منصوب است به (امسحوا) و با عطف بر محلّ می توان (أرجلکم) را به نصب قرائت کرد و در عین حال حکم به مسح نمود.
از طرفی دیگر، عطف کلمه (أرجلکم) بنا بر قرائت به نصب، به (أیدیکم) از جهاتی مشکل دارد که از آن جمله است:
الف) لازم می آید که بین معطوف و معطوف علیه با جمله ای اجنبی فاصله ایجاد شود که این امر در باب عطف جایز نیست.
ب) لازم می آید که قبل از استیفای غرض از جمله و تمام شدن مفاد آن به جمله های دیگر منتقل شود که هیچ ارتباطی با آن نداشته باشد.
ج)این احتمال مخالف با فصاحت قرآن است. اگر کسی اشکال کند که قرائت به جرّ (أرجلکم) به جهت نزدیکی با مجرور است که در اصطلاح به آن عطف بالجوار می گویند، نه عطف. در جواب می گوییم: این احتمال از جهاتی مردود است:
1- کسر به جهت نزدیکی با مجرور قبیح و تنها هنگام ضرورت شعری جایز است.
2-کسر بر جوار هنگامی صحیح است که انسان را به اشتباه نیندازد، در حالیکه در این آیه اگر کسر از این باب باشد انسان اشتباه کرده و گمان می کند که به جهت عطف است.
نتیجه این که: آیه صریح است در مسحی که امامیه به آن قائلند. جالب توجّه آن که برخی از علمای اهل سنت تصریح نموده اند بر این که آیه ظهور در مسح پاها دارد نه شستن، ولی به جهت وجود روایات غسلیّه و ترجیح آن ها بر ظاهر کتاب، روایات را بر آیه مقدّم داشته اند که از آن جمله: ابن حزم52، فخر رازی53، شیخ ابراهیم حلبی54، شیخ ابوالحسن سندی حنفی55، شیخ محمد عبده56، شیخ برهان الدین حلبی57، و شافعی58 را می توان نام برد.
با مراجعه به روایات فریقین به وجود روایات فراوانی پی می بریم که تصریح در مسح هر دو پا دارد که تعداد زیادی از آن ها صحیح السند است:
3-10-4 روایات اهل سنت
1- حمیدی به سند خود از ابن عبد خیر نقل می کند: علی بن ابیطالب(ع) را دیدم که روی هر دو پایش را مسح نمود…59
2- عبد الله بن احمد بن حَنبل با سند خود از ابن عبد خیر نقل می کند: دیدم علی (ع) را که وضو گرفت و سپس روی دو پای خود را مسح نمود60.
3- هم چنین به سند دیگری از علی (ع) نقل کرده که فرمود: “من باطن هر دو پا را سزاوارتر به مسح از ظاهر آن دو می دانستم تا این که رسول خدا را دیدم که ظاهر آن دو را مسح می نمود61”
حضرت در این حدیث گویا به این نکته اشاره دارند که اگر بنا بر قیاس و حکم به رأی باشد، باید کف پاها مسح شود، ولی انسان باید متعبد بوده و گوش به فرمان صاحب شریعت باشد.
4- ابو داود به سند خود از نزال بن سبره نقل می کند که گفت: علی (ع) نماز ظهر را در “رحبه” خواند، آنگاه مشغول برآوردن حوائج مردم شد تا وقت عصر شد. کوزه ای از آب بر او حاضر کردند، مشتی از آب برداشته و صورت و دو دستش را شست، سپس سر و پایش را مسح کرد…
آنگاه فرمود: دیدم که رسول خدا (ص) این گونه وضو گرفت و این وضوی کسی است که در دین بدعت وارد نکرده است62.
به همین مضمون نیز، از عبدالله بن احمد بن حنبل و نسائی نقل شده است63.
5- تمیم مازنی نقل می کند: رسول خدا(ص) را دیدم که وضو گرفت و هر دو پای خود را مسح کرد64.
صحابه نیز معتقد به مسح پا در وضو بوده اند:
1- عبدالله بن احمد بن حنبل به سند خود از سفیان نقل می کند: علی (ع) را دیدم که وضو گرفت و روی هر دو پای خود را مسح نمود65.
2- طبری به سند خود از ابن عباس نقل می کند: وضو عبارت است از دو شستن و دو مسح کردن66.
3- طحاوی به سند خود از نافع نقل می کند: عبدالله بن عمر هنگام وضو هرگاه نعلینش در پاهایش بود ظاهر پاهایش را مسح می کرد و می فرمود: پیامبر (ص) این چنین می کرد67.
