه تحلیل حرکت11 ثبت شوند تا به عنوان پیش نیاز در محاسبه ی پارامترهای “فاز نسبی پیوسته”12 مورد استفاده قرار گیرند(54).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   متن پایان نامه رشته حقوق :حقوق بشر

تصویر ‏1-7 ‏ نقشه فاز حرکات مفصل ران طی سه گام راه رفتن

مطالعه ی هم آهنگی بین مفصلی/سگمانی در عملکردهای مختلف انسان همچون عبور از موانع و راه رفتن، از جنبه های مختلف حائز اهمیت است(70-73). نخست اینکه در مقابل مقیاسهای مرسوم و قراردادی تحیل راه رفتن (متغیرهای مرتبه های پایین) همچون طول یا زمان گام، چنین مقیاس های زمانی- مکانی (متغیرهای مرتبه بالا) بهتر می توانند دینامیک زیر بنایی هم آهنگی تکالیف حرکتی را بیان نمایند(70, 74). همچنین بررسی “هم آهنگی بین سگمانی” به ما کمک خواهد کرد تا بفهمیم که سامانه عصبی-عضلانی- اسکلتی چگونه می تواند درجات آزادی13 فزون از حدی را که در مفاصل وجود دارد به گونه ای سازمان دهی نماید که حرکات عملکردی نرم، کار آمد و دقیقی انجام شوند(71-72, 74-76). از سوی دیگر همچون سایر پارامترها، افزایش تغییر پذیری در الگوهای هم آهنگی درون اندامی حین راه رفتن، می تواند اثر ناپایدار کننده ای بر راه رفتن افراد داشته باشد و ممکن است آنها را مستعد زمین خوردن نماید(74).
مشخص شده است که سالمندی، سامانه حسی- حرکتی و عضلانی- اسکلتی را دستخوش تغییر نموده و باعث اختلال حس عمقی ، تخریب سیستمهای آورانی و وابرانی و کاهش پردازش مرکزی می گردد. اختلال حس عمقی، اعم از فقدان حساسیت یا کاهش تراکم گیرنده ها، منجر به کاهش حساسیت سگمان های بدن نسبت به تغییرات وضعیت و حرکت می شود. به علاوه تخریب سامانه های آورانی می تواند باعث افزایش نویز در ورودی های آورانی شده و نتیجتاً نیازهای پردازش مرکزی برای یکپارچه سازی اطلاعات مورد نیاز برای کنترل حرکت را افزایش دهد. همچنین آسیب سامانه های وابرانی و عضلات اسکلتی شامل عملکرد ضعیف شده واحد حرکتی، می تواند اجرا و دقت حرکت را تحت تاثیر قرار دهد. مجموع این شرایط، منجر به افزایش قیودی14 می گردد که در راه
کنترل حرکت، بر سامانه ی پویای کنترل حرکت انسان، اثر میگذارند. این امر می تواند “تغییرپذیری” الگوهای هم آهنگی درون اندامی را بر هم زند. همانگونه که پیشتر گفته شد بروز تغییرات جزیی در الگوی هم آهنگی درون اندامی حین راه رفتن لازمه ی انعطاف پذیری سامانه ی عصبی-عضلانی برای دستیابی به یک الگوی پایدار، هم آهنگ و مهارتی است اما تغییرپذیری فزون یا کمتر از حد آن می تواند حاکی از عدم کنترل درجات آزادی و ناپایداری راه رفتن فرد باشد.

1-7 بیان مسئله و ضرورت انجام طرح
با توجه به شیوع بالای زمین خوردن در میان سالمندان بررسی علل آن و راههای پیشگیری از زمین خوردن اهمیت زیادی دارد. تحقیقات نشان میدهد که در بیشتر موارد زمین خوردن سالمندان حین راه رفتن همزمان با انجام یک تکلیف دیگر (راه رفتن دو تکلیفی) اتفاق می افتد. به عبارت دیگر سالمندان بیشتر ضمن کارهای عملکردی روزمره زندگی مثل ایستادن، راه رفتن، غذا خوردن، لباس پوشیدن، که همزمان با انجام تکلیف دوم حرکتی مانند برداشتن یک شی یا صحبت با تلفن، و یا انجام تکلیف دوم شناختی مثل فکر کردن به یک موضوع، دچار اختلال تعادل شده و زمین می خورند.
در مطالعات پیشین در زمینه ی راه رفتن دو تکلیفی در سالمندان سالم، اغلب به بررسی تغییرات کینماتیک راه رفتن مثل سرعت راه رفتن، تعداد گام ها در دقیقه، زمان و طول گام و تغییر پذیری گام به گام هر یک از این پارامترها، و هزینه تکلیف دوگانه برای برخی ویژگی ها پرداخته شده است و بررسی ویژگی های سطح بالاتر همچون هم آهنگی، و تحلیل های خطی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
از سوی دیگر، مطالعات، نشان دهنده ی تاثیر سالمندی بر هم آهنگی بین اندام های تحتانی، حرکات سر، تنه و لگن حین راه رفتن و عبور از موانع می باشند. تغییر الگوها و خصوصا افزایش تغییر پذیری آنها، اثر ناپایدار کننده ای بر روی راه رفتن سالمندان داشته و آنها را مستعد زمین خوردن نماید. با این توصیفات به نظر می رسد که ممکن است در سالمندان انجام تکالیف پیچیده تری همچون راه رفتن دو تکلیفی که خود مستلزم افزایش توجه و پردازش مرکزی اطلاعات هستند، تغییرات بزرگتری را برای الگوهای هم آهنگی بین مفصلی و تغییرپذیری آنها رقم زده و خطر زمین خوردن را در این افراد بیشتر کنند. یکی دیگر از عوامل تغییردهنده ی هم آهنگی حین راه رفتن، سرعت است. یافته ها نشان می دهند که سرعت راه رفتن به ویژه سرعت های پایین، اثرات قابل توجهی بر “الگو” و “تغییرپذیری” هم آهنگی بین مفصلی دارند. همچنین به نظر می رسد که سالمندان در مقایسه با جوانان، از راهکارهای کنترل عصبی-عضلانی متفاوتی برای تطابق یافتن با سرعت راه رفتن استفاده می نمایند (76).
علیرغم این که کشف تغییرات زیربنایی می توانند به ما در دستیابی به دید عمیق تر نسبت به اختلالات اساسی در ساز و کارهای کنترل کننده حرکت سالمندان حین راه رفتن دو تکلیفی کمک نموده و روشنگر مسیر شناخت عوامل خطرآفرین زمین خوردن در سالمندان باشد، اما در تحقیقاتی که پیش از این بر روی راه رفتن دو تکلیفی در سالمندان صورت گرفته است، به بررسی جنبه های زیربنایی آن همچون هم آهنگی بین مفصلی، پرداخته نشده است. لذا با توجه به خلاء مطالعاتی در ای


دیدگاهتان را بنویسید