آثار و پیامدهای فرااعتمادی

1-4-4-2 فراوانی حجم معامله یا انجام معاملات مکرر

نتایج حاصل از مطالعات افرادی چون دی بانت و تالر[1] (1985) و» اودین« (1999) و » باربرو اودین« (2000) نشان می دهد که در سرمایه گذاران دارای فرااعتمادی حجم معامله نسبت به سایر سرمایه گذاران بیشتر است.

»باربر و اودین «در مطالعه خود ، به بررسی ارتباط بین نرخ گردش(حجم معامله) و بازده  های پرتفوی پرداختند. آنها، سطوح معامله را برای هر سرمایه گذار تعیین و سپس آنها را به 5 گروه تقسیم کردند. متوسط نرخ گردش سالانه هر فرد در پرتفوی خود 80 درصد بود. 20 درصد پایین سرمایه گذاران از نظر گردش پرتفوی (گردش سالانه ای حدود 1 درصد) بازده سالانهای معادل 5/17 درصد کسب کرده اند که درمقایسه با بازده 9/16 درصدی شاخص 500 S & P عملکرد بهتری را ، در طول این دوره نشان می دهد. درمقابل 20 درصد بالای سرمایه گذاران از نظر گردش پرتفوی (گردش سالانهای حدود 108 درصد) ، بازدهای معادل 10 درصد داشته اند.

انجام معاملات مکرر و زیاد به خودی خود بد نیست و چنانچه سرمایه گذاران اطلاعات دقیقی کسب کرده، از توانایی بالایی برای تعبیر و تفسیر آنها برخوردار باشند و بتوانند بازده های بالایی کسب کرده و هزینه های معاملاتی را پوشش دهند مشکلی ایجاد نمی کند. و در غیر این صورت بازده های حاصل از انجام معاملات مکرر به حدی نخواهد بود که هزینه های معاملاتی را پوشش دهد و سرمایه گذاران با زیان مواجه خواهند شد.

 

همچنین قابل ذکر است که افرادی چون »بیس[2] « (2005) ، در»گلسر و وبرو[3] « (2004) در تحقیقات خود در این زمینه به نتایج متفاوتی دست یافتند. نتایج حاصل از مطالعات آنها نشان دادکه بین حجم معامله و فرااعتمادی از نوع درجه بندی غلط(فرااعتمادی در پیشبینی) رابطه ای وجود نداشته و بین حجم معامله و فرااعتمادی از نوع خودارزیابی مثبت غیرواقعبینانه (اثر بالاتر از میانگین) رابطه مستقیمی وجود داشته و با افزایش این نوع از فرااعتمادی حجم معامله افزایش می یابد.

 

2-4-4-2 اعتقاد بی اساس نسبت به توانایی خود در شناسایی سهام شرکت ها برای سرمایه گذاری

سرمایه گذاران دارای فرااعتمادی، توانایی خود را در ارزیابی یک شرکت جهت سرمایه گذاری، بیش ازحد تخمین می زنند. درنتیجه، اطلاعات منفی که به طور طبیعی علامت هشدار دهنده ای است مبنی بر اینکه خرید سهم نباید انجام شود و یا اگر خریداری شده باید به فروش برسد، را نادیده می گیرند.  مطالعات »اودین«  نشان داد که بازده یک سرمایه گذار پس از کسر هزینه معاملات قبل از مالیات حدوداً معادل 2 درصد نسبت به متوسط بازار پایین تر بوده است . بسیاری از سرمایه گذاران بیش ازحد مطمئن همچنین معتقدند که قادرند صندوق های سرمایه گذاری مشترکی را انتخاب کنند که عملکرد آتی آنها برتر از سایرین باشد. با این حال بسیاری تمایل دارند که در داخل و خارج این صندوق ها در بدترین زمان ممکن معامله کنند. زیرا انتظارات غیرواقعی را دنبال می کنند بررسی های انجام شده نشان می دهد که در فاصله سالهای 1995 – 1984 ، بازده  سالانه یک صندوق سرمایه گذاری مشترک، به طور متوسط، 3/12 درصد بوده است. درحالی که یک سرمایه گذار متوسط که فقط در یک صندوق سرمایه گذاری کرده، بازدهای معادل 3/6 درصد کسب کرده است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   وظایف اجرایى مدیریت منابع انسانى

 

3-4-4-2- ریسک از دست دادن اصل سرمایه

سرمایه گذاران دارای فرااعتمادی، به ویژه سرمایه گذاران دارای فرااعتمادی از نوع درجه بندی غلط (فرااعتمادی در پیشبینی)، تمایل دارند که ریسک کاهش قیمت و از دست دادن اصل سرمایه را کمتر از واقع تخمین بزنند. آنها به پیش بینی های خود بسیار مطمئن بوده و احتمال وقوع زیان در پرتفوی خود را به اندازه کافی مد نظر قرار نمی دهند.

 

 

 

4-4-4-2- عدم تنوع بخشی پرتفوی

بسیاری از سرمایه گذاران بیش ازحد مطمئن، پرتفویهای غیرمتنوع خود را به دلیل این که باور ندارند که اوراق بهاداری که از گذشته طرفدار آن بوده اند، عملکرد ضعیفی داشته است، رها نمی کنند. همچنین، به ویژه سرمایه گذارانی که دچار توهم کنترل هستند، موقعیت های سرمایه گذاری متمرکز و غیرمتنوعی را ایجاد می کنند. زیرا به سمت شرکت هایی جذب میشوند که احساس می کنند قادرند تاحدی بر آنها کنترل داشته باشند. اما واقعیت این است که این کنترل ناشی از توهم بوده و فقدان تنوع بخشی به پرتفوی سرمایه گذاران صدمه می زند.

[1] DeBondt & Thaler

[2] Biais et al.

[3] Glaser & Weber