4- ابن أبی شیبه به سند خود از حمید نقل می کند: انس هنگامی که هر دو پای خود را مسح می کرد آن را مرطوب می نمود68.
3-10-5 تابعین و قول به مسح
1- طبری به سند خود از امام باقر(ع) نقل می کند که فرمود: “بر سر و دو پایت مسح کن69”
2- و نیز از شعبی نقل می کند: حکم در هر دو پا مسح است70.
3- همو به سند خود از مصاحب عکرمه در سفر نقل می کند: او را من ندیدم که پاهایش را در وضو بشوید و تنها آن را مسح می نمود71.
4- هم چنین قتاده در تفسیر آیه وضو نقل می کند که فرمود: “خداوند دو غسل و دو مسح را در وضو واجب کرده است72”
5- همو از عکرمه نقل می کند: وظیفه در هر دو پا شستن نیست، بلکه آنچه نازل شده مسح است73.
6- ابن ابی شیبه به سند خود از حسن بن بصری نقل می کند: “آنچه در وضو واجب است، همانا مسح بر هر دو پاست74”
7- ابن سعد به سند خود از ابراهیم نخعی نقل می کند: “هر کسی از مسح اعراض کند از سنت اعراض کرده و این نیست مگر از شیطان، یعنی ترک مسح75”
اینها برخی از روایاتی بود که از طرق اهل سنت رسیده است که متأسفانه کمتر توجهی به آنها ندارند و در عوض، روایات مربوط به شستن پاها را نقل می کنند که غالبا از حیث سند ضعیف است و این نیست مگر به دلیل آن که در این دسته از روایات، احادیث عثمان بن عفان هست.
3-10-6 روایات اهل بیت علیه السلام
1- کلینی (ره) به سند خود از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: “…مسح کن بر جلوی سر خود و نیز بر دو پایت با ترتیب، بدین شکل که مسح را از پای راست خود شروع کن76”
2- هم چنین به سند خود از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: “شخصی هست که شصت یا هفتاد سال از عمرش می گذرد، در حالیکه هیچ یک از نمازهایش قبول درگاه الهی نیست. راوی می گوید: عرض کردم: چگونه؟ فرمود: زیرا می شوید آنچه را که خداوند امر به مسح آن نموده است77”
3- همو به سند خود از سالم و غالب بن هذیل نقل می کند که از امام باقر(ع) از مسح بر دو پا سوال نمودیم؟ حضرت فرمود: این، همان چیزی است که جبرئیل به آن خبر داده است78.
4- شیخ صدوق (ره) به سند خود از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: “شخصی چهل سال خدا را عبادت می کند، در حالی که به دستور او در باب وضو عمل نکرده است، زیرا آنچه را که مأمور به مسح آن است می شوید79”
5- زراره که از راویان قابل اعتماد ائمه و از شاگردان امام باقر(ع) است از آن حضرت درباره مسح پا روایت می کند، وی می گوید: از امام باقر درباره مسح پا سؤال شد، آن حضرت در پاسخ فرمودند: مسح پا همان چیزی است که از طرف خداوند به وسیله ی جبرئیل نازل شده است80.
6- زراره در جایی دیگر نقل می کند: از امام باقر(ع) درباره ی کیفیت وضوی حضرت رسول اکرم(ص)، سوال شده که ایشان دستور دادند تشت آبی آوردند، حضرت برای وضو گرفتن به ترتیب صورت، دست راست و دست چپش را شست سپس سر و دو پای خود را با خیسی دست که از آب وضو مانده بود مسح کرد و فرمود: از اول سر انگشتان تا کعب پا را باید مسح کرد. پرسیدند کعب پا کجا است؟ حضرت فرمودند: بند پا و پایین تر از ساق پا است81.
اینها برخی از روایات صحیح السند است که ذکر شد، به دلیل اختصار از ذکر مابقی منصرف شدم، شاید برخی تصور کنند که در کتب اهل سنّت روایتی از پیامبر(ص) درباره لزوم مسح بر پا وارد نشده است، در حالیکه با یک بررسی یافتیم که روایات بسیاری از آنها وجود دارد که بیانگر وضوی رسول خدا و اصحاب او است.
3- 11ریشه اختلاف در وضو
چرا در موضوعی که پیامبر(ص) و صحابه روزی چند بار آن را تکرار می کرده اند اختلاف هست؟ موضوعی که این همه مورد تأکید رسول خدا(ص) بوده تا جایی که شرط صحت نماز قرار گرفته است82.
اعتقاد به غنا و استحکام منابع احکام و عمق تمدن اسلامی این سوال را مطرح می سازد که: چگونه این وثاقت و دقت در فقه و تاریخ اسلامی حتی در مورد کاری که قرآن، آن هم فقط در یک آیه به صراحت حکم آن را بیان کرده و راهبر و مقتدای مسلمانان یعنی پیامبر خاتم(ص) روزانه حداقل پنج نوبت آن عمل را در منظر عموم انجام می داده است و هر روز در هر نوبت شاهدانی حرکات نبی(ص) را ثبت و آن را گزارش می کرده اند نتوانسته است از تعدد برداشت ها و شیوه ها جلوگیری کند. اگر این امر واضح و آشکار، این همه دستخوش اضطراب و خمول شود، چگونه می توان به صحت و وثاقت سایر گزارش ها و شوؤنی که حتی ممکن است بیش از یک بار در بیان یا عمل پیامبر اکرم (ص) اتفاق نیفتاده اند و مستند به آیه قرآنی هم نیستند، اطمینان داشت؟
ما معتقدیم در آیه ی شریفه قرآن، فهم مفسران از آیه و سخن وسیره پیامبر اکرم(ص) در این مورد ابهامی وجود ندارد و تغییرات و توجیهات پس از عصر پیامبر اکرم (ص) به دلائل اجتهادی پدید آمده است. منشأ پیدایش برخی تفاوت ها در کیفیت نماز و وضو، به دو عامل اساسی برمی گردد:
1- دور شدن از عصر حضور پیامبر اکرم (ص) و پیدایش سوالات جدید، با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبی اکرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینه های مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنّت که راه دسترسی به بیانگر حکم الهی را بسته می دیدند برای یافتن پاسخ سؤالات خود، با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند.
اما از دیدگاه شیعه ائمه معصومین، مفسِّر و بیانگر حکم الهی بعد از نبی اکرم و بنا به سفارش ایشان بودند. آنان تا حدود 250 سال پس از رحلت نبی اکرم، نیز دسترسی به مبیِّن و مفسر احکام الهی داشتند و ائمه(ع) آنچه را که حکم الهی بود تبیین می کردند، مثلا در مسائلی چون: آیا می توان با کفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش) فاصله شود، می توان بر آن سجده کرد یا نه؟ آیا خواندن سوره هایی که سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و … در حالیکه اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد کرده اند.
شیعه با تکیه بر روایات اهل بیت(ع) در مورد وضوی پیامبر (ص)، طریقه وضو گرفتن را برگزیده است، ولی اهل سنت از طریق فقهای اربعه، فقه خود را أخذ کرده اند.
2- تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا، پس از رحلت رسول اکرم (ص) صورت گرفت. مانند مسئله تکتف (دست بسته نماز خواندن) عموما از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند، آنان مقابل عمر دست بسته ایستادند. وی علت این امر را جویا شد، گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه می ایستیم. عُمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم83.
در مسئله وضو آمده است که وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است. این مسئله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که می فرماید: “وامسحو برؤوسکم و أرجلکم” در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است، در حالیکه اهل تسنن پاها را می شویند، علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد، او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنّت مرسوم است اعلام نمود.
متقی هندی در کنزالعمال از ابی مالک دمشقی نقل می کند: اختلاف در وضو از زمان خلافت عثمان شروع شد84.
بخاری و مسلم با سند خود از حمران نقل می کنند: عثمان بن عفان آبی خواست تا وضو بگیرد، آنگاه دست راستش را تا آرنج سه بار شست سپس دست چپ خود را نیز چنین کرد، آنگاه سر خود را مسح کرده و پای راست و چپ خود را با برآمدگی ها هر کدام سه بار شست، سپس گفت: رسول خدا(ص) را دیدم که اینگونه وضو می گرفت85.
عثمان با وجود آنکه قلیل الروایه بوده و مجموع احادیثش 146 حدیث است، در این موضوع حدود بیست روایت از او نقل شده که بیشترین روایات در این باب است و این مسئله انسان را به تفکر واداشته که مبدع و مروّج شستن پا در وضو عثمان بوده است. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شده بود، لکن حکوت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و جوّی به وجود آوردند، که برخی از صحابه جرئت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ پایان نامهاستان فارس، بهبود عملکرد، گندم و برنج
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید